تفکر سیاه و سفید

تفکر سیاه و سفید

توسط تفکردر 17 مارس 2021

آیا جهان را به رنگ سیاه و سفید می بینید و یا رنگی از خاکستری وجود دارد؟ طبقه بندی هر چیزی – مفاهیم، افراد، ایده ها، و غیره – به دو گروه کاملا مخالف به جای دیدن هر زمین وسط، “تفکر سیاه و سفید” نامیده می شود. این یک اشتباه رایج منطقی است که همه ما آن را اغلب انجام می دهیم.

تفکر سیاه و سفید چیست؟

انسانها نیازمند نیاز جدی به همه چیز هستند؛ این گسل نیست بلکه یک دارایی است. بدون توانایی ما برای نمونه گیری از موارد جداگانه، آنها را در گروه ها جمع آوری کرده و سپس تعمیم ها ، ما ریاضی، زبان و یا حتی توانایی تفکر منطقی نداریم.

بدون توانایی تعمیم دادن از خاص به انتزاعی، شما قادر نخواهید بود که در حال حاضر آن را بخوانید و درک کنید. با این وجود، تا حد زیادی از دارایی حیاتی به عنوان آن است، هنوز هم می تواند بیش از حد گرفته شود.

یکی از راه هایی که این می تواند رخ دهد این است که ما در محدود کردن مقوله های ما بیش از حد دور برویم. به طور طبیعی، دسته های ما نمی توانند بی نهایت باشند.

برای مثال، ما نمیتوانیم هر شی و هر مفهوم را به رده منحصر به فرد آن اختصاص دهیم، که با هر چیز دیگری مرتبط نیست. در عین حال ما همچنین نمی توانیم همه چیز را به یک یا دو دسته کاملا دسته بندی شده تقسیم کنیم.

هنگامی که این وضعیت دومی اتفاق می افتد، معمولا به عنوان “فکر سیاه و سفید” نامیده می شود. این به خاطر گرایش دو دسته به سیاه و سفید است؛ خوب و بد، درست یا غلط

از لحاظ فنی این می تواند نوعی دوگانگی دروغ باشد. این اشتباهی غیر رسمی است که زمانی اتفاق می افتد که ما تنها دو گزینه در یک استدلال داده می شود و نیاز به انتخاب یکی دارد. این به رغم واقعیت است که گزینه های متعددی وجود دارد که مورد توجه قرار نگرفته اند.

اشتیاق به تفکر سیاه و سفید

هنگامی که ما قربانی تفکر سیاه و سفید می شویم، به طور اشتباه تمام طیف وسیعی از امکانات را به دو گزینه شدید تر تقلیل دادیم. هر قطب مخالف قطبی از طرف دیگر بدون هیچ گونه سایه خاکستری در میان است.

اغلب این دسته ها از ایجاد خود ما هستند. ما تلاش می کنیم جهان را مجبور کنیم که با پیش فرض های ما درباره آنچه که باید نگاه کنیم مطابقت داشته باشد.

به عنوان یک مثال بسیار شایع: بسیاری از مردم اصرار دارند که هر کسی که با ما نیست، باید “علیه” ما باشد. پس از آن آنها با دشمن مواجه می شوند.

این دوگانگی فرض می کند که تنها دو دسته ممکن است – با ما و علیه ما – و همه چیز و همه باید متعلق به سابق یا دوم باشد. سایه های خاکستری ممکن است مانند پذیرش اصول ما، اما نه روش های ما، به طور کامل نادیده گرفته شود.

البته، ما نباید اشتباه مشابه را فرض کنیم که این دوگانگی ها هرگز معتبر نیستند. گزاره های ساده اغلب می توانند به عنوان درست یا غلط طبقه بندی شوند.

به عنوان مثال، مردم را می توان به کسانی که قادر به انجام یک کار هستند و کسانی که در حال حاضر نمی تواند این کار را انجام دهد تقسیم می شود. اگر چه بسیاری از موقعیت های مشابه را می توان یافت، آنها معمولا موضوع بحث نیست.

سیاه و سفید مسائل بحث برانگیز

جایی که تفکر سیاه و سفید یک مسئله زنده است و یک مشکل واقعی در بحث در موضوعات مانند سیاست، مذهب ، فلسفه و اخلاق است . در این، تفکر سیاه و سفید مانند عفونت است.

این موضوع به طور غیر ضروری را کاهش می دهد و طیف وسیعی از ایده های احتمالی را حذف می کند. اغلب اوقات، آن ها نیز به صورت ضمنی آنها را در “سیاه” دسته بندی می کنند – شر که ما باید از آن جلوگیری کنیم.

دیدگاه ما از جهان

نگرش اساسی که در پشت اندیشه سیاه و سفید قرار دارد، اغلب می تواند نقش دیگری با مسائل دیگر بازی کند. این به خصوص در نحوه ارزیابی وضعیت زندگی ما صادق است.

به عنوان مثال، افرادی که افسردگی را تجربه می کنند، حتی در قالب های خفیف، معمولا جهان را در سیاه و سفید مشاهده می کنند. آنها تجربیات و حوادثی را در اصطلاحات افراطی دسته بندی می کنند که متناسب با دیدگاه عمومی آنها در زندگی است.

این به این معنی نیست که همه کسانی که در تفکر سیاه و سفید شرکت دارند افسرده و یا لزوما رنج می برند یا منفی هستند.

در عوض نقطه به سادگی این است که توجه داشته باشیم که الگوی مشترک چنین تفکر وجود دارد. این را می توان در زمینه افسردگی و همچنین زمینه های استدلال های ناقص مشاهده کرد.

این مشکل شامل نگرشی است که با توجه به جهان اطراف ما می شود. ما اغلب اصرار داریم که با پیش فرض های ما مطابقت داشته باشیم تا اینکه تفکر ما را برای پذیرش جهان به گونه ای تنظیم کنیم.

تفکر دو قطبی، که به اسم “تفکر سیاه یا سفید” نیز شناخته می‌شود، نشانه‌ای از بسیاری از بیماری‌های روحی-روانی و اختلالات شخصیتی از جمله اختلال شخصیت مرزی (BPD) است. تفکر دوقطبی به مشکلات بین فردی و بی‌ثباتی احساسی و رفتاری، دامن می زند.

ویژگی‌های تفکر سیاه و سفید

بسیاری از مردم برخی اوقات تفکر دوقطبی (دو بعدی) را تجربه می‌کنند، اما این موضوع زمانی که استنتاج‌ها و برداشت‌های‌های نامتعادل در مورد خودتان یا دیگران و یا در ارتباط با پیشامدها و رویدادها، با مواردی چون ثبات عاطفی، روابط و تصمیم‌گیری‌ها تداخل پیدا می کنند، می‌تواند مشکل‌ساز باشد.

اگر بیشتر افکارتان به سیاه یا سفید، خوب یا بد، و همه یا هیچ تقسیم می شوند، پس این امکان وجود دارد که شما زمینه و گرایش قوی نسبت به تفکر سیاه و سفید داشته باشید.

این تفکر نامعتدل می‌تواند منجر به واکنش‌های افراطی و یا عکس‌العمل‌های احساسی جدی شود و اگر شما در پاسخ به احساسات برانگیخته، زمینه تکانشگری و گرایش به بروز رفتارهای تکانشی دارید، ممکن است عواقب جدی و مهمی در پی داشته باشد.

فارغ از اینکه این تفکر باعث قطع یک رابطه یا ضعف در عملکرد کاری و یا مشکلات دیگری شود، بهرحال تفکر دوقطبی می‌تواند بر کیفیت زندگی شما تاثیر بگذارد.

تفکر سیاه و سفید و اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی وضعیتی است که زندگی با آن چالش برانگیز است. تشخیص اختلال مرزی اغلب دشوار است، زیرا هرجند افراد مبتلا به آن ممکن است درگیر نوسانات روحی شدید و رفتارهای نابهنجار باشند.

اما به طور کلی نمی‌توانند خود را دارای مشکل ببینند، و در عوض به دیگران به عنوان مشکل نگاه می‌کنند. در مورد افراد دارای BPD نسبت به افرادی که اختلال مرزی ندارند، احتمال بیشتری وجود دارد که تفکرات سیاه و سفید را از خود بروز دهند.

مثال‌هایی از تفکر سیاه و سفید

تفکر دوقطبی می‌تواند باعث ایجاد تضاد و آشفتگی شود و حس آرامش درونی‌تان و نیز رفتار مسالمت آمیز بین شما و دیگران را مختل می کند. اگر اختلال شخصیت مرزی دارید، ممکن است درگیر تفکر دوقطبی باشید بدون اینکه حتی متوجه آن شده باشید.

به عنوان مثال، ممکن است به دفعات بین دیدن خود به عنوان یک فرد بسیار موفق یا یک فرد کاملا شکست خورده، براساس تعریف و یا انتقاد دیگران مردد شده باشید.

فردی با تفکر سیاه و سفید ممکن است با یک همکار جدید در محل کار آشنا شود. فرضا در ابتدا برداشت اولیه نسبت به این فرد جدید به عنوان یک همکار فوق‌العاده، عالی و بهتر از هر همکار یا دوست دیگری که تاکنون می شناخته است، بوده است.

افرادی با تفکر دوقطبی تمایل دارند که موارد دلخواه و برگزیده خود را داشته باشند و بر این باورند که همه چیز درباره فرد یا موضوع دلخواه‌شان بر موارد دیگر رجحان و برتری دارد. با این حال، همانطور که زمان می گذرد، فردِ دارای تفکر دوقطبی ممکن است ناگهان به یک دیدگاه افراطی متضاد با قبل، تغییر عقیده دهد.

و اگر جایی از طرف این همکار نادیده گرفته شود و یا اگر این همکار به شیوه‌ای او را مایوس نماید، ممکن است حس احترام خود را نسبت به او از دست داده و یا حتی از این همکار مورد علاقه‌ی سابق متنفر شود؛ یعنی نمی‌تواند روابطی جدای از “عشق” یا “تنفر” را حفظ کرده و پیش ببرد.

این امر می‌تواند به آسانی منتهی به بازیچه شدن توسط کسانی شود که به عنوان “فرد خوب و شایسته” دیده می شوند و یا می تواند به طور ناگهانی و غیرمنتظره منجر به قطع مراودات و دوستی‌ها و روابط رمانتیک گردد.

در برخی موارد، تفکر سیاه و سفید می‌تواند منتج به مشکلات مالی شود. خریدهای بی ملاحظه و تکانشی و فقدان تخمین و برآوردِ متعادل و متوازن در کار و در زندگی شخصی فرد، می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

منبع:

https://borderlinepersonalitydisorder.ir/borderline/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%82%D8%B7%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-425292

https://fa.eferrit.com/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *