تفکر قالبی در روانشناسی

تفکر قالبی در روانشناسی

توسط تفکردر 12 مارس 2021

تفکر قالبی در روانشناسی (به انگلیسی: stereotype) به یک نظر از پیش تشکیل‌شده در ذهن جمعی گروه‌هایی از جامعه اشاره دارد، که مانع قضاوت و شناخت منطقی افراد نسبت به دیگران شده و ویژگی‌های خاصی را به تمام اعضای یک گروه دیگر یا مجموعه‌ای متفاوت نسبت می‌دهد.

این امر سبب می‌گردد افراد برپایهٔ اطلاعاتی ناچیز و تصورهای کلیشه‌ای خود که غالباً برگرفته از جامعه یا رسانه‌ها است، بدون آنکه شناخت کافی از دیگران داشته‌باشند، نسبت به آن‌ها قضاوت کنند.

این لغت اگر در معنی منفی آن به کار رود، فرضی ساده‌انگارانه، اغراق شده و تحقیرآمیز را به اعضای یک گروه به‌دلیل عضویت در آن گروه نسبت می‌دهد.

کلیشه‌ها احترام یا مشروعیت را از اشخاص به دلیل تعلّقشان به آن گروه می‌گیرند یا برعکس، کلیشه مثبت احترام، ارزش و محبوبیتی غیرواقعی و برپایه‌ای غیرمنطقی برای عده‌ای بدون دلیل خاصی به وجود می‌آورند. به عنوان مثال قضاوت در مورد افراد برپایهٔ نوع لباس آن‌ها یا شکل ظاهری آنها.

جوئل شارون در کتاب ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی، تفکر قالبی را اینگونه تعریف می کند: «تصورات قالبی نگرش های بیش از حد ساده شده و مبالغه شده واقعیت هستند.

آنها به ویژه برای افرادی جذابیت دارند که به قضاوت ارزشی درباره دیگران می پردازند و کسانی را که متفاوت با خودشان هستند زود محکوم می کنند…».

وی به‌طور کلی 6 ویژگی را برای تفکر قالبی برمی شمارد:

1.تفکر قالبی نقادانه است

2.تفکر قالبی معمولا طبقه بندی مطلقی است

3.تفکر قالبی نوعی طبقه بندی است که همه طبقه بندی های دیگر را در ذهن مشاهده گر تحت الشعاع قرار می دهد

4.تفکر قالبی با پیدایش شواهد و مدارک جدید تغییر نمی کند

5.تفکر قالبی اصولا به گونه ای دقیق ایجاد نمی شود

6.تفکر قالبی مانع جستجو برای درک دلیل تفاوت انسان ها با یکدیگر می شود.

واژه استریوتایپ، از استریو،کلمه‌ای یونانی به معنی «سخت، مستحکم، غیرقابل تغییر» و کلمهٔ تایپ، کلمه‌ای یونانی به معنی «تأثیر» می‌باشد. در نتیجه کلمهٔ استریوتایپ به معنی تأثیر غیرقابل تغییر (تأثیر مستحکم) می‌باشد.

رویکرد های مختلف تفکر قالبی

تفکر قالبی میتواند رویکرد مثبت یا منفی داشته باشد. ممکن است شما عقیده داشته باشید که کلیه مؤلفان کتابهای روانشناسی اجتماعی خوش برخورد، معقول و جالب اند یا برعکس.

ممکن است آنها را افرادی عبوس، خسته، گریزان از شوخی و بسیاری جدی تصور کنید؛ اما در هر صورت اعم از رویکرد مثبت یا منفی، تفکر قالبی به دو دلیل زیان آور است.

– تفکر قالبی مانع از آن میشود که با هر یک از اعضای گروه به عنوان یک فرد مستقل برخورد کنیم؛ زیرا تصوری را که درباره گروه داریم به افراد آن گروه نسبت میدهیم. حتی اگر بخشی از تفکر قالبی مبتنی بر واقعیت باشد، ممکن است عده زیادی از اعضای گروه با قالب فاصله داشته یا با آن متفاوت باشد.

– بر اساس نظریه اسناد، تفکر قالبی موجب استناد های دروغین میشود و به آنچه که ما به رفتار دیگران نسبت میدهیم، تاثیری میگذارد.

اروتسون در این مورد مثالی جالبی دارد؛ او میگوید: اگر یک سفید پوست متعصب ببیند که ظرف زباله جلوی خانه یک سفید پوست واژگون شده، به احتمال زیاد این کار را به سگهای که در جستجوی خوردنی هستند، نسبت میدهد.

اما اگر چنین ظرفی را جلوی خانه یک سیاه پوست ببیند، به احتمال قوی آن را به تنبلی و بی مبالاتی که در مورد سیاه پوستان تصور میکند- نسبت خواهد داد. این اسناد های نادرست، تعصب ما را نسبت به دیگران عمیق تر میکند و در تشدید آن موثر است.

راه حل چیست؟

در مقابل تفکر قالبی، کلیدواژه دیگری قرار دارد تحت عنوان “شخصیت توسعه یافته”. شخصیت توسعه یافته یک تعبیر جامعه شناختی-روانشناختی است به معنای رها شدن از تفکر قالبی و گسترش تفکر در ابعاد مختلف زندگی.

افرادی که دارای شخصیت توسعه یافته هستند، فارغ از انتظارات از پیش تعیین شده دیگران و باورهای کلیشه ای، در عرصه های مختلف شرکت می کنند. عیار آنها در بد و خوب و مثبت و منفی امور، نه تفکرات قالبی بلکه کارکردهای عقلانی است.

شخصیت توسعه یافته بیش از آنکه به دیگران بپردازد، در پی ارتقای خود است. بیش از آنکه تمرکزش بر دیگران باشد، بر خود متمرکز است. در این “خودتمرکزی” به خود انتقادی مشغول است و به‌طور کوشا به اصلاح خود همت دارد.

برخلاف تفکر قالبی که “دگرمرکزی” دارد و به انتقاد از دیگری اشتغال دارد، شخصیت توسعه یافته از نوعی فرهنگ دموکراتیک برخوردار است یعنی انبساط ارزشی و هنجاری دارد. عیار او در ارزش‌گذاری و قضاوتها، عقل خودبنیاد است و اخلاق اجتماعی. او نسبت به خطر تفکرات قالبی مطلع است.

شخصیت توسعه یافته، نه خود را در قالب‌های رفتاری حبس می کند و نه درباره دیگران قضاوت‌های قالبی انجام می دهد. او از رفتارهای تنگ‌نظرانه درباره دیگران پرهیز دارد و خواهان خیر عمومی است.

دائماً در حال کوشش برای بهبود کیفیت زندگی خویش و دیگران است. دارای هدف مشخصی می باشد و نگاهش به زندگی تکاملی است. بر همین اساس حوزه های مختلف شناختی را تجربه می کنند.

از این حیث جامعه توسعه یافته دارای مردمانی است با شخصیت توسعه یافته. لذا می توان تفکر قالبی را یک پارامتر ضدتوسعه دانست. از این حیث ضرورت است همه ما برای تغییر تفکرات قالبی در جهت شخصیت توسعه یافته اقدام کنیم.

نتیجه گیری

بعد از بررسی و تحلیل این رساله چنین نتیجه گیری میشود که تمام انسانها خصوصیات منحصربفرد دارند و در مورد آنها باید به اساس شخصیت خودشان قضاوت شود، و از هر گونه پیشداوری و تفکر قالبی در مورد آنها جلوگیری شود.

تفکر قالبی معمولاً از آنِ کسانی است که نسبتاً حسود، خودخواه، کینه دل و مغرور هستند و معمولاٌ در مورد کسانی که از امتیازات اجتماعی زیاد برخوردارند و یا برعکس از جمله اقلیت های اجتماعی هستند، بوجود میاید.

تفکر قالبی باعث بروز مشکلات زیادی اجتماعی در جامعه میشود، شخص که تفکر قالبی دارد در مورد تمام افراد یک گروه با یک قالب فکری میندیشد.

و آنهایی که در مورد شان تفکرات قالبی وجود دارد با گذشت زمان تلقین میشوند و خصوصیات که در تفکرات قالبی وجود دارد را از آن خود میداند، و در تنیجه باعث بدبینی، کمبود اعتماد بنفس و احساس بی عرضه گی در آنها میشود.

تفکرات قالبی با مکانیزم دفاعی جابه جایی تقریباٌ همسان است، زیراکه وقتی شخصی دلیل اصلی اضطراب و مشکلات خود را ندانست، او را به یک چیزی دیگری که در حقیقت دلیل اصلی نیست مربوط میپندارد.

پیشنهادات

با در نظر داشت آنچه در این رساله ذکر گردید ما جهت جلوگیری از شکل گیری تفکرات قالبی و کاهش اثار سؤ تفکرات قالبی موجود درجامعه افغانی خود، موارد زیر را پیشنهاد مینماییم.

· بلند بردن سطح آگاهی اجتماعی افراد جامعه خود.

· آگاهی دادن به افراد در مورد آثار سؤ تفکرات قالبی بر افراد اجامعه .

· بلند بردن سطح اگاهی دینی و اسلامی افراد.

· به عنوان الگو، افرادی با رسوخ و مطرح کشور باید به چنین تفکرات قالبی باور نکنند و آنرا تقبیح کنند.

· جلوگیری از پخش و نشر موضوعاتی که به تفکرات قالبی منجر میشوند، در رسانه های جمعی.

· جلوگیری از انتقال تفکرات قالبی بصورت غیر رسمی (دهان به دهان)؛ اولین قدم در این زمنیه اینست که هر یک از افراد به خودی خودشان، تفکرات قالبی را باور نکنند و از انتقال آن به افراد دیگر جلوگیری کند.

· از بین بردن، رسمِ گفتن، جوکهای که به یک طبقه خاص افراد اطلاق میشوند؛ و زنده کردن اصل که بیایید با هم بخندیم نه به هم.

منبع:

http://ebarzkar.blogfa.com/post/302

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1_%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8%DB%8C

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *