تفکر ناب چیست؟

تفکر ناب چیست؟

توسط کسب و کاردر 27 فوریه 2021

عرصه کنونی کسب و کار، تصویری جدید از سازمان ارائه می کندکه با این نگرش جدید، سازمان مجموعه‌ای از فرایندهایی است که هدف آنها ایجاد ارزش برای مشتری با تفکر ناب است و مستلزم ایجاد ارزش برای مشتری،آفرینش ارزش در خود سازمان است.

برنامه سازمانی که می خواهد رویکرد فوق را دنبال کند در وهله اول ورود به حوزه سیگماهاست و در مرحله بعد طی مراحل بهبود تا رسیدن به سطح شش‌سیگما(Six Sigma) یعنی ۳٫۴ خطا در یک میلیون فرصت می‌باشد. مفهوم بنیادی تفکر ناب، در ریشه‌کن کردن اتلاف و آفرینش ارزش در سازمان نهفته است.

تفکر ناب نگرشی است برای افزایش بهره‌وری و ارزش‌آفرینی مستمر و حداقل کردن هزینه‌ها و اتلافات؛ به این ترتیب می توان دروازه ورود به سرزمین سیگماها را رفع عیوب، اتلافات و خطاهای مشهود از طریق روشهای سریع، نظیر مفاهیم و تکنیکهای تفکر ناب (Lean Thinking) دانست.

چرا که برای افزایش نرخ سیگما نیاز است افزایش نمایی در کاهش عیوب و اتلافات بوجود آید. در واقع اگر ناب بودن را خالص بودن معنا کنیم، کاری که در ناب سازی انجام می‎شود، خالص کردن فرآیند‎ها از اتلاف خواهد بود. یک ناب اندیش تمام تلاش خود را می‎کند که اتلاف‎ها را شناسایی و برای حذف آن‎ها به شکل اصولی اقدام کند.

شیوه ساخت یا تولید “ناب (Lean)” چیست؟

شیوه ساخت یا تولید “ناب (Lean)”، یک متد سیستماتیک بهبود مداوم بر پایه بررسی فرآیندهای کسب و کار و حذف زوائد از فرآیند است. تمرکز این شیوه، بر کاهش هزینه های اضافی، کاهش زوائد و بهینه سازی روال های ناکارآمد است.

نقطه شروع اساسی تفكر ناب ، ارزش است . این تنها مصرف كننده نهایی است كه می‌تواند ارزش را تعریف كند و ارزش ، تنها هنگامی دارای معنا و مفهوم است كه در چهارچوب یك محصول معین بیان شود.

محصولی كه نیازهای مصرف‌كننده خود را با قیمتی معین و در زمانی معین برآورده سازد . توجه داشته باشیم كه این تولیدكننده است كه ارزش را می‌آفریند .

شناسایی جریان ارزش (Value Stream)

جریان ارزش مجموعه‌ایی است از كلیه اعمال ضروری برای یك محصول معین ، این موضوع شامل همه فرایندهای تولید محصولات و خدمات یعنی از انگاره تا ورود محصول و خدمات به بازار را دربر می‌گیرد.

شناسایی كل جریان ارزش برای هر محصول معین و گاهی برای خانواده هر محصول گام بعدی تفكر ناب است . به این طریق وجود حجم بسیار زیاد اتلاف (Muda) در سازمان برملا می گردد .
نقشه جریان ارزش همه اعمال لازم برای طراحی ، سفارش و ساخت یك محصول معین را شناسایی می كند ،

تجزیه‌وتحلیل جریان ارزش ، نشان می‌دهد كه در طول جریان ارزش سه نوع فعالیت صورت می‌گیرد :

۱) فعالیتهایی كه معلوم می‌شود آشكارا ارزش‌آفرینند .

۲) فعالیتهایی كه معلوم می‌شود ارزش‌آفرین نیستند ولی بدلیل دانش فنی موجود و داراییهای تولیدی ، اجتناب ناپذیرند . (مودای نوع اول)

۳) فعالیتهای اضافی بسیاری كه معلوم می‌شود هیچ ارزشی نمی‌آفرینند و بی‌درنگ قابل حذف هستند . (مودای نوع دوم)

توجه داشته باشیم پس از تفكیك فعالیتهای سازمان به سه دسته فوق ، موداهای نوع دوم بی‌درنگ می‌توانند حذف شوند و راه برای رفتن به سوی رفع فعالیتهای باقیمانده‌ای (مودای نوع اول) كه ارزش‌آفرین نیستند هموار خواهد شد.

ایجاد حركت بدون وقفه در این ارزش (Flow)

هنگامی كه ارزش به طور دقیق تعیین می‌شود و بنگاه اقتصادی ناب جریان ارزش یك محصول معین را نقشه‌برداری كرده و گامهای پر اتلاف حذف می‌شوند ، آنگاه نوبت گام بعدی تفكر ناب فرا می‌رسد كه همانا به حركت درآوردن گامهای ارزش‌آفرین است.

حركت (Flow) عبارتست از انجام وظایف بطور پیش رونده در طول جریان ارزش به گونه‌ای كه یك محصول بدون توقف ، بدون ضایعات و بدون پس‌روی ، از طراحی به بازار ، از سفارش به تحویل و از مواد خام به دست خریدار برسد.

برای دستیابی به این منظور ، وقتی ارزش تعریف شد و كل جریان ارزش مشخص شد ، نخستین گام ، توجه بر یك هدف واقعی است ؛ یعنی تمركز بر یك طرح معین ، یك سفارش معین ، خود محصول و پیش چشم داشتن آن از آغاز تا پایان.

گام دوم نادیده گرفتن مرزهای سنتی مشاغل ، مسیرهای شغلی ، كاركردها و شركتهاست تا بنگاه اقتصادی تفکر ناب شكل گیرد ، پدیده ای كه می‌تواند همه موانع موجود بر سر راه حركت پیوسته محصول معین را از میان بردارد .

سومین گام ، بازاندیشی وظایف معین و ابزارآلات است ، به این منظور كه هرگونه پس‌روی و وقفه از بین برود و طراحی ، سفارش و تولید یك محصول معین بتواند پیوسته پیش برود .

بطور خلاصه شیوه به حركت درآوردن ارزش عبارتند از:

۱) عطف توجه به یك هدف واقعی ، یعنی تمركز بر یك طرح معین یا یك سفارش معین و یا خود محصول و تحت‌نظر گرفتن آن از آغاز تا پایان .

۲) نادیده گرفتن مرزهای سنتی مشاغل ، مسیرهای شغلی ، كاركردها و سازمان‌ها تا یك سازمان ناب پدید آید.

۳) بازاندیشی وظایف كاری به این منظور كه موداها (Muda) حذف شوند .
این سه مرحله باید همزمان انجام شوند ؛ این اصل تمامی ساختارها یا فعالیتهایی كه موجب مودا (Muda) در جریان تولید می‏شوند و زمان انتظار ساخت را افزایش می‏دهند، شناسایی و حذف می‏کند .

ایجاد سیستم كششی (Pull)

امكان دادن به مشتری تا بتواند این ارزش را از تولیدكننده بیرون بكشد ؛ بیرون كشیدن (Pull) به معنای آن است كه هیچ شركتی در بالای جریان ، كالا یا خدماتی را تولید نكند مگر آنكه مشتری پایین جریان ، آنرا خواسته باشد .

بهترین راه برای درك منطق بیرون كشیدن آن است كه ابتدا به‌ سراغ یك مشتری واقعی برویم كه یك محصول واقعی می‌خواهد ، سپس به عقب بازگردیم و همه گامهایی كه باید برداشته شود تا محصول مورد نظر به دست مشتری برسد را در تفکر ناب مورد بررسی قرار دهیم .

این سیستم در تقابل با بیرون راندن (Push) قرار می‌گیرد . اصل بیرون كشیدن قوانین و قواعد مربوط به برنامه‌ریزی و كنترل موجودی مواد و محصولات (كامل و یا نیمه‌ساخته) ، همچنین نحوه تغذیه خطوط تولید و نحوه ارتباط كارخانه مادر با تامین كنندگان (Supplier) را دگرگون خواهد نمود .

بكارگیری تكنیك تولید به موقع (JIT) راهگشای كار سازمانها در امكان دادن به مشتریست تا بتواند این ارزش را از تولید كننده بیرون بكشد .

تعقیب كمال (Perfection)

هنگامیكه سازمان ها به تعیین درست ارزش ، شناسایی كل جریان ارزش ، ایجاد گامهای ارزش‌آفرین برای ایجاد حركت پیوسته محصولات معین دست می‌یازند و اجازه می‌دهند تا مشتری ارزش را از بنگاه اقتصادی بیرون كشد زمان پرداختن به اصل پنجم تفكر ناب ، یعنی تعقیب كمال است .

و كمال عبارتست از بین بردن كامل مودا (Muda) به گونه‌ایكه همه فعالیتهایی كه طی جریان ارزش انجام می‌گیرند ، ارزش‌آفرین باشند .

۵ اصل تفکر ناب

تفکر ناب را میتوان در پنج اصل خلاصه نمود؛ با درک دقیق این اصول و سپس با تلاش برای گره زدن آنها به یکدیگر، میتوان ضمن بکارگیری کامل شیوه‌ها و فنون ناب به راهکاری پایدار در ناب‌سازی سازمان و فرایندهای آن دست یافت. این پنج اصل عبارتند از:

۱-تعیین دقیق ارزش هر محصول معین (Value)
۲- شناسایی جریان ارزش محصول (Value Stream)
۳- ایجاد حرکت بدون وقفه در این ارزش (Flow)
۴- امکان دادن به مشتری تا بتواند این ارزش را از تولید کننده بیرون بکشد (Pull )
۵- تعقیب کمال (Perfection)

مزایای استفاده از شیوه ناب:

تشخیص حوزه های مشکل و گلوگاه ها
افزایش کارایی کسب و کار
اطمینان از صرف زمان کارکنان به فعالیت هایی که ارزش افزوده ایجاد می کنند
ذخیره هزینه (کاهش سربار روالها)
ساده سازی فرآیندها
اجرا مطابق قانون و مقررات و کدها – استاندارد سازی فرآیندها با استفاده از اصول ناب

نتیجه گیری:

دور از ذهن نیست که نتایج این روش بسیار موثر خواهد بود، جیمز ومک حتی در اولین کتاب تفکر ناب، ۵ مورد کاربردی و نتایج موفقیت آمیز مفاهیم ناب را در فصول مختلف بررسی می کند:

کارخانجات تولید کننده موتور اتوموبیل پورشه و یک شرکت بزرگ تولیدی رادیاتور و دیگ های بخار بزرگ ژاپنی، مواردی ازاین بررسی بودند که همه حائز نتایج موفقیت آمیز و منافع در سطوح متفاوتی بودند.

آنچه مسلم است، تشخیص زوائد و حذف مستمر آنها، برای سازمان ها انتخابی عاقلانه و عملی سودآفرین خواهد بود. اگرچه حذف کامل زوائد از سیستم می تواند بسیار زمان بر باشد، ولی با توجه به نوع فعالیت ناب، به سرعت می توانید نتایج آن را در سیستم ملاحظه کنید.

منبع:

http://athir.blogfa.com/post/6424

https://vista.ir/m/a/kggwq/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%9F

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *