تفکر کار آفرینانه

تفکر کار آفرینانه

توسط تفکر, کسب و کاردر 6 مارس 2021

اغلب افراد تصور واضحی از دنیای کارآفرینی ندارند. این مفهوم مانند بسیاری از مسائل زندگی روزمره ما با کج فهمی های بسیار زیادی ترکیب شده است. به همین خاطر صحبت در مورد تفکر کار آفرینانه و هویت یک کارآفرین امر دشواری به نظر می رسد.

بی تردید اکنون بیش از هر زمان دیگری مردم علاقه مند به فعالیت به عنوان کارآفرین هستند. اگرچه در نگاه نخست این امر بسیار مثبت و امیدوارکننده به نظر می رسد، اما فهم نادرست مردم از ماهیت کارآفرینی مشکلات زیادی به بار خواهد آورد.

راهکار غلبه بر کج فهمی ها از حوزه کارآفرینی تعریف درست آن است. خوشبختانه نظرهای زیادی در این زمینه وجود دارد. با این حال من فهم متفاوتی از حوزه کارآفرینی، در مقایسه با نظریه های رایج، دارم. از نظر من هر کارآفرین دارای هویت خاص خود است. بر این اساس مفهوم بندی خاصی از حوزه کارآفرینی دارد.

این امر مزیت اصلی مفهوم موردنظر ما محسوب می شود. در واقع هیچ محدودیتی بر سر تعریف مفهوم کارآفرینی براساس الگوی موردنظر برندمان وجود ندارد. به این ترتیب فقط باید برخی نکات اساسی را رعایت کنیم. منظور من در اینجا عدم بیان مفهومی بندی کاملا متضاد از کارآفرینی است.

در این صورت امکان ادامه فعالیت ما با دشواری های زیادی مواجه خواهد شد. هدف اصلی من در این مقاله بررسی شیوه فکر و تامل مانند یک کارآفرین موفق است. این امر علاوه بر پدید آوردن زمینه مناسب برای موفقیت برند ما موجب ایجاد مفهومی مناسب از حوزه کارآفرینی در ذهن مان نیز خواهد شد.

بدون تردید تفکر مانند یک کارآفرین موفق آرزوی هر فرد جویای موفقیت است. نکته مهم در این میان ناتوانی در زمینه ارائه یک پاسخ واحد و منسجم است با این حال راهکارهایی برای هماهنگی بیشتر با شیوه تامل و تفکر کارآفرینانه وجود دارد.

خوشبختانه در این زمینه تفاوتی میان کارآفرینان بزرگ و کوچک وجود ندارد بنابراین در هر سطح و موقعیت شغلی امکان استفاده از مزیت های این حوزه وجود دارد، با این توضیحات اجازه دهید به سراغ راهکارهای دستیابی به الگوی مناسب تر در زمینه تفکر کارآفرینانه برویم.

راهکارهای تفکر کارآفرینانه

پذیرفتن ایده ها و حرکت های زیرکانه

بدون شک بسیاری از افراد اهمیت خلاقیت در حوزه کسب و کار را بسیار حیاتی تلقی می کنند. براساس این نوع برداشت از حوزه کسب و کار و کارآفرینی تمام موفقیت برندها مدیون خلاقیت مدیرعامل شرکت هاست.

چنین الگویی از تفکر در مورد حوزه کسب و کار در عین تمام مزیت های خود دارای کاستی های عمده ای نیز هست. در صورت پذیرش چنین الگویی در عمل نقش سایر اعضای شرکت را کمتر خواهیم دید. بی تردید یک شرکت فقط براساس فعالیت رئیس شرکت به موفقیت نمی رسد.

هنر مدیریت شرکت ارتباط بسیار نزدیکی با کارآفرینی در بالاترین مقیاسش دارد. یک مدیر خوب در درجه نخست کارآفرینی موفق نیز محسوب می شود. وظیفه اصلی وی تقویت انگیزه کارمندان و به طور کلی تمام اعضای شرکت برای ایده پردازی خلاقانه و ارائه طرح های خلاقانه است.

به این ترتیب امکان همکاری نزدیک میان کارمندان و تیم مدیریتی فراهم می شود. امروزه در دنیای کسب و کار نزدیکی میان اعضای شرکت اهمیت بالایی دارد. کارآفرینان موفق همگی مهارت بالایی در زمینه ایجاد ارتباط نزدیک و پایدار با کارمندان دارند.

متاسفانه امروزه اغلب کارآفرینان فقط به دنبال ارتباط مناسب با مشتریان هستند. بر این اساس اهمیت تعامل مناسب با کارمندان مورد غفلت قرار می گیرد.

اغلب شکست های بزرگ در حوزه کسب و کار باید در داخل شرکت ها جست وجو شود. وضعیت نامناسب ارتباطی برندها با کارمندان شان نقش مهمی در توسعه این ناکامی ها دارد. معیار شما برای تعامل سازنده با کارمندان شرکت چیست؟

بدون تردید پاسخ های زیادی برای این پرسش وجود دارد با این حال همه آنها درست نیست. از نظر من معیار تعامل مناسب با نیروی کار آزادی عمل آنها در زمینه ارائه ایده های شان و امکان تحقق آنها در فعالیت شرکت است. ایده پردازی خلاقانه در صورت عدم تحقق شان هیچ رضایتی در کارمندان پدید نمی آورد.

نتیجه این امر کاهش انگیزه کارمندان برای ایده پردازی در پی عدم علاقه ساختار مدیریتی شرکت به اعمال تغییرات و استفاده از ایده های موردنظر است. مشکل اصلی بسیاری از برندها با کارمندان شان از همین نکته شروع و سپس گسترش می یابد.

صرف نظر از پذیرش ایده کارمندان، در مورد کارآفرینان مستقل که به صورت انفرادی مشغول به فعالیت هستند نیز باید نکاتی بیان شود. مشکل اغلب چنین کارآفرینانی ناتوانی در زمینه یافتن ایده های مناسب است.

توصیه من به آنها بسیار ساده و کاربردی است. بر این اساس باید اتاق یا محل خاصی برای تامل پیرامون وضعیت کسب و کارمان اختصاص دهیم. به این ترتیب در محل موردنظر فقط پیرامون مشکل طرح شده فکر خواهیم کرد. بسیاری از کارآفرینان بزرگ مانند بیل گیتس از همین شیوه برای یافتن ایده های تازه استفاده می کنند.

هر روز یک کاری که از آن وحشت داری انجام بده

النور روزولت، همسر تئودور روزولت رئیس جمهور سابق ایالات متحده، توصیه جالبی در زمینه موفقیت در زندگی دارد. بر این اساس وی انجام روزانه یک کار که از آن وحشت داریم» را توصیه می کند. بدون تردید منظور النور کارهای عجیب و غریبی نظیر پرش از ارتفاع بسیار بلند یا شنا در اقیانوس آرام نیست.

اگر با عینک کارآفرینی به این موضوع نگاه کنیم، باید به سراغ کارهای تخصصی در زمینه کسب و کارمان برویم. به عنوان مثال، اگر فیل نایت، موسس برند نایک، هیچ گاه به سراغ اجرای ایده اش برای تاسیس یک برند تولید کفش نمی رفت، آیا امکان موفقیتش وجود داشت؟

حوزه کسب و کار نیازمند عمل است. بدون اجرای ایده ها امکان کسب موفقیت وجود نخواهد داشت. به همین خاطر اغلب کارشناس های کسب و کار بر اجرای ایده ها در زمان مناسب تاکید دارند.

شاید نگهداری از ایده های مناسب برای زمان طولانی ایده چندان بدی در نظر بسیار از مردم نباشد با این حال ایراد اصلی آن امکان تحققش از سوی دیگر کارآفرینان است. در زمانی واحد فقط ما دارای ایده جذاب نیستیم. یک ایده در زمان واحد امکان بروز و ظهور در تفکر کارآفرینان متعددی را دارد.

بر این اساس کارآفرین ماهر در زمینه اجرای سریع تر ایده اش موفقیت نهایی را کسب خواهد کرد. سایر افراد در این زمینه نقش چندان تاثیرگذاری بازی نمی کنند، بنابراین اگر ایده جذابی در حوزه کسب و کار دارید، باید هرچه سریع تر آن را تحقق بخشید.

مثال فوق نمونه جالبی در زمینه استقبال از امور وحشت انگیز زندگی حرفه ای مان است. به هر حال حوزه کارآفرینی به طور کامل در ارتباط با ریسک پذیری است.

اگر انسان ریسک پذیری نیستیم، دو راهکار پیش روی ما قرار خواهد داشت. نخست اینکه باید حوزه کارآفرینی را فراموش کنیم. دوم، تلاش برای غلبه بر ترس های مان به منظور فعالیت مناسب در این حوزه. اگر شجاعت لازم را داشته باشید، گزینه دوم را انتخاب خواهید کرد.

بدون تردید پیگیری هدف موردنظرمان در حوزه کسب و کار بدون دردسر نیست. در این زمینه مشکلات زیادی پیش روی برندها قرار خواهد گرفت. به همین خاطر باید انعطاف پذیری مناسبی داشته باشیم. در غیر این صورت روحیه ما به سرعت از بین خواهد رفت.

اهمیت و ضرورت کار آفرینی

کارآفرینی بعنوان سمبل و نماد تلاش و موفقیت در امور تجاری بوده و کارآفرینان پیشگامان موفقیتهای تجاری در جامعه هستند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد علت توسعه ی کشور هایی همچون آمریکا ، ژاپن و آلمان که از نظر صنعتی توسعه یافته اند ، کار آفرینی است.

کار آفرینی هم اکنون به عنوان یک حرفه ظهور کرده است و همانند دیگر حرفه ها باید توسعه یابد و از طریق برنامه های آموزشی و دانشگاهی خاص مبتنی بر مطالعات رفتاری و تجربی ، پرورش پیدا کند . پارسون واسملسر ، کار آفرینی را یکی از دو شرط ضروری توسعه ی اقتصادی می دانند .

( شرط ضروری دیگر به نظر آنان عبارت است از خروجی افزوده ی سرمایه ) . شومپیتر نیز به علت نقش کارآفرینی در ایجاد نو آوری ، آن را محور کلیدی توسعه ی اقتصادی تلقی می کند .

دراهميت و ضرورت كارآفريني همين بس كه بین سالهای (1980 – 1960) در هند تنها 500 موسسه كارآفريني شروع به كار كرده اند و حتي بسياري از شركتهاي بزرگ جهاني براي حل مشكلات خود به كارآفرينان روي آورده اند.

آماری از کشور امریکا در دست است که اشاره دارد؛ بیش از 69% از اختراعات و نوآوری ها توسط کار آفرینان واحد های صنعتی کوچک و متوسط انجام شده است .

منبع:

http://afagheroshan.blogfa.com/post/37

https://www.forsatnet.ir/what-are-the-characteristics-of-entrepreneurial-thinking.html

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *