بلاگ – سایدبار چپ

تنبلی چیست؟ دلایل و روش های مدیریت تنبلی کدام است؟

توسط 10 آگوست 2021

پژوهشگران در تعریف تنبلی، انجام ندادن فعالیتهای بدنی را تنبلی می نامند و آن را به عنوان یک بیماری می دانند و در گروه بیماریها قرار می دهند. پژوهشگران عنوان می کنند که بین تحرک نداشتن و بیماری ارتباط بسیار قوی وجود دارد. با توجه به اینکه بین مرگ و میر و کم تحرکی ارتباط مستقیمی وجود دارد باید عدم تحرک بدنی را نیز به عنوان یک بیماری در نظر گرفت.

در حال حاضر چاقی از طرف سازمان جهانی بهداشت در گروه بیماریها  طبقه بندی شده است و یک نوع بیماری قلمداد می شود، ولی خود چاقی بیشتر ناشی از نتیجه ی یک عامل اساسی و ریشه ای می باشد این عامل ریشه ای، ورزش نکردن و کم تحرکی است.

چرا به تنبلی علاقه داریم؟!

شاید بااین عنوان چندان موافق نباشید. ولی فکر میکنم با دلایلی زیر متوجه می شویم، متأسفانه بسیاری از ما به تنبلی علاقه داریم و دیر یا زود باید منتظر پیامدهای آسیب زننده تنبلی در زندگی فردی و حرفه ای خود باشیم.

توقع بیش از حد از خود:
بعضی ها بیش از حد از خود توقع دارند در نتیجه هرگز كار را نمی­توانند به سامان برسانند.
اخود كم بینی :

گاهی علل سستی افراد خود كم بینی است . خود كم بینی یا عزت نفس پایین هم ریشه در عواملی دارد از جمله عوامل فردی وشخصیتی وعوامل محیطی واجتماعی كه همه با هم دست به دست هم می­دهند وفرد نسبت به خود احساس خود كم بینی می­كند .عوامل فردی مثلا از خود توقع دارد كه كاری را به انجام رساند وقتی نمی­تواند به انجام برساند وناقص انجام می­دهد عزت نفسش را از دست میدهد.

عوامل محیطی پدران ومادران میخواهند از روی دلسوزی فرزندان از نوابغ روزگار باشند اما شیوه برخورد را نمیدانندوبه همین دلیل پیوسته اورا با دیگران مقایسه میكنند واورا تحقیر میكنند وچون فرزند نمیتواند به خواستهای بلند پروازانه پدر ومادر جامه عمل بپوشاند رفته رفته در خود احساس خود كم بینی میكند .

عدم آینده نگری :
برخی ها قادر به دیدن آینده نیستند وتنها به فكر حال هستند وفكر میكنند همه چیز برای حال آفریده شده است وفردایی وجود ندارد هرچند باید حال را غنیمت شمرد ولی باید برای آینده هم آماده باشیم.
لذت جویی وراحت طلبی:
بسیاری از تنبلی هابه دلیل لذت جویی آنی است مثلا در شب امتحان به جای اینكه به فكر درس خواندن باشیم به شب نشینی وتفریح می پردازد چون از این لذت آنی خوشمان می آید.

آموزش و یادگیری تنبلی :
كودك انسان هر گاه از چیزی نفرت داشته باشد و یا بدش بیاید با جیغ كشیدن وفریاد زدن اعتراض خودش را به زبان می آورد. اما هرچه بزرگتر وبر تجارب او افزوده میشود شیوه برخوردبا مسائل را هم تغییر می­دهد؛ مثلا به جای فریاد كشیدن همواره قول می­ دهد ولی آنرا انجام نمی­دهد. پس از تنبلی کودکان غافل نشوید!

بی نظمی:
یكی از عوامل تنبلی وسستی بی نظمی و بی برنامگی است. نداشتن برنامه معین ومشخص در زندگی وبی توجهی به تدبیر و طراحی برای آینده ، كارهایی با حجم بسیار كم در نظر شخص به صورت انبوهی از كارهای انجام نشده مجسم میكند .این حالت باعث میشود تا شخص برای انجام آن کار احساس ناتوانی کند در نتیجه انتخابش تنبلی خواهد بود.

افسردگی:
یكی از عوامل تنبلی افسردگی است. شخص افسرده تمایلی به ارتباطات اجتماعی ندارد.

احساس عدم مسئولیت در برابر دیگران :
اگر انسان در برابر دیگران احساس مسئولیت نكند وتنها به فكر خود باشد، یعنی تنبلی میکند.

گاهی از ترس قضاوت دیگران تنبلی می­كند:
می­ترسد از اینكه نتواند کار را به خوبی انجام دهد و دیگران اورا بی عرضه وبی دست وپا بنامند.

هم نشینی و دوستی با افراد تنبل:
تنبلی و سستی یك بیماری مسری است واز شخصی به شخص دیگر سرایت میكند از این رو اگر دوست انسان تنبل و سست باشد این تنبلی و سستی اش در انسان اثر میگذارد .

پذیرش كارهای طاقت فرسا:
گاه انسان به كاری مبادرت می­كند خودش ایجاد  كه از توان او خارج است و چون نمی­تواند آن را به انجام برساند زمینه تنبلی وسستی را در او ایجاد میكند.

تجربه نكردن لذتِ تلاش وكوشش:
بعضی ها چون لذت تلاش و کوشش را تجربه نکرده اند و نمی­دانند که تلاش و کوشش چه لذتی دارد همواره تنبلی می­کنند .

مهمترین روش های درمان تبلی و بی حوصلگی

از مهمترین روش های درمان تنبلی و بی حوصلگی در انجام کارها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

کسی که می خواهد از تنبلی رهایی داشته باشد باید باعزم و اراده ی جدی از تنبلی پرهیز کند. همچنین افراد نباید با فرار از مسئولیت و انجام ندادن کارها، عمل خود را توجیه کنند زیرا توجیه باعث می شود فرد در تقویت رفتار منفی خود به نحو مطلوبی عمل نماید. داشتن دوستی که منضبط و دارای اراده قوی باشد در تغییر رفتارهای ناپسند خیلی موثر است و فرد با داشتن دوستی فعال و منضبط می تواند تنبلی و بی حوصلگی خود را به مرور رفع نماید. فرد باید تلاش کند و با خود پیمان ببندد که تنبلی را کنار بگذارد.

همچنین در درمان تنبلی و بی حوصلگی قبل از هر چیز خود فرد باید سیستمی را درست نماید که از طریق آن بتواند کارهای معوقه را به خاطر بسپارد و در اولین فرصت انجام دهد و برای کارهایی که انجام می دهد خود را تشویق نماید.

مهمترین روش های مبازره با تنبلی

از مهمترین روش های مبارزه با تنبلی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

روش اول- ابتدا مشکل و مساله ای را که باعث تنبلی شما شده است، بشناسید. معمولا این مشکل خیلی ساده بوده و به راحتی با کمی فکر، قابل برطرف کردن است.

روش دوم- به اهمیت مسئله یا مشکلی که موجب عقب نگه داشتن شما از کارها می شود فکر کنید. آیا می توانید آن را نادیده بگیرید و فراموش کنید یا اینکه باید رویکرد دیگری را پیگیری کنید؟

روش سوم- بسیاری از افراد، از افسردگی ها و ناراحتی های روحی و روانی رنج می برند و فکر می کنند که تنبل هستند. این افراد باید به دنبال درمان افسردگی خود باشند و در این زمینه نباید به ناراحتی های گذشته فکر کنند باید فعالیتشان را بیشتر و کار جدیدی را شروع کنند.

روش چهارم- تصمیم بگیرید که شروع کنید در این صورت مشاهده خواهید کرد که به راحتی در جریان به پایان رساندن آن خواهید بود. سعی کنید روی یک کار تمرکز  داشته باشید و آن را به خوبی انجام دهید.

روش پنجم- با بیان اینکه “من میخواهم این کار را حتما به انجام برسانم؛ هم اکنون میخواهم این کار را انجام دهم! پس همین الان کار را شروع میکنم و استراحت را برای زمان دیگری موکول میکنم”، خودتان را مجبور به شروع کار کنید. این جملات را با صدای بلند به زبان بیاورید و ایمان داشته باشید که می توانید در این صورت خودتان را خیلی سریع در حال انجام آن کار مشاهده خواهید کرد.

روش ششم- سعی کنید در طول انجام کار در برابر شرایط سخت مقاومت کرده و از مشکلات فرار نکنید. هر چه بیشتر از مشکلات دوری کرده و فرار کنید تسلیم شدنتان در برابر مشکلات آسانتر خواهد بود.

روش هفتم- مراحل ابتدایی کار را به پایان برسانید و جزء به جزء پیش بروید. انجام کار بصورت جرئی و تقسیم بندی شده حس خیلی خوبی را در شما ایجاد می کند. به این طریق خودتان را تشویق کنید و کار را ادامه دهید و باید بدانید با رسیدن به اهداف کوچک به موفقیت های بزرگی خواهید رسید.

روش هشتم- حتماً به موفقیتهای کوچک خود پاداش بدهید. درصورتی که میخواهید کاری را به انجام برسانید که در روز قبل انجام نمیدادید، به یک پاداش خوب نیاز دارید. برای ایجاد انگیزه درصورت اتمام هر کار باید به خودتان جایزه بدهید.

روش نهم- هنگامی که از تنبلی خارج شدید هیچ وقت متوقف نشوید و پشت سر هم هدف های مختلف را دنبال کنید و بدون ایجاد وقفه به تلاش خود ادامه دهید. اگر بین موفقیتها وقفه زیادی ایجاد کنید شروع دوباره بسیار سخت خواهد بود. پس بعد از اتمام هدفی، هدف بعدی را شروع کنید. در این حالت اعتماد به نفس شما در انجام کارها بسیار بالا خواهد بود و احساس خواهید کرد که می توانید از عهده کارها بربیایید.

روش دهم- هدفهای بلند مدت برای خودتان انتخاب کنید. اگر هدف داشته باشید، به سمت آن حرکت خواهید کرد. هدفهای بزرگ و قابل رسیدن برای خودتان انتخاب کرده و با انگیزه برای رسیدن به آنها تلاش کنید. برای انجام کارهای روزانه لیستی از کارهای بزرگ و کوچک تهیه کرده و انجام کارهای بزرگ را در الویت قرار دهید چون انجام کارهای بزرگ انگیزه بیشتری را در شما ایجاد میکند.

https://www.sublimiran.com/what-is-laziness/

https://www.beytoote.com/psychology/zendegi-behtar/solutions4-eliminate-laziness.html

چگونه یک مدیر کارآمد برای مدیریت زمان زندگی خود باشیم!

توسط 6 آگوست 2021

شاید بارها برایتان پیش آمده باشد که نتوانسته اید در مدت زمان مشخصی به کارهایتان برسید و در مقابل افرادی را دیدید که با وجود اینکه مشغله کاری بسیاری دارند ،اما به همه کارهایشان میرسند و همیشه در همه جا حضور دارند؛ اینجا دقیقا مسئله مدیرت زمان مطرح است.

این افراد توانسته اند با برنامه ریزی که داشته اند، مدیریت زمان خوبی داشته باشند و به همین خاطر به تمام کارهایشان می توانند که برسند.

اگر وقت کم می آورید، اگر به کارهایتان نمیرسید و اگر نمیتوانید یک برنامه ریزی زمانی درست داشته باشید، این آموزش بهترین راه حل برای مسئله ی مدیریت زمان هست. تو این آموزش من به شما  یاد میدهم که:

مدیریت زمان چیست ؟ و چطور می توان به تمام کارهای خود در طول روز رسید؟

یکی از دغدغه های اصلی انسان ها در جهان مدرن، مدیریت زمان است. ما در روز انسان های زیادی رو می بینیم که سعی می کنند به همه ی کارهاشان برسند، اما از بسیاری از کارهاشون عقب می مانند. .

یا بارها شنیده ایم که انسان ها برای انجام کارهایی که حتی در زندگی شان اولویت دار هم می باشد،.از عبارت “وقت ندارم“، استفاده می کنند. مشکل زمان، مشکلی نیست که نتوان آن را حل کرد اما متاسفانه این روزها تبدیل به معضلی شده است.که تمامی انسان ها را درگیر خودش کرده است و تقریبا می شود گفت که یکی از بزرگترین معضلات رشد.و توسعه فردی به خصوص در حوزه ی کسب و کار به شمار می آید.

مدیریت زمان چیست؟

مجله کارآفرینی، در آخرین مقاله ای که در باب مدیریت زمان و تاثیر آن بر روی کسب و کار داشته،.به این نکته اشاره کرده است که پتانسیل عملیاتی در بیش از 80 درصد شرکت های پر بازده دنیا،.بیش از آن چیزی است که در حال حاضر به آن می پردازنه ..یعنی، به زبان ساده ، ما در اکثر کسب و کارهای بزرگ دنیا،.شاهد نتایجی هستیم که باید در ده سال اخیر به آن دست پیدا می کردند،

ولی به دلیل عدم مدیریت زمان، هنوز نتونستند به عبارتی به تمام ظرفیت هاشون دست پیدا کنند..پس میتوان نتیجه گرفت که مسئله ی زمان و بهره وری در زمان،.یکی از مسائلی است که باید به طور جدی به آن پرداخت تا مفهوم توسعه ی فردی رو به ثمر برسانیم.

فرقی هم نمی کنه که شما یک دانش آموز باشید و برای درس خواندن یک مدیریت زمانی درست نداشته باشید.یا اینکه یک تاجر مشهور باشید و چندین برند مطرح داشته باشید.و نتونید میان کارهاتون و برنامه هاتون یک هماهنگی زمانی درست برقرار کنید،.چیزی که در بحث مدیریت زمان مهم است،.ارتباط بین پتانسیل یا همان توانایی ها و مفهوم زمان است.

یعنی تمام هدف ما از مدیریت زمان، به طور مستقیم،.توازن میان توانایی های یک انسان و به ثمر رسیدن توانایی ها در یک زمان مشخص است..اگر شما بتونید میان آن چه که قادر به انجام آن هستید.و آن چه که زمان انجام یک کار است، یک ارتباط درست و صحیح برقرار کنید،.مطمئن باشید که موفقیت از آن شماست.

قدرت بی نظیر مدیریت زمان

اگر شما بتونید به عنوان یک تاجر، میان کسب و کار، خانواده،.مطالعه و توسعه فردی و همچنین تقویت روحیه ی زندگی تون،.یک توازن زمانی برقرار کنید، آنگاه است که می تونید در هر کدام از موارد فوق، به قدرتی بی نظیر برسید.

اما اگر تنها در یکی از این موارد دچار نقص بشوید و نتونید زمان بندی درست داشته باشید،.آنگاه باید سالها تاوان عدم مدیریت زمان خود رو نه تنها در همان بخش،.بلکه در تمام زندگی خود بدهید.

بگذارید یک مثال ساده براتون بزنیم. فرض کنید که شما روزانه ده ساعت کار می کنید.و هر روز هم دو ساعت از وقت تون رو با خانواده ی تون سپری می کنید و بعد وقتی که قصد مطالعه کردن.و یا آموزش دیدن دارید، دیگر به کاری نمی رسید و احساس می کنید.که روزتان به پایان رسیده و دیگر فرصتی برای انجام هیچ کاری ندارید.

شاید شما در آن لحظه احساس نکنید که عدم مدیریت زمان برای کارهای اولویت دار چه آسیبی به شما می زنه،.اما در پنج سال بعد، متوجه می شوید که یک تاجر بی سواد هستید.

دانش روز رو ندارید و طبیعتا کسب و کارتان به بن بست های بزرگ برخورد کرده است..طبیعتا در آن زمان، اوضاع روحی شما نیز به هم می خورد.و خانواده ی تون نیز دیگر نمی توانند از لذت بودن در کنار شما بهره مند شوند و این ها همه از یک نقطه سرچشمه می گیرد،.اینکه شما نتوانسته اید میان توانایی هاتون و زمانی که برای زندگی دارید، یک توازن ایجاد کنید.

در واقع شما با عدم مدیریت زمانی که به آن توجه نکرید ، دیگر وقتی برای رشد و توسعه فردی خودتان نگذاشته اید و زمانی که شما رشد نکنید ،مطمئنا کسب و کارتان نیز رشد نخواهد کرد ؛پس در 5 سال آینده با یک چالش بسیار جدی روبرو خواهید شد.

تکنیک های مدیریت زمان

اگر شما هم با زمان و مدیریت آن مشکل دارید،.دیگر نیاز نیست نگران باشید. بیست راهکاری که می تواند زندگی شما رو به لحاظ مدیریت زمان متحول کنه..تنها کافی است به هر جمله ای که می خوانید فکر کنید..آن رو یادداشت کنید و سعی کنید همه ی آن رو مو به مو انجام دهید:

1. هنر تحلیل زمانی رو یاد بگیرید

اولین تکنیک برای رسیدن به یک مدیریت زمانی درست، این است که شما هنر تحلیل زمان را خوب یاد بگیرید. اگر از امروز برنامه جامعی ریخته اید که مدیریت زمان زندگی تان را در دست بگیرید، باید بگوییم که باید چند روز، بعنوان مثال به مدت یک هفته، تمام کارهایتان را زیر نظر بگیرید.

روزهاتون رو عادی سپری کنید و هر کاری که انجام میدهید رو بنویسید..در آخر هر روز، میزان اتلاف زمان رو بر روی کارهایی که انجام داده اید و دارای اولویت نبوده اند، بنویسید..بعنوان مثال: “امروز ناهارم رو در نیم ساعت تمام کردم،.اما یک ساعت و نیم روی میز ناهار با دوستانم بگو بخند کردم.و هیچ نتیجه ای برایم نداشت جز آنکه یک ساعت دیرتر به خانه آمدم.”

این کار باعث می شه که یک خط قرمز برای زمان های از دست رفته در دست داشته باشید.و بتونید با دید بهتری زمان های از دست رفته رو کنترل کنید.

2. نتیجه گرا باشید

انسان های نتیجه گرا، مفهوم زمان رو بهتر درک می کنند. اصولا وقتی که بدون هیچ برنامه ای برای کسب نتیجه وارد یک کاری می شوید، زمان از دست شما خارج می شود و ساعت های زیادی را صرف کاری می کنید که نتیجه ای از آن نمی گیرید. بعنوان مثال، اگر قرار است که امروز با یک مدیر دیدار داشته باشید.و یا با رئیس بانک صحبتی داشته باشید، بدنبال حاشیه نباشید، نتیجه رو بدانید.

اگر قرار است که قراردادی رو تنظیم کنید ،.فقط برای تنظیم قرار داد بروید. هیچ وقت با خودتان نگویید که:.”حالا برم به امید خدا که یه قراردادی هم ببندم.”.این باعث می شه که ساعت های زیادی رو صرف گفتگوهای حاشیه ای و یا کارهای جانبی کنید.

پس نتیجه رو در نظر بگیرید و متناسب با نتیجه ای که در ذهن دارید.برای انجام کارها اقدام کنید. اگر قرار است به بانک بروید و یک پرینت حساب بگیرید،.نیاز نیست که یک ساعت با رئیس بانک، بر سر مسائل اقتصادی روز صحبت کنید..به بانک بروید و پرینت حساب تون رو بگیرید. به همین سادگی.

وقت خود را ارزشمند بدانید و نگذارید که هر کس به هر طریقی آن را از شما بگیرد.تک تک لحظاتتان را ارزشمند بدانید و برای آن برنامه داشته باشید ،زمانی که به نتیجه مطلوبی نرسیده  اید ، مطمئن باشید که یک جای کار مشکل دارد.

به فکر راه حل باشید ،آزمایش کنید و از شکست اصلا نترسید . بهترین روش همین است ، حتی زمانی که شکست خوردید،تجربه همان شکست را در آزمایش بعدیتان اجرایی کنید و مطمئن باشید که به نتیجه مطلوب خواهید رسید.

. محدودیت زمانی برای انجام کارها بگذارید

علاوه بر نتیجه گرایی، باید محدودیت زمانی را نیز به کارهای روزمره ی تون اضافه کنید. همه ی ما کم و بیش، با چند دقیقه اختلاف، می دانیم.که تمام کارهامون چقدر زمان برای انجام شدن نیاز دارند.

پس بهتر است که برای هر کار یک محدودیت زمانی بگذاریم تا بتوانیم به همه ی کارهامون بپردازیم..مثلا اگر قرار است امروز خرید منزل داشته باشیم.و بر اساس محاسبات خودمان و لیست خریدمان،.تخمین زده ایم که نیم ساعت بیشتر نباید صرف این کار شه،.به همان نیم ساعت پایبند باشیم.

اینطور نباشد که از اولین قفسه فروشگاه تا آخرین قفسه رو طی کنیم برای اینکه یک لیست خرید رو خریداری کنیم..بطور مشخص، به سراغ لیست برویم و آن کار رو در محدوده ی زمانی ای که تعیین شده است انجام ببدیم..این کار در کنار نتیجه گرایی، یکی از تکنیک های اصلی مدیریت زمان می باشند.

4. از اول هفته، برنامه های کاری خودمان رو تنظیم کنیم

برای کارهای مهم، نمی توان روزانه تعیین برنامه زمانی کرد. ما برای کارهای مهم، مثل قرار کاری، مثل مطالعه کردن، مثل سفر رفتن و خیلی از اتفاقات دیگر، باید از اول هفته برنامه ریزی کنیم.

این برنامه قطعی، به ما امکان برنامه ریزی برای کارهای با اولویت کمتر رو می دهد. ما اگر بدانیم که روز دوشنبه صبح یک قرار کاری داریم و از اول هفته برنامه ی خودمان را تنظیم کنیم، دیگر هیچ اختلالی در برنامه بوجود نمی آید و ما سر وقت،.بر اساس زمان تعیین شده، مدیریت زمان کار مهم خودمان رو در دست می گیریم.

اگر برنامه ای تعیین شده از اول هفته نداشته باشیم،.هم پوشانی بسیاری روی کارها داریم. یک مثال ساده این است که قرار دکتر دندانپزشک خودمان رو درست در همان زمانی تعیین می کنیم.که قرار مهمی با یکی از مدیران برجسته کشور داریم..چرا؟ به این دلیل که هیچ لیست مشخصی از برنامه ها نداریم که به ما اولویت کارهامون رو نشان دهد.

5. یک برنامه منعطف روزانه نیز داشته باشید.

طبیعتا همه ی کارها رو نمی توان از اول هفته مدیریت زمان کرد..چرا که بسیاری از کارها با اولویت درجه دوم و سوم، ممکن است که تغییر زمان داشته باشند.و یا به صورت اتفاقی برای ما رخ دهند..اینجاست که ما باید برای هر روزمان یک برنامه انعطاف پذیر هم داشته باشیم.

مثلا بیرون رفتن با خانواده و یا رفتن به تولد یکی از دوستان، چیزی نیست.که ما از اول هفته برنامه ریزی کنیم..و باید کمی انعطاف در برنامه های روزانه داشته باشیم که به آن ها هم برسیم..البته این نکته فراموش نشه که برنامه هفتگی ما همیشه در اولویت است.

ویژگی دیگری که برنامه روزانه دارد این است که اگر یکی از برنامه های روزمان دچار مشکل شد.و یا به کل لغو شد، ما سر درگم نیستیم.و یک برنامه جایگزین برای آن داریم.

مثلا فرض کنید که امروز با استاد دانشگاه تون قرار داشتید.و یک ساعت پیش از قرار پیامی از استاد دریافت می کنید که دیدار امروز کنسل است..خب شما باید در این زمان چه کار کنید؟ آیا باید یکساعت از وقت تون رو هدر دهید؟.طبیعتا قانون مدیریت زمان می گوید که یک برنامه ی منعطف داشته باشید.و در آن یک ساعت مثلا به مطالعه بپردازید.

6. یک لیست برای کارهای انجام شده ترتیب دهید

ما زمانی میتوانیم به مدیریت زمان برسیم که یک گزارش کامل از کارهای انجام شده ی خودمان داشته باشیم.در واقع اگر ما ندانیم که به کدام یک از توانایی هامون پرداخته ایم و کدام یک را رها کرده ایم، هیچ گاه نمی توانیم مدیریت زمان را در دست بگیریم و فقط یک بهبود مقطعی در برنامه ی کاری مان ایجاد می شود.

اما برای اینکه بتوانیم یک ساز و کار نظام مند داشته باشیم،.بهترین کار این است که تمام کارهای انجام شده ی مان را لیست کنیم..اگر به صد در صد کارهایمان رسیده ایم و برنامه هفتگی و روزانه را انجام داده باشیم، آنگاه ما زمان را مدیریت کرده ایم . ولی اگر هنوز خللی در کار باشد، می توانیم با تقسیم بندی کارها،.مدیریت زمان برای رفع موانع برنامه ریزی را نیز انجام بدیم.

7. صبح زود برای انجام کارهای مهم

یکی از رازهای موفقیت افراد موفق، این است که همه ی کارهای مهم خود را صبح ها انجام میدهند. پس شما هم می  توانید از این تجربه ی بزرگان در خصوص مدیریت زمان استفاده کنید.

سعی کنید همه ی کارهای اولویت دار، از قرار های کاری ،.کارهای اداری، حتی مطالعه و خرید کردن رو در صبح انجام دهید.و برای هر روز صبح تون یک برنامه فشرده و دقیق ترتیب دهید..این کار به شما کمک می کنه که در نیمه ی روز، بخش مهمی از کارهاتون رو انجام داده باشید.و با انعطاف بیشتری به باقی کارهاتون بپردازید.

. تمرکز داشته باشید

یکی از دشمنان اصلی مدیریت زمان، عدم تمرکز است. برای همه ی ما بارها پیش آمده است که در حال انجام یک کار مهم، ناگهان با اعلان گوشی و یا تماس یکی از دوستان به کل از آن کار فاصله گرفته و زمان زیادی را بر سر کاری مهم از دست داده باشیم. این یک نمونه ساده از عدم تمرکز و تاثیر منفی آن بر روی مدیریت زمان است.

بهترین تکنیکی که برای تمرکز و مدیریت زمان می توانیم به شما پیشنهاد کنیم این است.که پیش از انجام هر کار مهم، تمام مزاحمین و چیزهایی که حواس شما رو پرت می کنند رو به کل از بین ببرید.

اگر مشغول یک کار مهم هستید و یا در یک جلسه ی کاری هستید،.گوشی خودتان را خاموش کنید..دقت کنید که گفتیم خاموش، نگفتیم سایلنت. این کار باعث می شود که شما در زمان مشخص،.بدون هیچ بر هم زننده ی تمرکزی، به کارتان برسید.و یا لزومی ندارد که وقتی در حال یادگیری و مطالعه هستید،.یک گوشتان هم به اخبار تلویزیون باشد.

سعی کنید،کاری که انجام میدهید رو با تمرکز و با حذف عوامل مزاحم انجام دهید..و یا زمانی که مشغول مطالعه هستید، اصلا سمت موبایل خودتان نروید زیرا تنها کافی است که با یک پیام ، تمام تمرکز شما از بین برود.بنابراین تمام  تلاش خود را انجام دهید که کار خود را با تمرکز انجام دهید و تلفن همراه را از خود دور کنید.

نتیجه ی شگفت انگیز آن را در مدیریت زمان خواهید دید.

9. چند کار رو با هم انجام ندهید

یک ضرب المثل قدیمی ایرانی می گوید که: “انسان دو دست بیشتر ندارد.”.متاسفانه، این سرفصل، یکی از آسیب های جدی بحث مدیریت زمان است. اگر میخواهید که استفاده بهینه از زمان داشته باشید تحت هیچ شرایطی نباید دو کار رو به صورت همزمان انجام دهید.

تنها بر روی یک کار تمرکز کنید و سعی کنید آن رو به بهترین شکل ممکن انجام دهید.و بعد به سراغ کار بعدی بروید. این که شما چند کار رو به صورت همزمان انجام بدهید،.باعث می شه که هم زمان رو از دست بدهید.و هم اینکه در هیچ کدام از کارها نتیجه ی مطلوبی دریافت نکنید.

10. استخاره نکنید، انجام دهید

یکی از عادات بد ما ایرانی ها این است که همیشه منتظر یک اتفاقیم تا که یک کاری را انجام بدیم. بارها این جمله را از اطرافیان خودمان شنیده ایم که:.”الان حالیش نیست، بذار هر وقت حالش اومد انجامش میدم.”.این یک آسیب بزرگ در بحث مدیریت زمان است.

هر کاری رو بدون هیچ استخاره و انگیزه ای انجام بدهید. و از آن مهم تر که به هیچ وجه جمله شرطی برای انجام کارهاتون استفاده نکنید. بارها پیش آمده که می گوییم: “اگر امروز کارهایم رو سر وقت تمام کنم، شب حتما چند صفحه مطالعه می کنم.”

این هم یکی از آن کارهایی است که باعث اتلاف وقت می شه. این جمله رو به این حالت تغییر دهید:.” امروز کارهایم رو انجام میدهم و بعد هم به مطالعه می پردازم.” .اگر کارها رو بدون معطلی و استخاره کردن انجام دهید،.به همه ی کارهاتون می رسید و زمان هم زیاد می آورید. شک نکنید.

11. دنبال ایده آل نباشید

ایده آل هیچ وقت رخ نمی دهد. اصلا بگذارید خیالتان را راحت کنیم. هیچ ایده آلی وجود ندارد، چرا که اصولا ایده آل سقفی ندارد و هر بار که شما بگویید کاری را باید ایده آل انجام دهم، یقینا از آن بهتر هم می شود. پس به کل ایده آل گرایی را فراموش و جای آن را با کمال گرایی پر کنید.

فرق این دو، در این است که شما برای مدیریت زمان و موفقیت در کارهایتان باید با تمام قدرت کاری را که برای آن برنامه ریزی کرده اید بصورت کامل و تمام و کمال انجام دهید. وقتی به این هدف رسیدید، آن کار انجام شده است و باید به سراغ کار بعدی بروید. اگر بخواهید دچار وسواس ایده آل گرایی بشوید، باید بگوییم که به یک کارتان هم در روز نمی رسید.

12. روی جزئیات وقت نگذارید

وقتی صحبت از اولویت ها می شود یعنی شما باید کارهایی که درجه اهمیت بیشتری دارند را به ثمر برسانید. اما متاسفانه بسیاری از کسانی که قصد دارند برای خودشان اولویت بندی کنند، به جای برنامه ریزی بر روی تصویر کلی زندگی، آنقدر وارد جزئیات می شوند که به کل برنامه مدیریت زمان در حاشیه قرار می گیرد.

این را به خاطر داشته باشید که جزئیات، شما را از اصل باز می دارند. سعی کنید چشم انداز درست داشته باشید و به چشم انداز پایبند باشید.

13. به خودتان استراحت دهید

ذهن انسان پس از انجام نود دقیقه فعالیت متمرکز، دچار خستگی می شود و نیاز به استراحت دارد. یادتان باشد که هیچ گاه مدیریت زمان قرار نیست به بیگاری تبدیل شود. شما باید برای زمان های استراحت خودتان هم برنامه ریزی استراتژیک داشته باشید.

چرا که اگر استراحت نکنید، تمرکزتان از بین می رود و از بین رفتن تمرکز و خستگی، باعث می شه که شما زمان را از دست بدهید و این خلاف تکنیک مدیریت زمان است. پس بعد از هر 90 دقیقه کار مداوم حتما به خودتان یک ربع استراحت بدهید و بعد به دنبال کار دیگر بروید.

یادتان باشد، مفهوم مدیریت زمان، به هیچ وجه به معنای کار کردن زیاد نیست. شما باید به اندازه یک انسان عادی استراحت و به همان میزان هم کار کنید. تکنیک مدیریت زمان، بهره بردن درست از زندگی عادی است.

14. از زمان های انتظار به درستی استفاده کنید

بخشی از زمان ما، در انتظار تلف می شود. گاهی اوقات منتظر اتوبوس بعدی هستیم. گاهی منتظر هستیم که همسرمان آماده شود و به یک مهمانی برویم. گاهی منتظر آن هستیم که مدیریت جلسه اش تمام شود و او را ببینیم.

اما اگر یک حساب سر انگشتی داشته باشیم،.می بینیم که همین زمان های انتظار، یکی از آن دسته زمان های از دست رفته ای هستند.که ما رو از زندگی عقب می اندازنه. پس از زمان های انتظار تا می تونید بهره بگیرید.

بهترین راه برای بهره بردن از زمان های انتظار مطالعه کردن و آموزش دیدن است..کتاب ثروتمندترین مرد بابل، یکی از آن کتاب هاست که می تونید از فروشگاه تهیه کنید.و در زمان های انتظار، حتی پشت ترافیک،.به آن گوش کنید و مدیریت زمان رو در راستای آموزش خودتان به کار بگیرید.

15. غرق شبکه های مجازی نشوید

بخش عظیمی از زمان روز ما، در شبکه های اجتماعی نابود می شود..اگر مرحله ی یک را به درستی انجام داده باشید، حتما به این نتیجه رسیده اید که بیشتر وقت خود را در شبکه های مجازی از دست داده اید.

اما باید بگوییم که برای حضور در شبکه های مجازی یک برنامه درست داشته باشید تا مدیریت شبکه های اجتماعی به خوبی اتفاق بیفتد. وقت خودتان رو صرف پست ها و پیام هایی که هیچ سودی برای زندگی تون ندارند، نکنید.

16. تعارف را کنار بگذارید

ما ایرانی ها با تمام خوبی هایمان، یک خصلت ناپسند داریم و آن تعارف کردن است. ما با همه انسان ها تعارف داریم. گاهی حاضریم که زندگی مان، اهداف مان، موفقیت مان را رها کنیم ولی تعارف را زمین نگذاریم.

برای مدیریت زمان، یک مهارت مهم وجود دارد و آن نه گفتن به همه ی خواسته ها و تعارفاتی است.که زندگی و زمان شما رو مختل می کنه. پس تا می تونید نه بگویید و نه گفتن رو تمرین کنید.

17. ورزش کنید

زمان، موقعی برای شما کارآمد است که شما تن سالمی داشته باشید تا بتوانید به همه ی کارهای زندگی خود برسید. پس حداقل روزی پانزده دقیقه ورزش کنید و سعی کنید با ورزش کردن همیشه خودتان رو شاداب نگه دارید. شادابی شما کمک می کند که زمان بیشتری در زندگی داشته باشید و کارهایتان نیز با تمرکز پیش برود.

18. خوب بخوابید

هیچ الزامی در کار کردن بیش از حد نیست و هیچ الزامی وجود ندارد که شما برای مدیریت زمان از خواب و خوراک تون بزنید. شما با این کار نه تنها زمان رو مدیریت نکرده اید،.بلکه مدیریت زندگی تون رو نیز از دست داده اید.

پس تا می تونید استراحت کنید و به خودتان استراحت دهید.و سعی کنید که برنامه زندگی تون رو عاقلانه و بدون هیچ فشاری بر روی دیگر بخش های زندگی تون تنظیم کنید.

19. تغییرات خودتان رو ثبت کنید

تا بدین جای کار شما  باید هجده مرحله را انجام بدهید که طبیعتا در یک روز یا دو روز به نتیجه نمی رسد.و شما باید عادت مدیریت زمان را در زندگی خود نهادینه کنید. برای این که این عادت همراه با انگیزه شه، تغییرات خودتان را ثبت کنید این کار باعث می شود که هر روز برای مدیریت زمان انگیزه ی بیشتری داشته باشید.

20. یک بار دیگر ، زمان رو تحلیل کنید

حال وقت آن است که نتیجه را بسنجید. برای این کار بهترین راه این است که یک بار دیگر زمان زندگی خود را تحلیل کنید. درست مثل مورد اول. اگر تغییر محسوسی مشاهده کردید، مطمئن باشید که در مسیر موفقیت در حال حرکت هستید.

اما اگر هنوز احساس می کنید که جای تغییر وجود دارد،.خودتان رو شماتت نکنید و به این مسیر افتخار کنید..شما امروز قدرت تحلیل زندگی رو پیدا کرده اید و نیاز به تغییر رو تشخیص داده اید..این اولین گام برای رسیدن به موفقیت در زندگی است.

اولویت بندی کارها در مدیریت زمان

اگر شما هم مثل بسیاری زمان کم می‌آورید و نمیدانید چطور کارهای اولویت دار خودت را به موقع انجام بدید و به همه‌ی کارهایتان برسید، این مقاله مربوط به اولویت بندی کارها را بخوانید. تو این مقاله، بهت گفتم که چجوری میتوانی زمان را برای کارهای اولویت دار مدیریت کنید.

اهمیت اولویت بندی کارها در مدیریت زمان

برای این‌که انجام منظم فعالیت‌های کم‌فایده را با استفاده‌ی درست از زمان برای دستیابی به اهداف مهم اشتباه نگیریم، معمولاً بر این نکته تأکید می‌کنند که Task Management (مدیریت وظایف) بخش مهمی از Time Management (مدیریت زمان) است و کسی می‌تواند زمان خود را به خوبی مدیریت کند، که نسبت به اولویت بندی برنامه‌های خود، دقیق و حساس باشد.

اولویت بندی بر اساس ماتریس آیزنهاور (ماتریس اهمیت و فوریت)

ماتریس آیزنهاور ابزار دیگری برای اولویت بندی کارها است که در آن به تفکیک ضرورت زمانی و ضرورت استراتژیک توجه شده است.

علاوه بر عنوان ماتریس آیزنهاور، گاهی نام‌های ماتریس استیون کاوی و هم‌چنین ماتریس اهمیت و فوریت نیز برای آن به‌کار می‌رود. چون طرح این ابزار توسط استیون کاوی در کتاب هفت عادت، نقش مهمی در رواج یافتن آن داشته است.

برای اولویت بندی کارها در ماتریس آیزنهاور، پیش از قرار دادن هر فعالیتی در برنامه‌هایمان، باید آن را از دو جهت بررسی کنیم:

این کار چقدر اهمیت دارد؟

کارهای مهم، اغلب به هدف‌های ما مربوط هستند.

کارها و فعالیت‌هایی که انجام آن‌ها ما را به هدف‌هایمان نزدیک می‌کند و بی‌توجهی به آن‌ها می‌تواند مشکلاتی جدی و عمیق، با اثراتی نسبتاً طولانی برایمان ایجاد کند.

این کارها معمولاً به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به خواسته‌ها و هدف‌های کلان و ارزش های زندگی ما مربوط می‌شوند.

تأکید بر این نکته نیز لازم است که: به علت شخصی بودنِ اهداف و ارزش‌ها، ممکن است کاری که شما آن را مهم تلقی می‌کنید، ممکن است از نظر فرد دیگری مهم محسوب نشود.

موارد زیر، نمونه‌هایی از کارهایی هستند که می‌توانند برای برخی افراد، اهمیت بالایی داشته باشند:

  • ورزش روزانه برای حفظ سلامتی در بلندمدت
  • یادگیری زبان انگلیسی
  • احوال پرسی از پدر و مادر و دیدن آنها
  • برنامه ریزی برای آموزش و توسعه منابع انسانی
  • مدیریت بحرانی که هم‌اکنون در کارخانه به وجود آمده
  • جلسه با مدیرعامل برای متقاعد کردن او درباره‌ی تغییر دیدگاهش نسبت به بودجه ریزی شرکت
  • تنظیم تقویم محتوا برای واحدی که مسئولیت تولید محتوا را در یک شرکت بر عهده دارد

این کار چقدر فوریت دارد؟

این کار یا فعالیت، تا چه حد نیازمند توجه در همین لحظه است؟

آیا اگر همین لحظه (یا در همین لحظات و ساعت‌های پیش رو) به آن توجه نکنم، دردسرساز می‌شود و تبعات بدی برایم خواهد داشت؟

آیا مهلت زمانی کاملاً قطعی و مشخصی برای این کار وجود دارد که الان هم به آن نزدیک شده‌ام؟

آیا اگر این کار را در این لحظه انجام ندهم، فرصت انجام آن را به‌کلی از دست می‌دهم؟

کارهای زیر،‌ ممکن است برای شما، نمونه ای از کارهای فوری محسوب شوند:

  • پاسخ دادن به تماس های تلفنی
  • پاسخ دادن به ایمیل‌های مدیریت ارشد
  • خرید شارژر موبایل (شارژر قبلی گم یا خراب شده است)
  • تنظیم پاسخ و ارسال آن برای روزنامه‌ای که دیروز، مطلب نادرستی را درباره‌ی شرکت منتشر کرده است.

https://mahanteymouri.com/time-management

https://motamem.org/%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%A2%DB%8C%D8%B2%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%88%D8%B1/

هوش هیجانی: شگفت انگیزترین مهارت ارتباطی در زندگی فردی!

توسط 30 جولای 2021

شاید هوش هیجانی یا هوش عاطفی یا EQ مفهوم جدیدی به نظر بیاید، اما واقعیت این است که همین مفهوم، با نام‌های متفاوت، بیش از یک قرن جزوی از دغدغه‌ی روانشناسان بوده است.

ادوارد تورندایک (Edward Thorndike) از روانشناس های برجسته قرن بیستم در حوزه‌های یادگیری، آموزش و هوش، در سال ۱۹۲۰ مفهومی به نام هوش اجتماعی یا Social Intelligence را به صورت زیر تعریف کرد:

«هوش اجتماعی به معنی توانایی درک و مدیریت مردان، زنان، دختران و پسران، برای رفتار آگاهانه در روابط انسانی است.»

همچنین تورندایک در جای دیگری در توضیح هوش اجتماعی چنین می‌گوید:

«هوش اجتماعی به این معناست که بتوانیم انگیزه رفتارهای خود و دیگران را به خوبی درک کرده و از این اطلاعات در تعاملات اجتماعی استفاده کنیم.»

همان‌طور که می‌بینید این تعاریف، به آن‌ چیزی که امروز به عنوان هوش هیجانی یا هوش عاطفی می‌شناسیم نزدیک هستند.

دانشمندان معاصر هم نقش تورندایک را در توجه به هوش عاطفی در نظر گرفته اند.

به عنوان مثال، تراویس برادبری (Travis Bradberry) و جین گریوز (Jean Greeves) که کتاب هوش هیجانی آن‌ها شناخته شده است (The Emotional Intelligence Quick Book)، کتابشان را به تورندایک تقدیم کرده‌اند که «یک قرن پیش این بینش را داشت که به جهان بگوید هوش هیجانی (EQ) مهم‌تر از ضریب هوشی (IQ) است.»

بنابراین اشتباه نیست اگر بگوییم تاریخچه هوش هیجانی، بدون آنکه اسمی از آن در میان باشد، به اوایل قرن بیستم بازمی‌گردد.

هوش هیجانی از نگاه سالووی و مایر

نخستین تعریف رسمی هوش هیجانی به همراه مفهوم پردازی و مدل‌سازی قابل اتکا، توسط پیتر سالووی (Peter Salovey) و جان مایر (John Mayer) انجام شد:

تعریف هوش هیجانی سالووی و مایر

توانایی نظارت و مدیریت احساسات و هیجانات خود و دیگران، جداسازی و تشخیص آن‌ها، و استفاده از این اطلاعات به عنوان راهنمای تفکر و رفتار.

هوش هیجانی از نگاه دانیل گلمن

تعریف دانیل گلمن عمومی ترین تعریف از هوش عاطفی به شمار می آید.

گلمن در نخستین تعریف خود از هوش هیجانی (در سال ۱۹۹۵)، تقریباً هر چیز خوبی را که می‌شناخت زیر چتر هوش هیجانی قرار داد:

تعریف هوش هیجانی دانیل گلمن

هوش هیجانی شامل توانایی‌هایی مثل انگیزه دادن به خود، پشتکار در شرایط دشواری و سرخوردگی، کنترل رفتارهای تکانشی، به تأخیر انداختن خواسته‌ها، تنظیم هیجانات، جلوگیری از غلبه‌ی استرس بر قدرت فکر کردن، همدلی با دیگران و امیدواری است.

برخی منتقدین در نقد تعریف گلمن از هوش هیجانی گفته‌اند که او تقریباً همه‌ی دغدغه‌های روانشناسی شخصیت و نیز اندرزهای اخلاق مسیحی را یک‌جا در تعریف هوش هیجانی مطرح کرد.

البته گلمن به تدریج تعریف خود را با شفافیت و اختصار بیشتری مطرح کرد:

دنیل گلمن و تعریف هوش هیجانی 

هوش هیجانی مجموعه توانایی‌هایی است که به ما کمک می‌کنند هیجانات را در خود و دیگران، تشخیص داده و تنظیم کنیم.

در نهایت، تعریفی که گلمن در سال ۲۰۱۷ در کتاب Everyday Emotional Intelligence ، هوش هیجانی همه جا،مطرح می‌کند چنین است:

انواع مولفه های هوش هیجانی (تعریف دنیل گلمن)

مولفه های هوش هیجانی شامل این پنج مهارت هستند:

  • خودآگاهی یا آگاهی از خویشتن (Self-awareness): این‌که نقاط قوت و ضعف خود، انگیزه و  ارزش‌هایمان و نیز تأثیری را که روی دیگران داریم بشناسیم.
  • خودتنظیمی (Self-regulation): این‌که تکانه‌ها و انگیزه‌های لحظه‌ای و خُلق و خوی خود را در وضعیت آشفته کنترل کرده یا جهت آن‌ها را تغییر دهیم.
  • انگیزش (Motivation) و خودانگیزشی (Self-motivation): [رسیدن به اهداف و] موفقیت برای موفقیت به ما انگیزه بدهد و شکست، نتواند به سادگی مانع انگیزه ما شود.
  • همدلی (Empathy): وضعیت احساسی دیگران را درک کنیم و بتوانیم از دریچه‌ی چشم آن‌ها جهان را ببینیم.
  • مهارت اجتماعی (Social Skill): رابطه‌ی صمیمی داشتن با دیگران تا بتوانیم آن‌ها را به سمتی که میخواهیم هدایت کنیم.

احتمالاً با خواندن سبک تعریف هوش عاطفی توسط گلمن، بهتر می‌توانید حدس بزنید که چرا در بیرون فضای دانشگاهی، نام هوش هیجانی بیش از آن‌که با تورندایک، سالووی، مایر و امثال این دانشمندان تداعی شده باشد، با دانیل گلمن همراه است.

ادبیات گلمن، ادبیات ساده‌ای است که مخاطب عام آن را درک می‌کند و از آن لذت می‌برد.

چند مثال برای هوش هیجانی

گلمن بر اساس تعریف خود از هوش هیجانی، چند مثال برای هوش هیجانی نیز مطرح کرده است. در ادامه برای هر یک از پنج بعد هوش هیجانی، یکی از مثالهای گلمن را مرور می‌کنیم:

 خودآگاهی: مدیری که می‌داند فشرده‌شدن کارها، کیفیت کارش را پایین آورده و در او استرس ایجاد می‌کند. با توجه به این شناختی که از خود دارد، به شکلی برنامه ریزی می‌کند که با فاصله‌ی کافی از مهلت نهایی، کارهایش را به‌ انجام برساند.

 خودتنظیمی و کنترل هیجانات: وقتی تیم، ارائه‌ی بسیار ضعیفی ارائه می‌دهد و مسئول تیم، به جای داد و فریاد کردن، سعی می‌کند مسئله را ریشه‌یابی کرده، تبعات وضعیت موجود را برای تیم خود توضیح داده و در نهایت با هم، روشی برای جبران ارائه (یا بهبود ارائه‌های بعدی) پیدا می‌کنند.

 انگیزه داشتن: وقتی مدیر پرتفولیو در یک شرکت سرمایه‌گذاری، می‌بیند که در چند فصل متوالی، سبد سرمایه‌گذاری تحت مدیریتش ضرر داده است. اما به جای این‌که خودش را ببازد و شرایط بیرونی را عامل شکست بداند و کار را رها کند، می‌کوشد از این تجربه درس بگیرد و با بازآفرینی شرایط و تصمیم‌های جدید، دوباره کنترل اوضاع را در دست بگیرد.

 همدلی: وقتی می‌توانیم احساسات و رفتارهای فردی از فرهنگ دیگر را به درستی درک و تفسیر کنیم (خودمان را محدود به الگوی ذهنی و آموخته‌های خود، و عینکی که از کودکی بر چشم‌مان گذاشته شده، نکنیم).

 مهارتهای اجتماعی: فردی که می‌خواهد تحولی در سازمان ایجاد کند (مثلاً حرکت به سمت فعالیت‌های دیجیتالی) و با توجه به این‌که هنوز مدیران ارشد از نظر ذهنی آماده نشده‌اند، با گفتگو و هماهنگی، هم‌فکرهای خودش را در سازمان می یابد و این فعالیت را آغاز میکند. در واقع مهارت اجتماعی جایی به کمک می‌آید که شرح وظایف و چارچوب‌های رسمی، به اندازه‌ی کافی همراه نیستند و گفتگو و مذاکره، باید بتواند حفره ها را پر یا کُندی و مجموعه را جبران کند.

تعریف هوش هیجانی از نگاه برادبری و گریوز

برادبری و گریوز، به علت نوشتن کتاب‌های ساده – و البته دقیق – در زمینه‌ی هوش هیجانی معروف شده‌اند.

کتاب آن‌ها تحت عنوان Emotional Intelligence Appraisal تحت عنوان آزمون هوش هیجانی به فارسی نیز ترجمه شده است.

آن‌ها هم در کتاب Emotional Intelligence 2.0 تعریفی مشابه تعریف سالووی و مایر و نیز تعریف کوتاه گلمن ارائه می‌دهند:

تعریف برادبری و گریوز از هوش هیجانی

هوش هیجانی، توانایی تشخیص و درک هیجانات در خود و دیگران است؛ و توانایی این‌که این آگاهی را برای مدیریت رفتار و روابط فردی به کار بگیریم.

تعریف عملیاتی هوش هیجانی توسط بار-اُن

روون بار-اُن (Reuven Bar-on) که نامش را گاهی به صورت بار-آن و بار-اون هم می‌نویسند، از زاویه‌ی دیگری به همه گیر شدن هوش هیجانی کمک کرد.

در شرایطی که گلمن از کلیت مفهوم هوش هیجانی دفاع می‌کرد و سعی می‌کرد بر اهمیت آن تأکید کند، بار-اُن کوشید یک تعریف عملیاتی از هوش هیجانی به دست دهد و ابزاری برای اندازه گیری و سنجش هوش هیجانی طراحی کند.

این ابزار که به شکل تجاری در دسترس است و سازمان‌ها و کسب و کارهای بزرگ و نیز مراکز آموزشی از آن برای سنجش هوش هیجانی استفاده می‌کنند، EQ-i نام دارد و بر پایه‌ی تحقیقاتی که بار-اُن در سال‌های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ انجام داده، بنا شده است.

کافی است به نمودار زیر نگاه کنید تا تصویر روش اندازه گیری هوش هیجانی توسط بار-اون در ذهن شما شکل بگیرد:

همان‌طور که می‌بینید بار-اون مهارت‌های متنوعی از جمله تصمیم گیری، مسئولیت پذیری، همدلی، مهارت ارتباطی و روابط بین فردی، حل مسئله، ابراز احساسات، صراحت و قاطعیت، خودشکوفایی، خوش بینی، تحمل استرس را در کنار یکدیگر تحت عنوان هوش عاطفی یا هوش هیجانی اندازه‌گیری کرده است و گزارش می‌دهد.

تعریف ساده هوش هیجانی در دو جمله

همان‌طور که می‌بینید، باید سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ را سال‌های رشد چشمگیر هوش هیجانی دانست. کسانی که در آن سال‌ها روی این موضوع کار کردند، هر یک مسیری را بناکرده‌اند که تا امروز نیز ادامه داشته است.

البته خودِ مفهوم هوش هیجانی، به شکلی دقیق و با مرزهای مشخص تعریف نشده است. اگر چه پیام هوش هیجانی مشخص است و همه بر روی آن اتفاق نظر دارند: هوش را نباید به توانایی محاسبات ریاضی و تعریف سنتی بهره هوشی محدود کرد.

با توجه به این‌که پیتر سالووی و همکارانش هنوز زنده هستند و اتفاقاً هنوز هم به هوش هیجانی توجه دارند (اگر چه صدایشان به اندازه‌ی گلمن و دیگران بلند نیست و سالووی به ریاست دانشگاه Yale سرگرم است)، منطقی است مقاله تعریف هوش هیجانی را با توضیح این دو نفر به پایان ببریم:

استفاده از اصطلاح هوش هیجانی، تأکیدی بر یکی از انواع هوش است که مسئولیت پردازش هیجان‌ها و بهره مندی از آنها را بر دوش دارد.

از این دیدگاه، بخشی از هوش هیجانی از جنس ظرفیت (Capacity)، بخشی از جنس توانایی (Ability) و بخشی دیگر از جنس مهارت (Skill) است.

https://motamem.org/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/

تفکر خلاق در کودکان چطور پرورش می‌یابد؟

توسط 28 جولای 2021

کودکان دنیایی از نوآوری هستند، زیرا هنوز در قید‌و‌بند چارچوب‌های ما آدم بزرگ ها محصور نشده اند. اما مانند هرچیز دیگر، بزرگ‌ترها باید تفکر خلاق در کودکان را هدایت کنند. این کار هم وظیفه‌ی پدر و مادرها و هم وظیفه‌ی مربیان است. در این مقاله، روش‌ها و بازی‌های متنوعی برای ایجاد و تقویت تفکر خلاق در کودکان معرفی شده است. قبل از خواندن این مقاله سعی کنید کلیشه‌ها و و باورهای قدیمی را کنار بگذارید و با دیدگاهی باز ما را همراهی کنید.

نقاشی‌ها، بازی‌ها و ابتکارات کودکان اصولا نوآوری چشمگیری دارد. تفکر خلاق در کودکان در رنگ‌آمیزی خلاقانه‌شان،نوشته ها و زبان‌های رمزی و عجیب‌و‌غریبی که طراحی می‌کنند، دیده می‌شود. مدارس در شکوفایی تفکر خلاق در کودکان نقش مهمی دارند. آنها باید در جهت بهبود قدرت بیان کودکان بکوشند، مهارت حل مسئله را به آنها بیاموزند و توانایی‌های هنری‌شان را پرورش بدهند.

مدارس و مهدکودک‌ها، بیشتر به تأمین امنیت و سلامت کودکان و نیز تدریس مهارت‌های شناختی مانند شناخت اَشکال، رنگ‌ها، آموزش رفتار اجتماعی، سوادآموزی و مهارت‌های عددی می‌پردازند. وقتی بیشترِ زمانِ مدرسه به آموزش چنین مهارت‌‌هایی اختصاص داده شود، دیگر برای پروش خلاقیت کودکان پیش دبستانی زمان چندانی نمی‌ماند. درحالی‌که کمک به پرورش خلاقیت در کودکان، اشتیاق آنها را برای یادگیری بالا می‌برد و باعث تقویت فکری می شود.

اگر از پنج معلم تعریف خلاقیت را بپرسید، احتمالا پنج جواب متفاوت خواهید گرفت. یکی از تعاریف خلاقیت، روی فرایند «تفکر واگرا» تمرکز دارد که شامل موارد زیر می‌شود:

  • حذف نظرات قدیمی
  • روابط جدید
  • توسعه دانش
  • ایده سازی‌های جدید و تأثیرگذار

تشویق کودک برای اینکه اهل تفکر واگرا باشد، در واقع انگیزه زیادی در کودک برای یادگیری عمیق ایجاد می‌کند. تشویق به ایده‌سازی، کاری میکند تا توانایی تفکر خلاق در کودکان افزایش پیدا کند. وقتی او می آموزد که « یک موضوع مبهم» چیز ترسناکی نیست، مهارت تفکر پیچیده، خودنمایی می‌کند. برای مثال، کودکی که به تولد دوستش دعوت شده است، از یک طرف، از اینکه به یک مهمانی دعوت شده هیجان‌زده است، از طرف دیگر، چون مانند دوستش کادو دریافت نمی‌کند، عصبانی است. کودک در این موارد به کمک احتیاج دارد تا بیاموزد هیچ اشکالی ندارد که در یک لحظه دو احساس یا ایده‌ی متضاد داشته باشد. برای کودکان این فرصت را فراهم کنید تا مجبور شوند در فضایی مبهم یا نامعلوم ایده پردازی کنند. شاید بهتر باشد روش زیر را دنبال کنید:

  • بعضی احساسات و آرزوها در میان همه‌ی افراد مشترک‌ هستند، اما بعضی از آرزوها و ایده‌ها اختصاصی کودک هستند.
  • دوستانش نمی‌خواهند همیشه بازی دلخواه او را انجام بدهند.
  • لازم نیست کارهایش را همین حالا انجام بدهد. در آینده هم این فرصت را دارد.
  • یک ایده‌، گاهی ممکن است معرکه باشد و گاهی هم ممکن است اصلا خوب نباشد (مثلا نقاشی با انگشتان به‌طورکلی ایده‌ی خوبی است، به شرطی که خودش هم بخواهد و ابزار لازم را هم داشته باشد.)
  • هر عملی، عکس‌العمل و پیامدهایی دارد.تقویت این شیوه‌ی فکر کردن، به شکل گیری تفکر منطقی در کودکان کمک می‌کند.

نکات و روش‌هایی برای پرورش تفکر خلاق در کودکان‌

برای ارتقای حس نوآوری کودکان، بهتر است نکات زیر را همیشه در ذهن داشته باشید:

  • یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که کودک ارزش وجودی خود را درک می‌کند، ارتباط با والدین و بزرگ‌ترهاست.
  • در تعریف‌ و قدرشناسی از فعالیت‌ها و ایده‌های کودک‌ دست‌و‌دلباز باشید.
  • مراقب باشید هر کودکی شخصیت منحصر‌به‌فردی دارد. پس در پرورش خلاقیت او باید متناسب با شخصیتش رفتار کنید.
  • دورهمی‌هایی تشکیل بدهید که کودکان در کنار هم بتوانند آزادانه ایده‌های خود را بیان کنند و به حل مسئله مشخصی بپردازند.

در ادامه با روش‌های پرورش تفکر خلاق در کودکان آشنا می‌شوید.

۱. طرح سؤال باز از کودک

یکی از بهترین روش‌ها برای ایجاد تفکر خلاق در کودکان، طرح «سؤالات باز» یا سؤالاتی است که به سبک سقراط پرسیده می‌شوند. چنین سؤالاتی به کودک کمک می‌کنند تا از زمان و مکان فاصله بگیرد. انتخاب‌ها، مقایسه‌ها، ایده‌های جدید و سرگرم‌کننده و نحوه‌ی پاسخ به این سؤالات، در تقویت تفکر خلاق در کودکان بسیار مهم هستند. مزیت این سؤالات این است «پاسخ غلط» وجود ندارد. در ادامه چند سؤال باز را با هم می خوانیم که می‌توانید آنها را از فرزندتان بپرسید و به فعال‌سازی خلاقیتش کمک کنید:

  • اگر همیشه جمعه‌ها باران ببارد چه اتفاقی می‌افتد؟
  • چه اتفاقی می افتد اگر ماشین‌ها هیچ‌وقت فرسوده نشوند؟
  • چرا هر بار که از خواب بیدار نمی‌شویم موهایمان مرتب نیست؟
  • اگر یک زنبور عسل، یک گاو و یک شبدر در کنار هم قرار بگیرند چه اتفاقی می افتد؟
  • اگر گربه‌ها بتوانند پارس کنند چه اتفاقی می‌افتد؟
  • اگر تمام کفش‌های دنیا فقط در یک سایز تولید می‌شدند چه میشد؟

به این مورد توجه کنید که نمونه‌های بالا صرفا نمونه هستند. سؤالاتی که از فرزندتان می‌پرسید، باید متناسب با خصوصیات او باشند. کودکان تجربه‌های اندکی دارند؛ مثلا یک کودک شهری شاید هرگز شبدر یا گاو ندیده باشد و تصوری از فضای تعدادی از سؤالات نداشته باشد. در صورت امکان، بچه‌ها را به گردش ببرید و موقعیت‌های مختلف را به آنها نشان بدهید، یا برای‌شان فیلم بگذارید و دنیا را به‌طور شفاف‌تری برای‌شان توضیح بدهید. از معلمان مدرسه نیز بخواهید متخصصان مختلف را برای سخنرانی دعوت کنند و برای آنها تجربه‌های کودکی خوشایندی بسازد.

خیلی خوب است که بتوانیم شرایطی برای پرورش حس نوآوری کودکان در زمینه‌های مختلف بسازیم. مثلا هرگاه کودک درگیر کارهای هنری، اجرای نمایش، موسیقی یا عروسک‌بازی است، بهترین کار این است که خلاقیت او را فعال کنیم.

۲. آشنایی کودک با دنیای هنر

همه انواع نقاشی حین گوش دادن به موسیقی کلاسیک، طراحی و گِل‌بازی، مثال‌هایی از فعالیت‌های هنری هستند که باعث افزایش خلاقیت می شوند. این فعالیت‌های ساده را میتوان در مهدکودک های کشور اجرا کرد.

بهبود قدرت مشاهده و افزایش دقت، به کشف خلاقیت و تفکر نوآورانه در کودکان می انجامد. برای مثال، مربی مهدکودکی کاغذ و آبی‌رنگ به کودک می‌دهد. کودک ابتدا با قلم‌‌مو روی کاغذ یک ضربه می‌زند و در تصورات خود همان یک نقطه‌ی آبی را بزرگتر می‌کند . او قلم‌موی خود را در آب فرو می‌برد و محو تماشای این می‌شود که باریکه‌ی آبی‌رنگ در عمق آب فرو می‌رود. سپس کم‌کم متوجه می‌شود برای پُررنگ‌ترشدن، باید مرتب قلم‌مو را روی کاغذ بکشد. تمام فرایند نقاشی کشیدن برای کودک یک کشف است؛ اکتشافی سرشار از خلاقیت. کودک در این لحظه منتظر است به‌خاطرِ این کشف، تأیید و تحسین شود. حساسیت شما روی تجارب جدید کودک، می‌تواند به رشد تفکر خلاق او کمک کند. با تعریف‌و‌تمجید شما، اشتیاق و تعهد کودک که از الزامات خلاقیت است، تأمین می‌شود.

۳. شرایطی برای جنب‌وجوش بچه‌ها فراهم کنید

خیلی از بچه‌ها احتیاج دارند دائما جنب‌و‌جوش داشته باشند. بهتر است برای چنین کودکانی رقص را در برنامه‌ی روزانه‌شان بگنجانید. مربی‌های مهدکودک می‌توانند بچه‌ها را به دو دسته تقسیم کنند. به یک دسته مأموریت بدهند که با دست، ابزارآلات موسیقی یا پای‌کوبی، آهنگسازی کنند و از گروه دوم بخواهند خوب به ریتم گوش کنند و با آهنگ ساخته‌شده برقصند.

کودکان کم‌کم یاد می‌گیرند با استفاده از بدن‌شان، احساسات و حرکات را نمایش بدهند. کودکان نوپا عاشق این هستند که مثل خرگوش بالاو‌پایین بپرند. بچه‌های بزرگ‌تر ممکن است دوست داشته باشند ادای لاک‌پشت، سنجاقک یا فیل را دربیاورند. از کودکان بخواهید تلاش کنند تنها با بدن خود احساس خاصی مانند احساس خوشحالی، عصبانیت یا هیجان‌زدگی را نشان بدهند.

تفکر خلاق در پس‌زمینه‌ی بسیاری از بازی‌ها وجود دارد. مثلا در بازی ساده‌ی «مار بازی»، بچه‌ها روی شکم می‌خوابند، مچ‌ِ پایِ نفر جلویی را می‌گیرند و سعی میکنند یک مار دوتکه‌ای درست کنند. هر تیم دونفره باید به دنبال تیم دیگری بخزد تا به ماری چهارتکه تبدیل شود. در این بازی بچه‌ها یاد می‌گیرند چطور شکل کلی مار وهمبستگی‌شان را در طول مسیر حفظ کنند.

۴. آموزش بازی‌های تجسمی به کودکان

بازی «تجسم کن …» خلاقیت کودک را به پرواز در‌می آورد. این بازی به بازیابی اطلاعات، مرور خاطرات، مقایسه، ایده‌پردازی و ایجاد ارتباط بین اطلاعاتِ غیرمنسجم احتیاج دارد. بعد از ارائه‌ی توضیحاتی مختصر، به کودک اجازه بدهید خودش سناریوهای خیالی متفاوتی بسازد. بگذارید خیالات او پروبال بگیرند. حتی می‌توانید از کودک بخواهید تجسم کند به موجودی تبدیل شده است. انتخاب او چه موجودی است؟ در قالب این موجود، روز خود را چگونه می‌گذراند؟

بازی دیگر، بازی «انتخاب» است. این بازی به کودک کمک می‌کند تا خود را بهتر بشناسد و متوجه شود ترجیحاتش چه هستند و در مواقع خاص چه عکس‌العمل‌هایی نشان می‌دهد. مثلا از او بپرسید اگر این سه معلم را داشتی و مجبور بودی یکی را پس بدهی، کدام را پس می‌دادی؟ چرا؟ با دو معلم دیگر چه می‌کردی؟ از دست این دو معلم در کنار هم کار خاصی بر می‌آید؟ چه‌کاری؟

بازی «کاربردها» باعث می‌شود کودکان با استفاده از خلاقیت‌شان به کاربردهای جدیدی برای ابزارها فکر کنند. می‌توانید تعدادی وسیله‌ی بی‌ربط به کودک بدهید و از او بخواهید با ترکیب آنها وسیله‌ای کاربردی بسازد. یا یک وسیله به او بدهید و از او بخواهید کاربرد جدیدی برای آن پیدا کند. مثلا به تعدادی بچه‌ی شش‌ساله تعدادی کراوات داده شد. تعدادی از بچه‌ها از این کروات‌ها به‌عنوان کمربند پرواز استفاده کردند، برخی هم تجسم کردند که این کراوات‌ها مارهایی هستند که روی زمین می‌خزند.

تماشای خلاقیت کودکان و سردرآوردن از افکار آنها لذت‌بخش است.

۵. پیک‌نیک خانگی

با کمک بچه‌ها سناریویی بریزید تا پیک‌نیکی داخل مهدکودک برگزار کنید. انگار که دسته‌جمعی رفته‌اید شمال! تلاش کنید با استفاده از وسایل، به داخل مهد فضایی مسافرتی بدهید. مثلا قسمتی از اتاق را پر از صدف و شن کنید. ساندویچ‌ و اسنک‌های تابستانی درست کنید. از مادرها خواهش کنید یک‌دست لباس شنا و حوله‌ی تمیز به بچه‌ها بدهند. یک استخر پلاستیکی وسط اتاق بگذارید، انگار که بچه‌ها به استخر یا دریا آمده‌اند. از بچه‌ها بخواهید تجسم کنند که اینجا شمال است.

۶. برای کودکان شعر بخوانید

شعر بخوانید. نتایج تحقیقات نشان داده است که جریان تعاملات زبانی در مسیرهای عصبی برای رشد خلاقیت خیلی اهمیت دارد. استفاده از استعاره‌ها یا ضرب‌المثل‌ها برای کودکان کوچک، مغزشان را غافلگیر می‌کند. می‌توانید برای ارائه‌ی راه‌حل درمورد مشکلی که کودک به آن برخورد کرده است، از شعر استفاده کنید و از او بخواهید سعی کند به خاطر بیاورد که مصرع بعدی آن چیست؟

۷. در بندِ برنامه‌ریزی‌ها نباشید

سؤالی از معلمان و مربیان مدارس و مهدکودک‌ها دارم. حال که تا اینجای مقاله را خواندید، چطور کلاس خود را برای افزایش خلاقیت در دانش‌آموزان آماده می‌کنید؟ فضای کافی برای ایجاد بلوک‌های امن، ماشین‌ها، بزرگراه‌ها و ترافیک‌ها ایجاد کنید. لوازم امداد را در کلاس آماده بگذارید تا اگر خلاقیت کودکان موجب مصدومیت آنها شد، به‌سرعت بتوانید اقدامات لازم را انجام بدهید. سعی کنید محدودیت‌ها و برنامه‌ریزی‌های زمانی کمتری اعمال کنید تا بچه‌ها بدون نگرانی درباره‌ی زمان، بتوانند خلاقیت خود را پر‌وبال بدهند.

کتابخوانی برای کودکان و فعالیت‌های آرام، به آنها کمک می‌کند انسجام اجتماعی را بیاموزند. اما بهتر است زمانی را هم به انجام فعالیت‌های دسته‌جمعی اختصاص بدهید. ممکن است بچه‌ها در فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌نشده، چیزهای جالب‌تری کشف کنند. مثلا اگر تمام بچه‌ها دارند گرگم‌به‌هوا بازی می‌کنند، اما یک بچه محو تماشای پروانه‌ای شده است، یک مربی منعطف به او خرده نخواهد گرفت. اولویت یک مربی کاربلد باید رشد و پرورش کودک باشد، نه اجرای مو‌به‌موی برنامه‌های از پیش تعیین‌شده.

آیا بازی کردن به رشد تفکر خلاق در کودکان کمک می‌کند؟

یکی از اجزای ضروری هر کلاسی، اجرای نمایش و بازی است. در این نوع بازی‌ها، بارها تعدادی از بچه‌ها گرگ می‌شوند و تعدادی جیغ‌زنان در نقش برّه فرار می‌کنند. مربی برای افزایش خلاقیت کودکان می‌تواند در این لحظه وارد عمل شود. او می‌تواند به کودک کمک کند تا رفتار کلیشه‌ای‌اش را به تصویر بزرگ‌تری از جهان متصل کند. معلمان، همیشه ناظر رفتار کودکان هستند و به‌مرور زمان، روش منحصر‌به‌فرد، ترس‌ها، نقاط قوت و فانتزی‌های هرکدام از آنها را می‌شناسند. رفتار تکراری بچه‌ها در واقع همان روش آنها برای کاهش استرس است. سعی کنید بعد از بازی، عکس‌العمل بچه‌ها را مورد سؤال قرار بدهید تا دلیل رفتارهای خاص‌شان را بهتر متوجه شوید و بتوانید راهکار‌های بهتری به آنها ارائه بدهید.

چگونگی ارتباط کودکان با بزرگ‌ترهایشان، امکاناتی که در اختیار دارند و فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند، روی بهبود خلاقیت‌ آنها اثر چشمگیری می‌گذارد. مدارس یا خانواده‌هایی که به کودکان اجازه می‌دهند بدون ترس،درونیات خود را بیان کنند، با دیگران مخالفت کنند و به درک روابط دنیا بپردازند، امکان خلاقیت بیشتری را به آنها می‌دهند.

https://www.chetor.com/80454-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86/

چگونه بر ترس خود غلبه کنیم ؟

توسط 10 جولای 2021

ترس از جمله قدرتمندترین احساسات است که اثرقدرتمندی روی ذهن و جسم ما میگذارد. برای اینکه بدانیم چگونه بر ترس خود غلبه کنیم ابتدا باید درک کنیم که ترس می تواند در شرایط اضطراری نشانه های جدی ایجاد کند، مثلا اگر در آتش سوزی گرفتار شویم یا مورد حمله قرار بگیریم دچار این حس می شویم.

همچنین می تواند زمانی ایجاد شود که با رویدادی غیر خطرناک مانند امتحانات، سخنرانی عمومی، شغل جدید، قرار عاشقانه و یا حتی مهمانی روبرو هستید. این یک پاسخ طبیعی به تهدیدی است که می تواند ذهنی یا واقعی باشد. اضطراب کلمه ای است که ما برای برخی از انواع ترس ها استفاده می کنیم. این ترسها معمولاً مربوط به فکر یا اتفاق ناگواری است که قرار است در آینده پیش بیاید، نه در حال حاضر.

دوام ترس و احساس آن چندان طولانی نیست و میتواند تمام شود، اما همچنین می تواند بسیار طولانی  شود و شما را درگیر خود کند. ترس بر زندگی روزانه شما سایه می افکند و اثرات آن در توانایی غذا خوردن، خوابیدن، تمرکز، مسافرت، و دیگر لذت های زندگی یا حتی ترک خانه یا رفتن به محل کار یا مدرسه تأثیر می گذارد. ممکن است شما را از انجام کارهایی که می خواهید یا باید انجام دهید، باز دارد و همچنین بر سلامتی تأثیر دارد.

برخی از افراد بر اثر ترس پریشان شده و می خواهند از موقعیت هایی که ممکن است باعث ترس و اضطراب شود، دوری کنند. اینکه بدانیم چگونه بر ترس خود غلبه کنیم شاید چندان ساده نباشد، اما روش های زیادی برای پیدا کردن راهکار درست وجود دارد. می توانید بیاموزید که احساس ترس کمتری داشته باشید و با ترس روبرو شوید تا این امر مانع از زندگی شما نشود.

عوامل ایجاد ترس کدام اند؟

بسیاری از چیزها باعث می شود احساس ترس کنیم. ترس از بعضی چیزها – مانند آتش سوزی – باعث تلاش برای محافظت از خودمان می شود. ترس از شکست می تواند باعث تلاش بیشتر شود تا شکست نخورید، اما اگر این احساس بیش از حد قوی باشد، ممکن است نتیجه عکس داشته باشد.

آنچه از آن می ترسید و چگونگی برخورد با آن در هر فرد متفاوت است. فقط دانستن اینکه چه چیزی و چرا باعث ترس شما می شود، می تواند اولین قدم برای حل مشکلات ترس باشد.

عوامل ایجاد اضطراب کدام اند؟

هرآنچه در مورد ترس نوشتم درمورد اضطراب هم درست است. کلمه “اضطراب” معمولا برای توصیف نگرانی یا هنگامی که ترس آزار دهنده است و به مرور زمان ادامه می یابد، استفاده می شود. همچنین احساسی که مربوط به یک رویداد در آینده باشد زمان حاضر باشد معنای اضطراب میدهد.

اضطراب کلمه ای است که اغلب هنگام توصیف ترس مداوم توسط متخصصان بهداشت استفاده می شود. اشکال احساس ترس و اضطراب بسیار شبیه بهم هستند، زیرا حس اصلی یکسان است.

منظور از احساس ترس و اضطراب

سرعت فعالیت بدن زمانیکه دچار ترس یا اضطراب می شوید افزایش پیدا میکند. واکنش های زیر را در نظر داشته باشید:

  • افزایش ضربان قلب یا بی نظم شدن ضربان قلب
  • افزایش تعداد تنفس
  • ضعف ماهیچه ای
  • تعریق زیاد
  • احساس ضعف در روده
  • تمرکز دشوار
  • احساس سرگیجه
  • عدم توانایی حرکتی (بر اثر شوک)
  • ناتوانی در غذا خوردن
  • عرق گرم و سرد
  • خشکی دهان
  • تنش عضلانی

این موارد نشانه آمادگی بدن در موقعیت های ترس یا اضطراب شماست. بنابراین وقتی دنبال این هستید که بدانید چگونه بر ترس خود غلبه کنیم، فراموش نکنید که موارد بالا باعث می شود خون به سمت عضلات سرازیر شود، قند خون را افزایش داده و به شما توانایی ذهنی می دهد تا روی چیزهایی که بدن آن را تهدید تلقی می کند، تمرکز کنید.

با اضطراب، در طولانی مدت، ممکن است برخی از نشانه های نوشته شده و همچنین احساس ترس آزاردهنده داشته باشید و دچار تحریک پذیری، اختلال خواب و سردرد شوید یا در شروع کار و برنامه ریزی برای آینده مشکل پیدا کنید، حتی از تأثیر اضطراب بر رابطه جنسی هم انباید غافل شد.

دلیل احساس ترس وقتی دلیل واقعی برای ترسیدن وجود ندارد

انسان های اولیه به پاسخ های سریع و قدرتمند ناشی از ترس احتیاج داشتند، زیرا اغلب در شرایط خطر جسمی قرار داشتند. با این حال، ما دیگر در زندگی مدرن با تهدیدهای مشابه روبرو نیستیم.

با این وجود، ذهن و بدن ما هنوز به همان شیوه  اجداد اولیه مان کار می کنند و ما نسبت به نگرانی های مدرن مثل قبوض، مسافرت و موقعیت های اجتماعی واکنش های یکسانی داریم. اما ما نمی توانیم از این مشکلات فرار یا به شکل فیزیکی با آن ها برخورد کنیم!

احساس فیزیکی ترس به خودی خود می تواند ترسناک باشد، به خصوص اگر آن ها را تجربه می کنید و نمی دانید چرا یا وقتی متناسب با وضعیت نیستند. فراموش نکنید که به جای هشدار دادن در مورد یک خطر و آماده کردن شما برای پاسخ به آن، ترس یا اضطراب می تواند برای هر گونه تهدید ذهنی، که ممکن است خیالی یا جزئی باشد، ایجاد شود.

چگونه بر ترس خود غلبه کنیم؟

در ادامه قصد دارم به شما یادآوری کنم که با رعایت چند راهکار ساده، ترس ها و احساس اضطراب خودتان را مدیریت و مهار کنید.

روبه رو شدن با ترس

اگر همیشه از موقعیت هایی که باعث ترس شما می شود، دوری می کنید، ممکن است از کارهایی که می خواهید یا باید انجام دهید، دست بکشید. شما نمی دانید که آیا اوضاع همیشه به همان شکلی که انتظار دارید بد است، بنابراین فرصتی را برای دست یافتن به نحوه مدیریت ترس خود و کم کردن اضطراب را از دست می دهید. اگر این الگو را پیش بگیرید، مشکلات اضطراب افزایش می یابد. رودر رو شدن با ترسها خود می تواند روشی مؤثر برای غلبه بر این احساس باشد.

خودشناسی

سعی کنید در مورد ترس یا اضطراب خود بیشتر بدانید. یک دفترچه برای اضطراب و تفکرات داشته و یادداشت کنید که چگونه و چه موقع اتفاق می افتد. می توانید برای مقابله با ترس، اهداف کوچک و قابل دستیابی خود را تعیین کنید. می توانید لیستی از مواردی را که به شما کمک می کند، در مواقعی که احتمالاً دچار ترس یا اضطراب می شدید، به همراه داشته باشید. این ترفند می تواند روشی اثرگذار برای پرداختن به عوامل اساسی که در اضطراب شما نقش دارند، باشد.

ورزش

بیشتر ورزش کنید. ورزش نیاز به تمرکز دارد و این می تواند ذهن شما را از ترس و اضطراب دور کند.

تمرین آرامش

یادگیری تکنیک های آرام بخش می تواند در احساس روحی و جسمی ترس به شما کمک کند. چطور؟ مثلا شانه های خود را رها کنید و نفس عمیقی بکشید. یا خود را در مکانی آرامش بخش تصور کنید. همچنین اگر به آموزش های شنیداری علاقه دارید، انواع پادکست ها درمورد این نوع تمرین موجود است.

تغذیه سالم

خوردن میوه و سبزیجات کمک مؤثری به آرامش شما میکند. یادآوری میکنم که از مصرف قند زیاد خودداری کنید. افزایش میزان قند خون باعث ایجاد احساس اضطراب می شود. اگر اهل کافئین قهوه و چای هستید باید اضافه کنم که هردو می تواند سطح اضطراب را افزایش دهد.

اجتناب از مصرف الکل

الکل را “شهامت مستی” می نامند، اما عوارض جانبی الکل می تواند باعث ترس و اضطراب شود. بسیاری از افرادی که دچار فشار روانی در روز میشوند علاقه به مصرف الکل دارند.

درمان های مکمل

برخی افراد می دانند که روش های درمانی یا درمان های مکمل، مانند تکنیک های آرامش، مدیتیشن، یوگا یا تای چی به آن ها کمک می کند تا با اضطراب خود کنار بیایند.

ایمان / معنویت

اگر مذهبی یا روحانی هستید، این مورد می تواند راهی برای احساس ارتباط شما با چیزی بزرگتر از خودتان بدهد. ایمان می تواند راهی برای مقابله با استرس های روزانه فراهم کند و حضور در مکان های معنوی شما را از یک حمایت روحی ارزشمند بهره مند میکند.

روش هایی درمانی برای غلبه بر احساس ترس و اضطراب

گفت‌وگو درمانی

گفتگو درمانی، مانند مشاوره یا رفتار درمانی شناختی برای افرادی که مشکلات اضطرابی دارند از جمله رفتار درمانی شناختی اینترنتی، بسیار مؤثر است که به شما یک سری تمرین های خودیاری می دهد. پیشنهاد میکنم برای شناخت بیشتر این روش درمانی، با یک درمانگر یا متخصص روانشناسی صحبت کنید.

دارو

از دارو درمانی برای ارائه کمک های کوتاه مدت استفاده می شود تا در این مدت مشکلات ترس و اضطراب ریشه یابی شود. داروها ممکن است در صورت ترکیب با سایر درمان ها یا پشتیبانی از آن ها بسیار مفید باشند.

شرکت در انجمن ها

می توانید در مورد مدیریت استرس و اضطراب چیزهای زیادی را با پرسیدن از افراد دیگری که تجربه مشابهی داشته اند، یاد بگیرید. گروه های پشتیبانی محلی یا انجمن های خودیاری افراد را با تجربیات مشابه جمع می کنند تا بتوانند داستان های یکدیگر را بشنوند، نکاتی را به اشتراک گذاشته و یکدیگر را برای امتحان روش های جدیدی برای مدیریت اضطراب تشویق کنند. پزشک، کتابخانه یا دفتر مشاوره محل جزئیات مربوط به گروه های پشتیبانی را در اختیار شما قرار می دهد.

تلاش کودکان برای پاسخ به چگونه بر ترس خود غلبه کنیم

ترس یکی از پرتکرارترین احساسات در دوران کودکی است. احتمالا شما هم جزو همان پدر یا مادری هستید که در چند روز اخیر شاهد ترس یا اضطراب کودک خود بوده اید. خبر خوب اینکه با استفاده تمرین های زیر می‌توانید به کودکان کمک کنید تا خودشان به‌تنهایی راه‌های غلبه بر ترس خود را پیدا کنند.

  • بدون فشار واردکردن به کودک و به‌مرورزمان، او را در معرض چیزهایی قرار دهید که از آنها می‌ترسند. الگوی او باشید و به او نشان دهید که چطور می‌تواند آرامشش را در چنین شرایطی حفظ کند.
  • او نیاز دارد تا بداند چه چیزهایی واقعی هستند و چه چیزهایی خیالی. بنابراین برای توضیح این مسائل وقت داشته باشید تا شناخت درستی درمورد دلیل وقوع برخی وقایع مثل طوفان یا رعدوبرق به دست بیاورد.
  • با کودکتان روراست باشید. اگر می‌دانید تجربه‌ای که قرار است داشته باشد، برایش ترسناک یا دردناک خواهد بود، او را از دانستنش محروم نکنید. همین اعتماد کاری میکند تا به خوبی بر ترس و اضطراب خودش غلبه کند.
  • نیازی نیست او از ترس ها و اضطرابهایتان چیزی بداند. بهترین کار این است که شخصا آنها را مدیریت کنید. کودکان برای اینکه بدانند چگونه بر ترس خود غلبه کنیم، نیاز به احساس امنیت و اعتماد کنار شما دارند. تصویر خوبی از آرامش و تسلط بر امور از خودتان برایش بسازید.
  • کتاب‌ها و داستان‌هایی که درباره غلبه کودکان بر ترس‌ هایشان هستند معجزه می کنند (ترس‌هایی مشابه با آنچه کودک شما دارد). کودکان کم‌سن‌وسال شیفته شنیدن چنین داستان‌هایی هستند: داستان‌هایی که در آنها کودکی شبیه به خودشان بر دشواری‌ها غلبه می‌کند. کودک بدون شک از چنین داستانی الگوبرداری میکند و در بلند مدت بر شکل گیری شخصیت واقعی او تأثیر گذار خواهد بود.

منبع:

https://www.darmankade.com/blog/overcoming-fear-and-anxiety/

https://www.chetor.com/200042-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86/

فراموشی و پیشگیری از آن

توسط 10 می 2021

فراموشی چیست؟

فراموشی (forgetfulness) ناتوانی دائمی در به یاد آوردن و به خاطر سپردن است. فراموشی حاصل تغییرات مغز بوده و می‌تواند بخش بسیار طبیعی از فرایند پیری یا نشانه‌ای از دیگر بیماری‌ها باشد.

زمانی که فرد فراموشی را تجربه می‌کند، به یاد آوردن اطلاعات و رویدادها، یادگرفتن چیزهای تازه و یا شکل دادن به خاطرات جدید بسیار سخت خواهد بود. عمده دلایل فراموشی، افزایش سن، عوارض جانبی داروها، تروما و ضربات شدید، کمبود ویتامین، سرطان مغز، عفونت مغزی و دیگر اختلالات و بیماری‌ها است‌.

استرس، کار زیاد، نداشتن استراحت کافی و حواس پرتی مداوم همگی روی حافظه کوتاه مدت اثر گذار هستند. در افراد مسن، فراموشی بالاتر از حد طبیعی می‌تواند نشانه‌ای از آلزایمر و یا زوال عقل عروقی باشد. برای اینکه فرایند درمان هر چه سریع‌تر آغاز شود، لازم است که عوامل زمینه‌ای فراموشی شناسایی شوند.

اگر بعد از وارد آمدن ضربات و آسیب‌های سخت، حافظه فرد مختل شود و یا اگر فراموشی با ضعف ناگهانی یا سستی و کرختی یک طرف بدن، سر درد شدید، سخت صحبت کردن همراه شود، باید هر چه سریع‌تر با آمبولانس تماس گرفت. اگر روند فراموشی سریع رخ دهد و باعث نگرانی شما شود هم باید اقدامات درمانی را انجام داد.

انواع فراموشی

فراموش کردن چیزها امری غیر عادی نیست و با افزایش سن تا حدودی می‌تواند طبیعی هم باشد. مشکلات حافظه بیش از آن‌چه که فکر می‌کنید شایع هستند. فراموشی معمولا در سه سطح اتفاق می‌افتد:

فراموشی در حافظه حسی

بیشتر افراد این نوع از فراموشکاری را در دور‌هایی از زندگی تجربه می‌کنند. علت آن معمولا به بی توجهی و بی دقتی مرتبط است.

فراموشی در حافظه کوتاه مدت

این اتفاق بیشتر درباره اطلاعاتی روی می‌دهد که در اثر عدم مرور ذهنی کمرنگ شده و به فراموشی سپرده شده‌اند. از سوی دیگر، حافظه کوتاه مدت گنجایش کمی داشته و برخی از اطلاعات به دلیل عدم انتقال به حافظه بلند مدت از آن پاک می‌شوند. گاهی هم جایگزین شدن اطلاعات قبلی با اطلاعات جدیدتر، این نوع از فراموش کردن را به دنبال دارد.

فراموشی در حافظه بلند مدت

فراموش کردن اطلاعات موجود در حافظه بلند مدت به چند بخش دسته بندی می‌شود:

محو اطلاعات. به دلیل گذر زمان و از دست رفتن حافظه ایجاد می‌شود.

تداخل اطلاعات. به دلیل تداخل خاطرات و همپوشانی یا همزمانی آن‌ها با هم روی می‌دهد.

حواس پرتی. زمانی ایجاد می‌شود که فرد در اثر عدم تمرکز کافی، رمز گردانی کارآمدی در حافظه کوتاه مدت نداشته باشد. در چنین شرایطی اطلاعات در حافظه بلند مدت جاگذاری نمی‌شوند.

یکی از بخش‌های فراموشی در حافظه بلند مدت، حواس پرتی به دلیل عدم تمرکز است

قفل شدن. در این حالت دسترسی به اطلاعات و خاطرات مسدود می‌شود. این وضعیت موقتی بوده و پس از گذشت مدتی برطرف خواهد شد.

نسبت یا اسناد غلط. این وضعیت با عدم یادآوری بخشی از خاطرات مثل زمان، مکان و اشخاص همراه است. یعنی اصل موضوع به یاد آورده می‌شود، اما برخی از جزئیات را نمی‌توان به خاطر آورد.

تلقین. آن‌چه که به نام تلقین ذهنی شناخته می‌شود می‌تواند باعث یادآوری خاطرات به شکلی متفاوت شود.

گزینش ذهنی. یادآوری جنبه‌های صرفا خوب یا بد خاطرات که به عقاید و باورهای فرد مرتبط است. مثلا افراد بدبین فقط جنبه‌های بد خاطرات را به یاد می‌آورند.

سرکوب خاطرات. در این شرایط ذهن تلاش می‌کند تا خاطرات نامطلوب خود را سرکوب کند.

علت فراموشی

فراموشی فقط مختص افراد مسن نیست. بسیاری از افراد حتی کودکان یا جوانان ممکن است به دلایل مختلفی دچار فراموشکاری شوند. کمبود بعضی از ویتامین‌ها، ضربه به سر، عفونت مغزی، سکته یا برخی از بیماری‌های مزمن می‌توانند چنین مشکلی را در افراد ایجاد کنند. برخی از مهم‌ترین عواملی که در این زمینه نقش دارند عبارتند از:

کمبود خواب

کمبود خواب شاید یکی از بزرگترین علل فراموشی باشد. خواب کم و بی کیفیت ممکن است منجر به تغییرات خلق و خو یا ایجاد اضطراب هم شود. هر یک از این مسائل می‌توانند توانایی حافظه و قدرت یادآوری افراد را کاهش دهند.

کم کاری تیروئید

کم کار بودن غده تیروئید یکی از عواملی است که در ضعف حافظه تاثیر جدی دارد. هم‌چنین این بیماری ممکن است به افسردگی یا اختلالات خواب منجر شود که هر یک از این عوامل هم می‌توانند در فراموشکاری نقش مستقیمی داشته باشند. برای تشخیص بیماری کم کاری تیروئید لاازم است که در ابتدا با یک پزشک مشورت کرده و در صورت مشاهده علائم، از طریق انجام آزمایش خون از آن مطمئن شوید.

نوشیدن بیش از حد الکل

مصرف الکل می‌تواند بر عملکرد حافظه کوتاه مدت تاثیر منفی داشته باشد. این اثر ممکن است حتی پس از رفع اثر الکل هم باقی بماند. اگرچه ظرفیت افراد در مقابل نوشیدن الکل با هم متفاوت است، اما بهتر است مصرف آن از دو نوشیدنی در روز برای آقایان و یکی برای خانم‌ها بیشتر نباشد.

نشانه های فراموشی

انواع مختلف این عارضه نشانه‌های متفاوتی دارند. اما آن‌چه که در بیشتر مبتلایان به این عارضه حس می‌شود، معمولا شامل موارد زیر است:

  • ضعف در حفظ و به خاطر سپردن اطلاعات جدید
  • ناتوانی در به خاطر آوردن اطلاعات گذشته
  • احساس گیجی
  • عدم تعادل در بدن
  • ضعف حافظه کوتاه مدت
  • ناتوانی در شناسایی افراد یا اشیاء آشنا

راه‌های پیشگیری و درمان فراموشی

همانطور که متوجه شدید، فراموشی می‌تواند نشان دهنده بیماری‌ها و اختلالات زمینه‌ای متفاوتی باشد. به این ترتیب درمان یا کنترل آن بیماری به رفع مشکل حافظه نیز کمک می‌کند. با این حال روش‌های کلی درمان این عارضه را در ادامه بیان خواهیم کرد.

1. درمان دارویی و پزشکی

بدون شک یکی از متداول‌ترین روش‌ها برای درمان هر گونه بیماری، درمان دارویی و پزشکی است. البته متأسفانه برخی از انواع فراموشی، درمان قطعی و مشخصی ندارند. اما با این حال برخی از روش‌های درمانی می‌تواند به کنترل اوضاع کمک کند و از پیش رفتن بیماری جلوگیری به عمل آورد.

2. کار درمانی

کار درمانی یکی دیگر از روش‌های مقابله با فراموشی است که در بسیاری از موارد تأثیرات خوبی بر بیمار نشان می‌دهد. تمرینات ویژه حافظه، کمک به آموختن مهارت‌های جدید و … از جمله کارهایی است که طی کار درمانی انجام می‌شود.

3. رژیم غذایی سالم

به نظر می‌رسد تغذیه بر تمام وجوه سلامتی تأثیر گذار است.  و رژیم غذایی متناسب و متعادل متشکل از انواع میوه‌ها و سبزیجات و همچنین منابع پروتئینی با چربی پایین مانند ماهی، حبوبات و … به تقویت حافظه و پیشگیری از فراموشی کمک بسیاری می‌کند.

4. خواب کافی

همان‌ طور که پیش‌تر گفتیم، یکی از دلایل ضعیف شدن حافظه، کمبود خواب است. خواب کافی حافظه را قوی‌تر می‌کند و به این ترتیب بازیابی خاطرات آسان‌تر می‌شود. میران خواب کافی برای بزرگسالان معمولاً 7 الی 9 ساعت در شبانه روز است.

5. فعالیت جسمی

اگر می‌خواهید از فراموشی دور بمانید و حافظه قدرتمندی داشته باشید، لازم است فعالیت فیزیکی را در برنامه روزانه خود بگنجانید. ورزش کردن موجب افزایش گردش خون در بدن، از جمله مغز می‌شود و در نتیجه به تقویت حافظه نیز کمک می‌کند.

منبع:

https://mashverapp.com/blog/psychology/types-of-forgetting/