بلاگ – سایدبار چپ

روش های یادگیری زبان انگلیسی

توسط 15 ژانویه 2021

بسیاری از شما دوستان عزیز به دنبال روش هایی هستید تا بتوانید از طریق آن ها روند یادگیری زبان انگلیسی را سرعت ببخشید. به این منظور روش های مختلف برای یادگیری زبان انگلیسی وجود دارد اما بهتر است که در همین زمان نگاهی به نحوه ی مطالعه ای که تاکنون داشته اید، بیندازید.

هدف به این معنی است که می خواهید از آموخته های خود به چه منظوری استفاده نمایید و هم چنین انتظار شما از یادگیری در چه سطح و level می باشد.

توجه به این دو موضوع باعث می شود تا مطالعه و آموختن شما هدفمند تر باشد؛ برای مثال شخصی که تمایل دارد بیشتر بر روی مکالمه زبان انگلیسی کار کند و قصد مهاجرت یا مسافرت به کشورهای خارجی را دارد، می تواند از یک برنامه ی مشخص و مناسب به منظور تقویت گفتار استفاده نماید و سریع تر به آنچه مد نظر دارد دستیابی پیدا کند.

سریع ترین راه یادگیری زبان انگلیسی چیست؟

ما در ادامه ی این مطلب، برخی از راهکارهای مهم جهت تسریع فرآیند آموزش و فراگیری زبان را بیان کرده ایم و به شما توصیه می کنیم که این روش ها را به صورت جداگانه در بازه های زمانی مختلف انتخاب و تست نمایید و میزان تاثیر گذاری آنها بر افزایش سرعت یادگیری خودتان را تخمین بزنید.

قطعا میزان اثر بخش بودن هر روش در افراد مختلف، متفاوت می باشد و همچنین امکان دارد که برای هر فرد یک روش مشخص بیشتر از سایرین کارآمد و مفید باشد؛ بنابراین برای یادگیری سریع زبان انگلیسی این خود شما هستید که می توانید مناسب ترین و سازگارترین راهکارهایی که با آنها احساس راحتی بیشتری خواهید داشت را، تشخیص داده و مورد استفاده قرار بدهید.

تصور کنید بدون فکر کردن و هیچ زحمتی انگلیسی صحبت کنید کلمات به آسانی و به سرعت به واسطه زبان شما ادا می شوند و همچنین در آن واحد مفهوم صحبت های دیگران را درک می کنید برای اینکار شما باید شیوه یادگیری مکالمه زبان انگلیسی خود را تغییر بدهید. اولین قدم کنارگذاشتن یادگیری لغات زبان انگلیسی است تعجب کردید ؟؟ بله درست است.

لغات را حفظ نکنید در انگلیسی زبانها, انگلیسی را بر اساس یادگیری لغات نمی آموزند بلکه انها اصطلاحات( عبارات) را یادمی گیرند که ترکیبی از یک گروه لغت می باشند که معنی خاص خود را می دهند.

بر اساس تحقیقات صورت گرفته یادگیری مکالمه زبان انگلیسی با اصطلاحات (عبارات) ۴ تا ۵ برابر سریعتر از یادگیری زبان انگلیسی بر اساس تک لغات می باشد همچنین دانش آموزانی که اصطلاحات (عبارات) را یادمی گیرند گرامر بیشتری هم بلدند.

هفت قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسی

قانون اول : همیشه در پی یادگیری اصطلاحات (عبارات) باشید و نه تک لغت ها

هرگز کلمات را بصورت جداگانه و منفرد یادنگیرید هرگز . وقتی یک لغت جدید می بینید همیشه اصطلاحی( عبارت) را که این لغت جدید در آن به کاربرده شده است یادداشت کنید و وقتی می خواهید مرور کنید همیشه همان اصطلاحات (عبارات) را مطالعه کنید و نه کلمات را اصطلاحات (عبارات) را گردآوری کنید مکالمه و گرامر زبان شما ۴-۵ برابر سریعتر بهبود می یابد.

قانون دوم : از یادگیری گرامر انگلیسی دست بردارید

زیاد خودتون رو اسیر گرامر نکنید . گرامربه شما آموزش می دهد که شما به زبان انگلیسی فکر کنید ولی شما می خواهید به صورت خودکار با زبان صحبت کنید بدون فکر کردن بدین صورت شما مثل یک انگلیسی زبان انگلیسی را یادمی گیرید .

قانون سوم و مهمترین قانون : اول گوش کنید

شما هر روز باید به انگلیسی گوش فرادهید متون انگلیسی را نخوانید بلکه فقط گوش دهید خیلی ساده است این کلید موفقیت شما در یادگیری مکالمه انگلیسی است از خواندن متون انگلیسی راصرف نظر کند وبه گوش دادن زبان انگلیسی به صورت مداوم و روزانه بپردازید.

انگلیسی را با گوشهایتان یادبگیرید و نه با چشمهایتان در اغلب مراکز آموزش زبان شما با چشم زبان را یادمی گیرید شما متون انگلیسی را می خوانید و قواعد گرامری را فرامی گیرید اما برای موفقیت در یادگیری زبان انگلیسی باید سیستم شنیداری را جایگزین کنید.

شما باید روزی ۲-۳ ساعت فقط به انگلیسی گوش دهید بدین صورت مکالمه شما به سرعت بهبود می یابد و انگلیسی را به اسانی صحبت می کنید

قانون چهارم : یادگیری آرام و عمیق بهترین است

راز یادگیری راحت زبان انگلیسی یادگیری دقیق کلمات و عبارات انگلیسی می باشد اینکه ما توضیح کلمات را بدانیم و یا فقط برای آزمون آن را در حافظه بسپاریم کفایت نمی کند بلکه باید ملکه ذهن ما شوند.برای یادگیری مکالمه انگلیسی باید بارها و بارها یک درس را مطالعه کنیم شما باید خیلی عمیق مطالعه کنید

قانون پنجم : یادگیری گرامر با اسفاده از یک داستان در قالب چندین زمان مختلف

برای یادگیری طبیعی و نه دستوری گرامر انگلیسی باید یک داستان ( نوشته – پاراگراف و .. ) صوتی را انتخاب کنید که افعال آن در زمان حال صرف شده اند حال به یکی از دوستان که به انگلیسی مسلط تر است بگویید همین نوشته را در یک زمان دیگر ( گذشته ساده – آینده – گذشته کامل و .. ) بنویسد و برایتان ضبط کند و دوباره آن را گوش کنید.

حال شما می توانید با یک نوشته ( صدا) چندین حالات گرامری را یادبگیرید و شما لازم نیست قواعد گرامری را یادبگیرید فقط با شنیدن این نوشته در زمان های مختلف با این زمان ها آشنا خواهید شد و گرامر شما خودبخود بهبود می یابد.

قانون ششم : برای بهبود انگلیسی باید دروس و منابع انگلیسی واقعی را هم مطالعه کنید

اگر می خواهید انگلیسی واقعی یاد بگیرید یعنی همان انگلیسی که در جوامع انگلیسی زبان استفاده می شود باید از منابعی استفاده کنید که در این باره نگاشته شده اند نظیر فیلم ها , مجلات واقعی , کتب صوتی واقعی , رادیوها و… واقعی منظور این است که انگلیسی زبان ها خودشان از آن استفاده می کنند گوش می دهند , نگاه می کنند و می خوانند .

قانون هفتم : گوش کنید و جواب دهید نه اینکه فقط گوش دهید و تکرارکنید

درکنار هر درسی سوالاتی هم مطرح می شوند همیشه به سوالات جواب دهید و ازکنار آن ها نگذرید . بهنگام گوش دادن به منابع صوتی از یکی از دوستان بخواهید در باره داستان از شما سوال کند و شما به آنها جواب دهید این به شما یادمی دهد که سریع فکر کنید و جواب را پیداکنید.

هفت قانون طلایی یادگیری آسان زبان انگلیسی طبق متد – ا فورتلس انگلیش – بودند مطمئنا نظریه های متفاوتی در زمینه یادگیری انگلیسی به گوش شما خورده و یا دیده اید و هیچ کدام از این هفت قانون کامل نیستند ولی به یاد داشته باشید.

راه های یادگیری زبان بی نهایت هستند یکی آموزش زبان انگلیسی از طریق رادیو , یکی آموزش انگلیسی از طریق فیلم با زیرنویس , دیگری از طریق دوره آموزشی. پس وقت را غنیمت شمرده و از هر جا که شروع کنید درست شروع کرده اید . انگیزه جرقه و پشتکار و مطالعه مداوم کاتالیزور یادگیری زبان انگلیسی می باشد .

منبع:

http://englishlanguageedu.blogfa.com/post/24

https://www.beytoote.com/psychology/emtehanat/learning1-english-anguage.html

دلیل حال بد

توسط 15 ژانویه 2021

دلیل حال بد روحی گاهی شکست های زندگی مثل از دست دادن عزیزی، قرار گرفتن در موقعیت های بد مثل جنگ، فشارهای زندگی و مشکلات اقتصادی است که اغلب به افسردگی منجر می شود. استرس، اضطراب، نداشتن اعتماد به نفس و کم خوابی هم از عواملی است که باعث تشدید افسردگی و حال بد می شود.

گاهی با تغییرات کوچکی در شرایط زندگی، می توانیم مانع از افسردگی شویم و از حال بد به حال خوب برسیم. با توجه به شرایط زندگی مدرن و تغییرات سریعی که در جامعه اتفاق می افتد گاهی توجه لازم را به خودمان نداریم. پس از مدتی فقط احساس می کنیم حال مان خوب نیست.

علت حال بد

زیاد فکر کردن

اگر زیاد فکر می کنید باید بالاخره جایی دستور توقف به مغز بدهید چون این می تواند مهم ترین علت حال بد روحی شما باشد. گاهی به کرات حرف، گفته یا رفتاری را مدام در مغزتان مرور می کنید.

ولی این تکرار مکرر حوادث مثل یک حریف قوی بالاخره شما را به زمین می زند. راه های دیگری مثل دیدار با دوستان، ورزش، گردش در طبیعت و مراقبه را جایگزین کنید.

یک راه ساده هم وجود دارد. به محض هجوم این افکار بلافاصله به آن ها دستور خاموش یا رفتن بدهید. بله به همین سادگی. وقتی رفتار زننده یا حرف آزاردهنده کسی را به یاد می آورید که مستحق آن نبوده اید و قلب تان شکسته است، به محض آن که مغزتان می خواهدافکار منفی که موجب حال بد شما شده است را دوباره مرور کند بگویید : برو.

نگذارید اعتماد به نفس تان ضعیف شود

جامعه در هر زمانی معیارهای خاص خودش را دارد. هر روز چیز جدیدی مد می شود. مد شدن فقط مختص لباس و طرز آرایش نیست. حتی یک رفتار اجتماعی مد می شود. معیارهای زیبایی فرق می کند. طرز لباس پوشیدن و نحوه آرایش عوض می شود.

خیلی وقت ها در یک جمع در مورد برند یا رنگ لباس تان اظهار نظر می کنند تا به طریقی روحیه تان را ضعیف کنند.

ولی یادتان باشد بیشتر مردم چون حرفی برای گفتن ندارند، و خودشان به نوعی از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند به راحتی در مورد دیگران حرف می زنند و قضاوت می کنند. از جامعه ای که هر روز با مد پیش می رود انتظار بیشتری هم نمی توان داشت.

اجازه ندهید هیچ رفتاری یا گفته ای اعتماد به نفس شما را پایین بیاورد و نسبت به خودتان احساس بدی پیدا کنید. فقط کافی است خودتان را به همین شکلی که هستید دوست داشته باشید. قرار نیست تغییر نکنیم مگر تغییر خوب. اگر تغییر قرار است احترام به خودمان را پایین بیاورد تغییر نیست بلکه تخریب شخصیت است.

مشکلات مالی

طبیعی است وقتی به انداه کافی پول ندارید یا بدهکار باشید حال خوشی ندارید و مشکلات اقتصادی علت حال بد شما هستند. ولی به جای غصه خوردن بهتر است راه حل برای رفع مشکل پیدا کنید. فهرستی از هزینه هایتان تهیه کنید.

بعضی از خریدهای تان را که مهم نبوده اند حذف کنید. یک برنامه اقتصادی یک ماهه، سه ماهه و شش ماهه برای خودتان بریزید. اگر شاغل نیستید حتما مشغول به کار شوید. شاید کار جدید کم تر از توانایی و تحصیلات تان باشد ولی به هر حال بهتر از بیکاری است. بیکاری باعث می شود مدام فکرهای بیهوده بکنید.

روابط اجتماعی مشکل دار

جدا شدن به هر شکلی : طلاق، جدایی، یا به هم زدن یک رابطه دوستی غم به دنبال دارد و احتمالا علت حال بد روحی شما است. ولی نه شما اولین کسی هستید که این تجربه را داشته اید نه آخرین. به هر حال دوران سختی است.

اگر دوست صمیمی دارید یا از یکی از اعضای خانواده کمک بگیرید تا این دوران را پشت سر بگذارید. باور کنید حتی بیشتر وقت ها بهتر است روابط مشکل دار قطع شوند تا ادامه پیدا کنند. یادتان نرود زندگی مثل یک اتوبوس است قرار نیست همه سرنشینان در همان ایستگاهی که شما سوار و پیاده می شوید با شما همراه باشند.

مدام به نکات منفی فکر نکنید

به هر حال هیچ کس زندگی ایده آلی ندارد. همه ما دوران هایی را تجربه کرده ایم که زیاد خوشایند نبود اند. اگر مدام به شکست ها و تجربیات بد فکر کنید دوباره خود را در وضعیتی قرار می دهید که این اتفاقات تکرار شود.

حتی اگر چند تجربه ناراحت کننده پشت سرهم برای شما اتفاق افتاده باشد، نباید فکر کنید آدم بدشانسی هستید. به زمان حال بیندیشید.

درس های مثبتی که از تجربه های بد گرفته اید یادداشت کنید. حتی می توانید فهرستی از نکات مثبتی که در زندگی فعلی تان وجود دارد تهیه کنید.

می بینید خیلی چیزها در زندگی تان وجود دارد که باید شکرگزار باشید. مسائلی که شاید خیلی ها حسرت داشتن آن ها را دارند. آرام باشید و از زمان حال لذت ببرید و برای آینده ای خوب برنامه ریزی کنید.

بالارفتن سن

شاید یک علت حال بد روحی شما بالا رفتن سن تان باشد. تقریبا همه از پیرشدن و بالارفتن سن می ترسند. احساس تنهایی، بی ارزش بودن، به پایان رسیدگی زندگی اضطراب شدیدی در شخص به وجود می آورد. به جای این که به این ترس ها فکر کنید به کارهایی که در طول زندگی تان انجام داده اید و تلاش هایتان فکر کنید.

به چیزهایی فکر کنید که در طول زندگی به دست آورده اید : تحصیلات، خانواده، شغل تان و فعالیت های اجتماعی که داشته اید. برنامه های جدید مخصوص این سن را برای خودتان ترتیب دهید.

رنجش و دل شکستگی

از دست دادن کسی که خیلی دوستش داشته اید و برایش احترام قائل بوده اید و دل تان را شکسته است، بدترین تجربه زندگی برای هر شخص است و همیشه منجر به افسردگی و حال بد روحی می شود.

ولی همیشه یادتان باشد آن ها فقط تا این جا می توانسته اند همراه شما باشند. باید ادامه بدهید. کسی که قلب شما را شکسته و باعث رنج تان شده آیا ارزش آن را دارد که شما به خاطرش افسرده شوید؟

بدخوابی

بدخوابی و کم خوابی هم ممکن است علت حال بد روحی تان باشد. چون خستگی مغز مانع از کارکرد درست آن می شود. سعی کنید حتما بین ۷ تا ۹ ساعت بخوابید.

یادتان باشد شما یک نسخه بی بدیل در عالم هستی هستید. هیچ کس مثل شما نیست. در سفر زندگی قرار است هر روز بهتر از دیروز باشیم. پس همیشه در موقعیت های نه چندان مطلوب حال بد خود را به حال خوب تبدیل کنید.

درمان خلق و خوی بد و حال نامناسب روحی

آیا می دانستید که برای از بین بردن خلق و خو و حال بدتان، به تنها چیزهایی که نیاز دارید، این است که نگرش خود را تغییر دهید و یاد بگیرید که بر روی خودتان و حال خوبتان متمرکز کنید؟!

در حقیقت، انواع مختلفی از مشکلات وجود دارد که بر مردم تأثیر می گذارند، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی ؛ متأسفانه اینها می توانند موجب حال و خلق بد شما شوند با این حال، اگر چه بسیاری از مردم به آن اعتقاد ندارند، اما درمان برای یک مورد از بد خلقی برای هر فرد متفاوت است.

درست مانند آنچه که در بیماری ها اتفاق می افتد، احساس ناراحتی، عصبانیت، اضطراب، خستگی، افسردگی و یا مشکلات جسمی و روحی که بدن شما را تحت تاثیر قرار می دهند، بر سلامت و حالت شما تأثیر می گذارند.

درمان حال بد روحی

چگونه می توان گفت که حال روحی بدی دارید؟ نشانه های حال بد روحی چیست؟
حال بد داشتن بیشتر از یک صورت ناراحت است برای تعیین اینکه آیا شما از این مشکل واقعا رنج می برید، به علائم زیر توجه کنید:

خشم بدون دلیل واقعی. ناراحت بودن، به تنهایی و یا با دیگران.
ناتوانی در گوش دادن به مشکلات دیگران. عدم انطباق، عدم تحمل و فردیت.
بدبینی پایدار. عدم تعادل عاطفی بزرگ و انرژی منفی.
_مشکل در برخورد با دیگران.
اغلب اوقات، اینها علائمی هستند که شما در حال بد خود دارید. علاوه بر این، اگر به دنبال یک راه حل شخصی یا درمان نباشید، این مشکل می تواند بدتر شود.

منبع:

https://144.dralizadehsanidrugstore.com/blog/1397/05/25/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-102201/

https://namnak.com/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C.p70135

قانون مورفی

توسط 13 ژانویه 2021

قانون مورفی نامی است که روی یک مثل رایج گذاشته شده است: «هر خطای ممکن رخ خواهد داد». این قوانین معمولا برای انسان‌های بد‌شانس به کار می‌روند.

تاریخچه قانون مورفی به اوایل قرن ۱۹ میلادی برمی‌گردد؛ زمانی که ادوارد مورفی به عنوان مهندس یکی از پروژه‌‌های پایگاه نیروی هوایی ادواردز مشغول فعالیت بود، متوجه شد که یکی از تکنسین‌های او مرتکب خطا شده و به او گفت اگر هر خطایی را مرتکب شوی، من متوجه می‌شوم.

از این رو دکتر جان پائول استاپ که در این پروژه نیز همکاری داشت، در خصوص عمومیت خطاها یاداشتی را نوشت و نام آن‌ را قانون مورفی گذاشت.

پس از مدتی در همایشی، یکی از خبرنگاران از دکتر جان پائول استاپ پرسید که چگونه از خطاها پیشگیری می‌کنید، او گفت از قانونی مورفی پیروی کردیم و از اشتباه‌هایی که به طور معمول هر انسانی انجام می‌دهد، جلوگیری می‌کنیم.

به همین دلیل قانون مورفی به شهرت جهانی رسید و امروزه علاوه بر استفاده از قانون اصلی مورفی، از مدل‌های مشابه دیگری نیز استفاده می‌شود که در ادامه آن‌ها را معرفی می‌کنیم.

اولین دیدگاه قانون مورفی به موضوع بی‌عرضگی اشاره می‌کند که معمولا این اتفاق‌ها با نتایج بدی همراه خواهند شد.

البته دیدگاه دومی نیز در قانون مورفی وجود دارد که عنوان می‌کند هیچ‌گاه کنترل کیفیت را فراموش نکنیم و سعی کنیم سطح انتظارات را بالا ببریم؛ چرا که یک اشتباه کوچک، پیامد‌های بسیار بدی را به دنبال خواهد داشت.

یک زبانزد رایج در فرهنگ غربی است که می‌گوید «هر خطای ممکن رخ خواهد داد.» این جمله از «ادوارد مورفی»، مهندس نیروی هوایی و محقق «نظریه آشوب» آمریکایی است.

طبق این زبانزد همیشه همه چیزها در بدترین و نامناسبترین زمان به خطا می‌روند و کارها را لنگ می‌گذارند. معمولاً هنگامی که شخصی همواره بدشانسی می‌آورد او را مشمول قانون مورفی می‌نامند.

جمله «همه چیز ذاتاً دچار خطا و دردسر می‌شود مگر اینکه برای درستی آن تلاشی شده باشد». قانون مورفی (گاهی با استنباط فیناگل یا قانون سُد در فرهنگ غرب اشتباه می‌شود) یک مثل معروف در فرهنگ غرب است که در زمان آزمایش واگن موشکی در اواخر دههٔ ۴۰ به وجود آمد.

اصلی‌ترین پیامی که این قانون بیان می‌کند این است که در هر حالتی که احتمال خراب شدن یا خطا رفتن باشد بی‌شک روزی این اتفاق می‌افتد.

«اگر راه‌های متفاوتی برای انجام کاری باشد که یکی از آنها به خرابی یا فاجعه بینجامد، حتماً یک نفر کار را به همان صورت انجام خواهد داد.» که معمولاً به این صورت بیان می‌شود: «خطای احتمالی رخ خواهد داد.» از نیکلاس اسپارک محقق و نویسندهٔ کتاب «تاریخی از قانون مورفی».

این نامگذاری طعنه‌آمیز در پی سرگرد ادوارد مورفی است که در مرکز نیروی هوایی ادوارد همراه گروه استَپ روی پروژهٔ MX۹۸۱ کار می‌کرد. او مدت کوتاهی به عنوان مهندس توسعه در فنون اندازه‌گیری با دکتر و سرهنگ جان پاول استَپ دوست و همسایهٔ سابقش روی پروژه واگن موشکی (rocket sled) مشارکت می‌کرد.

نیک اسپارک در پایان کتاب «تاریخی از قانون مورفی» بیان می‌کند که تفاوت خاطرات بعد از گذشت سال‌ها، اجازه مشخص کردن دقیق شخصی که در طول چندین ماه آزمایش دستگاه جدید اندازه‌گیری، این عبارت را به شکل مصطلح امروزی آن ابداع کرده نمی‌دهد.

ولی این عبارت در انعکاس جمله‌ای که مورفی پس از شکست دستگاه اندازه‌گیریش گفته ابداع شده و به تدریج از حالت اولیه آن که در اولین کنفرانس سرهنگ استپ-سریع‌ترین مرد روی زمین-به کار رفت به حالت امروزی درآمده.

آیا قانون مورفی واقعاً درست است؟

نخستین سطح

برخورد عامه‌ی مردم با این قانون است. کافی است در کوچه و خیابان از افراد مختلف بخواهید که تجربه‌ی خود را از قانون مورفی در زندگی‌شان بیان کنند. احتمالاً افراد بسیاری را خواهید یافت که مثال‌ها و خاطرات فراوانی در زمینه‌ی درست بودن این قانون دارند.

سطح دوم

برخورد کسانی است که با اصول روانشناسی آشنا هستند. آن‌ها به سرعت می‌توانند علتِ رایج شدن قانون مورفی و باور اغلب انسان‌ها به آن را برایتان شرح دهند:

اغلب مصداق‌های قانون مورفی که ما در زندگی خود می‌شناسیم و به خاطر می‌آوریم، حاصل خطاهای شناختی ذهن ما و به‌طور دقیق‌تر، خطاهای یادآوری در حافظه هستند.

خطاهای بسیار متنوعی در ذهن ما می‌توانند به تقویتِ باور به قانون مورفی کمک کنند.

مثلاً تمرکز بر آخرین اطلاعات باعث می‌شود ما نتوانیم نگاه آماری واقعی به رویدادهای بد داشته باشیم و وزن آخرین رویداد نامطلوب، در ذهن‌مان بیشتر باشد.

ضمن این‌که پس از پذیرش قانون مورفی، خطای تأیید خود کمک می‌کند مصداق‌های آن را پررنگ‌تر ببینیم و موارد نقض آن را نادیده بگیریم.

هم‌چنین روانشناسی شناختی این نکته را تأیید می‌کند که تجربه‌های همراه با هیجان، در ذهن ما ماندگارتر هستند و بهتر و شفاف‌تر ثبت می‌شوند (+).

بنابراین، خاطره‌ی روزی که ماشین را شسته‌اید و باران نیامده، به عنوان یک خاطره‌ی خنثی، در مقایسه با خاطره‌ی بارش باران دقیقاً بلافاصله پس از پرداخت قبض کارواش، سریع‌تر از ذهن پاک می‌شود و طبیعی است که در طول زمان، مغز ما به انباری از خاطرات نامطلوب (مصداق‌های قانون مورفی) تبدیل شود.

اگر کمی با خطاهای شناختی آشنا باشید، به سادگی می‌توانید این توضیحات را با نمونه‌ها و مصداق‌های بیشتر، کامل‌تر کنید.

سومین سطح

برخورد، توجه دقیق‌تر به مصداق‌های قانون مورفی است. کاری کسانی مانند روبرت متیوس و ریچارد رابینسون انجام داده‌اند .

برخی از قوانین مورفی

گرچه قانون مورفی نگرشی منفی و بدبینانه نسبت‌به جهان را نشان می‌دهد، ولی مورفی تنها قانون نیست. از زمان محبوبیت قانون مورفی پس از آزمایش‌های واگن موشکی در پایگاه نیروی هوایی ادواردز، ناظران زیرک و باهوش نیز قوانین خود را ساخته و ارائه داده‌اند.

بعضی از این قوانین در حد خود معروف شده‌اند، مانند اصل پیتر (Peter Principle) که براساس آن همه‌ی مردم درنهایت به سطح ناکارآمدی خود خواهند رسید یا تفسیر اوتول (O’Toole) درمورد قانون مورفی که طبق آن مورفی فردی خوش‌بین بوده است.

به‌معنای واقعی کلمه از زمان پیدایش قانون مورفی هزاران قاعده، قانون، اصل و نظر ایجاد شده است. بعضی از آنها بامزه‌اند، بعضی عاقله‌اند و بعضی نیز معمولی هستند. بقیه‌ی آنها نظرات و مشاهداتی قدیمی، آزمون‌شده و درست هستند:

مشاهدهٔ اتوره (Etorre’s Observation): همیشه خط دیگر سریع‌تر حرکت می‌کند.

تمایز بارت (Barth’s Distinction): انسان‌ها در جهان دو نوع هستند: کسانی که افراد را به انواع مختلف تقسیم می‌کنند و کسانی که این کار را انجام نمی‌دهند.

قانون آکتون (Acton’s Law): قدرت فاسد می‌کند، قدرت مطلق کاملا فاسد می‌کند.

قانون حماقت (Boob’s Law): همیشه در آخرین محلی که به آن نگاه می‌کنید، چیزی را که به دنبالش هستید پیدا می‌کنید.

قانون سوم کلارک (Clarke’s Third Law): جامعه‌ای را که به‌اندازه‌ٔ کافی پیشرفته باشد، نمی‌توان از سحروجادو تشخیص داد.

قانون فرانکلین (Franklin’s Rule): کسی خوشبخت است که هیچ انتظاری ندارد، چون هرگز ناامید نمی‌شود.

قانون مسیر پیش‌روی عیساوی (Issawi’s Law of the Path of Progress): میان‌بر طولانی‌ترین فاصلهٔ بین دو نقطه است.

قانون منکن (Mencken’s Law): آنها که می‌توانند، عمل می‌کنند و آنها که نمی‌توانند، آموزش می‌دهند.

قانون پاتن (Patton’s Law): برنامه‌ای خوب در امروز بهتر از برنامه‌ای عالی در فرداست.

هر یک از این سخنان جنبه‌ای از جهان را توضیح می‌دهد و آن را به‌شکلی قابل‌فهم (و بامزه) بیان می‌کند. ولی باوجوداین، قانون مورفی همچنان پدربزرگ تمام قوانین است. چه چیزی در این قانون وجود دارد که زندگی را به این خوبی نشان می‌دهد؟

منبع:

https://gadgetnews.net/314306/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/

https://www.beytoote.com/psychology/zendegi-behtar/murphy8-law-includes.html

چرا احساس خستگی می کنیم؟

توسط 12 ژانویه 2021

خستگی نوعی احساس ضعف و نداشتن انرژی در بدن است. بعلاوه می‌تواند جسمی، روانی یا ترکیبی از هردو باشد. تقریبا تمام افراد در لحظاتی از زندگی خستگی را تجربه کرده‌اند اما چرا احساس خستگی میکنیم؟ در بیشتر مواقع گذرا بوده و به دنبال فعالیت بیش از حد، محرومیت از خواب و استرس‌های طولانی و… ایجاد می‌شود.

اما گاهی ممکن است علامتی از یک بیماری جسمی یا روانی باشد. در این حالت خستگی مداوم بوده، با استراحت برطرف نمی‌شود و به مرور پیش روی کرده و باعث کاهش انگیزه، انرژی و تمرکز فرد می‌شود.

گاهی خستگی ممکن است علامتی از یک بیماری جسمی یا روانی باشد. در این حالت خستگی مداوم بوده، با استراحت برطرف نمی‌شود و به مرور پیش روی کرده و باعث کاهش انگیزه، انرژی و تمرکز فرد می‌شود.

علایم خستگی

خستگی ممکن است طیف گسترده‌ای از سایر علایم جسمی، روانی و احساسی را ایجاد کند مانند:

خستگی و خواب آلودگی مزمن
سردرد
سرگیجه
بدن درد
ضعف ماهیچه
کاهش رفلکس ها
اختلال در تصمیم گیری و قضاوت
بی اشتهایی
تاری دید
کاهش فعالیت سیستم ایمنی
توهم
کاهش انگیزه
اختلال در حافظه کوتاه مدت
کاهش تمرکز
تغییرات خلق

درمان خستگی

همان طور که گفته شد خستگی بیماری نیست اما می‌تواند علامتی از یک بیماری باشد. برای کاهش آن ابتدا باید بدانید که دلیل اصلی آن چیست؟

اگر خستگی بر کیفیت زندگی، عملکرد شغلی و اجتماعی شما تاثیرگذار باشد، باید به پزشک مراجعه کنید. پزشک با گرفتن شرح حال، انجام معاینه و آزمایشات می‌تواند علت آن را تشخیص داده و درمان موثر را انجام دهد. با این وجود خوشبختانه در بیشتر مواقع با تغییر عادات و شیوه‌ی زندگی خود به خود بهبود می‌یابد.

چه مواقعی برای درمان به پزشک مراجعه کنیم؟

در صورت مشاهده هر کدام از علایم زیر به اورژانس مراجعه کنید یا با ۱۱۵ تماس بگیرید:

اگر به دلیل مشکلات روحی و روانی بوده و همراه با علائمی مانند افکار خودکشی یا آسیب به دیگران باشد.
همراه با درد قفسه‌ی سینه
همراه با تنگی نفس
همراه با درد شدید شکم، لگن و کمر
همراه با بی نظمی و افزایش ضربان قلب
همراه با احساس غش کردن
همچنین اگر خستگی که تجربه می‌کنید بیشتر از دو هفته طول کشیده و با وجود استراحت، کاهش استرس، رژیم غذایی مناسب و مصرف زیاد مایعات برطرف نشود باید به پزشک مراجعه کنید.

دلایل خستگی چیست؟

خستگی می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد. بیشتر مواقع به دلیل کارهای روزمره و عادت‌های نادرست زندگی مانند ورزش نکردن، بی خوابی، مصرف الکل و… ایجاد می‌شود. همچنین ممکن است علامتی از یک بیماری جسمی (مشکلات تیروئیدی یا قلبی) یا بیماری‌های روانی (افسردگی و اضطراب) بوده و نیازمند درمان باشد.

خواب ناکافی

اضطراب‌ها (شغلي، خانوادگي، اقتصادي و…) يكي از عوامل مهم تاثيرگذار روي كيفيت و كميت خواب هستند و مي‌توانند باعث شوند فرد نتواند 7 ساعت خواب مناسب روزانه را تجربه كند.

دكتر هاوين‌جافي، پروفسور روان‌پزشكي در دانشگاه هاروارد مي‌گويد: «بسياري از زنان و دختران جوان شيوه زندگي نامنظم دارند و اين باعث مي‌شود كه برنامه خواب منظم و مناسبي نداشته باشند و اين يكي از اصلي‌ترين علت‌هاي خستگي مزمن در آن‌هاست.

یکی از شایع ترین دلایل خستگی، کم خوابی است. بنابر آمار موسسه ملی سلامت آمریکا، ۷۰ میلیون نفر از آمریکاییها از کمبود خواب مزمن رنج می برند.

راه حل: هر شب ۷ الی ۸ ساعت بخوابید.

قطع تنفس در خواب (Sleep Apnea)

بعضی افراد با این که شبانه ۸ ساعت یا بیشتر هم می خوابند، باز هم در طول روز خسته اند. Sleep Apnea در واقع قطع موقتی تنفس در خواب یا همان آپنه است که مدت چندین ثانیه طول می کشد.

هر بار که شما دچار این حالت می شوید برای لحظاتی از خواب بیدار می شوید و ممکن است خود شما هم از این بیدار شدن های کوتاه اطلاعی نداشته باشید.

كمبود ويتامين D

دكتر مارتين نيورمن، فوق‌تخصص غدد در مركز طبي نيوآرك‌ مي‌گويد: «طي سال‌هاي اخير، ترس از بروز سرطان پوست باعث شده كه بسياري از زنان و مردان به‌دليل قرار نگرفتن در معرض نور خورشيد دچار كمبود ويتامين D شوند.»

در عين حال آلرژي نسبت به محصولات لبني و برخي از رژيم‌هاي غذايي غلط و حتي داشتن پوست‌هاي بسيار تيره هم از عواملي هستند كه ممكن است باعث كمبود ويتامين D در بدن شوند. يادتان باشد در افرادي كه اضافه وزن زيادي دارند هم مكانيسم عملكرد ويتامين D كامل نمي‌شود.

به هر حال كمبود ويتامين D جدا از اين‌كه باعث ضعف در ساختار استخوان مي‌شود، مي‌تواند باعث احساس خستگي مزمن هم شود.

راه حل: با يك تست آزمايشگاهي مشخص مي‌شود كه شما كمبود ويتامين D داريد يا نه، اگر كمبود داشتيد مي‌توانيد با خوردن مكمل‌هاي ويتامين D مشكل را برطرف كنيد.

در سال 2010 انجمن پزشكي داخلي آمريكا اعلام كرد، هر زن جوان بايد روزانه 600 واحد و هر زن بالاي 60 سال بايد روزانه 800 واحد ويتامين D دريافت كند. البته بدانيد كه اگر ويتامين D را بيش از حد مورد نياز بدن مصرف كنيد، مي‌تواند باعث بروز مشكلات كليوي شود.

غدای ناکافی

تغذیه ناکافی هم یکی دیگر از دلایل خستگی است. همچنین خوردن غذاهای اشتباه! می تواند چنین مشکلی ایجاد کند. اگر شما روز خود را با خوردن شیرینیجات شروع می کنید، گلوکز خون شما به سرعت افزایش می یابد و به همان سرعت نیز پایین می آید در نتیجه شما پس از مدت کوتاهی احساس کسالت و خستگی می کنید.

راه حل: همیشه یک صبحانه کامل بخورید. سعی کنید صبحانه شما شامل پروتئین و کربوهیدرات های کمپلکس باشد مانند تخم مرغ و غلات. این ترکیب غذایی یک منیع انرژی است که به تدریج در اختیار سلول های بدن شما قرار می گیرد.

افسردگی و احساس خستگی

افسردگی علاوه بر اینکه بر روی روان اثرات سوء می گذارد، بلکه باعث اختلالات فیزیکی مانند خستگی، سردرد و بی میلی جنسی می شود. اگر به مدت ۲ هفته یا بیشتر به این علایم دچار شدید، احتمالا به افسردگی دچار شده اید.

افسردگی های جزئی و دل و دماغ نداشتن باعث می شود که به رختخواب بچسبیم و دلمان نخواهد از جای مان بلند شویم و یا بخندیم. افسردگی اغلب به دلیل دلایل بیرونی مانند طلاق، از کار افتادگی، از دست دادن کار و یا دلایل درونی مانند کمی اعتماد به نفس، تنهایی و غیره بروز می کند.

البته عوامل ژنتیکی نیز در بروز این مشکل دخالت دارند. در هر حال افسردگی باعث اختلال در عملکرد ناقل های عصبی شده و تغییرات جسمی زیادی به بار می آورد که می توان به خستگی زیاد، غمگینی، احساس گناه، بیخوابی، بی انگیزگی، منفی بافی و غیره اشاره کرد.

راه حل: افسردگی به خوبی به روان درمانی و دارو پاسخ می دهد. برای درمان حتما به پزشک مراجعه کنید.

کم خونی دلیل احساس خستگی

کمبود آهن و کمبود گلبول های قرمز خون باعث می شود که اکسیژن لازم به اندام های بدن نرسد. کمبود آهن در خانم ها می تواند به دلیل از دست دادن خون زیاد در طی عادت ماهانه بروز کند.

در موارد دیگر کمبود آهن و کم خونی می تواند به دلیل خونریزی گوارشی باشد که این نوع خونریزی از چشم فرد پنهان می ماند و پزشک با انجام یک سری آزمایشات، متوجه آن می شود. در هر حال برای اینکه بفهمید کم خونی دارید یا نه، باید آزمایش خون بدهید.

آنمی یکی از دلایل خستگی در خانم هاست و زمانی اتفاق می افتد که اکسیژن کافی توسط گلبول های قرمز در اختیار سلول های بدن قرار نمی گیرد. آنمی با یک تست خون ساده قابل تشخیص است.

راه حل: درمان آنمی به علت ایجاد کننده آن بستگی دارد. مثلا آنمی کمبود آهن(Iron Deficiency Anemia) با کمک مکمل غذایی آهن یا غذاهای دارای آهن مانند گوشت، جگر، لوبیا و … درمان می شود.

بیماری مونونوکلئوز

این بیماری از یک ویروس ناشی می شود و خود را با خستگی زیاد، گلودرد، ورم غدد و ضعف کلی بدن نشان می دهد.

بیماری مونونوکلئوز با آزمایش خون تشخیص داده می شود و سیستم ایمنی بدن به تنهایی می تواند از عهده ی آن بر بیاید.

برای مقابله با این بیماری لازم است که مایعات بیشتری مصرف کنید، از سرما و فعالیت های بدنی زیاد دوری کرده و بیشتر استراحت کنید

منبع:

https://www.delgarm.com/health/medical-knowledge/134302-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C

https://doctoreto.com/blog/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C/

هرم مازلو

توسط 10 ژانویه 2021

سلسله مراتب هرم مازلو معمولا به شکل یک هرم نشان داده می‌شود. در سطوح پائین‌تر هرم، ابتدائی و پایه‌ای ‌ترین نیازها و در بالاترین سطح هرم، نیازهای پیچیده‌تر قرار دارند.

آبراهام مازلو (Abraham Maslow) نظریه روانشناسی خود را به عنوان «نظریه انگیزه‌های انسان» ارائه کرد. او افراد موفق بسیاری را مورد مطالعه قرار داد که در میان آنان، تعدادی مشاهیر علمی و سیاسی، دانشجویان برجسته دانشگاه‌ها و… حضور داشتند.

او معتقد بود مطالعه افراد ناتوان و بیچاره به یک نظریه روان‌شناسی ناتوان و بی‌چاره منتهی می‌شود.

به نظریه مازلو انتقادات مهمی هم وارد است. مثلا گروهی بر این باور هستند که نیازهای اساسی انسان خطی و سلسه‌مراتبی نیستند و اجزای تغییر ناپذیر هستی انسان‌اند.

آشنایی با نظریه مازلو دید خوبی به فرد می‌دهد ولی نباید آن‌ را بیش از حد تعمیم داد و سعی کرد همه رفتارهای انسانی را در چارچوب آن گنجاند.

هرم مازلو چیست؟

وی نیازهای اساسی انسان را در یک هرم جا داده است که دارای پنج طبقه می باشد. طبقات پایین ‌تر هرم نیازهای مهمتر و ساده ‌تر و طبقات بالاتر نیازهای پیچیده ‌تر ولی کمتر را نشان می‌دهند. نیازهای طبقه‌های بالاتر فقط وقتی مورد توجه فرد قرار می‌ گیرند که نیازهای طبقه‌های پایین ‌تر برطرف شده باشند.

هر وقت فردی به طبقه‌ بالاتر حرکت کرد، نیازهای طبقه پایین‌ تر چندان مورد توجه اصلی او نخواهد بود. اگر هم به شکل موردی به یک نیاز در طبقه‌های پایین ‌تر نیاز پیدا کند به صورت موقتی اولویت آن نیاز را بالا می‌برد ولی هرگز به صورت دائمی به طبقه پایین‌تر باز نمی‌گردد.

مثلا یک شخص موفق از لحاظ تجاری که کارش را نیز دوست دارد در صورتی که مبتلا به سرطان شود که جزء نیاز طبقه پایین می باشد، وقت و انرژی زیادی را برای بهبود یافتن صرف می‌کند.

هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو (هرم مازلو)، نظریه آبراهام مازلو نظریه پرداز کلاسیک در مورد نیازهای انسان است.

این نظریه در میان بینش‌ های حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نظریه‌ای بنیادین محسوب می‌شود.

از پایه تا قله نیازهای پیچیده

هرم مازلو اغلب در پایه ای ترین سطح، نیازهای پایه ای را دارد و در نوک آن کم کم به نیازهای پیچیده می رسد . نیازهای پایه ای شامل نیازهای جسمی فرد مثل غذا خوردن، نیاز به آب، خواب، گرما و .. است و زمانی که این نیازها برآورده شود، افراد می توانند با امنیت کامل به سطح بعد بروند .

زمانی که در یک هرم پیشرفت کنیم، نیازهای اجتماعی فرد نیز برطرف می شود و بنابراین نیاز به عشق، دوستی و صمیمیت مهم می شوند و بعد از آن نیاز به داشتن اعتماد بنفس و رسیدن به موفقیت در فرد افزایش می یابد.

مازلو به شدت روی خودکار بودن و قبول داشتن خود واقعی فرد تاکید دارد و معتقد است که این کار باعث رشد و پیشرفت فرد می شود تا بتواند نیازهای پنهانی اش را برطرف کند .

نیازهای کمبودی در برابر نیازهای رشدی

مازلو باور دارد که نیازها شبیه به شعور هستند و نقش قابل توجهی را در رفتارهای انگیزشی ایفا می کنند. امنیت، حضور در اجتماع، نیازهای فیزیولوژیکی و اعتبار از نیازهای کمبودی هستند.

به این معنی که بدون برآورده ساختن آن ها زندگی ما کاملا غیر طبیعی پیش خواهد رفت و برآورده کردن همین نیازهای کم باعث می شود که از احساسات ناخوشایند و نتایج بد در ما جلوگیری شود.

مازلو بالاترین سطح این هرم را نیازهای رشدی قرار می دهد، یعنی نیازهایی که باعث رشد فرد می شود و این نیازها از کمبود چیزی صحبت نمی کنند، بلکه میل فرد به رشد کردن را نشان می دهند.

مازلو به این نکته تاکید دارد که این نیازها همیشه رشد کافی را نخواهند داشت ؛ مثلا برای بعضی از افراد نیاز به اعتماد بنفس نسبت به نیاز به عشق مهم تر است یا برای بعضی دیگر نیاز به خلاقیت مهم تر از از هر نیاز دیگری قابل اهمیت تر می باشد .

نیازهای فیزیولوژیکی

نیازهای پایه ای مازلو فیزیولوژیکی واضح هستند و شامل چیزهایی می شوند که برای زنده ماندن فرد حیاتی است که نمونه های این نیاز شامل موارد زیر است:

غذا
آب
تنفس
ثبات
علاوه بر نیازهای پایه ای به غذا و آب و اکسیژن، نیازهای فیزیولوژیکی شامل چیزهایی مثل مسکن و پوشاک نیز هستند. مازلو نیاز به دستشویی رفتن را نیز جزء این نیاز ها محسوب می کند .

نیازهای انسان
نیازهای امنیتی

با بالا رفتن و رسیدن به قسمت دوم این هرم از پایین، نیازها کم کم پیچیده تر می شوند و در این سطح نیاز امنیت مقدماتی است. افراد در این زمان ها نیاز به کنترل زندگی دارند و مایلند که امنیت کامل را احساس کنند . بعضی از نیازهای امنیتی شامل موارد زیر می باشد :

پیدا کردن شغل، بیمه داشتن، پول در حساب شخصی داشتن و زندگی کردن در یک محله امن جزء فعالیت هایی است که نیاز به امنیت را در فرد نشان می دهد. تمام نیازهایی که تا الان نام بردیم، نیازهای پایه ای بودند .

نیازهای اجتماعی

نیازهای اجتماعی در هرم مازلو، شامل مواردی مثل عشق، پذیرش و تعلق داشتن است . در این سطح، نیاز به روابط عاطفی باعث رفتار مناسب انسانی می شود که این نیازها شامل موارد زیر می باشد :

دوستی
روابط عاشقانه
خانواده
گروه های اجتماعی
گروه های اتحادی
سازمان های مذهبی و حسینه و مسجد و غیره
انسان ها برای دور شدن از مشکلاتی مثل افسردگی، تنهایی و اضطراب باید توسط کسی دوست داشته شوند و مورد پذیرش قرار بگیرند.

روابط شخصی با دوستان ، خانواده و افرادی که دوستشان داریم، نقش مهمی را در برآورده کردن این نیازها ایفا می کنند که در این بین عضویت در گروه های کتابخوانی ، گروه های مذهبی ، ورزشی ودیگر فعالیت ها نیز بسیار موثر است .

نیاز به اعتبار

در سطح چهارم هرم مازلو نیاز به قدرانی، اعتبار و احترام وجود دارد. زمانی که این نیازهای قبل را برآورده کنیم، به این سطح می رسیم که نیاز به اعتبار نیز نقش مهمی را در انگیزه فرد ایفا می کند .

در این مرحله چنانچه بخش سلامت نمناک اشاره کرده است فرد باید به گونه ای احساس کند که تمام تلاش هایش دیده می شود و نیاز به تمجید و تشکر از سمت دیگران را دارد .

این افراد با برآورده شدن این نیاز می توانند اعتماد بنفس خوبی را در بروز دادن قابلیت های خود به دست بیاورند.

نیازهای هویتی و قبول خود واقعی

در قسمت نوک این هرم مازلو نیاز به واقعیت بخشیدن به وجود خود را می بینم. بر آورده شدن این نیاز نهایت پتانسیل ها و توانایی فرد را بروز می دهد که تعریف مازلو از این نیاز به شرح زیر است :

این نیاز به این معناست که باید استعداد ها، توانایی ها، پتانسیل ها و . . . را بشناسیم و از آن ها استفاده کنیم. چنین افرادی می توانند بهترین باشند و این افراد از خوداگاهی بسیار بالایی برخوردار هستند و از عقاید و نظرات دیگران نمی ترسند و نسبت به آن ها بی اهمیت می باشند .

انتقادات به نیازها در هرم مازلو

هرم مازلو بسیار پر طرفدار است و در بسیاری از کارهای تجاری و آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد. مفهوم مازلو اما بدون انتقاد نیست .

نیازهای یک انسان لزوما مطابق با هرم مازلو نیست .

تحقیقات نشان می دهد که بعضی از نیازهای هرم مازلو را نمی توان برای تکمیل شدن انسان در نظر گرفت و بعضی از نیازهای اساسی هنوز در هرم مازلو وجود ندارد و از طرفی بعضی از افراد معتقدند که ترتیب صحیح در این هرم استفاده نشده است .

آزمایش کردن این هرم سخت است .

یکی دیگر از انتقادهای موجود این است که نمی توان مورد آخر یا همان قبول خود واقعی را به طور کاربردی برای افراد توضیح داد زیرا مثال ها و نمونه های محدودی برای آن وجود دارد و در نتیجه آزمایش و به دست آوردن نتایج آن نیز سخت است .

منبع:

http://emarketing.blogfa.com/post/31

https://namnak.com/%D9%87%D8%B1%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%84%D9%88.p75287

KPI یا شاخص کلیدی عملکرد چیست؟

توسط 9 ژانویه 2021

KPI یا شاخص کلیدی عملکرد یک معیار برای سنجش موفقیت هر کسب‌و‌کاری است. بنابراین ساختن آن می‌تواند شما را یک گام به اهداف خود نزدیک‌تر کند.

شاخص کلیدي عملکرد، یک متغیر قابل اندازه‌گیری است که نشان می‌دهد یک شرکت تا چه اندازه به اهداف کلیدی خود نزدیک شده است. این شاخص میزان عملکردهای مهم و اساسی شرکت را ارزیابی می‌کند. درواقع سازمان‌ها از این شاخص برای ارزیابی موفقیت‌هایی استفاده می‌کنند که آن‌ها را یک قدم به اهدافشان نزدیک‌تر می‌کند.

شاخص KPI برای تمامی صنایع، سازمان‌ها و حتی کارهای شخصی می‌تواند استفاده شود. این شاخص باید در دوره‌های زمانی مشخص ارزیابی شود و با معیارهای عملکرد در زمان گذشته مورد مقایسه قرار بگیرد.

چرا شاخص کلیدي عملکرد مهم است؟

شرکت‌ها بدون اندازه‌گیری و بررسی شاخص کلیدي عملکرد، هیچ بازخورد مناسبی از نحوه‌ی عملکرد خود نخواهند داشت. شاید بعد از گذشت مدتی احساس کنند که در کار خود پیشرفت کرده‌اند، اما نمی‌توانند زمینه‌ی موفقیت را به درستی مشخص کنند یا آن را توسط یک معیار مناسب بسنجند.

شما با استفاده از KPI می‌توانید اهداف دقیقی را برای خودتان مشخص کرده و استراتژی‌های مناسبی را برای ارزیابی آن‌ها مشخص کنید. همچنین این امکان برای شما فراهم می‌شود که تاریخچه‌ای از عملکرد کسب‌و‌کار خود به دست آورید و ذخیره کنید.

چه چیزی تأثیر شاخص کلیدی عملکرد را بیشتر می‌کند؟

بررسی شاخص کلیدی عملکرد نیز به اندازه‌ی دیگر کارهای شرکت مهم و حیاتی است. گاهی اوقات شرکت‌ها از شاخص‌های کلیدی عملکرد شناخته شده در صنعت استفاده می‌کنند.

سپس متوجه می‌شوند که این شاخص نمی‌تواند جوانب کاری آن‌ها را در نظر بگیرد. درنتیجه نمی‌تواند هیچ تغییر مثبتی در روند کارهای شرکت داشته باشد.

یکی از مهم‌ترین مشخصات KPI این است که آن‌ها نوعی از ارتباطات هستند. درنتیجه مانند هر ارتباطات دیگری از قوانین خاصی تبعیت می‌کنند. هرچقدر اطلاعات شفاف و واضح‌تر باشند، نتیجه‌ی به دست آمده نیز قابل فهم‌تر می‌شود.

اعضای تیم شما برای ساختن یک KPI باید با اطلاعات پایه و اولیه شروع کنند. این افراد باید اطلاعات خوبی از اهداف سازمان و برنامه‌ریزی حرکت به سمت آن‌ها داشته باشند. ساختن KPI یک فرآیند تعاملی است که باید در تمام مراحل ساخت آن از تحلیل‌گران و مدیران بازخورد گرفته شود.

چگونه شاخص کلیدی عملکرد بسازیم؟

مشخص کردن اهداف

قبل از اینکه ترافیک وب‌سایت را اندازه‌گیری کنیم، بهتر است که هدف ساخت وب‌سایت را برای خودمان روشن کنیم. شاید انجام این کار غیرضروری به نظر برسد. اما معمولا وب‌سایت‌ها با ۲ هدف ساخته می‌شوند: افزایش فروش یا کاهش هزینه‌ی حمایت از مشتری. در ادامه به معرفی مثال‌هایی از هر ۲ هدف می‌پردازیم:

افزایش میزان فروش:
تولید لید
شناساندن برند
فروشگاه اینترنتی
شبکه‌ی اجتماعی
سرگرمی
این سایت‌ها میزان درگیری کاربران و درنتیجه فروش محصولات را افزایش می‌دهند. شاید این سایت‌ها محصولات خود را مستقیما از طریق از وب‌سایت به فروش نرسانند، اما میزان شناسایی و درگیری برند را افزایش می‌دهند. درنتیجه میزان شناخت مردم از برند بیشتر شده و فروش محصولات بالا می‌رود.

کاهش قیمت‌ها:
آموزش مشتری‌ها
سلف سرویس
سرویس مشتری
اطلاعات
اینترانت
این سایت‌ها امکان انتشار اطلاعات و پاسخ دهی آنلاین را فراهم می‌کنند تا میزان هزینه‌ی حمایت از مشتری‌ها را کاهش دهند. مطمئنا نوشتن یک صفحه اطلاعات هزینه‌ی بسیار کمتری نسبت به استخدام چند فرد متخصص برای حمایت از مشتری‌ها دارد.

داشتن درک درست از هدف راه‌اندازی وب‌سایت، به اندازه‌گیری میزان فعالیت وب‌سایت و بهبود عملکرد آن کمک می‌کند. اندازه‌گیری یکسری معیارها نیز به مرور زمان کمک می‌کنند که ببینیم بخش‌های مختلف سایت تا چه اندازه بهبود پیدا کرده‌اند.

از آنجایی که هیچ گزارش تحلیلی نمی‌تواند اطلاعات کاملی از نزدیکی شما به اهدافتان بدهد، بنابراین خودتان باید یکسری از معیارها را زیر نظر داشته باشید.

چه چیزی باعث می شود KPI مؤثر باشد؟

وقتی در مورد شاخص عملکرد کلیدی یا KPI صحبت می کنیم، باید توجه داشت که تناسب شاخص با عملکرد مهم ترین قسمت تدوین این شاخص ها می باشد.

در برخی موارد سازمانها بدون تحقیق، از شاخص های تجاری نامناسب و نامربوط به کسب و کار خود استفاده می کنند و سپس متوجه می شوند که تاثیرات مثبتی مشاهده نمی شود. اگر اطلاعات دقیق، واضح و مرتبطی جمع آوری شود و نظارت بر اجرای صحیح آن مداوم باشد، به زودی نتایج مثبت خود را نشان خواهد داد

شناسایی اهداف اصلی سازمان، مهم ترین گام برای تدوین KPI است. در این زمینه نرم افزارهای CRM می توانند کمک شایانی به شرکت ها کنند. چرا که با گزارش دهی جامع توسط این نرم افزار، تحلیل های کاملی به مدیران از هر بخش ارائه می شود.

همچنین لازم است نحوه برنامه ریزی برای دستیابی به این اهداف و ابزارهای موجود کاملا شفاف شوند. با این کار درک کاملتری از KPI در تمام سازمان (چه مدیران میانی و چه سایر پرسنل) وجود خواهد داشت.

چگونه شاخص کلیدی عملکرد (KPI) تعریف کنیم؟

تعیین شاخص های کلیدی عملکرد می تواند کاری دشوار باشد. بخش مهم در KPI کلمه ی “کلیدی” آن است زیرا هر KPI باید به یک نتیجه خاص تجاری مربوط باشد.

KPI ها معمولاً با معیارهای تجاری اشتباه گرفته می شوند. اگرچه اغلب با همان نیت مورد استفاده قرار می گیرند ، KPI ها باید براساس اهداف مهم یا اصلی تجارت تعریف شوند.

گام های اصلی تعریف KPI ها به صورت زیر است:

نتیجه مورد نظر شما چیست؟
چرا این نتیجه مهم است؟
چگونه می خواهید پیشرفت را اندازه گیری کنید؟
چگونه می توانید روی نتیجه تأثیر بگذارید؟
چه کسی مسئول نتیجه کار است؟
چگونه می دانید که به نتیجه خود رسیده اید؟
چند بار پیشرفت را برای دستیابی به نتیجه بررسی خواهید کرد؟
برای مثال ، فرض کنیم که هدف شما افزایش درآمد حاصل از فروش امسال است و شما می خواهید آن را KPI برای رشد فروش بنامید. در اینجا نحوه تعریف KPI آورده شده است:

هدف : 20٪ افزایش حاصل از درآمد فروش در سال جاری (دستیابی به این هدف باعث می شود تا تجارت سودآور شود)

نحوه اندازه گیری پیشرفت : افزایش درآمد نسبت به هزینه ها در مدت مشابه موجود در تاریخچه

نحوه انجام: با استخدام کارمندان فروش بیشتر، تبلیغ برای مشتریان فعلی و جذب مشتریان جدید

مسئول مستقیم ارزش گذاری: مدیر ارشد فروش

نتیجه قابل انتظار : درآمد امسال 20 درصد افزایش یافته است

دوره بررسی : ماهانه بررسی خواهد شد

نکته قابل توجه این که این وظایف می توانند در دسته بندی های مختلف قرار گیرند. مانند :

سازمانی ( نوع دوستی، آداب اجتماعی، …) ، وظیفه ای (متناسب با هر سمت) ، تیمی ( انعطاف پذیری ، …) ، فردی ( ارزش های اخلاقی، وقت شناسی ، …)

KPI SMART چیست؟

اسمارت که از جمع بندی حروف اول 5 کلمه ی زیر ساخته شده است، مدل معروف هدف‌گذاری است که می‌توان از این مدل برای تعیین KPI مناسب استفاده کرد. از این معیارها عبارتند از:

Specific هدف شما باید کاملا روشن، شفاف و صریح باشد.
Measurable این اهداف و شاخص ها باید قابل سنجش و اندازه گیری باشند.
Attainable نباید غیر قابل دسترس یا عجیب باشند.
Related اهداف و شاخص ها باید کاملا مرتبط و متناسب با کسب و کار و سمت مورد نظر باشند.
Time حتما باید زمان مشخصی برای دستیابی به آنها مشخص نمود.
می توان KPI را با جزئیات بیشتر نیز رصد کرد

معیارهای SMART همچنین با افزودن قابلیت ارزیابی مجدد می توانند به SMARTER تبدیل شوند. این مراحل بسیار مهم هستند ، زیرا آنها تضمین می کنند که به طور مداوم KPI های خود و ارتباط آنها با تجارت خود را ارزیابی می کنید.

به عنوان مثال ، اگر از هدف درآمدی خود برای سال جاری فراتر رفته اید ، باید تعیین کنید که آیا هدف خود را خیلی پایین تعیین کرده اید یا اینکه این مربوط به برخی از فاکتورهای دیگر است.

جمع بندی

بطور کلی KPI ها ابزاری مهم برای سنجش موفقیت شما در سمت، شغل و نهایتا کسب و کارتان هستند. به این صورت که با تعریف کردن اهداف کوتاه یا بلند مدت و شاخص های عملکردی، میزان دستیابی به اهداف سازمانی، اندازه گیری و قابل رصد خواهند شد.

دام اصلی استفاده از KPI زمانی است که موفقیت حاصل شده است و لازم است به جای فراموش کردن این سیستم، برای رشد بیشتر اهداف جدیدی تعریف شود و از این سیستم هوشمند KPI دریغ نشود.

منبع:

http://saeed-alavi.blogfa.com/post/355

http://benisland.blogfa.com/post/1987