بلاگ

خودشناسی در اسلام

توسط 18 ژانویه 2021

خودشناسي در اسلام به معني اين است كه انسان مقام واقعي خويش را درك كند، بداند كه در معرفت مي‌تواند بر فرشتگان پيشي بگيرد.

بداند كه او آزاد و مختار و مسؤول خويشتن و مسؤول افراد ديگر و مسؤول آباد كردن جهان و بهتر كردن جهان است،امانتدار الهي است، برحسب تصادف، برتري نيافته است تا استبداد بورزد و همه چيز را براي شخص خود تصاحب كند و مسؤوليت و تكليفي براي خويشتن قائل نباشد.

چرا خود را بشناسيم؟

چه آثارى بر خودشناسى مترتب است كه آن را مطلوب مى‌سازد. خودشناسى براى چيست؟ به چه انگيزه‌اى بايد خودشناسى كرد؟ براى خودشناسى آثار مختلفى بيان شده است و انگيزه‌هاى گوناگونى خودشناسى را اقتضاء مى‌كند. يكى از عواملى كه خودشناسى را موجه مى‌سازد، متعلق اين شناخت است.

«خود» به عنوان چيزى كه در «خودشناسى» شناخته مى‌شود، محبوبترين چيز در نزد ماست. هر كس كه به خود علاقه دارد و علاقه به شناخت محبوب خويش است و «خود» محبوب همه انسانهاست، چرا كه هر انسانى خود را دوست دارد و طبيعى است كه خودشناسى امرى مطلوب باشد.

محبت انسان به خود موجب مى‌شود انسان در انديشه برآوردن مصالح خويش باشد و بكوشد مفاسد و امور زيان آور را از خود دور سازد.

به عبارت ديگر حفاظت از خويش در برابر خطرات و تأمين نيازهاى خود به اقتضاى محبت به خود امرى طبيعى است. از سوى ديگر حفاظت از هر چيز و تأمين نيازها و مصالح هر چيز مستلزم شناخت آن چيز است. هرگاه چيزى را نشناسيم، نيازهاى آن و امور زيان آور به آن را نمى‌توانيم بشناسيم.

محبت به خود فقط با حفظ و نگهدارى «خود» ارضاء نمى‌شود. انسان خود را در بهترين و كاملترين شكل مى‌خواهد؛ يعنى دوست دارد هر كمالى را در خود تحقق بخشد و هرگاه كمالى از كمالات ممكن براى خود را در خود نامحقق يابد، از وضع موجود خود ناراضى مى‌شود و در صدد تكميل وجود خويش برمى‌آيد.

كمال خواهىِ پايان‌ناپذير انسان، در عين احساس فقر و نيازمندى است. پس انسان بر خود لازم مى‌بيند كه كمال ممكن براى خويش را بشناسد تا بتواند در جهت كمال خود گام بردارد و كمالاتى نايافتنى را طلب نكند و به چيزى كمتر از آنچه براى او ممكن است رضا ندهد. شناخت كمال نهايىِ خود فرع شناخت خود است.

براى رسيدن به كمال، علاوه بر شناخت مقصد بايد مسير، مركب و سرعت را هم شناخت. شناخت مسير، مركب و سرعت متناسب با هر موجود بر شناخت آن موجود متوقف است.

اگر توانايي ها و ظرفيت هاى خود را بشناسيم، ممكن است گام در مسير سنگلاخ و دشوارى بگذاريم و يا با سرعتى بيش از توان خود حركت كنيم و يا از ابزارها و نيروهايى كمك بگيريم كه تناسبى با وضعيت ما و مقصد ما نداشته باشد.

خودشناسى و شناخت كمال و زيبايي ها و جذابيت هاى مقصد نهايى انسان، انگيزه استكمال را در او تقويت مى‌كند. اين نكته را مى‌توان يكى از انگيزه‌هاى توصيه به خودشناسى از سوى كسانى كه خودشناسى كرده‌اند دانست.

ائمه معصومين علیهم السلام كه انسان و غايت وجودى او را مى‌شناسد و نيز مى‌دانند هر فردى با شناخت خود و غايت هستى خود بيش از پيش خواستار سلوك به سوى كمال خواهد شد، انسانها را به خودشناسى ترغيب مى‌كنند تا آنان را شيفته حركت كمالى سازند.

خودشناسى به خداشناسى مى‌انجامد و خداشناسى در واقع اصلى‌ترين مقدمه كمال و بلكه خود كمال انسان است. پس خودشناسى براى كمال انسان امرى ضرورى و غيرقابل چشم پوشى است.

همچنين خودشناسى مقدمه ضرورى هر شناختى است؛ يعنى هيچ شناختى براى انسان حاصل نمى‌شود مگر آن كه خود را بشناسيم. پس اگر خواستار شناخت حقايق هستى هستيم بايد نخست خود را بشناسيم.

خودشناسي، نيازي به دليل عقلي و نقلي ندارد

براي موجودي كه به صورت فطري خود را دوست دارد، كاملا طبيعي است كه به خود بپردازد و درصدد شناختن كمالات خويش و رسيدن به آنها باشد. از اين رو خودشناسي، نيازي به دليل‌هاي پيچيده عقلي و نقلي ندارد.

غفلت از اين حقيقت و سرگرم شدن به چيزهايي كه در كمال و سعادت آدمي موثر نيست، امري غير طبيعي و انحراف‌آميز است كه بايد علتش را جستجو كرد و راه سلامت و نجات از آن را شناخت، همة‌تلاش هاي انساني براي تامين لذايذ و خوشي هاي وي انجام مي‌گيرد.

پس خود شناسي انسان و كمالاتي كه ممكن است در مسير او قرار بگيرد، بر همة مسائل مقدم است. تا آنجايي كه بدون شناخت حقيقت انسان و ارزش واقعي او، ديگر بحث ها بيهوده و بي پايه است.

اهميت خودشناسي از ديدگاه قرآن و روايات:

قرآن فراموش كردن خود را نتيجة فراموش كردن خدا بر مي‌شمارد و مي‌فرمايد: «و لا تكونوا كالذين نسوالله فانساهم انفسهم» مانند كساني نباشيد كه خدا را فراموش كردند، پس خدا هم خودشان را از يادشان برد.

قرآن درتلاش است كه انسان «خود» را كشف كند. اين «خود»، «خودِ» شناسنامه اي نيست كه اسمت چيست؟ اسم پدرت چيست و در چه سالي متولد شده اي؟ تابع چه كشوري هستي؟

آن «خود» همان چيزي است كه «روح الهي» ناميده مي شود و با شناختن آن «خود» است كه (انسان) احساس شرافت و كرامت مي كند و خويشتن را از تن دادن به پستي‌ها برتر مي‌شمارد.

(شناسايي توانايي ها و صفات مثبت خود و تلاش براي شكوفا كردن آنها براي حذف صفات بد و منفي و رسيدن به كمال) امير المومنين ـ عليه السّلام ـ نيز مي‌فرمايد: «در شگفتم از كسي كه خود را نمي‌شناسد، چگونه مي‌تواند پروردگارش را بشناسد.»

اسلام بر خلاف ساير اديان به خود شناسی اهميت بسيار زيادي داده و وي را به شناخت سفارش كرده‌است تا بتواند راه صحيح سعادت را انتخاب كند.

راه ها و روش هاي خود شناسي:

به نظر اسلام خود حقيقي انسان روح خداوندي است كه در بدن به امانت گذاشته شده‌است. اين روح منشاء خداوندي دارد و در قرآن كريم آمده‌است: «فاذا سويته نفخت فيه من روحي»(پس وقتي آن‌را درست كرديم از روح خود در آن دميديم.) حال اين سوال مطرح مي‌شود كه روش شناخت اين خود حقيقي، چگونه است؟

آيا براي شناخت آن به علوم تجربي بايد مراجعه كنيم يا به علوم ديني؟ موضوع علوم تجربي مسائل مادي و طبيعي است، اما روح غير مادي و غير جسماني است، پس با علوم تجربي نمي‌توان خود حقيقي را شناخت، نهايتاً به اين نتيجه مي‌رسيم كه تنها از طريق معارف الهي مي‌توان خود را شناخت.

به اعتقاد علماي ديني تنها در مكتب انبياء و پيامبران است كه انسان خود را به نيكي و درستي مي‌تواند بشناسد. عارفان نيز معتقدند كه مي‌توان از طريق انجام كارهاي شايسته و پرهيز از كارهاي زشت، آن‌چنان‌كه در مكتب انبياء آمده‌است، به شناخت خود دست يافت.

عارفان خودشناسي را مهم‌ترين و اصلي‌ترين وظيفه و رسالت تك تك، انسان‌ها مي‌دانند. آنها معتقدند اگر انسان خود را آن‌چنان‌كه بايسته و شايسته است نشناسد، نمي‌تواند «خداي» خود را نيز بشناسد و كسي كه خداي قادر متعال را نشناخت، نمي‌تواند اين ادعا را داشته باشد كه به رسالت و وظيفة انساني خود عمل كرده‌است.

*تلاش براي پي بردن و اعتراف به نقص هاي خود:

يكي از عوامل خودشناسي آشنايي با نقص‌هاي خود است، ترس و وحشت از اعتراف به نقايص خود باعث مي شود انسان بر واقعيت دروني خود پرده افكنده و نسبت به رفع آن نكوشد. اما با تلاش و صداقت مي توان به نقص هاي دروني آگاهي يافت و نسبت به رفع آنها كمر همت بست.

اميد به خودسازي و مداومت بر آن: اگر فردي از روي علاقه و ايمان به دنبال شناخت ضعف هاي خويش باشد، با نقص هاي روحي و اخلاقي خود آشنا مي شود.

اما گاه بعد از شروع به خود سازي از آنجا كه احساس موفقيت كامل نمي كند، احساس شكست و ياس كرده آنرا رها مي كند، اما با اميد به نتيجة موفقيت آميز بر تلاش خود مي‌افزايد و با تداوم بر رفع نقايص مي‌كوشد.

گاه شخصي كه گام در راه خودشناسي گذارده‌است پس از مدت زمان اندكي ممكن است دچار غرور شود و احساس كند كه به كمال لازم رسيده است، اين غرور كه به صورت فخرفروشي بر ديگران بروز مي كند، يكي از موانع خودشناسي است.

شخص، لازم است غرور بي جايي را كه بدان دچار شده كنار گذاشته و با حقايق آنچنان كه هست روبرو شود. بدين صورت مي تواند يكي از حجاب هاي رودرروي خود را بردارد و به شناخت خويش به صورت درست دست يافته و آنگاه به خود سازي بپردازد.

نكته: براي رسيدن به خواسته خود از توصيه‌هاي زير كمك بگيريد.

  1. در انتخاب دوست دقت به خرج دهيد.
  2. از مطالعة كتب اخلاقي و زندگي بزرگاني مثل شيخ رجبعلي خياط (كتاب كيمياي محبت) ، شنيدن سخنراني هاي اخلاقي مثل برنامه هاي راديو معارف، دريغ نورزيد.
  3. بعد از هر نماز مدتي در سجاده بنشينيد و نسبت به اعمال خود تفكر و تامل كنيد.
  4. در برنامة‌ خودسازي كه پس از خودشناسي است، فردا فردا نكنيد. آري از همين حالا شروع كنيد و آهسته و پيوسته حركت كنيد.

منبع:

http://wiki.ahlolbait.com/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C

https://www.hawzahnews.com/news/365936/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%8A%D8%A7%D8%AA

کاهش حواس پرتی در کودکان

توسط 17 ژانویه 2021

باید به کاهش حواس پرتی در کودکان توجه کنید اگر فرزند شما دچار اختلال در تمرکز است ان احتمالا این ویژگی‌ها به نظرتان آشنا می‌آید. این گونه کودکان، در انجام تکالیف گوناگون، از جمله تکالیف مدرسه، با مشکل مواجه می‌شوند. آنها قادر به انجام کارهایی که از آنها خواسته می‌شود به طور کامل و دقیق، نیستند.

حتی اموری از قبیل تمیز کردن اتاقشان نیز برایشان مشکل است، البته این به معنای بی حالی و کسلی آنها نیست. اتفاقا برعکس، این گونه کودکان از انرژی فوق العاده‌ای برخوردارند.

یکی از دلایل حواس پرتی در کودکان همین انرژی خیلی زیاد است. تمرین‌های شناختی می‌توانند تغییرات دلخواه را در مغز و عملکرد آن ایجاد کنند. این نکته بدین معنا است که شما می‌توانید با تمرین و تلاش، علائم این مشکل را در فرزندتان کاهش دهید و به نزدیک شدن مغز او به حالت عادی کمک کنید.

آیا متوجه شده اید که فرزندتان نمی تواند مدت طولانی روی تکالیف درسی اش متمرکز بماند؟ آیا دایم لوازمش را گم می کند یا جا می گذارد و شما نگرانید که این نقص توجهش ناشی از بیش فعالی او باشد؟

روان شناسان و روان پزشکان برای تشخیص بیش فعالی، ضوابط و چارچوب خاصی دارند و تنها زمانی این تشخیص را مطرح می کنند که کودک تمام معیارهای مورد نیاز برای تشخیص این بیماری را داشته باشد.

یکی از مهم ترین معیارها برای تشخیص بیش فعالی، این است که فرد در اثر بیماری دچار اختلال در روابط اجتماعی، شغلی، تحصیلی و زندگی روزمره اش شود.

پس اگر شما فرزندی دارید که در این حیطه ها دچار اختلال بارزی نیست و فقط گاهی فراموشکار و سر به هواست، احتمالا مشکلش صرفا حواس پرتی است، نه بیش فعالی.

حالا این سوال مطرح می شود که برای کاهش میزان حواس پرتی و افزایش تمرکز کودک چه باید کرد؟ مطلب حاضر به این پرسش شما پاسخ می دهد.

راه های کاهش حواس پرتی در کودکان

ترکیب تکنیک‌های ساده آرامش بخش، مانند کشیدن نفس عمیق، و تصور امور مثبت به ذهن کمک می‌کند توانایی‌اش برای یادگیری افزایش یابد. ذهن ما از قابلیت‌های گوناگون و باور نکردنی برخوردار است.

برای مثال تحقیقات نشان می‌دهند اگر شخصی در ذهن خود انجام تمرینات ورزشی را تصور کند، هنگام انجام آن تمرینات در عالم واقع، عملکرد بهتری خواهد داشت.

به همین دلیل است که کودکان بیش فعال می‌توانند «تصور کنند» که در کلاس به صحبت‌های معلم توجه می‌کنند یا در حال انجام تکالیف خود هستند و در نتیجه این تصور، عملکرد واقعی آنها نیز در زندگی بهبود می‌یابد.

شما نیز می‌توانید در این کار به فرزندتان کمک کنید. حتی خود نیز می‌توانید از این راه استفاده کنید و شاهد نتایج باور نکردنی آن باشید.

این بازی را هم والدین دوست دارند هم کودکان. علت علاقه والدین این است که این بازی باعث بهبود حافظه کودک شده و توجه و تمرکز او را افزایش می‌دهد.

کودکان نیز از ریتم تند بازی و سرگرم کننده بودن آن لذت می‌برند. برای شروع شما به چند سکه، یک جعبه کفش یا در آن (برای پوشاندن سکه‌ها) و یک ساعت یا تایمر نیاز دارید. ابتدا ۵ عدد از سکه‌ها را انتخاب کنید (مثلا ۳ عدد ۵۰ تومانی و ۲ عدد ۲۵ تومانی).


اولین نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که هرگز به کودک این برچسب را نزنید که «تو عمدا توجه نمی کنی» یا «عمدا حرف های ما را نادیده می گیریم. درجه های از حواس پرتی مربوط به کارکرد مغز کودکان است. آگاهی کودکان از محیط اطراف به مراتب کمتر از بزرگسالان است.

به عنوان مثال وقتی کودکی هنگام عبور از خیابان، زیپ لباسش را می بندند، ممکن است دیگر قادر به تشخیص رفت و آمد خودروها نباشد، در حالی که این کار برای فرد بزرگسال مشکلی نیست.

یک بزرگسال به تدریج یاد می گیرد که محرک های بی اهمیت را نادیده بگیرد و تمرکزش را روی یک موضوع حفظ کند اما این کار برای یک کودک ممکن است بسیار مشکل باشد.

حواستان باشد که تذکر لحظه به لحظه، جریمه بابت انجام ندادن یک تکلیف یا اشتباه انجام دادن آن به علت حواس پرتی و محروم کردن او از علایقش، در این موارد نه تنها چاره ساز نیست، بلکه مشکل او را چندبرابر می کند، تا جایی که از تحصیل و مدرسه بیزار می شود.

اگر کودک زیاد جنب و جوش می کند و انرژی زیادی دارد، اول به او فرصت بازی بدهید تا آرام شود و مقداری از انرژی اش با بالا و پایین پریدن و قایم باشک بسوزد، بعد از او بخواهید کارش را انجام بدهد و پیش از پایان یافتن مقداری از تکالیف که مشخص کرده اید از جایش بلند نشود.

با مکعب های رنگی شکل های ساده ای به عنوان الگو بسازید و از فرزندتان بخواهید پس از مشاهده مانند الگوی شما بسازد.

پس از چند بار موفقیت، در مراحل بعدی، پس از ساختن الگوی مورد نظر، از کودک بخواهید بادقت آن را مشاهده کند، سپس روی آن را بپوشانید و از کودک بخواهید مانند شما آن را بسازد. در مراحل بعدی از الگوهای پیچیده تر استفاده کنید.

هرگز به کودک برچسب بی توجهی و حواس پرتی نزنید

در تست هوش وکسلر بخشی وجود دارد که در آن کارت هایی به کودک نشان داده می شود. در این کارت ها قسمتی از شکل ناقص است و کودک باید در زمانی محدود آن نقص را شناسایی کند.

شما هم می توانید از این کار برای کاهش حواس پرتی فرزندتان استفاده کنید. یعنی از کارت هایی که تصویرشان ناقص است، استفاده کنید.

سعی کنید در مواردی که می خواهید کودک تمرکز بیشتری داشته باشد (مثل کلاس درس یا اتاقی که تکالیفش را انجام می دهد)، محیط را به گونه ای طراحی کنید که دارای کمترین عامل تحریک کننده برای کودک باشد.

به کودک برچسب نزنید. منظور از برچسب زدن این است که به خاطر یک رفتار خاص، یک خصلت را به کودک نسبت دهید.

وقتی به او برچسب «حواس پرت» یا «دست و پا چلفتی» می زنید او از آن پس خودش را با آن مشخصه می شناسد و در بسیاری از موارد تصویر ذهنی ای که شما، از او برای خودش می سازید تا آخر عمر روی رفتار و شخصیتش اثر می گذارد.

این برچسب ها بعد از مدتی باعث می شوند هم اطرافیان کودک و هم خودش به این باور برسند که با کودکی روبرو هستند که دارای این خصلت خاص و تغییرناپذیر است. بسیاری از ما قربانی برچسب های کودکی مان شده ایم. این اشتباه را در مورد کودکان خود تکرار نکنیم.

چند شی نامرتبط مثل اسباب بازی های مختلف یا مانند آن را جلوی فرزندتان بچینید و به او فرصت دهید آنها را بادقت مشاهده کند.

سپس اشیاء را بردارید و از او بخواهید آنها را نام ببرد. با توجه به ظرفیت حافظه ممکن است کودک ابتدا نام تعداد کمی از وسایل را به یاد آورد اما به تدریج با پیشرفت و تثبیت در هر مرحله می توان بر تعداد وسایل یا اشیاء افزود. این تمرینات را با استفاده از تصاویر نیز می توان انجام داد.

با نشان دادن تصاویر ساده از مناظری که کودک به آنها علاقه دارد مثل مزرعه و باغ وحش به مدت چند ثانیه، از کودک بخواهید به سوالات شما درباره آن تصاویر پاسخ دهد. در مراحل بعدی وقتی که کودک به اندازه کافی در این کار ماهر شد، می توانید از تصاویر پیچیده تر استفاده کنید.

به خاطر آوردن وسایل داخل یک فروشگاه یا ویترین مغازه پس از چنددقیقه مشاهده و پرسش درباره رنگ و شکل لباس افراد در یک مهمانی نیز می تواند باعث تقویت دقت و کاهش حواس پرتی کودک شود.

منبع:

https://nabu.ir/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86/

https://www.beytoote.com/baby/psychology-baby/distraction4-children.html

روش های یادگیری زبان انگلیسی

توسط 15 ژانویه 2021

بسیاری از شما دوستان عزیز به دنبال روش هایی هستید تا بتوانید از طریق آن ها روند یادگیری زبان انگلیسی را سرعت ببخشید. به این منظور روش های مختلف برای یادگیری زبان انگلیسی وجود دارد اما بهتر است که در همین زمان نگاهی به نحوه ی مطالعه ای که تاکنون داشته اید، بیندازید.

هدف به این معنی است که می خواهید از آموخته های خود به چه منظوری استفاده نمایید و هم چنین انتظار شما از یادگیری در چه سطح و level می باشد.

توجه به این دو موضوع باعث می شود تا مطالعه و آموختن شما هدفمند تر باشد؛ برای مثال شخصی که تمایل دارد بیشتر بر روی مکالمه زبان انگلیسی کار کند و قصد مهاجرت یا مسافرت به کشورهای خارجی را دارد، می تواند از یک برنامه ی مشخص و مناسب به منظور تقویت گفتار استفاده نماید و سریع تر به آنچه مد نظر دارد دستیابی پیدا کند.

سریع ترین راه یادگیری زبان انگلیسی چیست؟

ما در ادامه ی این مطلب، برخی از راهکارهای مهم جهت تسریع فرآیند آموزش و فراگیری زبان را بیان کرده ایم و به شما توصیه می کنیم که این روش ها را به صورت جداگانه در بازه های زمانی مختلف انتخاب و تست نمایید و میزان تاثیر گذاری آنها بر افزایش سرعت یادگیری خودتان را تخمین بزنید.

قطعا میزان اثر بخش بودن هر روش در افراد مختلف، متفاوت می باشد و همچنین امکان دارد که برای هر فرد یک روش مشخص بیشتر از سایرین کارآمد و مفید باشد؛ بنابراین برای یادگیری سریع زبان انگلیسی این خود شما هستید که می توانید مناسب ترین و سازگارترین راهکارهایی که با آنها احساس راحتی بیشتری خواهید داشت را، تشخیص داده و مورد استفاده قرار بدهید.

تصور کنید بدون فکر کردن و هیچ زحمتی انگلیسی صحبت کنید کلمات به آسانی و به سرعت به واسطه زبان شما ادا می شوند و همچنین در آن واحد مفهوم صحبت های دیگران را درک می کنید برای اینکار شما باید شیوه یادگیری مکالمه زبان انگلیسی خود را تغییر بدهید. اولین قدم کنارگذاشتن یادگیری لغات زبان انگلیسی است تعجب کردید ؟؟ بله درست است.

لغات را حفظ نکنید در انگلیسی زبانها, انگلیسی را بر اساس یادگیری لغات نمی آموزند بلکه انها اصطلاحات( عبارات) را یادمی گیرند که ترکیبی از یک گروه لغت می باشند که معنی خاص خود را می دهند.

بر اساس تحقیقات صورت گرفته یادگیری مکالمه زبان انگلیسی با اصطلاحات (عبارات) ۴ تا ۵ برابر سریعتر از یادگیری زبان انگلیسی بر اساس تک لغات می باشد همچنین دانش آموزانی که اصطلاحات (عبارات) را یادمی گیرند گرامر بیشتری هم بلدند.

هفت قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسی

قانون اول : همیشه در پی یادگیری اصطلاحات (عبارات) باشید و نه تک لغت ها

هرگز کلمات را بصورت جداگانه و منفرد یادنگیرید هرگز . وقتی یک لغت جدید می بینید همیشه اصطلاحی( عبارت) را که این لغت جدید در آن به کاربرده شده است یادداشت کنید و وقتی می خواهید مرور کنید همیشه همان اصطلاحات (عبارات) را مطالعه کنید و نه کلمات را اصطلاحات (عبارات) را گردآوری کنید مکالمه و گرامر زبان شما ۴-۵ برابر سریعتر بهبود می یابد.

قانون دوم : از یادگیری گرامر انگلیسی دست بردارید

زیاد خودتون رو اسیر گرامر نکنید . گرامربه شما آموزش می دهد که شما به زبان انگلیسی فکر کنید ولی شما می خواهید به صورت خودکار با زبان صحبت کنید بدون فکر کردن بدین صورت شما مثل یک انگلیسی زبان انگلیسی را یادمی گیرید .

قانون سوم و مهمترین قانون : اول گوش کنید

شما هر روز باید به انگلیسی گوش فرادهید متون انگلیسی را نخوانید بلکه فقط گوش دهید خیلی ساده است این کلید موفقیت شما در یادگیری مکالمه انگلیسی است از خواندن متون انگلیسی راصرف نظر کند وبه گوش دادن زبان انگلیسی به صورت مداوم و روزانه بپردازید.

انگلیسی را با گوشهایتان یادبگیرید و نه با چشمهایتان در اغلب مراکز آموزش زبان شما با چشم زبان را یادمی گیرید شما متون انگلیسی را می خوانید و قواعد گرامری را فرامی گیرید اما برای موفقیت در یادگیری زبان انگلیسی باید سیستم شنیداری را جایگزین کنید.

شما باید روزی ۲-۳ ساعت فقط به انگلیسی گوش دهید بدین صورت مکالمه شما به سرعت بهبود می یابد و انگلیسی را به اسانی صحبت می کنید

قانون چهارم : یادگیری آرام و عمیق بهترین است

راز یادگیری راحت زبان انگلیسی یادگیری دقیق کلمات و عبارات انگلیسی می باشد اینکه ما توضیح کلمات را بدانیم و یا فقط برای آزمون آن را در حافظه بسپاریم کفایت نمی کند بلکه باید ملکه ذهن ما شوند.برای یادگیری مکالمه انگلیسی باید بارها و بارها یک درس را مطالعه کنیم شما باید خیلی عمیق مطالعه کنید

قانون پنجم : یادگیری گرامر با اسفاده از یک داستان در قالب چندین زمان مختلف

برای یادگیری طبیعی و نه دستوری گرامر انگلیسی باید یک داستان ( نوشته – پاراگراف و .. ) صوتی را انتخاب کنید که افعال آن در زمان حال صرف شده اند حال به یکی از دوستان که به انگلیسی مسلط تر است بگویید همین نوشته را در یک زمان دیگر ( گذشته ساده – آینده – گذشته کامل و .. ) بنویسد و برایتان ضبط کند و دوباره آن را گوش کنید.

حال شما می توانید با یک نوشته ( صدا) چندین حالات گرامری را یادبگیرید و شما لازم نیست قواعد گرامری را یادبگیرید فقط با شنیدن این نوشته در زمان های مختلف با این زمان ها آشنا خواهید شد و گرامر شما خودبخود بهبود می یابد.

قانون ششم : برای بهبود انگلیسی باید دروس و منابع انگلیسی واقعی را هم مطالعه کنید

اگر می خواهید انگلیسی واقعی یاد بگیرید یعنی همان انگلیسی که در جوامع انگلیسی زبان استفاده می شود باید از منابعی استفاده کنید که در این باره نگاشته شده اند نظیر فیلم ها , مجلات واقعی , کتب صوتی واقعی , رادیوها و… واقعی منظور این است که انگلیسی زبان ها خودشان از آن استفاده می کنند گوش می دهند , نگاه می کنند و می خوانند .

قانون هفتم : گوش کنید و جواب دهید نه اینکه فقط گوش دهید و تکرارکنید

درکنار هر درسی سوالاتی هم مطرح می شوند همیشه به سوالات جواب دهید و ازکنار آن ها نگذرید . بهنگام گوش دادن به منابع صوتی از یکی از دوستان بخواهید در باره داستان از شما سوال کند و شما به آنها جواب دهید این به شما یادمی دهد که سریع فکر کنید و جواب را پیداکنید.

هفت قانون طلایی یادگیری آسان زبان انگلیسی طبق متد – ا فورتلس انگلیش – بودند مطمئنا نظریه های متفاوتی در زمینه یادگیری انگلیسی به گوش شما خورده و یا دیده اید و هیچ کدام از این هفت قانون کامل نیستند ولی به یاد داشته باشید.

راه های یادگیری زبان بی نهایت هستند یکی آموزش زبان انگلیسی از طریق رادیو , یکی آموزش انگلیسی از طریق فیلم با زیرنویس , دیگری از طریق دوره آموزشی. پس وقت را غنیمت شمرده و از هر جا که شروع کنید درست شروع کرده اید . انگیزه جرقه و پشتکار و مطالعه مداوم کاتالیزور یادگیری زبان انگلیسی می باشد .

منبع:

http://englishlanguageedu.blogfa.com/post/24

https://www.beytoote.com/psychology/emtehanat/learning1-english-anguage.html

دلیل حال بد

توسط 15 ژانویه 2021

دلیل حال بد روحی گاهی شکست های زندگی مثل از دست دادن عزیزی، قرار گرفتن در موقعیت های بد مثل جنگ، فشارهای زندگی و مشکلات اقتصادی است که اغلب به افسردگی منجر می شود. استرس، اضطراب، نداشتن اعتماد به نفس و کم خوابی هم از عواملی است که باعث تشدید افسردگی و حال بد می شود.

گاهی با تغییرات کوچکی در شرایط زندگی، می توانیم مانع از افسردگی شویم و از حال بد به حال خوب برسیم. با توجه به شرایط زندگی مدرن و تغییرات سریعی که در جامعه اتفاق می افتد گاهی توجه لازم را به خودمان نداریم. پس از مدتی فقط احساس می کنیم حال مان خوب نیست.

علت حال بد

زیاد فکر کردن

اگر زیاد فکر می کنید باید بالاخره جایی دستور توقف به مغز بدهید چون این می تواند مهم ترین علت حال بد روحی شما باشد. گاهی به کرات حرف، گفته یا رفتاری را مدام در مغزتان مرور می کنید.

ولی این تکرار مکرر حوادث مثل یک حریف قوی بالاخره شما را به زمین می زند. راه های دیگری مثل دیدار با دوستان، ورزش، گردش در طبیعت و مراقبه را جایگزین کنید.

یک راه ساده هم وجود دارد. به محض هجوم این افکار بلافاصله به آن ها دستور خاموش یا رفتن بدهید. بله به همین سادگی. وقتی رفتار زننده یا حرف آزاردهنده کسی را به یاد می آورید که مستحق آن نبوده اید و قلب تان شکسته است، به محض آن که مغزتان می خواهدافکار منفی که موجب حال بد شما شده است را دوباره مرور کند بگویید : برو.

نگذارید اعتماد به نفس تان ضعیف شود

جامعه در هر زمانی معیارهای خاص خودش را دارد. هر روز چیز جدیدی مد می شود. مد شدن فقط مختص لباس و طرز آرایش نیست. حتی یک رفتار اجتماعی مد می شود. معیارهای زیبایی فرق می کند. طرز لباس پوشیدن و نحوه آرایش عوض می شود.

خیلی وقت ها در یک جمع در مورد برند یا رنگ لباس تان اظهار نظر می کنند تا به طریقی روحیه تان را ضعیف کنند.

ولی یادتان باشد بیشتر مردم چون حرفی برای گفتن ندارند، و خودشان به نوعی از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند به راحتی در مورد دیگران حرف می زنند و قضاوت می کنند. از جامعه ای که هر روز با مد پیش می رود انتظار بیشتری هم نمی توان داشت.

اجازه ندهید هیچ رفتاری یا گفته ای اعتماد به نفس شما را پایین بیاورد و نسبت به خودتان احساس بدی پیدا کنید. فقط کافی است خودتان را به همین شکلی که هستید دوست داشته باشید. قرار نیست تغییر نکنیم مگر تغییر خوب. اگر تغییر قرار است احترام به خودمان را پایین بیاورد تغییر نیست بلکه تخریب شخصیت است.

مشکلات مالی

طبیعی است وقتی به انداه کافی پول ندارید یا بدهکار باشید حال خوشی ندارید و مشکلات اقتصادی علت حال بد شما هستند. ولی به جای غصه خوردن بهتر است راه حل برای رفع مشکل پیدا کنید. فهرستی از هزینه هایتان تهیه کنید.

بعضی از خریدهای تان را که مهم نبوده اند حذف کنید. یک برنامه اقتصادی یک ماهه، سه ماهه و شش ماهه برای خودتان بریزید. اگر شاغل نیستید حتما مشغول به کار شوید. شاید کار جدید کم تر از توانایی و تحصیلات تان باشد ولی به هر حال بهتر از بیکاری است. بیکاری باعث می شود مدام فکرهای بیهوده بکنید.

روابط اجتماعی مشکل دار

جدا شدن به هر شکلی : طلاق، جدایی، یا به هم زدن یک رابطه دوستی غم به دنبال دارد و احتمالا علت حال بد روحی شما است. ولی نه شما اولین کسی هستید که این تجربه را داشته اید نه آخرین. به هر حال دوران سختی است.

اگر دوست صمیمی دارید یا از یکی از اعضای خانواده کمک بگیرید تا این دوران را پشت سر بگذارید. باور کنید حتی بیشتر وقت ها بهتر است روابط مشکل دار قطع شوند تا ادامه پیدا کنند. یادتان نرود زندگی مثل یک اتوبوس است قرار نیست همه سرنشینان در همان ایستگاهی که شما سوار و پیاده می شوید با شما همراه باشند.

مدام به نکات منفی فکر نکنید

به هر حال هیچ کس زندگی ایده آلی ندارد. همه ما دوران هایی را تجربه کرده ایم که زیاد خوشایند نبود اند. اگر مدام به شکست ها و تجربیات بد فکر کنید دوباره خود را در وضعیتی قرار می دهید که این اتفاقات تکرار شود.

حتی اگر چند تجربه ناراحت کننده پشت سرهم برای شما اتفاق افتاده باشد، نباید فکر کنید آدم بدشانسی هستید. به زمان حال بیندیشید.

درس های مثبتی که از تجربه های بد گرفته اید یادداشت کنید. حتی می توانید فهرستی از نکات مثبتی که در زندگی فعلی تان وجود دارد تهیه کنید.

می بینید خیلی چیزها در زندگی تان وجود دارد که باید شکرگزار باشید. مسائلی که شاید خیلی ها حسرت داشتن آن ها را دارند. آرام باشید و از زمان حال لذت ببرید و برای آینده ای خوب برنامه ریزی کنید.

بالارفتن سن

شاید یک علت حال بد روحی شما بالا رفتن سن تان باشد. تقریبا همه از پیرشدن و بالارفتن سن می ترسند. احساس تنهایی، بی ارزش بودن، به پایان رسیدگی زندگی اضطراب شدیدی در شخص به وجود می آورد. به جای این که به این ترس ها فکر کنید به کارهایی که در طول زندگی تان انجام داده اید و تلاش هایتان فکر کنید.

به چیزهایی فکر کنید که در طول زندگی به دست آورده اید : تحصیلات، خانواده، شغل تان و فعالیت های اجتماعی که داشته اید. برنامه های جدید مخصوص این سن را برای خودتان ترتیب دهید.

رنجش و دل شکستگی

از دست دادن کسی که خیلی دوستش داشته اید و برایش احترام قائل بوده اید و دل تان را شکسته است، بدترین تجربه زندگی برای هر شخص است و همیشه منجر به افسردگی و حال بد روحی می شود.

ولی همیشه یادتان باشد آن ها فقط تا این جا می توانسته اند همراه شما باشند. باید ادامه بدهید. کسی که قلب شما را شکسته و باعث رنج تان شده آیا ارزش آن را دارد که شما به خاطرش افسرده شوید؟

بدخوابی

بدخوابی و کم خوابی هم ممکن است علت حال بد روحی تان باشد. چون خستگی مغز مانع از کارکرد درست آن می شود. سعی کنید حتما بین ۷ تا ۹ ساعت بخوابید.

یادتان باشد شما یک نسخه بی بدیل در عالم هستی هستید. هیچ کس مثل شما نیست. در سفر زندگی قرار است هر روز بهتر از دیروز باشیم. پس همیشه در موقعیت های نه چندان مطلوب حال بد خود را به حال خوب تبدیل کنید.

درمان خلق و خوی بد و حال نامناسب روحی

آیا می دانستید که برای از بین بردن خلق و خو و حال بدتان، به تنها چیزهایی که نیاز دارید، این است که نگرش خود را تغییر دهید و یاد بگیرید که بر روی خودتان و حال خوبتان متمرکز کنید؟!

در حقیقت، انواع مختلفی از مشکلات وجود دارد که بر مردم تأثیر می گذارند، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی ؛ متأسفانه اینها می توانند موجب حال و خلق بد شما شوند با این حال، اگر چه بسیاری از مردم به آن اعتقاد ندارند، اما درمان برای یک مورد از بد خلقی برای هر فرد متفاوت است.

درست مانند آنچه که در بیماری ها اتفاق می افتد، احساس ناراحتی، عصبانیت، اضطراب، خستگی، افسردگی و یا مشکلات جسمی و روحی که بدن شما را تحت تاثیر قرار می دهند، بر سلامت و حالت شما تأثیر می گذارند.

درمان حال بد روحی

چگونه می توان گفت که حال روحی بدی دارید؟ نشانه های حال بد روحی چیست؟
حال بد داشتن بیشتر از یک صورت ناراحت است برای تعیین اینکه آیا شما از این مشکل واقعا رنج می برید، به علائم زیر توجه کنید:

خشم بدون دلیل واقعی. ناراحت بودن، به تنهایی و یا با دیگران.
ناتوانی در گوش دادن به مشکلات دیگران. عدم انطباق، عدم تحمل و فردیت.
بدبینی پایدار. عدم تعادل عاطفی بزرگ و انرژی منفی.
_مشکل در برخورد با دیگران.
اغلب اوقات، اینها علائمی هستند که شما در حال بد خود دارید. علاوه بر این، اگر به دنبال یک راه حل شخصی یا درمان نباشید، این مشکل می تواند بدتر شود.

منبع:

https://144.dralizadehsanidrugstore.com/blog/1397/05/25/%D8%B9%D9%84%D8%AA-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-102201/

https://namnak.com/%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C.p70135

قانون مورفی

توسط 13 ژانویه 2021

قانون مورفی نامی است که روی یک مثل رایج گذاشته شده است: «هر خطای ممکن رخ خواهد داد». این قوانین معمولا برای انسان‌های بد‌شانس به کار می‌روند.

تاریخچه قانون مورفی به اوایل قرن ۱۹ میلادی برمی‌گردد؛ زمانی که ادوارد مورفی به عنوان مهندس یکی از پروژه‌‌های پایگاه نیروی هوایی ادواردز مشغول فعالیت بود، متوجه شد که یکی از تکنسین‌های او مرتکب خطا شده و به او گفت اگر هر خطایی را مرتکب شوی، من متوجه می‌شوم.

از این رو دکتر جان پائول استاپ که در این پروژه نیز همکاری داشت، در خصوص عمومیت خطاها یاداشتی را نوشت و نام آن‌ را قانون مورفی گذاشت.

پس از مدتی در همایشی، یکی از خبرنگاران از دکتر جان پائول استاپ پرسید که چگونه از خطاها پیشگیری می‌کنید، او گفت از قانونی مورفی پیروی کردیم و از اشتباه‌هایی که به طور معمول هر انسانی انجام می‌دهد، جلوگیری می‌کنیم.

به همین دلیل قانون مورفی به شهرت جهانی رسید و امروزه علاوه بر استفاده از قانون اصلی مورفی، از مدل‌های مشابه دیگری نیز استفاده می‌شود که در ادامه آن‌ها را معرفی می‌کنیم.

اولین دیدگاه قانون مورفی به موضوع بی‌عرضگی اشاره می‌کند که معمولا این اتفاق‌ها با نتایج بدی همراه خواهند شد.

البته دیدگاه دومی نیز در قانون مورفی وجود دارد که عنوان می‌کند هیچ‌گاه کنترل کیفیت را فراموش نکنیم و سعی کنیم سطح انتظارات را بالا ببریم؛ چرا که یک اشتباه کوچک، پیامد‌های بسیار بدی را به دنبال خواهد داشت.

یک زبانزد رایج در فرهنگ غربی است که می‌گوید «هر خطای ممکن رخ خواهد داد.» این جمله از «ادوارد مورفی»، مهندس نیروی هوایی و محقق «نظریه آشوب» آمریکایی است.

طبق این زبانزد همیشه همه چیزها در بدترین و نامناسبترین زمان به خطا می‌روند و کارها را لنگ می‌گذارند. معمولاً هنگامی که شخصی همواره بدشانسی می‌آورد او را مشمول قانون مورفی می‌نامند.

جمله «همه چیز ذاتاً دچار خطا و دردسر می‌شود مگر اینکه برای درستی آن تلاشی شده باشد». قانون مورفی (گاهی با استنباط فیناگل یا قانون سُد در فرهنگ غرب اشتباه می‌شود) یک مثل معروف در فرهنگ غرب است که در زمان آزمایش واگن موشکی در اواخر دههٔ ۴۰ به وجود آمد.

اصلی‌ترین پیامی که این قانون بیان می‌کند این است که در هر حالتی که احتمال خراب شدن یا خطا رفتن باشد بی‌شک روزی این اتفاق می‌افتد.

«اگر راه‌های متفاوتی برای انجام کاری باشد که یکی از آنها به خرابی یا فاجعه بینجامد، حتماً یک نفر کار را به همان صورت انجام خواهد داد.» که معمولاً به این صورت بیان می‌شود: «خطای احتمالی رخ خواهد داد.» از نیکلاس اسپارک محقق و نویسندهٔ کتاب «تاریخی از قانون مورفی».

این نامگذاری طعنه‌آمیز در پی سرگرد ادوارد مورفی است که در مرکز نیروی هوایی ادوارد همراه گروه استَپ روی پروژهٔ MX۹۸۱ کار می‌کرد. او مدت کوتاهی به عنوان مهندس توسعه در فنون اندازه‌گیری با دکتر و سرهنگ جان پاول استَپ دوست و همسایهٔ سابقش روی پروژه واگن موشکی (rocket sled) مشارکت می‌کرد.

نیک اسپارک در پایان کتاب «تاریخی از قانون مورفی» بیان می‌کند که تفاوت خاطرات بعد از گذشت سال‌ها، اجازه مشخص کردن دقیق شخصی که در طول چندین ماه آزمایش دستگاه جدید اندازه‌گیری، این عبارت را به شکل مصطلح امروزی آن ابداع کرده نمی‌دهد.

ولی این عبارت در انعکاس جمله‌ای که مورفی پس از شکست دستگاه اندازه‌گیریش گفته ابداع شده و به تدریج از حالت اولیه آن که در اولین کنفرانس سرهنگ استپ-سریع‌ترین مرد روی زمین-به کار رفت به حالت امروزی درآمده.

آیا قانون مورفی واقعاً درست است؟

نخستین سطح

برخورد عامه‌ی مردم با این قانون است. کافی است در کوچه و خیابان از افراد مختلف بخواهید که تجربه‌ی خود را از قانون مورفی در زندگی‌شان بیان کنند. احتمالاً افراد بسیاری را خواهید یافت که مثال‌ها و خاطرات فراوانی در زمینه‌ی درست بودن این قانون دارند.

سطح دوم

برخورد کسانی است که با اصول روانشناسی آشنا هستند. آن‌ها به سرعت می‌توانند علتِ رایج شدن قانون مورفی و باور اغلب انسان‌ها به آن را برایتان شرح دهند:

اغلب مصداق‌های قانون مورفی که ما در زندگی خود می‌شناسیم و به خاطر می‌آوریم، حاصل خطاهای شناختی ذهن ما و به‌طور دقیق‌تر، خطاهای یادآوری در حافظه هستند.

خطاهای بسیار متنوعی در ذهن ما می‌توانند به تقویتِ باور به قانون مورفی کمک کنند.

مثلاً تمرکز بر آخرین اطلاعات باعث می‌شود ما نتوانیم نگاه آماری واقعی به رویدادهای بد داشته باشیم و وزن آخرین رویداد نامطلوب، در ذهن‌مان بیشتر باشد.

ضمن این‌که پس از پذیرش قانون مورفی، خطای تأیید خود کمک می‌کند مصداق‌های آن را پررنگ‌تر ببینیم و موارد نقض آن را نادیده بگیریم.

هم‌چنین روانشناسی شناختی این نکته را تأیید می‌کند که تجربه‌های همراه با هیجان، در ذهن ما ماندگارتر هستند و بهتر و شفاف‌تر ثبت می‌شوند (+).

بنابراین، خاطره‌ی روزی که ماشین را شسته‌اید و باران نیامده، به عنوان یک خاطره‌ی خنثی، در مقایسه با خاطره‌ی بارش باران دقیقاً بلافاصله پس از پرداخت قبض کارواش، سریع‌تر از ذهن پاک می‌شود و طبیعی است که در طول زمان، مغز ما به انباری از خاطرات نامطلوب (مصداق‌های قانون مورفی) تبدیل شود.

اگر کمی با خطاهای شناختی آشنا باشید، به سادگی می‌توانید این توضیحات را با نمونه‌ها و مصداق‌های بیشتر، کامل‌تر کنید.

سومین سطح

برخورد، توجه دقیق‌تر به مصداق‌های قانون مورفی است. کاری کسانی مانند روبرت متیوس و ریچارد رابینسون انجام داده‌اند .

برخی از قوانین مورفی

گرچه قانون مورفی نگرشی منفی و بدبینانه نسبت‌به جهان را نشان می‌دهد، ولی مورفی تنها قانون نیست. از زمان محبوبیت قانون مورفی پس از آزمایش‌های واگن موشکی در پایگاه نیروی هوایی ادواردز، ناظران زیرک و باهوش نیز قوانین خود را ساخته و ارائه داده‌اند.

بعضی از این قوانین در حد خود معروف شده‌اند، مانند اصل پیتر (Peter Principle) که براساس آن همه‌ی مردم درنهایت به سطح ناکارآمدی خود خواهند رسید یا تفسیر اوتول (O’Toole) درمورد قانون مورفی که طبق آن مورفی فردی خوش‌بین بوده است.

به‌معنای واقعی کلمه از زمان پیدایش قانون مورفی هزاران قاعده، قانون، اصل و نظر ایجاد شده است. بعضی از آنها بامزه‌اند، بعضی عاقله‌اند و بعضی نیز معمولی هستند. بقیه‌ی آنها نظرات و مشاهداتی قدیمی، آزمون‌شده و درست هستند:

مشاهدهٔ اتوره (Etorre’s Observation): همیشه خط دیگر سریع‌تر حرکت می‌کند.

تمایز بارت (Barth’s Distinction): انسان‌ها در جهان دو نوع هستند: کسانی که افراد را به انواع مختلف تقسیم می‌کنند و کسانی که این کار را انجام نمی‌دهند.

قانون آکتون (Acton’s Law): قدرت فاسد می‌کند، قدرت مطلق کاملا فاسد می‌کند.

قانون حماقت (Boob’s Law): همیشه در آخرین محلی که به آن نگاه می‌کنید، چیزی را که به دنبالش هستید پیدا می‌کنید.

قانون سوم کلارک (Clarke’s Third Law): جامعه‌ای را که به‌اندازه‌ٔ کافی پیشرفته باشد، نمی‌توان از سحروجادو تشخیص داد.

قانون فرانکلین (Franklin’s Rule): کسی خوشبخت است که هیچ انتظاری ندارد، چون هرگز ناامید نمی‌شود.

قانون مسیر پیش‌روی عیساوی (Issawi’s Law of the Path of Progress): میان‌بر طولانی‌ترین فاصلهٔ بین دو نقطه است.

قانون منکن (Mencken’s Law): آنها که می‌توانند، عمل می‌کنند و آنها که نمی‌توانند، آموزش می‌دهند.

قانون پاتن (Patton’s Law): برنامه‌ای خوب در امروز بهتر از برنامه‌ای عالی در فرداست.

هر یک از این سخنان جنبه‌ای از جهان را توضیح می‌دهد و آن را به‌شکلی قابل‌فهم (و بامزه) بیان می‌کند. ولی باوجوداین، قانون مورفی همچنان پدربزرگ تمام قوانین است. چه چیزی در این قانون وجود دارد که زندگی را به این خوبی نشان می‌دهد؟

منبع:

https://gadgetnews.net/314306/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/

https://www.beytoote.com/psychology/zendegi-behtar/murphy8-law-includes.html

چرا احساس خستگی می کنیم؟

توسط 12 ژانویه 2021

خستگی نوعی احساس ضعف و نداشتن انرژی در بدن است. بعلاوه می‌تواند جسمی، روانی یا ترکیبی از هردو باشد. تقریبا تمام افراد در لحظاتی از زندگی خستگی را تجربه کرده‌اند اما چرا احساس خستگی میکنیم؟ در بیشتر مواقع گذرا بوده و به دنبال فعالیت بیش از حد، محرومیت از خواب و استرس‌های طولانی و… ایجاد می‌شود.

اما گاهی ممکن است علامتی از یک بیماری جسمی یا روانی باشد. در این حالت خستگی مداوم بوده، با استراحت برطرف نمی‌شود و به مرور پیش روی کرده و باعث کاهش انگیزه، انرژی و تمرکز فرد می‌شود.

گاهی خستگی ممکن است علامتی از یک بیماری جسمی یا روانی باشد. در این حالت خستگی مداوم بوده، با استراحت برطرف نمی‌شود و به مرور پیش روی کرده و باعث کاهش انگیزه، انرژی و تمرکز فرد می‌شود.

علایم خستگی

خستگی ممکن است طیف گسترده‌ای از سایر علایم جسمی، روانی و احساسی را ایجاد کند مانند:

خستگی و خواب آلودگی مزمن
سردرد
سرگیجه
بدن درد
ضعف ماهیچه
کاهش رفلکس ها
اختلال در تصمیم گیری و قضاوت
بی اشتهایی
تاری دید
کاهش فعالیت سیستم ایمنی
توهم
کاهش انگیزه
اختلال در حافظه کوتاه مدت
کاهش تمرکز
تغییرات خلق

درمان خستگی

همان طور که گفته شد خستگی بیماری نیست اما می‌تواند علامتی از یک بیماری باشد. برای کاهش آن ابتدا باید بدانید که دلیل اصلی آن چیست؟

اگر خستگی بر کیفیت زندگی، عملکرد شغلی و اجتماعی شما تاثیرگذار باشد، باید به پزشک مراجعه کنید. پزشک با گرفتن شرح حال، انجام معاینه و آزمایشات می‌تواند علت آن را تشخیص داده و درمان موثر را انجام دهد. با این وجود خوشبختانه در بیشتر مواقع با تغییر عادات و شیوه‌ی زندگی خود به خود بهبود می‌یابد.

چه مواقعی برای درمان به پزشک مراجعه کنیم؟

در صورت مشاهده هر کدام از علایم زیر به اورژانس مراجعه کنید یا با ۱۱۵ تماس بگیرید:

اگر به دلیل مشکلات روحی و روانی بوده و همراه با علائمی مانند افکار خودکشی یا آسیب به دیگران باشد.
همراه با درد قفسه‌ی سینه
همراه با تنگی نفس
همراه با درد شدید شکم، لگن و کمر
همراه با بی نظمی و افزایش ضربان قلب
همراه با احساس غش کردن
همچنین اگر خستگی که تجربه می‌کنید بیشتر از دو هفته طول کشیده و با وجود استراحت، کاهش استرس، رژیم غذایی مناسب و مصرف زیاد مایعات برطرف نشود باید به پزشک مراجعه کنید.

دلایل خستگی چیست؟

خستگی می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد. بیشتر مواقع به دلیل کارهای روزمره و عادت‌های نادرست زندگی مانند ورزش نکردن، بی خوابی، مصرف الکل و… ایجاد می‌شود. همچنین ممکن است علامتی از یک بیماری جسمی (مشکلات تیروئیدی یا قلبی) یا بیماری‌های روانی (افسردگی و اضطراب) بوده و نیازمند درمان باشد.

خواب ناکافی

اضطراب‌ها (شغلي، خانوادگي، اقتصادي و…) يكي از عوامل مهم تاثيرگذار روي كيفيت و كميت خواب هستند و مي‌توانند باعث شوند فرد نتواند 7 ساعت خواب مناسب روزانه را تجربه كند.

دكتر هاوين‌جافي، پروفسور روان‌پزشكي در دانشگاه هاروارد مي‌گويد: «بسياري از زنان و دختران جوان شيوه زندگي نامنظم دارند و اين باعث مي‌شود كه برنامه خواب منظم و مناسبي نداشته باشند و اين يكي از اصلي‌ترين علت‌هاي خستگي مزمن در آن‌هاست.

یکی از شایع ترین دلایل خستگی، کم خوابی است. بنابر آمار موسسه ملی سلامت آمریکا، ۷۰ میلیون نفر از آمریکاییها از کمبود خواب مزمن رنج می برند.

راه حل: هر شب ۷ الی ۸ ساعت بخوابید.

قطع تنفس در خواب (Sleep Apnea)

بعضی افراد با این که شبانه ۸ ساعت یا بیشتر هم می خوابند، باز هم در طول روز خسته اند. Sleep Apnea در واقع قطع موقتی تنفس در خواب یا همان آپنه است که مدت چندین ثانیه طول می کشد.

هر بار که شما دچار این حالت می شوید برای لحظاتی از خواب بیدار می شوید و ممکن است خود شما هم از این بیدار شدن های کوتاه اطلاعی نداشته باشید.

كمبود ويتامين D

دكتر مارتين نيورمن، فوق‌تخصص غدد در مركز طبي نيوآرك‌ مي‌گويد: «طي سال‌هاي اخير، ترس از بروز سرطان پوست باعث شده كه بسياري از زنان و مردان به‌دليل قرار نگرفتن در معرض نور خورشيد دچار كمبود ويتامين D شوند.»

در عين حال آلرژي نسبت به محصولات لبني و برخي از رژيم‌هاي غذايي غلط و حتي داشتن پوست‌هاي بسيار تيره هم از عواملي هستند كه ممكن است باعث كمبود ويتامين D در بدن شوند. يادتان باشد در افرادي كه اضافه وزن زيادي دارند هم مكانيسم عملكرد ويتامين D كامل نمي‌شود.

به هر حال كمبود ويتامين D جدا از اين‌كه باعث ضعف در ساختار استخوان مي‌شود، مي‌تواند باعث احساس خستگي مزمن هم شود.

راه حل: با يك تست آزمايشگاهي مشخص مي‌شود كه شما كمبود ويتامين D داريد يا نه، اگر كمبود داشتيد مي‌توانيد با خوردن مكمل‌هاي ويتامين D مشكل را برطرف كنيد.

در سال 2010 انجمن پزشكي داخلي آمريكا اعلام كرد، هر زن جوان بايد روزانه 600 واحد و هر زن بالاي 60 سال بايد روزانه 800 واحد ويتامين D دريافت كند. البته بدانيد كه اگر ويتامين D را بيش از حد مورد نياز بدن مصرف كنيد، مي‌تواند باعث بروز مشكلات كليوي شود.

غدای ناکافی

تغذیه ناکافی هم یکی دیگر از دلایل خستگی است. همچنین خوردن غذاهای اشتباه! می تواند چنین مشکلی ایجاد کند. اگر شما روز خود را با خوردن شیرینیجات شروع می کنید، گلوکز خون شما به سرعت افزایش می یابد و به همان سرعت نیز پایین می آید در نتیجه شما پس از مدت کوتاهی احساس کسالت و خستگی می کنید.

راه حل: همیشه یک صبحانه کامل بخورید. سعی کنید صبحانه شما شامل پروتئین و کربوهیدرات های کمپلکس باشد مانند تخم مرغ و غلات. این ترکیب غذایی یک منیع انرژی است که به تدریج در اختیار سلول های بدن شما قرار می گیرد.

افسردگی و احساس خستگی

افسردگی علاوه بر اینکه بر روی روان اثرات سوء می گذارد، بلکه باعث اختلالات فیزیکی مانند خستگی، سردرد و بی میلی جنسی می شود. اگر به مدت ۲ هفته یا بیشتر به این علایم دچار شدید، احتمالا به افسردگی دچار شده اید.

افسردگی های جزئی و دل و دماغ نداشتن باعث می شود که به رختخواب بچسبیم و دلمان نخواهد از جای مان بلند شویم و یا بخندیم. افسردگی اغلب به دلیل دلایل بیرونی مانند طلاق، از کار افتادگی، از دست دادن کار و یا دلایل درونی مانند کمی اعتماد به نفس، تنهایی و غیره بروز می کند.

البته عوامل ژنتیکی نیز در بروز این مشکل دخالت دارند. در هر حال افسردگی باعث اختلال در عملکرد ناقل های عصبی شده و تغییرات جسمی زیادی به بار می آورد که می توان به خستگی زیاد، غمگینی، احساس گناه، بیخوابی، بی انگیزگی، منفی بافی و غیره اشاره کرد.

راه حل: افسردگی به خوبی به روان درمانی و دارو پاسخ می دهد. برای درمان حتما به پزشک مراجعه کنید.

کم خونی دلیل احساس خستگی

کمبود آهن و کمبود گلبول های قرمز خون باعث می شود که اکسیژن لازم به اندام های بدن نرسد. کمبود آهن در خانم ها می تواند به دلیل از دست دادن خون زیاد در طی عادت ماهانه بروز کند.

در موارد دیگر کمبود آهن و کم خونی می تواند به دلیل خونریزی گوارشی باشد که این نوع خونریزی از چشم فرد پنهان می ماند و پزشک با انجام یک سری آزمایشات، متوجه آن می شود. در هر حال برای اینکه بفهمید کم خونی دارید یا نه، باید آزمایش خون بدهید.

آنمی یکی از دلایل خستگی در خانم هاست و زمانی اتفاق می افتد که اکسیژن کافی توسط گلبول های قرمز در اختیار سلول های بدن قرار نمی گیرد. آنمی با یک تست خون ساده قابل تشخیص است.

راه حل: درمان آنمی به علت ایجاد کننده آن بستگی دارد. مثلا آنمی کمبود آهن(Iron Deficiency Anemia) با کمک مکمل غذایی آهن یا غذاهای دارای آهن مانند گوشت، جگر، لوبیا و … درمان می شود.

بیماری مونونوکلئوز

این بیماری از یک ویروس ناشی می شود و خود را با خستگی زیاد، گلودرد، ورم غدد و ضعف کلی بدن نشان می دهد.

بیماری مونونوکلئوز با آزمایش خون تشخیص داده می شود و سیستم ایمنی بدن به تنهایی می تواند از عهده ی آن بر بیاید.

برای مقابله با این بیماری لازم است که مایعات بیشتری مصرف کنید، از سرما و فعالیت های بدنی زیاد دوری کرده و بیشتر استراحت کنید

منبع:

https://www.delgarm.com/health/medical-knowledge/134302-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C

https://doctoreto.com/blog/%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C/