بلاگ

چگونه بر ترس خود غلبه کنیم ؟

توسط 10 جولای 2021

ترس از جمله قدرتمندترین احساسات است که اثرقدرتمندی روی ذهن و جسم ما میگذارد. برای اینکه بدانیم چگونه بر ترس خود غلبه کنیم ابتدا باید درک کنیم که ترس می تواند در شرایط اضطراری نشانه های جدی ایجاد کند، مثلا اگر در آتش سوزی گرفتار شویم یا مورد حمله قرار بگیریم دچار این حس می شویم.

همچنین می تواند زمانی ایجاد شود که با رویدادی غیر خطرناک مانند امتحانات، سخنرانی عمومی، شغل جدید، قرار عاشقانه و یا حتی مهمانی روبرو هستید. این یک پاسخ طبیعی به تهدیدی است که می تواند ذهنی یا واقعی باشد. اضطراب کلمه ای است که ما برای برخی از انواع ترس ها استفاده می کنیم. این ترسها معمولاً مربوط به فکر یا اتفاق ناگواری است که قرار است در آینده پیش بیاید، نه در حال حاضر.

دوام ترس و احساس آن چندان طولانی نیست و میتواند تمام شود، اما همچنین می تواند بسیار طولانی  شود و شما را درگیر خود کند. ترس بر زندگی روزانه شما سایه می افکند و این امر در توانایی غذا خوردن، خوابیدن، تمرکز، مسافرت، و دیگر لذت های زندگی یا حتی ترک خانه یا رفتن به محل کار یا مدرسه تأثیر می گذارد. ممکن است شما را از انجام کارهایی که می خواهید یا باید انجام دهید، باز دارد و همچنین بر سلامتی تأثیر دارد.

برخی از افراد بر اثر ترس پریشان شده و می خواهند از موقعیت هایی که ممکن است باعث ترس و اضطراب شود، دوری کنند. اینکه بدانیم چگونه بر ترس خود غلبه کنیم شاید چندان ساده نباشد، اما روش های زیادی برای پیدا کردن راهکار درست وجود دارد. می توانید بیاموزید که احساس ترس کمتری داشته باشید و با ترس روبرو شوید تا این امر مانع از زندگی شما نشود.

عوامل ایجاد ترس کدام اند؟

بسیاری از چیزها باعث می شود احساس ترس کنیم. ترس از بعضی چیزها – مانند آتش سوزی – باعث تلاش برای محافظت از خودمان می شود. ترس از شکست می تواند باعث تلاش بیشتر شود تا شکست نخورید، اما اگر این احساس بیش از حد قوی باشد، ممکن است نتیجه عکس داشته باشد.

آنچه از آن می ترسید و چگونگی برخورد با آن در هر فرد متفاوت است. فقط دانستن اینکه چه چیزی و چرا باعث ترس شما می شود، می تواند اولین قدم برای حل مشکلات ترس باشد.

عوامل ایجاد اضطراب کدام اند؟

هرآنچه در مورد ترس نوشتم درمورد اضطراب هم درست است. کلمه “اضطراب” معمولا برای توصیف نگرانی یا هنگامی که ترس آزار دهنده است و به مرور زمان ادامه می یابد، استفاده می شود. همچنین احساسی که مربوط به یک رویداد در آینده باشد زمان حاضر باشد معنای اضطراب میدهد.

اضطراب کلمه ای است که اغلب هنگام توصیف ترس مداوم توسط متخصصان بهداشت استفاده می شود. اشکال احساس ترس و اضطراب بسیار شبیه بهم هستند، زیرا حس اصلی یکسان است.

منظور از احساس ترس و اضطراب

سرعت فعالیت بدن زمانیکه دچار ترس یا اضطراب می شوید افزایش پیدا میکند. واکنش های زیر را در نظر داشته باشید:

  • تپش قلب تند یا بی نظم شدن ضربان قلب
  • افزایش تعداد تنفس
  • ضعف ماهیچه ای
  • تعریق زیاد
  • احساس ضعف در روده
  • تمرکز دشوار
  • احساس سرگیجه
  • عدم توانایی حرکتی (بر اثر شوک)
  • ناتوانی در غذا خوردن
  • عرق گرم و سرد
  • خشکی دهان
  • تنش عضلانی

این موارد نشانه آمادگی بدن در موقعیت های ترس یا اضطراب شماست. بنابراین وقتی دنبال این هستید که بدانید چگونه بر ترس خود غلبه کنیم، فراموش نکنید که موارد بالا باعث می شود خون به سمت عضلات سرازیر شود، قند خون را افزایش داده و به شما توانایی ذهنی می دهد تا روی چیزهایی که بدن آن را تهدید تلقی می کند، تمرکز کنید.

با اضطراب، در طولانی مدت، ممکن است برخی از نشانه های نوشته شده و همچنین احساس ترس آزاردهنده داشته باشید و دچار تحریک پذیری، مشکلات خواب و سردرد شوید یا در شروع کار و برنامه ریزی برای آینده مشکل پیدا کنید، احتمال اینکه در رابطه جنسی هم احساس خوشایندی نداشته باشید در نظر بگیرید.

دلیل احساس ترس وقتی دلیل واقعی برای ترسیدن وجود ندارد

انسان های اولیه به پاسخ های سریع و قدرتمند ناشی از ترس احتیاج داشتند، زیرا اغلب در شرایط خطر جسمی قرار داشتند. با این حال، ما دیگر در زندگی مدرن با تهدیدهای مشابه روبرو نیستیم.

با این وجود، ذهن و بدن ما هنوز به همان شیوه  اجداد اولیه مان کار می کنند و ما نسبت به نگرانی های مدرن مثل قبوض، مسافرت و موقعیت های اجتماعی واکنش های یکسانی داریم. اما ما نمی توانیم از این مشکلات فرار یا به شکل فیزیکی با آن ها برخورد کنیم!

احساس فیزیکی ترس به خودی خود می تواند ترسناک باشد، به خصوص اگر آن ها را تجربه می کنید و نمی دانید چرا یا وقتی متناسب با وضعیت نیستند. فراموش نکنید که به جای هشدار دادن در مورد یک خطر و آماده کردن شما برای پاسخ به آن، ترس یا اضطراب می تواند برای هر گونه تهدید ذهنی، که ممکن است خیالی یا جزئی باشد، ایجاد شود.

چگونه بر ترس خود غلبه کنیم؟

در ادامه قصد دارم به شما یادآوری کنم که با رعایت چند راهکار ساده، ترس ها و احساس اضطراب خودتان را مدیریت و مهار کنید.

روبه رو شدن با ترس

اگر همیشه از موقعیت هایی که باعث ترس شما می شود، دوری می کنید، ممکن است از کارهایی که می خواهید یا باید انجام دهید، دست بکشید. شما نمی دانید که آیا اوضاع همیشه به همان شکلی که انتظار دارید بد است، بنابراین فرصتی را برای دست یافتن به نحوه مدیریت ترس خود و کم کردن اضطراب را از دست می دهید. اگر این الگو را پیش بگیرید، مشکلات اضطراب افزایش می یابد. رودر رو شدن با ترسها خود می تواند روشی مؤثر برای غلبه بر این احساس باشد.

خودشناسی

سعی کنید در مورد ترس یا اضطراب خود بیشتر بدانید. یک دفترچه برای اضطراب و تفکرات داشته و یادداشت کنید که چگونه و چه موقع اتفاق می افتد. می توانید برای مقابله با ترس، اهداف کوچک و قابل دستیابی خود را تعیین کنید. می توانید لیستی از مواردی را که به شما کمک می کند، در مواقعی که احتمالاً دچار ترس یا اضطراب می شدید، به همراه داشته باشید. این ترفند می تواند روشی اثرگذار برای پرداختن به عوامل اساسی که در اضطراب شما نقش دارند، باشد.

ورزش

بیشتر ورزش کنید. ورزش نیاز به تمرکز دارد و این می تواند ذهن شما را از ترس و اضطراب دور کند.

تمرین آرامش

یادگیری تکنیک های آرام بخش می تواند در احساس روحی و جسمی ترس به شما کمک کند. چطور؟ مثلا شانه های خود را رها کنید و نفس عمیقی بکشید. یا خود را در مکانی آرامش بخش تصور کنید. همچنین اگر به آموزش های شنیداری علاقه دارید، انواع پادکست ها درمورد این نوع تمرین موجود است.

تغذیه سالم

خوردن میوه و سبزیجات کمک مؤثری به آرامش شما میکند. یادآوری میکنم که از مصرف قند زیاد خودداری کنید. افزایش میزان قند خون باعث ایجاد احساس اضطراب می شود. اگر اهل کافئین قهوه و چای هستید باید اضافه کنم که هردو می تواند سطح اضطراب را افزایش دهد.

اجتناب از مصرف الکل

الکل را “شهامت مستی” می نامند، اما عوارض جانبی الکل می تواند باعث ترس و اضطراب شود. بسیاری از افرادی که دچار فشار روانی در روز میشوند علاقه به مصرف الکل دارند.

درمان های مکمل

برخی افراد می دانند که روش های درمانی یا درمان های مکمل، مانند تکنیک های آرامش (لینک)، مدیتیشن، یوگا یا تای چی به آن ها کمک می کند تا با اضطراب خود کنار بیایند.

ایمان / معنویت

اگر مذهبی یا روحانی هستید، این مورد می تواند راهی برای احساس ارتباط شما با چیزی بزرگتر از خودتان بدهد. ایمان می تواند راهی برای مقابله با استرس های روزانه فراهم کند و حضور در مکان های معنوی شما را از یک حمایت روحی ارزشمند بهره مند میکند.

روش هایی درمانی برای غلبه بر احساس ترس و اضطراب

گفت‌وگو درمانی

گفتگو درمانی، مانند مشاوره یا رفتار درمانی شناختی برای افرادی که مشکلات اضطرابی دارند از جمله رفتار درمانی شناختی اینترنتی، بسیار مؤثر است که به شما یک سری تمرین های خودیاری می دهد. پیشنهاد میکنم برای شناخت بیشتر این روش درمانی، با یک درمانگر یا متخصص روانشناسی صحبت کنید.

دارو

از دارو درمانی برای ارائه کمک های کوتاه مدت استفاده می شود تا در این مدت مشکلات ترس و اضطراب ریشه یابی شود. داروها ممکن است در صورت ترکیب با سایر درمان ها یا پشتیبانی از آن ها بسیار مفید باشند.

شرکت در انجمن ها

می توانید در مورد مدیریت استرس و اضطراب چیزهای زیادی را با پرسیدن از افراد دیگری که تجربه مشابهی داشته اند، یاد بگیرید. گروه های پشتیبانی محلی یا انجمن های خودیاری افراد را با تجربیات مشابه جمع می کنند تا بتوانند داستان های یکدیگر را بشنوند، نکاتی را به اشتراک گذاشته و یکدیگر را برای امتحان روش های جدیدی برای مدیریت اضطراب تشویق کنند. پزشک، کتابخانه یا دفتر مشاوره محل جزئیات مربوط به گروه های پشتیبانی را در اختیار شما قرار می دهد.

تلاش کودکان برای پاسخ به چگونه بر ترس خود غلبه کنیم

ترس یکی از پرتکرارترین احساسات در دوران کودکی است. احتمالا شما هم جزو همان پدر یا مادری هستید که در چند روز اخیر شاهد ترس یا اضطراب کودک خود بوده اید. خبر خوب اینکه با استفاده تمرین های زیر می‌توانید به کودکان کمک کنید تا خودشان به‌تنهایی راه‌های غلبه بر ترس خود را پیدا کنند.

  • بدون فشار واردکردن به کودک و به‌مرورزمان، او را در معرض چیزهایی قرار دهید که از آنها می‌ترسند. الگوی او باشید و به او نشان دهید که چطور می‌تواند آرامشش را در چنین شرایطی حفظ کند.
  • او نیاز دارد تا بداند چه چیزهایی واقعی هستند و چه چیزهایی خیالی. بنابراین برای توضیح این مسائل وقت داشته باشید تا شناخت درستی درمورد دلیل وقوع برخی وقایع مثل طوفان یا رعدوبرق به دست بیاورد.
  • با کودکتان روراست باشید. اگر می‌دانید تجربه‌ای که قرار است داشته باشد، برایش ترسناک یا دردناک خواهد بود، او را از دانستنش محروم نکنید. همین اعتماد کاری میکند تا به خوبی بر ترس و اضطراب خودش غلبه کند.
  • نیازی نیست او از ترس ها و اضطرابهایتان چیزی بداند. بهترین کار این است که شخصا آنها را مدیریت کنید. کودکان برای اینکه بدانند چگونه بر ترس خود غلبه کنیم، نیاز به احساس امنیت و اعتماد کنار شما دارند. تصویر خوبی از آرامش و تسلط بر امور از خودتان برایش بسازید.
  • کتاب‌ها و داستان‌هایی که درباره غلبه کودکان بر ترس‌ هایشان هستند معجزه می کنند (ترس‌هایی مشابه با آنچه کودک شما دارد). کودکان کم‌سن‌وسال شیفته شنیدن چنین داستان‌هایی هستند: داستان‌هایی که در آنها کودکی شبیه به خودشان بر دشواری‌ها غلبه می‌کند. کودک بدون شک از چنین داستانی الگوبرداری میکند و در بلند مدت بر شکل گیری شخصیت واقعی او تأثیر گذار خواهد بود.

منبع:

https://www.darmankade.com/blog/overcoming-fear-and-anxiety/

https://www.chetor.com/200042-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86/

فراموشی و پیشگیری از آن

توسط 10 می 2021

فراموشی چیست؟

فراموشی (forgetfulness) ناتوانی دائمی در به یاد آوردن و به خاطر سپردن است. فراموشی حاصل تغییرات مغز بوده و می‌تواند بخش بسیار طبیعی از فرایند پیری یا نشانه‌ای از دیگر بیماری‌ها باشد.

زمانی که فرد فراموشی را تجربه می‌کند، به یاد آوردن اطلاعات و رویدادها، یادگرفتن چیزهای تازه و یا شکل دادن به خاطرات جدید بسیار سخت خواهد بود. عمده دلایل فراموشی، افزایش سن، عوارض جانبی داروها، تروما و ضربات شدید، کمبود ویتامین، سرطان مغز، عفونت مغزی و دیگر اختلالات و بیماری‌ها است‌.

استرس، کار زیاد، نداشتن استراحت کافی و حواس پرتی مداوم همگی روی حافظه کوتاه مدت اثر گذار هستند. در افراد مسن، فراموشی بالاتر از حد طبیعی می‌تواند نشانه‌ای از آلزایمر و یا زوال عقل عروقی باشد. برای اینکه فرایند درمان هر چه سریع‌تر آغاز شود، لازم است که عوامل زمینه‌ای فراموشی شناسایی شوند.

اگر بعد از وارد آمدن ضربات و آسیب‌های سخت، حافظه فرد مختل شود و یا اگر فراموشی با ضعف ناگهانی یا سستی و کرختی یک طرف بدن، سر درد شدید، سخت صحبت کردن همراه شود، باید هر چه سریع‌تر با آمبولانس تماس گرفت. اگر روند فراموشی سریع رخ دهد و باعث نگرانی شما شود هم باید اقدامات درمانی را انجام داد.

انواع فراموشی

فراموش کردن چیزها امری غیر عادی نیست و با افزایش سن تا حدودی می‌تواند طبیعی هم باشد. مشکلات حافظه بیش از آن‌چه که فکر می‌کنید شایع هستند. فراموشی معمولا در سه سطح اتفاق می‌افتد:

فراموشی در حافظه حسی

بیشتر افراد این نوع از فراموشکاری را در دور‌هایی از زندگی تجربه می‌کنند. علت آن معمولا به بی توجهی و بی دقتی مرتبط است.

فراموشی در حافظه کوتاه مدت

این اتفاق بیشتر درباره اطلاعاتی روی می‌دهد که در اثر عدم مرور ذهنی کمرنگ شده و به فراموشی سپرده شده‌اند. از سوی دیگر، حافظه کوتاه مدت گنجایش کمی داشته و برخی از اطلاعات به دلیل عدم انتقال به حافظه بلند مدت از آن پاک می‌شوند. گاهی هم جایگزین شدن اطلاعات قبلی با اطلاعات جدیدتر، این نوع از فراموش کردن را به دنبال دارد.

فراموشی در حافظه بلند مدت

فراموش کردن اطلاعات موجود در حافظه بلند مدت به چند بخش دسته بندی می‌شود:

محو اطلاعات. به دلیل گذر زمان و از دست رفتن حافظه ایجاد می‌شود.

تداخل اطلاعات. به دلیل تداخل خاطرات و همپوشانی یا همزمانی آن‌ها با هم روی می‌دهد.

حواس پرتی. زمانی ایجاد می‌شود که فرد در اثر عدم تمرکز کافی، رمز گردانی کارآمدی در حافظه کوتاه مدت نداشته باشد. در چنین شرایطی اطلاعات در حافظه بلند مدت جاگذاری نمی‌شوند.

یکی از بخش‌های فراموشی در حافظه بلند مدت، حواس پرتی به دلیل عدم تمرکز است

قفل شدن. در این حالت دسترسی به اطلاعات و خاطرات مسدود می‌شود. این وضعیت موقتی بوده و پس از گذشت مدتی برطرف خواهد شد.

نسبت یا اسناد غلط. این وضعیت با عدم یادآوری بخشی از خاطرات مثل زمان، مکان و اشخاص همراه است. یعنی اصل موضوع به یاد آورده می‌شود، اما برخی از جزئیات را نمی‌توان به خاطر آورد.

تلقین. آن‌چه که به نام تلقین ذهنی شناخته می‌شود می‌تواند باعث یادآوری خاطرات به شکلی متفاوت شود.

گزینش ذهنی. یادآوری جنبه‌های صرفا خوب یا بد خاطرات که به عقاید و باورهای فرد مرتبط است. مثلا افراد بدبین فقط جنبه‌های بد خاطرات را به یاد می‌آورند.

سرکوب خاطرات. در این شرایط ذهن تلاش می‌کند تا خاطرات نامطلوب خود را سرکوب کند.

علت فراموشی

فراموشی فقط مختص افراد مسن نیست. بسیاری از افراد حتی کودکان یا جوانان ممکن است به دلایل مختلفی دچار فراموشکاری شوند. کمبود بعضی از ویتامین‌ها، ضربه به سر، عفونت مغزی، سکته یا برخی از بیماری‌های مزمن می‌توانند چنین مشکلی را در افراد ایجاد کنند. برخی از مهم‌ترین عواملی که در این زمینه نقش دارند عبارتند از:

کمبود خواب

کمبود خواب شاید یکی از بزرگترین علل فراموشی باشد. خواب کم و بی کیفیت ممکن است منجر به تغییرات خلق و خو یا ایجاد اضطراب هم شود. هر یک از این مسائل می‌توانند توانایی حافظه و قدرت یادآوری افراد را کاهش دهند.

کم کاری تیروئید

کم کار بودن غده تیروئید یکی از عواملی است که در ضعف حافظه تاثیر جدی دارد. هم‌چنین این بیماری ممکن است به افسردگی یا اختلالات خواب منجر شود که هر یک از این عوامل هم می‌توانند در فراموشکاری نقش مستقیمی داشته باشند. برای تشخیص بیماری کم کاری تیروئید لاازم است که در ابتدا با یک پزشک مشورت کرده و در صورت مشاهده علائم، از طریق انجام آزمایش خون از آن مطمئن شوید.

نوشیدن بیش از حد الکل

مصرف الکل می‌تواند بر عملکرد حافظه کوتاه مدت تاثیر منفی داشته باشد. این اثر ممکن است حتی پس از رفع اثر الکل هم باقی بماند. اگرچه ظرفیت افراد در مقابل نوشیدن الکل با هم متفاوت است، اما بهتر است مصرف آن از دو نوشیدنی در روز برای آقایان و یکی برای خانم‌ها بیشتر نباشد.

نشانه های فراموشی

انواع مختلف این عارضه نشانه‌های متفاوتی دارند. اما آن‌چه که در بیشتر مبتلایان به این عارضه حس می‌شود، معمولا شامل موارد زیر است:

  • ضعف در حفظ و به خاطر سپردن اطلاعات جدید
  • ناتوانی در به خاطر آوردن اطلاعات گذشته
  • احساس گیجی
  • عدم تعادل در بدن
  • ضعف حافظه کوتاه مدت
  • ناتوانی در شناسایی افراد یا اشیاء آشنا

راه‌های پیشگیری و درمان فراموشی

همانطور که متوجه شدید، فراموشی می‌تواند نشان دهنده بیماری‌ها و اختلالات زمینه‌ای متفاوتی باشد. به این ترتیب درمان یا کنترل آن بیماری به رفع مشکل حافظه نیز کمک می‌کند. با این حال روش‌های کلی درمان این عارضه را در ادامه بیان خواهیم کرد.

1. درمان دارویی و پزشکی

بدون شک یکی از متداول‌ترین روش‌ها برای درمان هر گونه بیماری، درمان دارویی و پزشکی است. البته متأسفانه برخی از انواع فراموشی، درمان قطعی و مشخصی ندارند. اما با این حال برخی از روش‌های درمانی می‌تواند به کنترل اوضاع کمک کند و از پیش رفتن بیماری جلوگیری به عمل آورد.

2. کار درمانی

کار درمانی یکی دیگر از روش‌های مقابله با فراموشی است که در بسیاری از موارد تأثیرات خوبی بر بیمار نشان می‌دهد. تمرینات ویژه حافظه، کمک به آموختن مهارت‌های جدید و … از جمله کارهایی است که طی کار درمانی انجام می‌شود.

3. رژیم غذایی سالم

به نظر می‌رسد تغذیه بر تمام وجوه سلامتی تأثیر گذار است.  و رژیم غذایی متناسب و متعادل متشکل از انواع میوه‌ها و سبزیجات و همچنین منابع پروتئینی با چربی پایین مانند ماهی، حبوبات و … به تقویت حافظه و پیشگیری از فراموشی کمک بسیاری می‌کند.

4. خواب کافی

همان‌ طور که پیش‌تر گفتیم، یکی از دلایل ضعیف شدن حافظه، کمبود خواب است. خواب کافی حافظه را قوی‌تر می‌کند و به این ترتیب بازیابی خاطرات آسان‌تر می‌شود. میران خواب کافی برای بزرگسالان معمولاً 7 الی 9 ساعت در شبانه روز است.

5. فعالیت جسمی

اگر می‌خواهید از فراموشی دور بمانید و حافظه قدرتمندی داشته باشید، لازم است فعالیت فیزیکی را در برنامه روزانه خود بگنجانید. ورزش کردن موجب افزایش گردش خون در بدن، از جمله مغز می‌شود و در نتیجه به تقویت حافظه نیز کمک می‌کند.

منبع:

https://mashverapp.com/blog/psychology/types-of-forgetting/

افسردگی

توسط 2 می 2021

کلمه «افسردگی» را این روزها زیاد می‌شنویم، انگار که بخشی از زندگی مدرن شده باشد. افسردگی روی فکر، عمل و احساسات تأثیرات مخربی می‌گذارد. اما آیا هر غم و رنج و ناراحتی الزاماً افسردگی نامیده می‌شود؟ آیا این بیماری نگران‌کننده است و عواقب ناگواری دارد؟

طبق آمار سازمان بهداشت جهانی ۳۵۰ میلیون نفر در دنیا از اختلال افسردگی رنج می‌برند.

پیش از هرچیز یک تعریف مختصر از افسردگی داشته باشیم.

افسردگی چیست؟

غمگین بودن طولانی‌ مدت، بی‌علاقه‌گی به اموری که قبلا‌ً دوستشان داشتیم، کاهش تمرکز، خستگی بیش‌ از حد و حالت‌هایی از این دست، می‌توانند نشانه‌های افسردگی باشند. این بیماری، احساسات و افکار و رفتار ما را عوض می‌کند. افسردگی می‌تواند با مشکلات هیجانی و جسمی همراه باشد.

اختلال افسردگی یک ضعف نیست که با چند روز مراقبت برطرف شود بلکه پیگیری و درمان طولانی مدت، مراقبت و پایش مداوم می‌خواهد. اما نگران نباشید؛ همه ما می‌توانیم افسردگی را شکست دهیم.

هر چه‌قدر زودتر به داد افسردگی برسیم، راحت‌تر می‌توانیم آن را درمان کنیم و زمان بیشتری را از زندگی لذت می‌بریم.

اولین قدم برای درمان افسردگی و جلوگیری از افسردگی شدید، شناخت علائم افسردگی است.

از کجا بفهمیم به افسردگی دچار شده‌ایم؟

دانستن علائم افسردگی به تشخیص افسردگی در ما و اطرافیان کمک زیادی می‌کند. در ادامه ۱۲ مورد از مهم‌ترین نشانه‌های افسردگی را با هم مرور می‌کنیم:

  1. احساس غم، پوچی و ناامیدی
  2. از کوره در رفتن و رنجیدن از مسائل پیش‌پاافتاده
  3. بی‌علاقه‌گی و بی‌میلی به کارهایی که قبلاً برایمان جالب بوده است.
  4. اختلال خواب (کم‌خوابی یا زیاد خوابیدن)
  5. احساس خستگی یا کمبود انرژی حتی بدون انجام کار سنگین
  6. تغییرات شدید در اشتها و وزن (کم و زیاد شدن اشتها بدون دلیل و یا چاقی و لاغری‌ ناگهانی)
  7. اضطراب و بی‌قراری
  8. عذاب وجدان یا احساس گناه برای کارهای کوچک گذشته
  9. کاهش تمرکز، کم شدن قدرت حل مساله
  10. کاهش قدرت تصمیم‌گیری
  11. فکر کردن به مرگ و خودکشی
  12. دردهای جسمی بدون دلیل مشخص

اصلاً چرا افسرده می‌شویم؟

افسردگی، شرایط زندگی خوب و بد سرش نمی‌شود و همه ما ممکن است در هر شرایطی افسرده شویم. مهم‌ترین عوامل افسردگی را می‌توانیم این طور بگوییم:

تغییر مواد شیمیایی در مغز: مواد خاصی در مغز روی خلق و خوی انسان تأثیر می‌گذارند. به‌هم‌خوردن تعادل این مواد شیمیایی در مغز از مهم‌ترین دلایل افسردگی است.

ژنتیک: افسردگی می‌تواند ارثی باشد. به عنوان مثال اگر یکی از دوقلوهای همسان دچار افسردگی شود به احتمال ۷۰ درصد دیگری هم مبتلا می‌شود.

شخصیت: کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، کسانی که نمی‌دانند چطور استرس را مدیریت کنند یا افرادی که کلاً بدبین هستند بیشتر در معرض افسردگی هستند.

عوامل محیطی: احتمال ابتلا به افسردگی در کسانی بیشتر است که در معرض خشونت، تبعیض، سوءاستفاده یا فقر هستند.

اما خبر خوب این است که افسردگی در هر سنی که باشد و با هر علتی که داشته باشد، قابل درمان است.

چگونه افسردگی خود را درمان کنیم؟

در دنیای روان‌پزشکی افسردگی قابل درمان‌ترین اختلال شناخته می‌شود. بسته به این که علت افسردگی چه چیزی است و از کجا آمده است، شیوه‌های درمانی مختلفی برایش وجود دارد. تشخیص و انتخاب نوع درمان افسردگی به عهدۀ پزشک متخصص اعصاب و روان است.

۱- درمان افسردگی به کمک دارو

بالاتر گفتیم که به‌هم‌خوردن تعادل مواد شیمیایی در مغز می‌تواند یکی از دلایل افسردگی باشد، در نتیجه برگرداندن غلظت این مواد شیمیایی به حد طبیعی، می‌تواند افسردگی را از بین ببرد. این تعادل با مصرف قرص‌های ضد افسردگی ایجاد می‌شود. قرص‌های ضد افسردگی برعکس باور عمومی، مُسکن، خواب آور، تحریک کننده یا اعتیاد آور نیستند.

یک تا دو هفته بعد از مصرف داروهای ضد افسردگی، تأثیر آنها در بهبودی شروع می‌شود. تأثیر کامل این قرص‌ها از ماه دوم یا سوم دیده می‌شود. چنانچه افسردگی بعد از این دوره به طور کامل درمان نشود، پزشک داروهای بیشتری تجویز می‌کند یا دوز دارو را زیاد می‌کند.

بعد از درمان افسردگی به‌ خصوص افسردگی شدید، معمولاً متخصص از مراجعه کننده می‌خواهد که قرص‌ها را تا ۶ ماه یا بیشتر ادامه دهد. به خاطر بالا بودن احتمال عود افسردگی و برای پیشگیری از آن، ممکن است درمان تا مدت‌ها ادامه پیدا کند.

۲- درمان افسردگی به روش غیر دارویی

روان‌پزشک ممکن است از روش‌های روان درمانی، تحریک الکتریکی یا مغناطیسی و شیوه‌های دیگر برای درمان افسردگی کمک بگیرد.

آیا خودمان هم می توانیم به داد خودمان برسیم؟

بله حتماً. بیشتر به خودمان استراحت بدهیم و کمتر از خودمان توقع داشته باشیم. وقتی می‌دانیم حالمان خوب نیست به خودمان فشار نیاوریم. تحرک و ورزش (حداقل پیاده‌روی) را فراموش نکنیم.

به دیدار کسانی برویم که دوستشان داریم. میوه و سبزی تازه و مغزها (آجیل) بیشتر مصرف کنیم. ماهی و غذاهای دریایی را در وعده‌های خود بگنجانیم.

علائم جسمی افسردگی و اضطراب

مشکلات خواب در افسردگی

مشکل در به خواب رفتن یا ناتوانی در حفظ روند خواب (مانند از خواب بیدار شدن در ساعات اولیه بامداد و دوباره به خواب نرفتن) در افراد مبتلا به افسردگی بسیار شایع است.

البته تعداد کمی از مبتلایان به افسردگی هم دچار خواب بیش از حد می‌شوند.

درد قفسه‌سینه در افسردگی

درد قفسه‌سینه ممکن است نشانه وجود مشکلات بسیار جدی مانند ناراحتی قلبی و مشکل ریوی باشد. گاهی هم مشکلات معده با درد قفسه‌سینه همراه است. پس اگر در قفسه‌سینه درد احساس می‌کنیم حتما باید به پزشک مراجعه کنیم تا علت آن مشخص شود.

اگر پزشک برای درد قفسه‌سینه علت خاصی نیافت، شاید افسردگی باعث ایجاد آن باشد.

افسردگی خطر بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد. جالب است بدانیم این رابطه دو طرفه است، یعنی کسانی که حمله قلبی یا سکته قلبی را تجربه کرده‌اند هم، بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به افسردگی هستند.

خستگی و کمبود انرژی در افسردگی

اگر بعد از یک خواب یا استراحت طولانی همچنان احساس خستگی می‌کنیم و انرژی لازم برای انجام وظایف و کارهای ساده روزانه خود را هم نداریم، بهتر است امکان ابتلا به افسردگی را در نظر داشته باشیم.

وقتی خستگی به علائم افسردگی افزوده می‌شود، هر دو بسیار بدتر به نظر می‌رسند و فرد مبتلا به افسردگی را با شرایط بسیار دشواری روبه‌رو می‌کنند.

درد عضلات و مفاصل

کسانی که درد را برای مدت طولانی تحمل می‌کنند، بیشتر از سایرین در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند.

از سوی دیگر، افسردگی هم ممکن است باعث ایجاد درد شود.

با توجه به این که در مغز از مواد شیمیایی مشابه‌ای برای تنظیم خُلق و همچنین، انتقال حس درد استفاده می‌شود، این همراهی منطقی به نظر می‌رسد

انواع افسردگی

بسته به شدت علائم ، افسردگی می تواند به دسته بندی های متفاوتی تقسیم شود. برخی افراد افسردگی را خفیف و موقتی تجربه می کنند، در حالی که برخی دیگر اختلال افسردگی شدید و مداوم را تجربه می کنند.

اختلال افسردگی به چند دسته طبقه بندی میشود:

  • اختلال افسردگی اساسی
  • اختلال افسردگی مداوم(دیس تایمی)
  • افسردگی مانیک یا اختلال دوقطبی
  • روانپریشی
  • افسردگی پریناتال (دوران بارداری و پس از آن)
  • ملال پیش از قاعدگی
  • افسردگی فصلی
  • افسردگی موقعیتی
  • افسردگی آتیپیک

اختلال افسردگی اساسی:

اختلال افسردگی اساسی از شدیدترین نوع افسردگی است. این نوع از اختلال با احساسات مداوم غم ، ناامیدی و بی کفایتی مشخص می شود که به تنهایی و بدون پیگیری و درمان از بین نخواهد رفت.

برای تشخیص اختلال افسردگی عمده دست کم باید پنج علامت از نه علامت زیر حداقل به مدت دو هفته در فرد وجود داشته باشد:

  1. داشتن خلق افسرده و غمگین در بیشتر ساعات روز
  2. کم شدن علاقه به بیشتر فعالیتهای روزانه
  3. افزایش و یا کاهش چشمگیر وزن وقتی که فرد از برنامه غذایی و یا رژیم خاصی استفاده نمیکند. و کاهش اشتها
  4. بی خوابی یا پر خوابی
  5. بی قراری غیر طبیعی یا کاهش فعالیت جسمی
  6. خستگی مفرط یا از دست دادن انرژی
  7. احساس بی ارزش بودن یا احساس گناه شدید
  8. کاهش توانایی فکر کردن، تمرکز و یا تصمیم گیری
  9. اندیشیدن مکرر به مرگ، یا داشتن فکر خودکشی با برنامه یا ابزاری خاص و یا اقدام به خودکشی

این علایم باید تقریبا همه روزه در فرد دیده شود و نشانه ی اول و دوم یعنی داشتن خلق افسرده و کاهش علاقه و لذت حتما باید در جمع پنج نشانه ای که فرد تجربه میکند وجود داشته باشد.

افزون بر داشتن این علائم باید حداقل سه مورد از موارد زیر نیز تا حدقابل ملاحظه ای وجود داشته باشد:

  1. افزایش احساس خود مهم بینی
  2. کاهش نیاز به خواب کافی(کم شدن زمان استراحت و خواب در شبانه روز)
  3. پرگویی و صحبت بیش از اندازه
  4. ابراز نقطه نظرهای متفاوت و پراکنده
  5. نداشتن تمرکز و پرت شدن حواس به سادگی
  6. پرتحرکی و افزایش فعالیتهای بدنی
  7. پرداختن بیش از اندازه به فعالیتهای لذت بخش و پر خطر

.

.

منبع:

تفکر دلفینی چیست؟

توسط 2 آوریل 2021

تفکر کوسه‌ای و تفکر دلفینی هر دو در زندگی انسان‌ها جای دارد. در کتاب دنیای تجارت نوشته Dudley lynch، رفتار افراد در محیط کار را با سه گونه ماهی کپور، کوسه ماهی و دلفین‌ها مقایسه کرده‌اند.

رفتار یا تفکر کوسه‌ای می‌گوید ما دو دسته‌ایم برنده یا بازنده و برای اطمینان از اینکه بازنده نیستند مرتب حمله می‌کنند و بدون توجه به اینکه که این رفتار چه پیامدی برایشان دارد در پی این هستند که فقط بکشند تا برنده شوند؛ و این طبیعت کوسه هاست.

اما ماهی‌های کپور؛ این‌ها به کمیابی معتقدند و درست برخلاف کوسه‌ها تفکرشان به گونه‌ایست که هرگز برنده نمی‌شوند و در مواجه با خطر یا تسلیم می‌شوند یا فرار می‌کنند.

دلفین‌ها؛ دلفین‌های باهوش و بازیگوش که به انعطاف پذیری نیز مشهورند. تفکر برنده-برنده دارند. آن‌ها در لیست ایده آل‌های دانشمندان قرار دارند. چون قادرند با هر موقعیتی که مواجه می‌شوند، خود را با آن وفق دهند.

به گفته دلبر نیروشک برای تقویت تفکر دلفینی بهتر است به چند اصل در رفتار‌های روزمره مان بیشتر توجه داشته باشیم:
به جز خودمان به فکر بقیه هم باشیم. به افراد کمک کنیم و با آنها همذات پنداری کنیم و نسبت به مشکلاتی که دیگران دارند بی تفاوت نباشیم. از خوشحالی و موفقیت دیگران شاد باشیم و به افراد برای موفقیتشان کمک کنیم.

برای دانستن جایگاه تفکر دلفینی در زندگی فردی و اجتماعی و راهکارهای تقویت این نوع تفکر، با دکتر دلبر نیروشک، روانشناس بالینی گفتگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید:

او معتقد است: تفکر دلفینی نگرشی است که کمک کند افراد از تمام ظرفیتشان برای خوب زندگی کردن استفاده کنند و نیز فرصتی برای خوب زندگی کردن دیگران باشند. این تفکر چند رکن دارد که به افراد می‌آموزد که می‌توانند به غیر از خودشان به دیگران هم بدون توقع و منفعت طلبی فکر کنند.

تبدیل من به ما

این روانشناس بالینی ادامه می دهد: هرجا که منیت پررنگ می‌شود، روحیه مشارکت به حداقل می‌رسد و اجازه نمی‌دهد که ظرفیت و قابلیت‌های طرف مقابل دیده شود.

در روابط عاطفی و روابط کسب و کار نگاه «ما» در مقابل نگاه «من» خیلی اهمیت دارد، چون توقعات، تعصبات و قضاوت‌ها را به حداقل می‌رساند.

آن هم به این دلیل که وقتی من از زاویه دید شما به یک مسئله نگاه می‌کنم، می‌توانم شما را درک کنم و دیگر از جایگاه خودم و یک طرفه قضاوت نمی‌کنم؛ بنابراین بزرگترین مزیت تفکر دلفینی این است که کمک می‌کند تا افراد به موضوعات نگاه چند جانبه داشته باشند و باور‌های خودشان را القا نکنند.

خوشحالی تو خوشحالی من است

نیروشک با بیان اینکه مسئله مهم دیگر در تفکر دلفینی اهمیت دادن به رشد آدم‌ها است، می‌گوید: گاهی افراد فکر می‌کنند بیشتر مواقع خودشان بهتر از بقیه می‌دانند و این نقطه مشترک و همدلی و همراهی را به حدقل می‌رساند. در حالی که تفکر دلفینی کاملا برعکس عمل می‌کند.

یعنی در این نوع تفکر افراد باید بخواهند رشد کنند. همچنین افراد می‌آموزند که چگونه رشدشان باعث توسعه دیگران شود. دیگر فقط توسعه فردی مطرح نیست.

من فقط کاری نمی‌کنم که حالم خوب شود بلکه کاری می‌کنم که خوشحالی دیگری را هم به دنبال داشته باشد و حتی فراتر از آن می‌روم خوشحالی دیگری برای من هم خوشحال کننده خواهد بود.

در تفکر دلفینی یا همان تفکر برنده – برنده، یک جمله داریم و می‌گوییم هم در رابطه عاطفی و هم در رابطه کسب و کار بهترین خودت باش و بهترین خودت ر ا زندگی کن.

تفکر دلفینی و همذات‌پنداری با افراد

رکن دیگر در تفکر دلفینی این است که افراد برای موفقیت دیگران نیز تلاش می‌کنند. این تفکر نگاه همذزات پنداری در حل مشکل را پررنگ می‌کند. یعنی مشکل تو، مشکل من است و این هم افزایی در خود دارد در واقع «من» و «تو» می‌شویم «ما».

او معتقد است: این نگاه آدم‌ها را مثل یک زنجیر به هم وصل می‌کند و یک تیم قوی می‌شوند. در واقع تفکر برنده – برنده اینجا شکل می‌گیرد یعنی همان تفکر دلفینی. دلفین‌ها جمعی حرکت می‌کنند، جمعی بازی می‌کنند و غیره…، اما در مقابل این تفکر، تفکر کوسه‌ای قرار دارد یعنی تفکر برنده – بازنده.

تقابل تفکر دلفینی و تفکر کوسه‌ای

بزرگترین ویژگی و قابلیتی که در مقابل تفکر دلفینی و کوسه‌ای داریم این است که کوسه‌ها به خودشان ضربه می‌زنند. طبق آزمایش مطرح شده، اگر چند کوسه در استخری باشند، تنها باید یکی از آن‌ها زنده بماند در واقع کوسه‌ها برای از بین بردن همدیگر تلاش می‌کنند. در حالی که دلفین‌ها برای حفظ و بقای همدیگر.

تفکر دلفینی و قابلیت انعطاف پذیری

بزرگترین مزیت نگرش دلفینی این است که نگاه منیت، منفعیت طلبی، حسادت، کینه و احساس سرخوردگی را در افراد به حداقل می‌رساند؛ بنابراین ویژگی اصلی افرادی که این نوع تفکر را دارند یا می‌توانند داشته باشند انعطاف‌پذیری است.

در واقع افراد باید خیرخواه و صبور باشند. مردم دوست و انسان دوست باشند. روحیه حل مشکل داشته باشند. کار تیمی بلد باشند. از هرگونه تعصب و قضاوت رها باشند.

یا به عبارت دیگر اعتماد بنفس و عزت نفس دهنده و انگیزه دهنده باشند. این چند ویژگی حداقل و اصلی‌ترین ویژگی‌هایی است که آدم‌ها می‌توانند داشته باشند تا یاد بگیرند تفکر دلفینی را در زندگی فردی و اجتماعی خود عملیاتی کنند.

چگونه تفکر دلفینی را در خود تقویت کنیم؟

قابلیت دیگر این نوع تفکر این است که یاد می‌گیریم چگونه مثل دیگر آدم‌ها به قضایا نگاه کنیم و فکر کنیم. در نظریه شناختی – رفتاری علم روانشناسی، دانشمندان معتقد هستند که آدم‌ها طوری رفتار می‌کنند که فکر می‌کنند.

پس اگر من می‌خواهم الگوی رفتاریم تفکر دلفینی باشد باید از افکار و رفتار فعلی خود آگاهی کامل باشم و بدانم رفتارم چقدر متفاوت از رفتاری است که نشات گرفته از تفکر دلفینی است. بنابراین افراد تغییر را هم به مناسبت یادگیری تفکر دلفینی تجربه می‌کنند و می‌آموزند که چگونه این تفکر را در وجودشان نهادینه کنند.

این روانشناس بالینی در پایان سه سوال مطرح می‌کند برای چگونه نهادینه کردن این الگوی ذهنی (تفکر دلفینی):

۱ چه کار‌هایی را انجام دهم یا چگونه فکر کنم تا بتوانم مثل آدمی که تفکر دلفینی دارد، رفتار نمایم؟

۲ چه کار‌هایی را بیشتر انجام دهم تا این نگرش در من رشد کند؟

۳ چه کار‌هایی را متفاوت انجام دهم و چگونه تلاش کنم تا از تجربه این نگرش نترسم تا با این نگرش هم با عث رشد خود و هم باعث رشد و یادگیری افراد اطرافم شوم.

با نهادینه شدن تفکر برنده – برنده (تفکر دلفینی) در وجودمان است که زندگی برای همه معنا پیدا می‌کند و نگاه مشارکتی تبدیل به یک خروجی رفتاری به عنوان یک موفقیت جمعی می‌شود.

نتیجه‌ گیری:

دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسان‌ها نیز دارای چنین تفکر زیبایی می‌بودیم؛

تفکر دلفینی یعنی اینکه:
۱- غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
۲- با دیگران در زمان بروز مشکلات همزاد پنداری کنیم؛
۳- از خوشحالی دیگران شاد شویم؛
۴- و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
۵- با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
۶- دست در دست هم و برای موفقیت هم تلاش کنیم.

منبع:

https://www.didarnews.ir/fa/news/82606/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D9%81%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AF

http://taghi1359.blogfa.com/post/774

تفکر سریع و اهسته

توسط 2 آوریل 2021

این کشف دنیل کانمن (که در کتابی به اسم فکر کردن سریع و آهسته منتشر شد) توانست دنیا را برای همیشه تغییر دهد، اقتصاد را متحول کند و درک جدیدی از بازار مالی و نحوه فکر کردن ما در این بازار به‌وجود بیاورد. در این مقاله ما هم سعی می‌کنیم در آرامش و با حداقل تلاش مفهوم تفکر سریع و کند را تشریح کنیم.

قانون حداقل کُنِش (صرف کمترین انرژی) حکم می‌کند که تا جای ممکن کم فکر کنیم. ما از فکر کردن لذت نمی‌بریم. برای همین از خواندن متون سخت، و در مواردی از خواندن هر چیزی گریزان هستیم.

ما توانسته‌ایم دو سیستم فکری برای خود توسعه بدهیم. سیستم 1 که خیلی سریع فکر می‌کند، و سیستم 2 که برای فکر کردن به زمان و انرژی بیشتری نیاز دارد

فکر کردن سریع و آهسته چیست؟

اگر حوصله ندارید تمام مقاله (و مقالات بعدی‌ای که در این مورد خواهیم نوشت) را بخوانید، با خواندن دو قسمت بعدی، مفهوم را به‌طور کامل متوجه خواهید شد.

یک، فکر کردن سریع
از روی سوالات زیر بخوانید اما به آن‌ها جواب ندهید.

پایتخت فرانسه … است.
سه چهارتا …
هر که بامش بیش برفش …
جواب‌های «پاریس»، «دوازده‌تا» و «بیشتر» به‌طور ناخودآگاه به‌ذهن شما می‌آید.

دو، فکر کردن آهسته! عدد 249651 را در نظر بگیرید. بدون استفاده از کاغذ به هر رقم سه واحد اضافه کنید. عدد 582654 به دست می‌آید. به تمام رقم‌های زوج یک واحد اضافه و از تمام رقم‌های فرد دو واحد کم کنید تا تمام ارقام فرد شوند. حاصل چه عددی است؟ 393935

اطمینان دارم که این کار را نکرده‌اید. حتی از روی اعدد 249851 هم نخوانده‌اید. فقط چشمتان را از روی کلمات عبور دادید تا به پاراگراف بعد برسید. وگرنه متوجه می‌شدید که در محاسبات و حتی در کپی-پیست عدد 249651 اشتباه کرده‌ام.

چرا برای فکر کردن به برخی سوال‌ها (249651) باید انرژی صرف کنیم و برای برخی سوال‌های دیگر (3×4) نمی‌توانیم به جواب فکر نکنیم، حتی با صرف انرژی؟ عجیب نیست؟

دو سیستم برای فکر کردن

به‌نظر می‌رسد ما دو مغز داریم. سیستم 1 خودبه‌خود کار می‌کند، نمی‌توانید داوطلبانه آن را از مدار خارج کنید و استفاده از آن انرژی مصرف نمی‌کند.

چرا برای فکر کردن به برخی سوال‌ها باید انرژی صرف کنیم و برای برخی سوال‌های دیگر نمی‌توانیم به جواب فکر نکنیم؟

سیستم 2 باید روشن شود. استفاده از آن انرژی‌بر است. باید تصمیم بگیریم، به یک گوشه برویم، قلم و کاغذ برداریم و خیلی جدی «فکر کنیم».

سیستم 1 برای ما مفید است. می‌توانیم سریع فکر کنیم و بگذریم.

5 بزرگ‌تر است یا 2؟
صدا زنگ از کدام سمت می‌آید؟
خندیدن، ترسیدن، اخم کردن.
خواندن کلمه «آب».
رانندگی در خیابان خلوت.
اما با سیستم 2 است که می‌توانیم تصمیم‌های مهم بگیریم و به زندگی خود جهت بدهیم.

اگر یک وام 10 میلیونی با بهره 14 درصد بگیریم، برای پس دادن آن در 3 سال باید هر ماه چقدر بدهیم؟
گوش کردن به حرف‌های یک‌نفر در اتاق شلوغ.
پارک کردن در جای پارک تنگ.
خواندن گزاره‌های منطقی و تشخیص درستی یا نادرستی آن‌ها.

مثال
تمام رزها، گل هستند.
برخی از گل‌ها زود پژمرده می‌شوند.
پس برخی از رز‌ها زود پژمرده می‌شوند.
با سیستم 1 ممکن است فکر کنید که این استدلال معتبر است. اما یک‌بار دیگر به آن فکر کنید. برخی از گل‌ها زود پژمرده می‌شوند و برخی نه. شاید رز در گروه گل‌هایی باشد که زود پژمرده نمی‌شود. با سیستم 2 استدلال نامعتبر است.

خطای دید فکر کردن سریع و آهسته

می‌دانید تمام نقاط سفید هستند اما چیز دیگری می‌بینید!
برای یک مثال دیگر از روی کلمه Gaol بخوانید. شاید سریع کلمه گُل به معنای هدف در ذهنتان بیاید. اما با کمی دقت متوجه می‌شوید که املای کلمه با Goal فرق دارد. Gaol مثل jail به معنای زندان تلفظ می‌شود.

چقدر انرژی لازم است؟

دارید با دوست خود قدم می‌زنید و گفت‌وگو می‌کنید. یکباره از او سوالی می‌پرسید که به اندکی تفکر نیاز دارد. باید به ذهن خود فشار بیاورد تا بتواند جواب سوالتان را بدهد. «اسم غذایی که دیروز خوردیم چه بود؟»

با تغییر بین فکر کردن سریع و آهسته او از حرکت می‌ایستد. دستش را روی سرش می‌گذارد و چشمش را می‌بندد. می‌خواهید دوباره سوال را تکرار کنید اما از شما می‌خواهد که چیزی نگویید تا یادش بیاید. چرا فرایندی مثل راه‌رفتن، دیدن و شنیدن باید به‌یادآوردن کلمه «پنینی» را سخت کند؟

اگر دوستتان نتواند کلمه را به‌یاد بیاورد احتمالا روی یک نیم‌کت می‌نشیند و فکر می‌کند. او دارد سعی می‌کند کالری مصرفی بدنش را پایین بیاورد تا حداکثر انرژی ممکن در مغز به استفاده برسد. آیا استفاده از سیستم 2 تا این اندازه مشقت دارد؟

در کتاب فکر کردن سریع و آهسته کانمن به آزمایش‌هایی اشاره می‌کند که بر روی افراد هنگام استفاده از سیستم 2 انجام شده است. مردمک چشم فرد گشادتر می‌شود، فشار خونش بالا می‌رود و گلوکز با نرخ عجیبی مصرف می‌شود. نرخی نزدیک به تمرین سنگین بدنی.

مغز انیشتن و پاهای کریستیانو رونالدو

می‌توانیم دو ساعت به آرامی قدم بزنیم بدون آن که احساس خستگی کنیم. اما اگر بیست ثانیه با نهایت سرعت بدویم خسته می‌شویم و عضلاتمان می‌گیرد. در قدم زدن آرام از عضلات نوع 1 (کم‌قدرت و پرطاقت) استفاده می‌کنیم و برای دویدن از عضلات نوع 2-ایکس (پرقدرت و کم‌طاقت).

فکر کردن با سیستم 2 به همین شکل است. کسانی که تمرین نداشته باشند نمی‌توانند مدت زیادی در این حالت باقی بمانند. خسته می‌شوند. سردرد می‌گیرند یا می‌خندند و می‌گویند «بابا ولمان کن، من چه می‌دانم؟!».

کسانی که تمرین نداشته باشند نمی‌توانند مدت زیادی در این حالت باقی بمانند و می‌گویند «بابا ولمان کن، من چه می‌دانم؟!».

استادان فکر کردن سریع و آهسته در بسیاری از موارد، اندکی انرژی صرف می‌کنند تا مسئله سیستم 2 را به چندین مسئله قابل انتقال به سیستم 1 تبدیل کنند.

چگونه ذهن انسان به اتخاذ تصمیم می رسد؟ چه عواملی سبب می شود که تصمیم ها اشتباه در آید و یا اینکه ما اصولاً نسبت به اتخاذ تصمیم اشتباه خود نیز بی خبر باشیم؟

او طی ده ها سال تحقیق عملی پیرامون مراحل ادراک و تشخیص دنیای بیرونی توسط ذهن انسان، به نتایجی دست یافت که در مقالات و کتابهای متعدد منتشر شد. اخیراً کتابی منتشر کرد که در آن به زبان ساده نتایج این تحقیقات را ارائه کرده است. عنوان کتاب “اندیشیدن- سریع و آهسته” است که در نوامبر 2011 منتشر شد.

کتاب در حدود 480 صفحه بوده و با توجه به روش تحقیق در زمینه کنکاش در زمینه تصمیم گیری و مراحلی که ذهن انسان در این مورد طی می کند و مثالها و مواردی که مطرح می شود کتابی است بس خواندنی و جالب.

به خصوص برای اقتصاد دانان از تازگی بسیار بر خوردار بوده و بر بسیاری از پرسش هائی که معمولاً در ذهن اقتصاد دانان، پیرامون مسئله منطقی و عقلائی بودن تصمیم گیری و انتخاب های فردی، مطرح است پرتو افشانی می کند.

در نوشته حاضر سعی خواهد شد در حد مقدور مطالب این کتاب خلاصه شود. این کتاب نه تنها برای اقتصاد دانان بلکه متخصصان رشته های جامعه شناسی وعلوم سیاسی و مدیریت نیز نکات تازه و قابل استفاده ای در بر دارد.

همچنین مطالب این کتاب برای خوانندگان عمومی نیز مفید است و نشان میدهد در دهه های اخیر تحقیقات روانشناسی تاچه مایه دست آوردهای قابل تحسین و سود بخشی را ارائه کرده است. تحقیقات او در روانشناسی توسط برخی از اقتصاد دانان پیگیری شد و در نتیجه رشته “اقتصاد رفتاری[3]” ایجاد گردید.

یعنی رشته ای که تلاش می کند درک رفتار های اقتصادی افراد، و نمود های جمعی آن را، بر مبنای پژوهش در چگونگی کار کرد های ذهن انسان و مراحل ادراک ذهنی و تصمیمگیری هائی که از آن نتیجه می شود، توضیح دهد.

در این نوشته خواه نا خواه روش و شیوه نگارش کتاب مورد پیگیری قرار می گیرد و بنا بر این ممکن است این شیوه برای افراد آشنا با ادبیات رایج اقتصاد کمی نا آشنا به نظر رسد، لکن برای ارائه مطلب کتاب لاجرم اتخاذ همین روش ضروری است.

منبع:

http://best-economy.blogfa.com/post/193/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%D8%A2%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%81-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%90%D9%85%D9%8E%D9%86-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86

https://tejaratnews.com/training/%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9-%D9%88-%D8%A2%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87

روش تفکر استقرایی

توسط 2 آوریل 2021

تفکر استقرایی شیوه­ای است که مهارت فکر کردن را در کودکان افزایش می­دهد و زمینه­ای را فراهم می­سازد تا کودکان مفاهیم را به خوبی درک کنند.

هیلدا تابا؛ صاحب نظر فقید در برنامه آموزشی، عامل عمده ی گسترش اصطلاح راهبرد تدریس محسوب می­شود. او سه فرضیه درباره­ی تفکر رویکرد خود معین می سازد:

1- تفکر را می­توان آموخت.

2- تفکر در گیر شدن فعالیت فرد و مطالب است.

3- جریانات تفکر در توالی (قانونمند) نضج می گیرد.

تفکر استقرایی

به عبارت دیگر تابا معتقد است ما با استفاده از راهبردهای تدریس به شاگردان کمک می کنیم تا از طریق تمرین های مختلف برای توسعه­ی تفکر استقرایی خود تلاش نمایند. این بدان معنی است که به دانش­آموزان مجموعه­ای از اطلاعات در قلمرو خاص (شعر، فرهنگ و …) داده می شود.

آن­ها اطلاعات را در مغز خود سازمان می­دهند. نکات و مطالب را به یکدیگر ارتباط می­دهند و آموخته­های خود را در موقعیت­های جدید تعیمیم داده و به­کار می­گیرند و به­این ترتیب به فرضیه­سازی، پیش­گویی و توضیح پدیده­های ناآشنا می­پردازند. در روش تفکر استقرایی دانش­آموزان، خود سازنده و تولید کننده­ی مفاهیم مورد نظر هستند.

در درس­هایی که ماهیت ذهنی در تولید مفهوم دارند استفاده از این روش، یادگیری را تسهیل می کند. مانند : فراگیری املای کلمات، ارائه­ی قواعد یا دستور زبان، در ریاضیات مفاهیمی که به درک یافتن قاعده ختم می شود.

در علوم مفاهیمی که قابل مقایسه و طبقه بندی باشند، در اجتماعی و هدیه های آسمان در صورتی که مفاهیمی نظیر: نیاز و ضرورت همکاری

و تعاون، ضرورت دوستی در جامعه مطرح باشد، استفاده از تفکر استقرایی مناسب است.

مراحل تفکر استقرایی

طبق نظریه هیلداتابا، الگوی تفكر استقرایی دارای سه مرحله اساسی است:

تكوین مفهوم

این شیوه دارای مراحلی است كه به وسیله‌ی آن معلم، دانش‌آموزان را به پایین‌ترین سطح تفكر استقرایی یعنی تعیین و برشماری اجزاء مرتبط با یك موضوع یا مسأله، گروه‌ بندی این اجزاء در طبقاتی كه اعضای آن خصوصیات مشتركی داشته باشند و عنوان سازی برای طبقات، هدایت می‌كند.

هیلداتابا ، برای كشانیدن دانش‌آموزان به انجام هر یك از این فعالیت‌ها دست به ابداع رفتارهای آموزشی به صورت، ‌دادن تكالیف می‌زند.

تصدیق پیشگویی‌ها

در هر سه شیوه جوی از فعالیت دانش‌آموزان بر كلاس حاكم است. معلم آغاز كننده‌‌ی تمام گام‌هاست و فعالیت‌ها از قبل طراحی شده است.

بنابراین برای رسیدن به هدف، معلم در نقش كنترل كننده و ناظر با رفتاری همكارانه ظاهر می‌شود و نحوه‌ی پردازش اطلاعات توسط دانش‌آموزان را با بیان پرسش‌های مناسب فراخوان كنترل می‌كند.

وظیفه‌ی اصلی معلم درك آمادگی شاگرد برای كسب تجربه، فعالیت‌های شناختی جدید، درون‌سازی و مورد استفاده قرار دادن تجارب به دست آورده در موقعیت جدید است.

مهم‌ترین كاربرد این الگو بهبود ظرفیت تفكر استقرایی و هدایت دانش‌آموزان به كسب و پرورش اطلاعات در ذهن است. از این الگو می‌توان در تعداد بسیاری از برنامه‌های درسی در كلاس‌ها و دوره‌های مختلف استفاده كرد.

در شیوه‌ی سوم (كاربرد اصول) معلم با بیان مطالب و تكالیف جدید، در واقع مهارت استفاده از آموخته‌های قبلی در موقعیت جدید را پرورش می‌دهد (تعمیم) كه این یك تلاش عمدی برای افزایش تفكّر محسوب می‌شود.

پس می‌توان گفت جریانات استقرایی شامل خلاقیّت در پردازش اطلاعات و نیز استفاده‌ی هم‌گرا از اطلاعات در حل مسائل است. الگوی تفكر استقرایی باعث می‌شود دانش‌آموزان اطلاعات را گرد آورند.

به دقت مورد بررسی قرار دهند، به عبارتی قدرت تمییز خود را بالا ببرند، سپس به شكل مفاهیم درآورند و دست‌ورزی با آن مفاهیم را یاد بگیرند.

دانش‌آموزان با استفاده‌ی منظم از این شیوه توانایی كارآمدتری در تكوین مفاهیم را می‌یابند و بر چشم‌اندازهای خود در نگرش به اطلاعات می‌افزایند.

از راه مسئول ساختن گروهی از دانش‌آموزان در فعالیت استقرایی می‌توان منابع كثیری از مطالب را به آنان آموزش داد. آنها بررسی مطالب از جهات مختلف را یاد می‌‌گیرند و در تمام جنبه‌های اشیا و حوادث موشكافی می‌كنند.

هر فعالیت آشكاری كه توسط شیوه تدریس فرا خوانده شود بازتابی از عملیات ذهنی ناآشكاری است كه در مغز و ساخت شناختی دانش آموز ایجاد می گردد و منجر به توسعه ،نظم در اندیشیدن و قانونمندی جریان تفكر می گردد.

استقرا از این نظر حائزاهمیت است كه ما را با فرامینی كه حاكم بر خلقت وآفرینش است آشنا می سازد وراه و روش خلق وانشا را پیش روی ما قرار می دهدوبه ما می آموزد كه با در اختیارداشتن اجزایی معدود بتوانیم به خلق پدیده های كلی وجدید نائل شویم كه مولود ما هستند.

طرح درس

در این جا نوشتن طرح درسی ویژه لازم به نظر میرسد :
این طرح درس باید به صورت فعال محور تنظیم گردد، نگرش باید سیستمی بوده ، بین اهداف ، روش و شیوه ارزشیابی ارتباط سیستمی به وجود آید. بر اساس این نگرش اهداف، روش هاوشیوه ارزشیابی در امتداد هم نیستند بلكه ارتباط كاملی با همدیگر دارند.

هدف پایانی:

اهداف پایانی بیشتر معطوف به ایجاد یك قابلیت و توانایی دردانش آموزخواهند بودوحصول اطمینان ازانتقال صرف دانش، در نزد دانش آموزان اهمیت كمتری دارد.هدف های پایانی در روش تدریس استقرایی سعی دارند به این پرسش پاسخ دهند كه “چرا علوم باید به فراگیر یاد داده شوند؟”

به بیان دیگر آموزش یك مفهوم علمی ،چه تاثیری بر فراگیر خواهد داشت؟ و چه توانایی و مهارتی را در او ایجاد خواهد كرد؟
هدف های پایانی در الگوی استقرایی، درزمینه تكوین مفهوم، در رده های زیر طبقه بندی می شوند:

1- توانایی در مشاهده كردن:

الف- جمع آوری داده ها از طریق استفاده از حواس
ب- تدوین گفتارهایی در باره ی مشاهدات به صورت كیفی و كمی

2- مقایسه كردن:

توانایی تشخیص و توصیف شباهت ها و تفاوت های بین اجسام،رویدادها و مكانها (تشخیص)

3- توانایی در شناسایی :

الف- نام بردن اجسام ،رویداد ها ومكان ها(تمییز)
ب- انتخاب شی،رویداد،مكان یا ترتیب مورد نظراز بین انواع متعددآن
ج- ساختن روشی برای اندازه گیری خواص اشیا

4- توانایی در طبقه بندی :

الف- تشكیل دادن گروهها یا دسته هایی بر اساس یك یاچند ویژگی مشهود مشترك
ب- ساختن نموداری ازجدول داده ها

5 – توانایی در مفهوم سازی:

الف- ایجاد عناوینی جدید برای طبقه ای از محرك های دارای ویژگی های مشترك
ب- تعریف یك یا چند شی ورویداد بر اساس روابط بین آنها

منبع:

http://seyedain-mahdi.blogfa.com/post/8

http://www.edugroup.blogfa.com/post/93