بلاگ

اموزش مدیریت

توسط 18 سپتامبر 2020

به عهده گرفتن مدیریت در سازمان امروزی که مدام در حال تغییر و تحول است، بسیار مشکل خواهد بود. مهارت های مدیریتی در بسیاری از شغل‌های مدیریتی ذاتی بوده و یا تحت عنوان کلاس های اموزش مدیریت تعلیم داده میشود… معمولاً برچسب مدیر به افرادی اطلاق می‌شود که مسئولیت تیم‌ها و فعالیت‌های اجرایی را بر عهده می‌گیرند.

مدیران گاهی در خط مقدم و در مواجهه با مشتریان و گاهی در قسمت‌های مختلف سازمان در نقش‌های میانی و ارشد حضور دارند.

مهم‌ترین نقش‌های یک مدیر

اگر بخواهیم به طور خلاصه وظایف یک مدیر را بررسی کنیم، باید بگوییم:

  • ارائه راهنمایی روزانه به طور تیمی و انفرادی برای تحقق مسئولیت‌ها و اهداف استراتژیک سازمان
  • اطمینان از پایبندی و پیشبرد مواضع و استانداردهای مورد نظر سازمان در امور روزانه
  • حمایت از پیشرفت اعضای تیم از طریق تربیت آن‌ها، ارائه بازخورد، و هدف‌گذاری برای هر یک از اعضا
  • مشارکت در استخدام، برآورد توانایی‌ها، تعلیم و اخراج کارمندان (در صورت لزوم)
  • ارائه بازخورد به مدیران بالادستی درباره عملکرد اعضای تیم از طریق گزارش‌دهی
  • مشارکت با همتایان در کارگروه‌ها به منظور حل مشکلات و توسعه سازمانی
  • مشارکت با دیگر گروه‌ها و مدیران ارشد در پیشرفت و توسعه در رسیدن به اهداف استراتژیک سازمان

مهارت‌های سه‌گانه مدیریت:

مهارت فنی 

یعنی دانایی و توانایی در انجام دادن وظایف خاص که لازمه آن ورزیدگی در کاربرد فنون و ابزار ویژه و شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است. مهارت‌های فنی از طریق تحصیل، کارورزی و تجربه حاصل می‌شوند.

 مدیران معمولاً این مهارت‌ها را طی دوره‌های آموزشی یا کارآموزی فرا می‌گیرند نظیر دانش، فنون و روش‌های برنامه‌ریزی،‌ بودجه‌بندی، کنترل، حسابداری، امور مالی، کارگزینی کارپردازی و غیره ویژگی بارز مهارت، فنی آن است که به بالاترین درجه شایستگی و خبرگی در آن می‌توان دست یافت زیرا این نوع مهارت دقیق، مشخص، دارای ضوابط عینی و قابل اندازه‌گیری است.

از این رو، کنترل و ارزشیابی آن، هم در جریان آموزش و هم در مرحله کاربرد و عمل آسان است. مهارت‌های فنی مورد نیاز مدیران آموزشی،‌ ارزشیابی آموزشی،‌ راهنمایی آموزشی، فنون و روش‌های تدریس و فنون اداری و مالی آموزش و پرورش است. مدیر آموزشی برای انجام وظایف خاصی که دارد باید از مهارت‌های فنی کافی برخوردار باشد.

مهارت انسانی

 یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری و انجام دادن کار به وسیله دیگران، فعالیت مؤثر به عنوان عضو گروه، درک انگیزه‌های افراد و تأثیرگذاری بر رفتار آنان. مهارت انسانی در نقطه مقابل مهارت فنی است.

یعنی کار کردن با مردم در مقابل کار کردن با اشیا و چیزها. داشتن مهارت‌های انسانی مستلزم آن است که شخص بیش از هر چیز خود را بشناسد، به نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد، عقاید و افکارش برخوردار و روشن باشند، اعتماد به نفس داشته باشد، به دیگران اعتماد کند، به عقاید، ارزش‌ها و احساسات آنان احترام بگذارد، آنان را درک کند، از تأثیر گفتار و کردار خویش بر دیگران آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همکاری دیگران فراهم سازد.

مهارت‌های انسانی به آسانی قابل حصول نیستند و فنون و روش‌های مشخصی ندارند. امروز دانش‌ علمی در قلمرو روان‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی و مردم‌شناسی و تجربه و کارورزی در شرایط گروهی و اجتماعی، به طور غیرمستقیم زمینه دستیابی به مهارت‌های انسانی را فراهم می‌سازند.

کنش و واکنش متقابل با مردم و حساسیت نسبت به انگیزه‌ها، انتظارات و رفتارهای آنان کمک می‌کنند تا شخص به مرور بتوانند علل و عوامل شکل‌دهنده رفتار افراد انسان را درک کرده راه و رسم کار کردن با مردم و اثرگذاری بر رفتار آنان را بیاموزد. مدیر آموزشی برای اینکه بتواند در شماره یکی از اعضای مؤثر محیط آموزشی درآمده بین اعضای تحت رهبری خود همکاری و تفاهم به وجود آورد، باید به حد کافی از مهارت‌های انسانی بهره‌مند باشد.

مهارت ادراکی 

یعنی توانایی درک پیچیدگی‌های کل سازمان و تصور همه عناصر و اجزای تشکیل‌دهنده کار و فعالیت سازمانی به صورت یک کل واحد (سیستم) به عبارت دیگر، توانایی درک و تشخیص اینکه کارکردهای گوناگون سازمان به یکدیگر وابسته بوده تغییر در هر یک از بخش‌ها، الزاماً بخش‌های دیگر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

آگاهی از این روابط و شناخت اجزا و عناصر مهم در موقعیت‌های مختلف، مدیر را قادر می‌سازد که به طریقی تصمیم‌گیری یا اقدام کند که موجبات اثربخشی سازمان و رضایت کارکنان آن را فراهم نماید.

اکتساب مهارت ادراکی (یا مفهومی) مستلزم آموزش نظریه‌های علوم رفتاری بویژه تئوری‌های سازمان، مدیریت و تصمیم‌گیری و کاربرد عملی آنهاست. امروزه دوره‌های آموزش دانشگاهی در رشته‌های تخصصی، آشنایی با نگرش و روش‌های سیستمی و استفاده از یافته‌های مطالعات و تحقیقات راجع به سازمان‌ها، زمینه دستیابی به مهارت ادراکی در مدیریت را فراهم می‌سازند.

مدیر آموزشی برای اینکه بتواند محیط آموزشی را بشناسد، روابط متقابل میان عوامل مختلف را درک کند، اولویت‌های آموزشی را تشخیص دهد، تصمیمات مؤثر اتخاذ کند و با اقدامات خود بهترین نتایج را عاید نظام آموزشی سازد، باید از مهارت ادراکی قابل ملاحظه‌ای برخوردار باشد.

ارزش نسبی مهارت‌ها

همه مشاغل مدیریت مستلزم کاربرد مهارت‌هاست. گرچه در انجام دادن بعضی از وظایف، مهارت‌های سه‌گانه لازم و ملزوم یکدیگر به نظر می‌رسند، با وجود این، ارزش نسبی آنها در سطوح و رده‌های مختلف مدیریت فرق می‌کند.

مدیران رده‌های سرپرستی به مهارت‌های فنی قابل ملاحظه‌ای نیاز دارند زیرا که وظایف آنها غالباً ایجاب می‌کند که زیردستان خود را راهنمایی کنند یا آموزش دهند. در مقابل مدیران رده‌بالای سازمان‌ها چندان نیازی به مهارت‌های فنی ندارند بلکه وظایف تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و سازماندهی ایجاب می‌کند که به مهارت ادراکی قابل ملاحظه‌ای مجهز باشند.

مهارت‌های انسانی تقریباً لازمه انجام دادن همه وظایف در همه سطوح مدیریت است زیرا که مدیران صرفنظر از نوع وظایف یا سطح مسئولیت و مقام با افراد انسان سر و کار داشته برای جلب همکاری و اثرگذاری بر رفتار آنها باید از مهارت‌های انسانی برخوردار باشند. از این رو، امروزه، در مدیریت سازمان‌ها، تأکید بر مهارت‌های انسانی اولویت ویژه‌ای پیدا کرده است.

هرم مهارت‌های مدیریتی چیست؟

‌برای کسب موفقیت، مهارت‌های مختلفی وجود دارد که لازم است یک مدیر در آن‌ها توانایی‌های لازم را کسب کند. در هرم مهارت های مدیریتی، در هر سطح مهارت‌ها مشکل و مشکل‌تر از سطوح پایین‌تر می‌شوند و هر مدیر باید در مهارت‌های هر بخش تبحر پیدا کند تا بتواند در شغل مدیریتی خود موفق باشد.

بالاترین سطح هرم مهارت‌های مدیریتی

در بالاترین سطح هرم مهارت‌های مدیریتی رهبری قرار گرفته است. رهبری یکی از مهم‌ترین وظایف هر مدیر به شمار می‌رود. مدیران باید تمرکز خود را بر تعریف کردن هرچه بهتر مسیر و چشم‌انداز سازمان، متمرکز ‌کنند و پس از آن تلاش کنند تا به منظور قرار گرفتن در مسیر تحقق آن چشم‌انداز، استراتژی مناسبی را تدوین نمایند؛ این استراتژی باید دقیقاً بر چشم‌انداز و مسئولیت سازمان منطبق باشد.

هرم مهارت های مدیریتی با طبقه‌بندی مناسب توانایی‌ها، توانسته مدیران را در شناسایی و تفکیک مهارت‌ها به خوبی یاری دهد. در نتیجه مدیران خواهند توانست بسیار آسان‌تر در این مهارت‌ها تبحر کسب کنند.

نکته مهمی که همه مدیران باید در نظر داشته باشند این است که تمام پست‌های مدیریتی نیاز به سطوح مختلف هرم مهارت‌های مدیریتی دارد. بنابراین مدیران باید نسبت به کسب این مهارت‌ها تمام توان خود را به کار گیرند.

علاوه بر توجه به هرم مهارت های مدیریتی، لازم است هر مدیر، همواره به یادگیری و به‌روز کردن اطلاعات خود توجه ویژه‌ای داشته باشد تا بتواند به خوبی در مسیر خود به سوی پیشرفت قدم بردارد.

به نظر شما چه موارد دیگری باید به عنوان مهارت‌های مدیریتی در این هرم جای گیرد؟

منبع: https://www.sis-eg.com/fa/article/42765-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA.html

رشد کسب و کار

توسط 17 سپتامبر 2020

رشد کسب و کار شما اغلب یک ضرورت برای بقاء کسب و کار و رفاه اقتصادیتان است. به‌عنوان صاحب یک کسب و کار، وظیفه شما ساختن سیستم‌هایی است که به بازار ارزش ارائه کنند. معمولاً به علت خستگی مفرط، صاحبان کسب و کار این نکته را فراموش کرده‌اند.

آن‌ها معتقدند که می‌توانند به‌صورت دستی تمامی کارها را در کسب‌وکارشان انجام دهند. گویی که آن‌ها این کسب ‌و کار را تنها برای خود ایجاد کرده‌اند. اگر نمی‌توانید با داشتن یک هفته مرخصی به درآمد خود صدمه نزنید، احتمالاً در مسیر کارآفرینی شکست‌خورده‌اید.

استراتژی یک برنامه عملی (action plan) است که برای دستیابی به یک هدف خاص طراحی می شود.استراتژی رشد کسب و کار یک راهکار عملی برای دستیابی به رشد در کسب و کار است.

در اینجا برخی از استراتژی های رشد که معروف و محبوب هستند را ذکر خواهیم کرد:در یک سرمایه گذاری مشترک، دو یا چند شرکت والد موافقت می کنند که سرمایه، فن آوری، منابع انسانی، ریسک ها و پاداش ها را در شکل گیری یک نهاد جدید و تحت کنترل مشترک هر دو شرکت، به اشتراک بگذارند.

 8 استراتژی برتر برای رشد کسب و کار

1. تنوع(Diversification)

تنوع، یک استراتژی رشد است که حتما باید به طور صحیح انجام شود. مثلا کارآفرینان می توانند در حوزه های جدیدی از فعالیت ها از لحاظ فناوری یا بازار وارد عمل شوند. این استراتژی به استفاده موثر از منابع شرکت کمک می کند و خطرات کسب و کار را به حداقل می رساند.

تنوع موجب رشد در کسب و کارهای مختلف می شود و از طریق کاهش قابل توجه چرخه عملیات، ریسک کلی کسب و کار را کاهش می دهد.

مثال:

ورود برند Louis Philippe، یکی از برندهای بسیار خوب پوشاک مادورا، به صنعت کفش.

2. توسعه بازار(Market development)

یک کارآفرین می تواند به دنبال ایجاد یک بازار جدید برای محصولات و خدمات موجود خود باشد. بازار جدید می تواند جغرافیایی (به عنوان مثال صادرات خارجی) یا یک بخشِ بدون استفاده از بازار داخلی باشد. می توان با طراحی مجدد بسته بندی محصول و گسترش کانال های توزیع محصول، یک بازار جدید برای محصولات موجود ایجاد کرد.

مثال:

این استراتژی توسط شرکت هایی مانند Godrej، Tata، Kisan به منظور افزایش درآمد استفاده می شود.

3. توسعه محصول(Product development)

یک کارآفرین به جای پیدا کردن یک بازار جدید برای محصولات موجود، می تواند یک محصول جدید را در بازار فعلی ارائه دهد.

مثال:

معرفی صفحه کلید Qwerty و مشابه با صفحه کلید کامپیوتر توسط شرکت نوکیا. بازار هدف این محصول، جوانان و مدیران هستند که اغلب بیشتر از برقراری تماس، از خدمات چت و ایمیل استفاده می کنند.

4. نفوذ در بازار(Market Penetration)

یک کارآفرین از طریق استراتژی نفوذ در بازار می تواند درصد بیشتری از سهم بازار را مورد هدف قرار دهد. این نوع استراتژی معمولا به دنبال کسب یک مزیت رقابتی از طریق قیمت گذاری، بازاریابی یا سایر طرح ها است.

استراتژی نفوذ در بازار به افزایش سهم بازار محصول یا خدمات فعلی در بازار موجود کمک می کند. استراتژی نفوذ در بازار می تواند با ارائه پیشنهادات فروش، افزایش نیروی فروش، افزایش هزینه های توزیع و ارتقاء محصولات اعمال شود که در نهایت با اعمال هزینه های بیشتر در حوزه بازاریابی و تبلیغات می تواند میزان فروش را افزایش دهد.

5. سرمایه گذاری مشترک(Joint Venture)

در یک سرمایه گذاری مشترک، دو یا چند شرکت والد موافقت می کنند که سرمایه، فن آوری، منابع انسانی، ریسک ها و پاداش ها را در شکل گیری یک نهاد جدید و تحت کنترل مشترک هر دو شرکت، به اشتراک بگذارند. این امر اجازه می دهد تا شرکت ها به کسب و کار مربوطه و یا بازارهای جغرافیایی جدید وارد شوند و یا دانش فنی جدیدی کسب نمایند. همچنین موجب کاهش ریسک ها می شود.

مثال هایی از سرمایه گذاری های مشترک عبارتند از:

1.فیات و تاتا موتور: شرکت تاتا موتور و فیات در تولید خودروهای خود یه سرمایه گذاری مشترک پرداخته اند. بدین طریق که Tata Motors موتورهای دیزلی را برای شرکت فیات خریداری می کند و فیات نیز اتومبیل های Tata را در اروپا توزیع می کند.

2.ماهیندرا و رنو: استراتژی سرمایه گذاری مشترک نوعی استراتژی ورود به بازار برای شرکت رنو بود. این سرمایه گذاری مشترک باعث تولید خودروهای لوگان رنو در هند شد. رنو اطلاعات بازار را بدست می آورد و ماهیندرا یاد می گیرد که چگونه اتومبیل های خوب تولید کند و شبکه ای از نمایندگی های خود را برای سود بیشتر ایجاد کند.

6. ادغام(Mergers)

ادغام، ترکیب دو یا چند شرکت موجود در قالب یک شرکت است. ادغام ممکن است بسته به ماهیت شرکت های ادغام شونده، به صورت افقی، عمودی و یا ترکیبی باشد. ادغام به افزایش سهم بازار کمک می کند و رقابت را کاهش می دهد. مزایای این استراتژی از ویژگی «صرفه جویی در مقیاس» ناشی می شود.

به عنوان مثال، شرکت های Hindustan Computers Ltd، Hindustan Instruments Ltd، Indian Software Company Ltd و Reprographics Ltd که در حوزه نرم افزارهای کامپیوتری فعالیت دارند، در یک شرکت کاملا جدید به نام HCL Ltd ادغام شدند.

سه نوع اصلی ادغام عبارتند از:

1.ادغام افقی

ادغام افقی، ترکیب دو یا چند شرکت در یک منطقه تجاری است. به عنوان مثال، دو ناشر با یکدیگر برای به دست آوردن سهم بازار ادغام می شوند.

2.ادغام عمودی

ادغام عمودی، ترکیب دو یا چند شرکت است که در مراحل مختلفی مانند تولید یا توزیع محصول ادغام می شوند. به عنوان مثال، ادغام یک شرکت تولیدی تلویزیونی با یک شرکت بازاریابی تلویزیونی.

3.ادغام ترکیبی

ادغام ترکیبی به معنای ادغام شرکت هایی است که دارای خط مشی ها و فعالیت های تجاری غیر مرتبط هستند. 

7. فرانچایز(Franchising)

فرانچایز یکی از استراتژی تجاری است که به خوبی شناخته شده است. این استراتژی می تواند توسط کسب و کارهای کوچک و شرکتی که دارای برند شناخته شده است، استفاده شود. انجام یک کسب و کار کوچک با فرانشیز و تحت یک سازمان دیگر، برای شرکت هایی که نمی توانند سرمایه گذاری های زیادی را برای کسب و کارشان انجام دهند، بسیار سودمند است. فرانشیز می تواند یک میانبر برای رسیدن به موفقیت باشد.

8. بازار جاویژه (Niche Market)

بازار جاویژه یک بخش تخصصی در بازار است که کارآفرینان می توانند به به ارائه محصولات و خدماتی که در حال حاضر توسط تامین کنندگان اصلی عرضه نمی شوند، بپردازند. در واقع یک بخش خاص از بازار است. این استراتژی شامل شناسایی یک بخش خاص از بازار است که هیچ صاحب کسب و کاری تاکنون در آن حوزه به ارائه محصول یا خدمت نپرداخته باشد.

مزیت بزرگ این استراتژی این است که شرکت استفاده کننده، تنها تامین کننده غالب در بازار هدف خواهد بود.

کسب و کارهای کوچک می توانند در این زمینه سرمایه گذاری کنند و یک بازار جاویژه را ایجاد کنند که در آن مشتریان در دسترس هستند و در حال حاضر متعلق به فروشندگان معتبر یا شرکت های بزرگ نیست.

تعیین بخشی خاص از بازار که قابلیت رشد داشته باشد، نیاز به انجام برخی تحقیقات دارد و باید رفتار مشتری و الگوهای خرید، تغییرات جمعیتی و تعیین اندازه مخاطبان مورد نظر شناسایی و تعیین شوند. تجربه و پیشینه نیز بسیار ضروری است. محصول باید به صورت سفارشی ساخته شود و باید با نیازهای بازار هدف مطابقت داشته باشد.

به عنوان مثال، ایجاد بوتیک در یک منطقه که نیاز مشتریان در آن منطقه را برآورده کند، می تواند یک استراتژی مناسب باشد.

منبع: https://www.sepinud.org/%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8_10-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1_1628

کتاب روانشناسی

توسط 15 سپتامبر 2020

فکر می کنی فقط خودت هستی که هفته ای ته چند کتاب روان شناسی شخصیت، موفقیت، خلاقیت و… را در می آوری؟ فقط خودت آمار جدیدترین کتاب های روان شناسی داخلی و خارجی را داری؟ فکر می کنی فقط خودت مشتری پر و پا قرص کتاب فروشی های میدان انقلاب هستی؟ فکر می کنی فقط خودت روزی چند ساعت را در سایت های اینترنتی صرف جستجو برای پیدا کردن بهترین کتاب های روان شناسی می کنی؟ اگر این طور فکر می کنی سخت در اشتباهی!


بازار داغ کتاب های روان شناسی داخلی و خارجی بخصوص آنهایی که چند بار تجدید چاپ شده اند، نشان می دهد کتاب های روان شناسی عامه نه تنها در کشور ما بلکه در همه جای دنیا طرفداران پر و پا قرص خودشان را دارند.

این کتاب ها آن قدر این طرف و آن طرف مخاطب دارند که فکر نکن اگر یک روز تصمیم بگیری دیگر سراغشان نروی، بازار داغ این کتاب ها با بحران کمبود مخاطب مواجه خواهد شد.کتاب هایی که در حوزه روان شناسی موفقیت به چاپ می رسند، چه نویسنده آنها ایرانی باشد و چه ترجمه نویسنده ای خارجی باشند، همه پیرامون موضوعات ثابتی دور می زند.


به گفته کارشناسان، کتاب هایی که در حوزه روان شناسی و در میان روان شناسان که در اصطلاح به کتاب های روان شناسی عامه معروفند، درواقع همان کتاب هایی هستند که با هدف اطلاع رسانی و آگاهی دهی به مخاطب عادی جامعه که عمدتا دارای تحصیلات روان شناسی هم نیستند، نوشته می شود. این کتاب ها نوعی بازاریابی پردرآمد بر مبنای ارائه یک سری اطلاعات روا ن شناختی است.

مخاطبان این کتاب ها افراد عادی جامعه هستند که می خواهند سطح آگاهی خود را ارتقاء دهند و این کتاب ها یک سری از این اطلاعــات را در مباحث روان شناختی رفتاری و شخصیت در اختیارشان قرار می دهد.

درواقع این افراد می خواهند با کمک این کتاب ها ضمن شناخت روحیات و ویژگی های شخصیت و رفتار افرادی که به نوعی در زندگی روزمره شان با آنها در ارتبـــاط هستند، به نوعی نحوه تعامل و ارتباط خود را نیز با افراد جامعه بهبود ببخشند تا آنها را برای رسیدن به اهدافشان پیش ببرد. با این حال طرفداران کتاب های روا ن شناسی عامه که دارای ویژگی های شخصیتی و روان شناختی خاصی هستند به چند گروه تقسیم می شود:


آدم های تشنه پیشرفت

در ذهنت یک نردبان گذاشته ای و خــودت را روی پله اول آن تصور می کنی و دائم با خودت فکر می کنی چطور می تــوانی پله های ایـــن نردبان را طی کنی تا به موفقیت برسی. فرقی نمی کند چقدر وقت بگذاری یا این که پله ها را چند تا یکی بالا بروی. مهم این است که راهش را پیدا کنی. راهی که کوتاه باشد، آزمون و خطایی در کارش نبـاشد و زودتر تو را به پاسخ برساند.


در این میان کتاب هایی که درباره روان شناسی موفقیت و پیشرفت به چاپ رسیده ، اولین گزینه است، پس هرچه کتاب از (الف یا ی) راهکارهای موفقیت و پیشرفت به چاپ رسیده را ریز به ریز می خوانی تا فرصت را از دست ندهی.

 با خودت فکر می کنی بیشتراین کتاب ها شرح حال آنهایی است که خودشان اول مثل تو بوده اند و یک روز برحسب اتفاق شانس به آنها رو کرده و کلید طلایی موفقیت شان را پیدا کرده اند و چون آدم های خیرخواهی بوده اند، تصمیم گرفته اند راهکار موفقیتشان را به دیگران که یکی از آنها هم تو هستی بیاموزند. این ویژگی گروه اول مخاطبان کتاب های روان شناسی عامه است: آدم هایی که دائم در جستجوی راهکارهایی برای رسیدن به موفقیت و پیشرفت هستند.


به دنبال هویت گمشده

راهشان را گم کرده اند، ذهنشان پر شده از پرسش های بی پاسخ، حال آدمی را دارند که گمشده ای دارد، اما خودشان هم دقیقا نمی دانند دنبال چه می گردند، حس آدمی را دارند که بین زمین و هوا معلق مانده، گاهی حتی به فلسفه وجودشان هم شک می کنند، حتی با خودشان می گویند اصلا چرا به دنیا آمده ام ؟

چرا باید زندگی کنم؟ به چه امیدی؟ با چه هدفی؟ و هزار و یک پرسش که هر روز از صبح تا شب مثل خوره ذهنشان را می خورد. نه حوصله حرف زدن دارند و نه پول جلسات دوره ای مشاوره. آنها فقط به چیزی یا کسی نیاز دارند که حالشان را خوب فهمد، شرایطی که حالا دارند، قبلا تجربه کرده باشد و نسخه ای که برایشان می پیچد، اگر درمانی بر دردشان نیست حداقل مرهم موقتی باشد برای حال و روز این روزهایشان.


گروه دوم مخاطبان کتاب های روان شناسی عامه افرادی هستند که درباره هویتشان سردرگم هستند. آنها با خواندن این کتاب ها آنچنان در آن غرق می شوند که گویی نویسنده کتاب موقع نگارش از روی آنها نسخه برداشته است. این گروه از مخاطبان در کتاب های روان شناسی عامه به دنبال پاسخ پرسش هایی هستند که یک سر آن به موضوعات فلسفی و روان شناختی از بایدها و نبایدهای وجودی شان طعنه می زند.


من کنجکاوم

شاید از این جور آدم ها به تور شما هم خورده باشند، در هر جمعی که باشند، دائم زیر بغلشان چند کتاب روان شناسی شخصیت است که ترازویشان برای قضاوت درباره شخصیت آدم های دور و برشان را با آن ارزیابی می کنند. گاهی آن قدر جوگیر می شوند که فکر می کنند واقعا در این حوزه به درجه ای از دانش و مهارت رسیده اند که نظراتشان درباره دیگران کاملا درست است.

آنها اول از این مرحله شروع کرده اند که هرچه کتاب روان شناسی درباره شناخت ویژگی های شخصیت بوده را زیر و رو کرده اند تا اول خودشان را بشناسند، بعد که احساس کردند در این زمینه به درجه استادی رسیدند می روند سراغ تحلیل شخصیت دیگران از روی رفتار و ویژگی های اخلاقی شان.


آنها مدام تلاش می کنند تا با کمک این کتاب ها خودشان و دیگران را روان شناسی کنند و این ویژگی گروه سومی است که طرفدار پر و پا قرص کتاب های روان شناسی عامه است. آدم های کنجکاو یعنی آنهایی که هر لحظه به این فکر می کنند که درباره ویژگی های شخصیتی و رفتاری خود و اطرافیانشان بیشتر بدانند.

چند توصیه به طرفداران کتاب های روان شناسی

نه می خواهیم از خواندن کتاب هایی با محتوای روا ن شناسی عامه منع تان کنیم و نه قصد تشویق تان را داریم که حتما چند تایی از این کتاب ها را در قفسه کتابخانه شخصی تان داشته باشید، اما اگر طرفدار کتاب های روان شناسی عامه هستید، بد نیست هنگام انتخاب این کتاب ها به این نکات مهم توجه کنید؛ نکات مهمی که به علاقه مندان این کتــــاب ها توصیه می شود:


ـ در دنیا نویسندگان کتاب های روان شناسی عامه و حتی مترجم هایی که این کتاب ها را ترجمه می کنند دارای تحصیلات مرتبط با روان شناسی هستند، در حالی که در کشور ما این طور نیست. پس حتما موقع انتخاب این کتاب ها به تحصیلات و تخصص نویسنده یا مترجم آن دقت کنید.


ـ دقت کنید کتابی که انتخاب می کنید تا چه اندازه با شرایط زندگی و اجتماعی شهر و کشوری که در آن ساکن هستید نزدیک است. گاهی نسخه ها و راهکارهایی در برخی از این کتاب ها ارائه می شود که متعلق به شرایط خاص کشور دیگری است و امکان به کارگیری آن برای فردی با شرایط شما وجود ندارد.


ـ هنگام انتخاب این کتاب ها حتما باید طرحی در ذهن شما شکل گرفته باشد که بتوانید بر مبنای آن کتابی که بهترین طرح موضوع و ارائه راهکار را پیش پای شما می گذارد انتخاب کنید وگرنه پریدن از این شاخه به آن شاخه فقط شما را گیج خواهد کرد

تاثیر مطالعه کتابهای روانشناسی

  • ولی آیا همه ی کتاب های روانشناسی در معالجه بیماریهای متعدد روانی تاثیر گذار خواهد بود؟
  • آیا افسردگی و استرس و بیماریهایی از این طریق قابل درمان است.
  • یعنی با مطالعه کردن کتاب های روانشناسی و به کارگیری پیشنهادهای این کتاب ها قابل معالجه می باشند؟ 
  • در حقیقت در دنیای امروز احتیاج مردم به روانشناسی مخصوصاً روانشناسی خود یار دارای اهمیت می باشد.
  • به دلیل اینکه افراد  با داشتن بیماری های روانی در جامعه در حال رنج می باشند.

مشکلات متفاوت روانی : 

  • افسرده شدن،  استرس و همینطور ناسازگار شدن در اجتماع باعث شده است.
  • که اشخاص برای بررسی کردن شیوه های برای برطرف کردن بحران های روحی و درگیری های روانی خود بپردازند.

اگرچه در بیشتر جوامع ، با استفاده از تکنولوژی ،مسائل مربوط به اقتصادی را برای انسان ها ارائه می دهد.

ولی از لحاظ روحی،  شرایط و اوضاع انسان بهتر خواهد شد.

بدین منظور که سرعت داشتن در رشد تکنولوژی به اندازه‌ای می باشد که ذهن انسان توانایی این را ندارد .

که خود را با این سرعت هماهنگ کند و به همین خاطر، در دنیای امروز بیشتر از قبل مردم دارای فشارهای روحی بیشتری می باشند.

از طرفی دیگر افراد با مسائل جدیدی مواجهه می شوند.

مخصوصاً سطح افسردگی و بیماری های روانی افراد نسبت به گذشته قابل مقایسه نمی باشد.

شیوه کشورهای در حال رشد:

شرکت کردن در کلاس های متعدد آموزشی ، مطالعه کتاب های مختلف می پردازند تا از مسائل روحی آنها کاسته شود.

بعضی از برخورد ها را می توان با استفاده از مطالعه کتاب‌های روانشناسی معالجه و مدیریت کرد.

با استفاده از شیوه های جدیدی که روانشناسان مورد استفاده قرار می دهند .

مثل روان شناختی به اثبات رسیده است که  مسئله های مربوط به افسردگی را می توان با این شیوه معالجه کرد.

به طور مثال افسردگی می‌تواند اختلالی را در عصب به وجود آورد و این اختلال می تواند منشاء یک بیماری محسوب شود.

که با مطالعه کردن کتاب های روانشناسی قابل معالجه می‌باشد.

منبع:

https://e-kanon.ir/%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/

https://www.ihoosh.ir/article/61408/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C

کتاب الکترونیکی

توسط 14 سپتامبر 2020

کتاب الکترونیک یا ایبوک یا ئی‌بوک (به انگلیسی: E-book) کتابهایی هستند که به شکل پرونده‌های دیجیتال تولید و خوانده می‌شوند. کتاب‌های الکترونیکی صرفاً نسخه‌های الکترونیکی مطالب مکتوب نیستند، بلکه می‌توانند علاوه بر‍ متن و تصویر، فیلم، صوت و پویانمایی را نیز شامل شوند.

ایبوک‌ها توسط نمایشگر رایانه یا سایر وسایل الکترونیکی خوانده می‌شوند. اگرچه گاهی اوقات ایبوک را به عنوان «نسخه الکترونیکی یک کتاب چاپی» تعریف می‌کنند اما بسیاری از ایبوک‌ها قبلاً چاپ نشده‌اند. تولید و فروش تجاری ایبوک‌ها برای کتابخوان‌ها است. با این وجود از ابزارهای دیگری نیز برای خواندن ایبوک‌ها استفاده می‌شود مثل رایانه رومیزی، لپ‌تاپ، تبلت، تلفن هوشمند.

در دهه ۲۰۰۰ روند به این صورت پیش رفت که فروش ایبوک از طریق اینترنت افزایش یابد و در این سال‌ها مشتری‌ها از طریق تجارت الکترونیک در وبگاه‌ها اقدام به خرید کتاب‌های چاپی و الکترونیکی می‌کردند.دلیل اصلی اینکه مردم آنلاین اقدام به خرید ایبوک کردند احتمالاً قیمت پایین و راحتی بیشتر و انتخاب عنوان‌های زیاد بود

فرمت‌ها

نوشتار اصلی: مقایسه بین قالب‌های کتاب الکترونیک

بافت‌های مختلف ایبوک مانند ای‌پاب، HTML ،Word، پی‌دی‌اف و حتی پرونده‌های اجرایی. این پدیده می‌تواند نظام آموزش و اطّلاع‌رسانی را دگرگون کند.

ابزار خواندن

نوشتار اصلی: کتابخوان الکترونیک

برای خواندن کتاب‌های الکترونیک وسیله‌های همراه زیادی در بازار است از جمله آمازون کیندل. با وجود انواع و قیمت‌های مختلف این ابزار در بازار، استفاده از آن هنوز در جامعه فراگیر نشده‌است. بسیاری معتقدند خواندن کتاب کاغذی لذت بخش‌تر است. تکنولوژی جوهر الکترونیکی (به انگلیسی: E-Ink) کمک زیادی به امکان مطالعه بلند مدت با کتاب‌خوان‌های دیجیتال کرد.
 

مزایا و ویژگی‌های کتاب های الکترونیکی:


۱) Portability سهولت انتقال در عین یکپارچگی مطالب

اطلاعات پردازش شده ( Information ) می تواند به سرعت برق جابه جا شود. باتوسعه میکروچیپ ها، فناوری فایبراپتیک ( Fiber Optic) و اینترنت، ارتباطات دیجیتال می تواند به سهولت هرچه تمامتر و به صورت بلادرنگ ( Real Time ) منتقل شود. کتاب های الکترونی می تواند به صورت download و یا به شکل ضمیمه به ایمیل ( attachment )،‌ عرضه شوند و نیز قابل ذخیره در دیسکت و یا CD-ROM می باشند.

۲) Versatility انسجام مطالب و تنوع کاربرد

در حال حاضر مردم دسترسی بیشتری به اطلاعات دارند و می توانند بر اساس آن تصمیمات بهتری بگیرند. در مقایسه باقالب های رایج متنی ، کتاب های الکترونیکی در عین دسته بندی مطالب به صورت فهرست یا موضوعی، به صورت وحدت یافته تبادل آن ها با یکدیگر را همراه با سهولت جستجو فراهم میکند.

۳) Interactivity تبادل بینابین مطالب با یکدیگر

ترغیب شدن بیشتر برای ادامه خواندن ، سهولت نگهداری و یاد سپاری مطالب و توانایی بیشتر در کنترل مطالب از جمله موارد بسیار مهم برای خواننده می باشد.
یک کتاب الکترونیکی با امکاناتی مثل وجود فرامتن ( Hyperlink ) امکان تبادل بینابین مطالب و نیز مرور همزمان آنها با یکدیگر را فراهم میکند. این راحتی جستجو به ویژه برای افرادی که با مطالب تحقیقاتی سر و کار دارند بسیار حایز اهمیت می باشد.

۴) edia Capability پشتیبانی از امکانات مالتی مدیا

کتاب های الکترونیکی حتی می توانند این امکان را داشته باشند که به مطالب کتاب گوش دهید! نرم افزارهایی چون Microsoft Reader از امکانات بسیار خوبی از جمله خواندن متون برخوردار می باشند. این مطلب صرفاً جالب است اما برای افرادی مثل نابینایان و یا کسانی که مشکل خواندن مطالب را دارند نوید بخش عصری تازه در آموزش و اطلاع رسانی می باشد. همچنین این کتاب ها امکان خوبی برای برای بزرگ کردن مطالب دارند.

۵) Useability سهولت کار و اجرا

اکثریت قریب به اتفاق مردم برای نوشتن و یا خواندن مطالب از طریق رایانه از نرم افزارهایی چون Word استفاده می کنند. به عنوان یکی از مشکلات نرم افزار Word این است که مطلبی که در یک نسخه آن مثل Word و یا در یک ویندوز فارسی ساز نوشته می شود به سادگی در نسخه دیگر این نرم افزار قابل اجرا نیست.

به طوری که اگر شما آن را به رایانه دیگر که دارای نسخه دیگری است ببرید مخصوصاً اگر آن مطلب به زبانی غیر انگلیسی نوشته شده باشد، ممکن است به همان دقت اجرا نشود و نیز ممکن است بسیاری ازافراد برای خواندن مطلبی که درقالب PDF دراختیار دارند، نرم افزارهای ویژه اجرای PDF را نداشته باشند و حتی نام آن ها را نیز نشنیده باشند.

مشکل بسیار مهمتری که در این بین وجود دارد قیمت بسیار بالای این گونه نرم افزارهااست. فقط قیمت بسته Office محصول شرکت مایکروسافت بیش از ۳۵۰ دلارمیباشدکه برای یک نرم افزارقیمتی بالا است. اما کتاب های الکترونیکی که درفرمت EXE هستند این مشکل را نیز حل کرده اند.

یعنی شما کتاب الکترونیکی خود را صرف نظر از نوع سیستم عامل و یا وجود نرم افزاری برای خواندن آن نه تنها ساده تر از ورق زدن یک روزنامه خواهیدخواند، بلکه از امکانات بسیارجالب دیگر آن نیز آن نیز بهره مند خواهید شد و حتی می توانید از درون کتاب برای نویسنده آن ایمیل بفرستید!

از جمله مشکلات دیگر این است که خواندن مطالب طولانی از طریق این گونه نرم افزارها به دلیل عدم تعبیه یا اجرای ساده Hyperlink ها و نیز نبود تبادل بین مطالب به صورت بلادرنگ برای خواننده بسیار خسته کننده خواهد بود. اما در یک کتاب الکترونیکی مطالب بسیارطولانی مثلاً نسخه کامل کتاب مقدس را می توان به صورت کلیک روی فهرست ها و دسته بندی ها به ساده ترین شکل مرورکرد.

چگونگی ساخت کتاب های الکترونیکی

برای ساخت و عرضه یک کتاب الکترونیکی به موارد ذیل احتیاج است:
▪ مطالب مکتوب
▪ نرم افزاری برای تبدیل این مطالب به قالب الکترونیکی
▪ سایتی که وظیفه بازاریابی محصول شما را به عهده بگیرد. البته در این بین باید به بعضی فنون بازاریابی آشنایی داشت.
▪ راهکاری برای دریافت وجوه نقدی به صورت online
▪ روشی برای ارسال متاب الکترونیکی به متقاضی
یک مثال از چگونگی ساخت کتاب های الکترونیکی
یکی از روش های رایج برای ساخت کتاب الکترونیکی، عرضه مطالب درقالب PDF است که توسط کاربران مکینتاش نیزقابل خواندن است و برای کار با این قالب و یا تبدیل فایل های Word به PDF باید مجموعه نرم افزاری Adobe Acrobat از جمله Reader ، Writer وDistiller و یاسایر نرم افزارهای کار با فایل های PDF را دراختِار داشته باشید.

اما معمولا مخاطبان کتابهای الکترونیکی قالب EXE یا خوداجرا را برای خواندن بیشتر ترجیح می دهند. برای این گونه فایلها نیز نرم افزار وجود دارد.

سازنده کتاب الکترونیک

به طور کلی نرم افزار های کتاب سازی (ebook compiler) به دودسته تقسیم می شوند:
۱) نرم افزار هایی که فایل های html و متنی را به فرمتی غیر ازEXE تبدیل می کنند.
۲) نرم افزار هایی که فایل های html را به EXE تبدیل می کنند.
شما برای ساختن این نوع فایل ها و خواننده برای اجرای آن به نرم افزار Acrobat Reader نیاز دارید که این نرم افزار به رایگان از سایت abode.com قابل دریافت می باشد فایل های PDF معمولا سازگاری بیشتری با چاپگر دارند اما از نظر مرور مطالب برای خواننده شناوری لازم را ندارند. اما ویژگی بسیار برجسته آنها سازگاری با انواع مختلف ویندوز و رایانه می باشد.
همچنین کامپایلر هایی وجود دارند که به یک پردازشگر نوشتار درونی مجهز می باشند که می توان متن را به صورت مستقیم در خود کامپایلر نوشت. از جمله این نرم افزار ها به neobook professional و win ebook می توان اشاره کرد.

کتاب الکترونیک در بازار

اسپانیا

Carrenho تخمین می‌زند در سال ۲۰۱۵ سهم ایبوک در بازار اسپانیا ۱۵ درصد است.

ایران

«کتابخانه ملی کودکان و نوجوانان ایران» یک کتابخانه مجازی است که با مدیریت مصطفی رحماندوست اداره می‌شود. برخی نویسندگان نام‌آشنا مانند هوشنگ مرادی کرمانی پذیرفته‌اند کتابشان را در این کتابخانه مجازی در اختیار مخاطبان قرار دهند.

مرادی کرمانی معتقد است انتشار الکترونیکی کتاب تأثیر بسیاری بر فروش کتاب در بازار ندارد و می‌گوید: «به یقین می‌توانم بگویم با وجود دو کتابی که از من در فضای مجازی منتشر شد، فروش کتاب‌هایم در بازار افت نکرد.»

فیدیبو به عنوان اولین سامانه تولید و پخش کتاب الکترونیک در اسفند ۱۳۹۲ در این حوزه آغاز به فعالیت نمود. همچنین فروشگاه کتاب الکترونیک طاقچه نیز نسخهٔ الکترونیک کتاب‌ها، مجلات و روزنامه‌های فارسی را بر روی تلفن‌های هوشمند در دسترس قرار داده‌است

منبع:

https://vista.ir/m/a/y3j3j/Ebook-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9

بهترین کتاب

توسط 13 سپتامبر 2020

آیا تا به حال فکر کرده اید بین این همه کتابی که در کتابفروشی ها وجود دارد، بهترین کتاب برای مطالعه و کتابخوانی کدام کتاب هست؟

مثلا بهترین کتاب برای زندگی بهتر یا بهترین کتاب های فلسفی یا شاید  بهترین کتاب برای آقایان، یا شاید بخواهید بدانید بهترین کتابهای ژاپنی کدامند ؟ اصلا بهترین کتاب ها برای نوجوانان چه کتاب هایی هستند؟ یا بعنوان مثال بهترین کتاب انگیزشی کدام است؟

انتخاب موضوع کتاب قدم اول برای انتخاب بهترین کتاب

پس متوجه شدیم که اول باید حوزه ای که میخواهیم درباره اش مطالعه کنیم را مشخص کنیم؛ با فرض اینکه موضوع کتاب را مشخص کرده ایم، اکنون فکر می کنید بهترین کتاب برای مطالعه کدام است؟ هدف از طرح این پرسش و نوشتن این مقاله بیان ویژگی های یک کتاب خوب است.

پس این مقاله جذاب را تا انتها بخوانید تا با معیارهای عمومی لازم برای انتخاب بهترین کتاب در هر حوزه اشنا شوید.بطور حتم شما نیز با کتاب هایی مواجه شده اید که چندین بار تجدید چاپ شده و حسابی معروف شده اند و حتی به چندین زبان دیگر نیز ترجمه شده اند.

این کتاب ها چه ویژگی هایی دارند که توانسته اند نظر مخاطبان خود را جلب کرده و در سبد خرید دوستداران کتاب جای بگیرند. آشنایی با ویژگی های بهترین کتاب ، هم برای نویسندگان کتاب  می تواند مفید باشد و هم برای خوانندگان کتاب.

چند وقت پیش کتابی به دستم رسید که جلد زیبایی داشت،عنوان کتاب نیز تا حدود زیادی توجه مرا به خودش جلب کرد و بخاطر همین عنوان بود که تصمیم گرفتم نگاهی به درون کتاب بیندازم و از قضا از کتاب خوشم آمد و حتی بعضی از صفحات را  چندبار خواندم تا حسابی ملکه ذهنم شود؛ خلاصه اینکه این کتاب آنقدر برایم جذاب بود که دوست نداشتم تا پایان کتاب، آن را زمین بگذارم.

بله دوستان خوبم، لازمه انتخاب بهترین کتاب یا تألیف بهترین کتاب آشنایی با چند ویژگی عمومی است که با رعایت این ویژگی ها، انتخاب بهترین کتاب کار چندان سختی نیست.

مهمترین ویژگی های بهترین کتاب برای مطالعه

عنوان خوب و جذاب از مهمترین ویژگی های بهترین کتاب بودن است.

شاید بتوان گفت که با اهمیت ترین مشخصه یک کتاب خوب انتخاب عنوان جذاب و زیبا برای آن کتاب است. یک نام خوب می تواند خوانندگان بسیاری را به خودش جذب کند. هنگامی که بدون در نظر

داشتن کتاب خاصی، به کتاب فروشی میروید شاید اولین چیزی که شما را به

سمت خرید یک کتاب سوق دهد، عنوان آن باشد. در گام اول یک عنوان جذاب می

تواند مخاطب را با خود همراه سازد.

جذابیت نیز از ویژگی های مهم دیگر بهترین کتاب بودن است.

شاید مطالبی خوانده باشید که اشاره کرده اند به اینکه ظاهر کتاب اهمیت زیادی ندارد و شما فقط به دنبال محتوای خوب باشید؛ بنظر من این مطلب، هم درست است و هم نادرست

یک نویسنده خلاق و باتجربه، هم باید به ظاهر کتاب خودش اهمیت بدهد و هم به محتوای داخلی کتابجذابیت هم شامل جذابیت ظاهری اعم از طرح جلد و رنگ جلد است و هم شامل جذابیت محتوای داخلی کتاب است. یک کتاب خوب و جذاب و بعبارت دیگر بهترین کتاب دارای چنان جذابیتی است که خواننده آن کتاب دوست ندارد کتاب را کنار بگذارد و بسیار مشتاق است که بداند آخر داستان چه می شود . این ویژگی بارزترین مشخصه بهترین کتاب بودن است.

کتابی که طرح و رنگ جذاب و متناسب با محتوای داخلی دارد بطور حتم خوانندگان بیشتری را به خود جلب می کند و خواننده کتاب نیز زودتر به مقصود خودش میرسد؛ گاهی یک تصویر درست و مناسب گویای مطالب بسیار ارزشمند و مهمی است که شاید با هزاران واژه برابری می کند.


تجسم خلاق و تصویرسازی نیز یکی دیگر از ویژگی های مهم بهترین کتاب بودن است.
بهترین کتاب ، کتابی است که قابلیت تصویر سازی قوی توسط خواننده در بطن کتاب وجود داشته باشد. هنگامی که خواننده کتابی را مطالعه می کند باید از قهرمانان یا محیط آن کتاب تصویری نسبتا واضح در ذهن خود بسازد . اگر کتابی خوب باشد حتی اگر خواننده چند سال بعد هم دوباره آن کتاب را بخواند همان تصویر در ذهنش نقش می بندد.

ویژگی رضایتمندی از ویژگی های مهم بهترین کتاب بودن است.

بهترین کتاب ، کتابی است که خواننده در پایان مطالعه خود، از خواندن آن کتاب احساس لذت و رضایتمندی می کند و حتی مشتاق است که کتاب را دوباره و دوباره بخواند.

بهترین کتاب ویژگی آموزش دارد

بهترین کتاب ، نه تنها سرگرم کننده است،بلکه باید حالت آموزشی داشته باشد و درسی تازه به خوانندگانش بدهد و سطح دانش خواننده را ارتقا بدهد.

 بهترین کتاب پیرامون موضوع اصلی متمرکز است

بهترین کتاب (best book)، کتابی است که خسته کننده نیست و به مسائل حاشیه ای نمی پردازد، بلکه محور داستان تا پایان کتاب رعایت شده است.

 بهترین کتاب همواره از سوی خوانندگان کتاب، به بقیه معرفی می شود.

بهترین کتاب باید آنقدر ویژگی خوب و جذاب داشته باشد که خواننده ، خواندن آن کتاب را به همه پیشنهاد کند.
نوشتن یک کتاب خوب یا همان بهترین کتاب که درباره اش توضیح دادیم، با چنین ویژگی هایی شاید سخت باشد،اما غیرممکن و محال نیست و کتابی که چنین ویژگی هایی را دارد نه تنها خوانندگان خاص بلکه خوانندگان عام را هم مجذوب خودش می کند.

تصویر سازی

زمانی که خواننده کتابی را می خواند، باید بتواند از قهرمانان یا

محیط آن کتاب، تصویری در ذهن خود بسازد؛ یعنی نویسنده کتاب باید این قدرت را

داشته باشد تا بتواند آنچه را در فکر و ذهن خود پرورش می دهد، برای مخاطب

قابل درک و تصویرسازی بیافریند. اگر کتابی خوب باشد، حتی اگر خواننده چند سال

سال بعد هم دوباره آن کتاب را بخواند، همان تصویر در ذهن نقش می بندد.

سخن اخر

کافی‌ست به کسی بگوئید «کتاب بخوان» تا از او این سؤال را بشنوید: «چه بخوانیم؟». راستی چه کتابی خوب است و کتاب خوب چیست؟

این‌ها سؤال‌های اساسی‌ای هستند که هر کتاب‌نخوان و هر کتاب‌خوانی باید بپرسد. گروه دوم باید جوابش را بلد باشند و گروه دوم باید دنبال پاسخ بگردند.

در گروه اول، شاید این پرسش حربه‌ای برایِ طفره‌رفتن باشد. اما اگر با سؤالی واقعی روبه‌رو شویم چه باید بکنیم؟ به‌راستی «کتابِ خوب» چه نوع کتابی‌ست؟

کتاب خوب چیست؟ گاهی می‌توان پاسخی سطحی و مبهم به این پرسش داد: «کتابِ آموزنده، کتابِ خوب است.»

یا ممکن است پاسخی نخبه‌گرا به این پرسش بدهیم: «کتابی که نظریه‌ای جدید و محکم را تبیین کند.» اما پاسخِ من به این پرسش –به زعمِ خودم- کلی‌تر از این نمونه‌ها است.

بهترین کتاب، کتابی‌ست که آدمی‌زاده را بارور کند. به بیانِ دیگر، کتابی که ذهن، تخیل، اراده و تفکرِ آدمی‌زاده را به حرکت وادارد، کتاب خوب است.

گاه یک کتابِ کودکانه (مثلاً شازده کوچولو) چنین قدرتی دارد. و گاه کتابی بزرگسالانه و عمیق می‌تواند نطفهٔ حرکت، تحول‌خواهی و جهشِ فکری و جسمی را در ذهنِ مخاطبش بکارد. این یعنی کتابِ خوب.

کتاب‌خوانان با دو نوع کتاب مواجه‌اند:

کتابِ بارورکننده

کتابِ خنثی.

سیاری از رمان‌هایِ عامه‌پسند و حتی نخبه‌گرا خنثی هستند. در عوض رمان‌هایِ کلاسیک، بدونِ استثنا بارورکننده‌اند. کتاب‌هایِ حوزهٔ روان‌شناسی اگر اصولی و کارشناسانه نوشته شده باشند، بارورکننده‌اند ولی در مقابل بسیاری از آثارِ شبه‌روان‌شناسی خنثی هستند. کتاب‌هایِ خنثی هم ممکن است در برهه‌ای کوتاه و گذرا خواننده را تحتِ تأثیرِ هیجانی قرار دهند. اما تأثیرِ آثارِ بارورکننده طولانی‌مدت و در خدمتِ رشدِ روحی و فکریِ مخاطب است.

منبع: https://nashrecapitan.com/best-book-for-reading/

http://raheandishe.blogfa.com/post/47/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-

معرفی کتاب

توسط 12 سپتامبر 2020

آیا تا به حال برای تان پیش آمده که برای خرید کتابی مناسب درباره موضوع مورد نظرتان سردرگم باشید؟ یا بخواهید مطالعه کتابی را به دیگری توصیه کنید، اما ندانید چگونه این کار را انجام دهید؟ کلید حل این مشکل، یادداشت های «مرور یا معرفی کتاب» (Book Review) است. اما «معرفی یا ریویوی کتاب» چه ضرورت یا فایده ای دارد؟

بسیاری از ما معرفی کتاب را کار با اهمیتی نمی دانیم یا به علت آشنا نبودن با شیوه ها و استانداردهای آن، از این کار طفره می رویم (!). در حالی که معرفی یک کتاب می تواند شناخت قابل قبولی از آن کتاب برای مخاطبان فراهم آورد و آنها را به مطالعه ترغیب کند یا در انتخاب کتاب مورد نیاز در یک زمینه خاص، راهنمایی سودمند باشد و آنان را از سردرگمی برهاند.

به احتمال زیاد همه شما تجربه خلاصه کردن یک کتاب را داشته اید یا در نشست های نقد و بررسی کتاب شرکت کرده اید، اما «معرفی» با «خلاصه کردن» و «نقد کردن» کتاب یکسان نیست، هر چند ترکیبی متناسب از خلاصه کردن و نقد کتاب را دربر می گیرد.

در معرفی کتاب، ضمن خلاصه کردن محتوای کتاب، قصد مولف از نگارش کتاب مورد بررسی قرار می گیرد و ارزیابی شما درباره اینکه مولف تا چه اندازه در رسیدن به مقصود خود موفق بوده است، بیان می شود.

معرفی علمی کتاب شامل توصیف، تحلیل و ارزیابی آن است. نگارش یک متن «معرفی کتاب» یا ارزیابی هر محتوای دیگری همچون یک قطعه فیلم یا موسیقی، به اشتراک­ گذاری افکار و نقطه نظرات شما درباره آن کتاب است.

شما با این کار، نظر یا عقیده ای را درباره یک کتاب بیان می کنید که لازم است با ارائه شواهدی از آن حمایت کنید. در عین حال، قالب های استانداردی برای معرفی کتاب هست که می توانید از آنها بهره بگیرید.

دو نوع اولیه معرفی کتاب شامل گزارش هایی است که به عنوان تکالیف آکادمیک -البته نه متاسفانه در مدارس و دانشگاه های ما(!)- ارائه می شوند و مواردی که در نشریات ادواری، روزنامه ها یا وب سایت ها انتشار می یابند.

اساساً ساختار هر یک از اینها مشابه دیگری است، هرچند کار آکادمیک عموماً رسمی تر و تحلیلی تر است، در حالی که معرفی ژورنالیستی یک کتاب، غیررسمی تر و بیشتر در راستای کمک به خواننده برای تصمیم گیری درباره خرید آن است.

تعداد کلمات به ویژه در نوع دوم (معرفی ژورنالیستی) متغیر است؛ از 50 تا 100 کلمه که موضوع اصلی یا عنوان کتاب را در یک جمله توصیف می کند و به طور مختصر درباره کیفیت کتاب توضیح می دهد تا یک مقاله مبسوط که شامل 1000 کلمه یا بیشتر است.

مرور یا معرفی علمی کتاب شامل چهار بخش اصلی است:

1. معرفی اطلاعات کلی کتاب

بیشتر معرفی ها با ارائه اطلاعات کلی درباره کتاب که شامل عنوان، مولف، محل انتشار، ناشر، تاریخ نشر، ویرایش، صفحات، ویژگی های خاص (نقشه و غیره)، قیمت و ISBN است، آغاز می شوند.

2. معرفی مولف و مروری بر مهمترین آثار و دیدگاه های او

این بخش شامل اطلاعات درباره مولف (اعتبار و شهرت، صلاحیت ها، …) و هر چیز مرتبط با کتاب و وثاقت مولف است.

3. معرفی جایگاه و ارزش کتاب از نظر موضوعی و محتوایی میان کتاب های مشابه

4. معرفی ایده های مهم و اصلی کتاب

با داشتن چک‌لیست زیر دیگر لازم نیست هر بار برای معرفی کتابی تازه‌ چرخ را از نو اختراع کنیم؛ این فهرست می‌تواند نقشه راه ما در معرفی کتاب باشد.

ضمناً ترتیب گزینه‌های لیست به عهده شماست تا با سلیقه خودتان انتخاب کنید که کدام‌یک از موارد در ابتدا یا انتهای فهرست باشد، به نظر می‌رسد که باید به نکات ترغیب‌کننده‌تر در ابتدای فهرست قرار بگیرند.

یک چک‌لیست کاربردی برای معرفی کتاب

نام کتاب:

در این بخش اگر سعی کنیم در کنار نام فارسی، نام انگلیسی کتاب را هم ذکر کنیم کمک بیشتری به مخاطب کرده‌ایم. ضمناً قرار دادن لینک آمازون کتاب هم مفید است.

اگر کتاب عنوان دوم هم دارد باید ذکر کنیم.

تاریخ چاپ نسخه اصلی و نسخه ترجمه‌شده:

برخی از ناشرها از ذکر تاریخ چاپ نسخه اصلی کتاب-که معمولاً در شناسنامه کتاب ذکر می‌شود- خودداری می‌کنند، در این صورت بهتر است تاریخ انتشار کتاب را جستجو و درج کنیم.

تعداد صفحات:

در این بخش علاوه بر ذکر تعداد صفحات و حتی قطع کتاب می‌توانیم نظرمان را راجع به حجم کتاب اعلام کنیم.

نویسنده:

علاوه بر ذکر نام نویسنده می‌توانیم لینک ویکی پدیای انگلیسی یا وب‌سایت نویسنده را هم قرار بدهیم. ضمناً ارائه بیوگرافی کوتاهی از نویسنده می‌تواند جذابیت زیادی برای خوانندگان داشته باشد.

مترجم:

در این بخش می‌توان به نام مترجم اکتفا کرد یا می‌توانیم برخی از کتاب‌هایی را که قبلاً توسط مترجم ترجمه شده نام ببریم.

کیفیت ترجمه:

این بخش یکی از مهم‌ترین قسمت‌های معرفی هر کتاب است که باید حین مطالعه به‌دقت روی آن دقت کنیم و بدون هیچ سهل‌انگاری و بی‌دقتی و با صداقت کامل نظرمان را بنویسیم.

در کل بهتر است برای کتابی که ترجمه بدی دارد معرفی ننویسیم.

سایت و پروفایل نویسنده در شبکه‌های اجتماعی:

لینک‌های تکمیلی درباره نویسنده علاوه بر اینکه می‌تواند برای خوانندگان مفید باشد، باعث می‌شود با مراجعه به صفحات نویسنده در شبکه‌های اجتماعی اطلاعات بیشتری را درباره نویسنده کسب کنیم و شاید زمینه دوستی و ارتباط با نویسنده فراهم بشود.

نظر مترجم:

این بخش می‌تواند اعتبار و غنای حرفه‌ای بیشتری به معرفی ما بدهد. می‌توانیم با مترجم تماس بگیریم یا ایمیل بفرستیم و از او درباره روند انتخاب کتاب و چالش‌های ترجمه کتاب سؤال کنیم و بخش‌های مهم گفتگو را در معرفی خودمان ذکر کنیم.

نسخه پی دی اف:

برخی از ناشرها علاوه بر فروش نسخه کاغذی پی دی اف کتاب را روی اپلیکیشن هایی مانند طاقچه یا فیدیبو به فروش می‌رسانند. قرار دادن لینک پی دی اف کتاب نیز برای علاقه‌مندان به مطالعه دیجیتال مفید است.

طرح جلد، فونت و صفحه‌آرایی:

شاید فکر کنیم گرافیک یک حوزه تخصصی است و نقشی در کیفیت محتوایی کتاب ندارد؛ ولی در فضای حرفه‌ای نشر جهان هزینه‌های سنگینی برای طراحی بصری کتاب‌ها صورت می‌گیرد. اظهار نظر ما درباره کیفیت چاپ و خوانایی فونت و جلد کتاب نیز می‌تواند نکات جالبی برای مخاطب داشته باشد و معرفی ما را از دیگران متمایز کند. سلیقه و سواد بصری مناسب با مطالعه در این زمینه و خوب دیدن و دقت کردن حاصل می‌شود.

این کتاب در چه زمینه‌ای مرا یاری می‌کند:

بهتر است برای جواب دادن به این سؤال وقت کافی بگذارید، این یکی از بخش‌های کلیدی چک‌لیست است و برای مخاطب مهم و تعیین‌کننده است.

کلمات و عبارات کلیدی یا نقشه ذهنی:

حین مطالعه می‌توانیم دفترچه یادداشتی کنار دستمان داشته باشیم و فهرستی از کلمات و عبارت کلیدی کتاب را یادداشت کنیم و با مخاطبان به اشتراک بگذاریم. همین‌طور کشیدن نقشه ذهنی برای کتاب می‌تواند نکات ارزشمندی را انتقال بدهد.

چند جمله طلایی و کوتاه از کتاب:

جملاتی که انتخاب می‌کنیم باید کوتاه باشند و به‌صورت مستقل معنا داشته باشد. حین مطالعه می‌توانیم زیر جملاتی که به نظرمان جالب می‌رسند خط بکشیم، حداقل پنج جمله برای معرفی هر کتاب کافی است.

یک پاراگراف از کتاب:

در این بخش نباید چند صفحه از کتاب را نقل کنیم، بلکه باید به‌دقت یکی از پاراگراف‌های کتاب را نقل کنیم که بتواند معرف کل محتوای کتاب باشد، همچنین در این بخش می‌شود از متنی که در پشت جلد کتاب آمده بهره گرفت. مقدمه کتاب نیز برای انتخاب محتوای این بخش مفید است.

ستاره:

از ۱ تا ۵ می‌توانیم با توجه به معیاری که برای بخش معرفی کتاب وبلاگ یا سایت خودمان تعریف می‌کنیم به هر کتاب ستاره بدهیم. این بخش هم می‌تواند برای مخاطبان ما جالب باشد.

داستان من و کتاب:

در این بخش می‌توانیم داستان آشنایی خودمان با کتاب و تأثیری که روی نگرش و رفتار ما داشته است بنویسیم. این بخش می‌تواند صمیمی‌ترین و خواندنی‌ترین بخش چک‌لیست باشد.

ناشر:

در این بخش می‌توانیم لینک سایت انتشارات را نیز قرار بدهیم. همچنین می‌شود به سوابق ناشر پرداخت.

قیمت:

مهم است؛ فراموش نکنید!

منبع:

https://ketabads.ir/blog/how-to-introduce-a-book

http://misazamat.blog.ir/1394/09/05