بلاگ

تفکر ناب چیست؟

توسط 27 فوریه 2021

عرصه کنونی کسب و کار، تصویری جدید از سازمان ارائه می کندکه با این نگرش جدید، سازمان مجموعه‌ای از فرایندهایی است که هدف آنها ایجاد ارزش برای مشتری با تفکر ناب است و مستلزم ایجاد ارزش برای مشتری،آفرینش ارزش در خود سازمان است.

برنامه سازمانی که می خواهد رویکرد فوق را دنبال کند در وهله اول ورود به حوزه سیگماهاست و در مرحله بعد طی مراحل بهبود تا رسیدن به سطح شش‌سیگما(Six Sigma) یعنی ۳٫۴ خطا در یک میلیون فرصت می‌باشد. مفهوم بنیادی تفکر ناب، در ریشه‌کن کردن اتلاف و آفرینش ارزش در سازمان نهفته است.

تفکر ناب نگرشی است برای افزایش بهره‌وری و ارزش‌آفرینی مستمر و حداقل کردن هزینه‌ها و اتلافات؛ به این ترتیب می توان دروازه ورود به سرزمین سیگماها را رفع عیوب، اتلافات و خطاهای مشهود از طریق روشهای سریع، نظیر مفاهیم و تکنیکهای تفکر ناب (Lean Thinking) دانست.

چرا که برای افزایش نرخ سیگما نیاز است افزایش نمایی در کاهش عیوب و اتلافات بوجود آید. در واقع اگر ناب بودن را خالص بودن معنا کنیم، کاری که در ناب سازی انجام می‎شود، خالص کردن فرآیند‎ها از اتلاف خواهد بود. یک ناب اندیش تمام تلاش خود را می‎کند که اتلاف‎ها را شناسایی و برای حذف آن‎ها به شکل اصولی اقدام کند.

شیوه ساخت یا تولید “ناب (Lean)” چیست؟

شیوه ساخت یا تولید “ناب (Lean)”، یک متد سیستماتیک بهبود مداوم بر پایه بررسی فرآیندهای کسب و کار و حذف زوائد از فرآیند است. تمرکز این شیوه، بر کاهش هزینه های اضافی، کاهش زوائد و بهینه سازی روال های ناکارآمد است.

نقطه شروع اساسی تفكر ناب ، ارزش است . این تنها مصرف كننده نهایی است كه می‌تواند ارزش را تعریف كند و ارزش ، تنها هنگامی دارای معنا و مفهوم است كه در چهارچوب یك محصول معین بیان شود.

محصولی كه نیازهای مصرف‌كننده خود را با قیمتی معین و در زمانی معین برآورده سازد . توجه داشته باشیم كه این تولیدكننده است كه ارزش را می‌آفریند .

شناسایی جریان ارزش (Value Stream)

جریان ارزش مجموعه‌ایی است از كلیه اعمال ضروری برای یك محصول معین ، این موضوع شامل همه فرایندهای تولید محصولات و خدمات یعنی از انگاره تا ورود محصول و خدمات به بازار را دربر می‌گیرد.

شناسایی كل جریان ارزش برای هر محصول معین و گاهی برای خانواده هر محصول گام بعدی تفكر ناب است . به این طریق وجود حجم بسیار زیاد اتلاف (Muda) در سازمان برملا می گردد .
نقشه جریان ارزش همه اعمال لازم برای طراحی ، سفارش و ساخت یك محصول معین را شناسایی می كند ،

تجزیه‌وتحلیل جریان ارزش ، نشان می‌دهد كه در طول جریان ارزش سه نوع فعالیت صورت می‌گیرد :

۱) فعالیتهایی كه معلوم می‌شود آشكارا ارزش‌آفرینند .

۲) فعالیتهایی كه معلوم می‌شود ارزش‌آفرین نیستند ولی بدلیل دانش فنی موجود و داراییهای تولیدی ، اجتناب ناپذیرند . (مودای نوع اول)

۳) فعالیتهای اضافی بسیاری كه معلوم می‌شود هیچ ارزشی نمی‌آفرینند و بی‌درنگ قابل حذف هستند . (مودای نوع دوم)

توجه داشته باشیم پس از تفكیك فعالیتهای سازمان به سه دسته فوق ، موداهای نوع دوم بی‌درنگ می‌توانند حذف شوند و راه برای رفتن به سوی رفع فعالیتهای باقیمانده‌ای (مودای نوع اول) كه ارزش‌آفرین نیستند هموار خواهد شد.

ایجاد حركت بدون وقفه در این ارزش (Flow)

هنگامی كه ارزش به طور دقیق تعیین می‌شود و بنگاه اقتصادی ناب جریان ارزش یك محصول معین را نقشه‌برداری كرده و گامهای پر اتلاف حذف می‌شوند ، آنگاه نوبت گام بعدی تفكر ناب فرا می‌رسد كه همانا به حركت درآوردن گامهای ارزش‌آفرین است.

حركت (Flow) عبارتست از انجام وظایف بطور پیش رونده در طول جریان ارزش به گونه‌ای كه یك محصول بدون توقف ، بدون ضایعات و بدون پس‌روی ، از طراحی به بازار ، از سفارش به تحویل و از مواد خام به دست خریدار برسد.

برای دستیابی به این منظور ، وقتی ارزش تعریف شد و كل جریان ارزش مشخص شد ، نخستین گام ، توجه بر یك هدف واقعی است ؛ یعنی تمركز بر یك طرح معین ، یك سفارش معین ، خود محصول و پیش چشم داشتن آن از آغاز تا پایان.

گام دوم نادیده گرفتن مرزهای سنتی مشاغل ، مسیرهای شغلی ، كاركردها و شركتهاست تا بنگاه اقتصادی تفکر ناب شكل گیرد ، پدیده ای كه می‌تواند همه موانع موجود بر سر راه حركت پیوسته محصول معین را از میان بردارد .

سومین گام ، بازاندیشی وظایف معین و ابزارآلات است ، به این منظور كه هرگونه پس‌روی و وقفه از بین برود و طراحی ، سفارش و تولید یك محصول معین بتواند پیوسته پیش برود .

بطور خلاصه شیوه به حركت درآوردن ارزش عبارتند از:

۱) عطف توجه به یك هدف واقعی ، یعنی تمركز بر یك طرح معین یا یك سفارش معین و یا خود محصول و تحت‌نظر گرفتن آن از آغاز تا پایان .

۲) نادیده گرفتن مرزهای سنتی مشاغل ، مسیرهای شغلی ، كاركردها و سازمان‌ها تا یك سازمان ناب پدید آید.

۳) بازاندیشی وظایف كاری به این منظور كه موداها (Muda) حذف شوند .
این سه مرحله باید همزمان انجام شوند ؛ این اصل تمامی ساختارها یا فعالیتهایی كه موجب مودا (Muda) در جریان تولید می‏شوند و زمان انتظار ساخت را افزایش می‏دهند، شناسایی و حذف می‏کند .

ایجاد سیستم كششی (Pull)

امكان دادن به مشتری تا بتواند این ارزش را از تولیدكننده بیرون بكشد ؛ بیرون كشیدن (Pull) به معنای آن است كه هیچ شركتی در بالای جریان ، كالا یا خدماتی را تولید نكند مگر آنكه مشتری پایین جریان ، آنرا خواسته باشد .

بهترین راه برای درك منطق بیرون كشیدن آن است كه ابتدا به‌ سراغ یك مشتری واقعی برویم كه یك محصول واقعی می‌خواهد ، سپس به عقب بازگردیم و همه گامهایی كه باید برداشته شود تا محصول مورد نظر به دست مشتری برسد را در تفکر ناب مورد بررسی قرار دهیم .

این سیستم در تقابل با بیرون راندن (Push) قرار می‌گیرد . اصل بیرون كشیدن قوانین و قواعد مربوط به برنامه‌ریزی و كنترل موجودی مواد و محصولات (كامل و یا نیمه‌ساخته) ، همچنین نحوه تغذیه خطوط تولید و نحوه ارتباط كارخانه مادر با تامین كنندگان (Supplier) را دگرگون خواهد نمود .

بكارگیری تكنیك تولید به موقع (JIT) راهگشای كار سازمانها در امكان دادن به مشتریست تا بتواند این ارزش را از تولید كننده بیرون بكشد .

تعقیب كمال (Perfection)

هنگامیكه سازمان ها به تعیین درست ارزش ، شناسایی كل جریان ارزش ، ایجاد گامهای ارزش‌آفرین برای ایجاد حركت پیوسته محصولات معین دست می‌یازند و اجازه می‌دهند تا مشتری ارزش را از بنگاه اقتصادی بیرون كشد زمان پرداختن به اصل پنجم تفكر ناب ، یعنی تعقیب كمال است .

و كمال عبارتست از بین بردن كامل مودا (Muda) به گونه‌ایكه همه فعالیتهایی كه طی جریان ارزش انجام می‌گیرند ، ارزش‌آفرین باشند .

۵ اصل تفکر ناب

تفکر ناب را میتوان در پنج اصل خلاصه نمود؛ با درک دقیق این اصول و سپس با تلاش برای گره زدن آنها به یکدیگر، میتوان ضمن بکارگیری کامل شیوه‌ها و فنون ناب به راهکاری پایدار در ناب‌سازی سازمان و فرایندهای آن دست یافت. این پنج اصل عبارتند از:

۱-تعیین دقیق ارزش هر محصول معین (Value)
۲- شناسایی جریان ارزش محصول (Value Stream)
۳- ایجاد حرکت بدون وقفه در این ارزش (Flow)
۴- امکان دادن به مشتری تا بتواند این ارزش را از تولید کننده بیرون بکشد (Pull )
۵- تعقیب کمال (Perfection)

مزایای استفاده از شیوه ناب:

تشخیص حوزه های مشکل و گلوگاه ها
افزایش کارایی کسب و کار
اطمینان از صرف زمان کارکنان به فعالیت هایی که ارزش افزوده ایجاد می کنند
ذخیره هزینه (کاهش سربار روالها)
ساده سازی فرآیندها
اجرا مطابق قانون و مقررات و کدها – استاندارد سازی فرآیندها با استفاده از اصول ناب

نتیجه گیری:

دور از ذهن نیست که نتایج این روش بسیار موثر خواهد بود، جیمز ومک حتی در اولین کتاب تفکر ناب، ۵ مورد کاربردی و نتایج موفقیت آمیز مفاهیم ناب را در فصول مختلف بررسی می کند:

کارخانجات تولید کننده موتور اتوموبیل پورشه و یک شرکت بزرگ تولیدی رادیاتور و دیگ های بخار بزرگ ژاپنی، مواردی ازاین بررسی بودند که همه حائز نتایج موفقیت آمیز و منافع در سطوح متفاوتی بودند.

آنچه مسلم است، تشخیص زوائد و حذف مستمر آنها، برای سازمان ها انتخابی عاقلانه و عملی سودآفرین خواهد بود. اگرچه حذف کامل زوائد از سیستم می تواند بسیار زمان بر باشد، ولی با توجه به نوع فعالیت ناب، به سرعت می توانید نتایج آن را در سیستم ملاحظه کنید.

منبع:

http://athir.blogfa.com/post/6424

https://vista.ir/m/a/kggwq/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%9F

تفکر نقادانه در کودکان

توسط 27 فوریه 2021

شاید این سوال پیش بیاید که تفکر نقادانه در کودکان چگونه است؟ واقعیت آن است که بر اساس مطالعات علمی در دنیای پیچیده امروز کودکان برای دستیابی به موفقیت و شادکامی نیازمند مهارت هایی هستند که یکی از آنها تفکر انتقادی است.

تفکر انتقادی به زبان ساده یعنی این مهارت که بچه ها قادر باشند مسائل پیرامون خویش را به روشنی درک کنند، اطلاعات لازم را جمع آوری و ترکیب کنند و توانایی ارزیابی، تحلیل و داوری آن را داشته باشند تا بتوانند استدلال کنند و به ارزیابی مسائل و مشکلات بپردازند.

نقص در آموزش این مهارت از کودکی می تواند باعث صدمه، مسمومیت ذهنی، عدم پذیرش یا خرابکاری هایی شود که ممکن است فرد را با خطرات مهلکی رو به رو سازد.

کودکی که مهارت تفکر نقادانه را نیاموزد، در جوانی و بزرگسالی نمی تواند راه حل های متعدد برای مسائل را ارزیابی و بهترین شیوه را انتخاب کند و با شکست های متعدد رو به رو خواهدشد.

تفکر نقادانه به چه کارِ کودکان ما می‌آید؟

امروزه بچه‌های ما از پنج و شش سالگی در معرض انواع شبکه‌های اجتماعی قابل دسترس از طریق گوشی های تلفن همراه هستند. بگذریم از این که در دوران شیوع کرونا عملاً این گوشی ها و تبلیت و کانال ها به وسیله آموزش آنها تبدیل شده و محدودیت های عادی و معمول نیز از میان برداشته شده است.

به هر حال کودکان با دسترسی به این شبکه های مجازی و تبلیغات و محتوای آن نیاز به ابزاری دارند که تا بتوانند درستی و نادرستی اطلاعات را ارزیابی کنند. همین یک دلیل کافی است تا جدی بودن ضرورت یادگیری تفکر نقادانه را به والدین گوشزد کند.

همچنین مطالعه مركز ملي اطلاعات زيست فناوري ایالات متحده در اين خصوص مي‌گويد: تفكر انتقادي نه تنها بر افزايش خلاقيت كودكان تاثير مي گذارند، بلكه مي تواند به توسعه ويژگي هايي نظير كنجكاوی، انعطاف پذيری و پويايی ذهن بینجامد.

مهمترین کاربردهای تفکر نقادانه در زندگی کودکان به شرح زیر است:

امکان تشخیص و ارزیابی اطلاعات اساسی برای یک تصمیم گیری
توانایی تشخیص واقعیت ها و محدود نشدن به حدس و گمان
امکان پیش بینی پیامدهای اعمال و رفتارهای خود قبل از انجام آن
مجموعه این توانایی‌ها موجب می‌شود تا کودکان در نوجوانی و جوانی از آسیب‌های روانی، اجتماعی مانند بزهکاری، بی بند و باری، اعتیاد، فرار از منزل، فرار از مدرسه، خشونت، بی توجهی به قوانین و مقررات و … به نسبت بیشتری مصون بمانند.

برای ایجاد تفکر نقادانه در کودکان چه کار کنیم؟

واقعیت آن است که تفکر انتقادی بیش از هر چه باید در مدارس پرورش و شکوفا شود. اما با توجه با ناکار آمدی مدارس در ایران، ما پدر مادرها باید بتوانیم زمینه تفکر انتقادی را در بچه هایمان مهیا کنیم.

انجمن فلسفی آمریکا برای پرورش تفکر نقادانه در کودکان توصیه‌هایی دارد که بسیار کاربردی و نتیجه‌بخش است؛ اگر که آنها را با آگاهی و شناخت و به گونه‌ای مؤثر به کار گیریم:

زودتر دست به کار شوید:

هر چند ممکن است کودکان خردسال برای فرا گیری دروس زندگی در قالب منطق رسمی آمادگی کافی نداشته باشند، اما شما می توانید روند ساده نتیجه‌گیری را به آنها آموزش دهید. تنها لازم است با فرزندتان گفت و گوهای رفت و برگشتی انجام دهید.

برای مثال اگر مایل به شرکت در برنامه‌ای خاص یا پوشیدن لباس منتخب شما نیست، از او بخواهید دلایل خود را برایتان توضیح دهد.

با این تمرین کودک به مرور زمان می‌آموزد که علاوه بر ریشه‌یابی نتیجه‌گیری‌های خود، علل ذکر شده توسط دیگران را هم ارزیابی کند.

پس به او فرصت تصمیم‌گیری بدهید و درهنگام تصمیم گیری، اجازه دهید به اندازه کافی فکر کند، دلایلش را بگوید و کاری را که درست می‌داند عملی کند. به جای او تصمیم نگیرید فقط راهنمایی‌های لازم را به او بدهید و خطرات و هشدارهای لازم را بگویید.

تعصب و اجبار به خرج ندهید:

آموزش تفکر نقادانه نیازمند ارائه یک سری دستور العمل های مشخص به کودکان و ملزم ساختن آنها با پیروی از این متدها است. اما باید مراقب باشید که در این حیطه هیچ گونه رفتار تعصب آمیز و یا توام با اجبار از خود نشان ندهید. اگر کاری را از کودک خود می‌خواهید، همیشه دلیل آن را نیز شرح دهید.

کودکان را به پرسش تشویق کنید:

پرسش اساس تفکر نقادانه است. پرسشگری توانمندی ذهنی کودکان را افزایش می‌دهد و یادگیری را برای آن‌ها مفرح و مهیج می کند. از طریق پرسش کردن، کودکان نقش فعال بیشتری در تفکر نقادانه و استدلال پیدا می‌کنند. پس:

کودکان را به پرسش کردن و پرسش‌های بیشترتشوبق کنید؛ از کودکان پرسش‌هایی بپرسید که می‌دانید جوابشان را می‌دانند. اجازه دهید آن‌ها احساس کنند که خودشان جواب را یافته‌اند؛ فضای یادگیری را برای ایده های که آن‌ها می دهند باز بگذارید.

اجازه دهید تا آن ها از تجربه ایده های جدید راحت باشند و از خطا کردن، نترسند؛ جواب اشتباه را به عنوان یک فرصت یادگیری تلقی کنید.

هرگز کودک خود را به خاطر جواب اشتباه سرزنش نکنید؛ همواره به پرسش‌ها کودکانتان با اشتیاق پاسخ دهید؛ به یاد داشته باشید پرسش‌هایی که با “چه”، “کدام”، “کجا” پرسیده می‌شوند، حافظه را تحریک می‌کنند و پرسش‌هایی که با “چرا”، “چطور” و “چگونه” همراهند، تفکر نقادانه را تحریک می کنند. پس در سوال از کودکان از چرا، چطور و چگونه بیشتر استفاده کنید.

از فرزندتان بخواهید که توضیحات و راه حل‌های جایگزین را نیز در نظر بگیرد: بسیاری از مشکلات پیچیده تر از تصور ما هستند و به همین علت ممکن است نیازمند بیش از یک راه حل باشند. اگر کودکان بتوانند راه حل‌های مختلفی را برای یک موضوع واحد در ذهن خود طراحی کنند، تفکر منعطف‌تری برای حل مسائل خواهند داشت.

در مورد تعصب و تبعیض صحبت کنید:

حتی کودکان 6 ساله نیز به خوبی می‌توانند درک کنند که احساسات و انگیزه‌های انسانی بر قضاوت‌های ما تاثیر می‌گذارند. به آنها بگویید و نشان دهید که تعصب و تبعیض عوامل مخربی هستند که می‌توانند از به دست آمدن نتیجه مطلوب و مورد انتظار جلوگیری کنند. تعصب و تبعیض را با مثال های ساده به آنها بیاموزید.

از کودکان بخواهید تا افکارشان را بلند بیان کنند:

بیان کردن افکار و ایده هایی که بچه ها در ذهن دارند باعث می شود تا آنها روش فکر کردن و نحوه یادگیری آن‌ها را بهتر بفهمید و در ضمن اعتماد به نفس بیشتری در بیان افکار و عقاید خود پیدا کنند.

به عقاید کودکان احترام بگذارید:

اجازه دهید بچه ها عقاید و نظر خود را داشته باشند. این شاید یکی از زیربنایی‌ترین و در عین حال مشکل‌ترین بخش آزاداندیشی و مهیا شدن بستری برای تفکر نقادانه است.

در واقع زمانی که کودکان شما در منزل تجربه داشتن عقاید و نظراتی متفاوت با والدین و پذیرش آن از سوی والدین را تجربه می‌کنند به گونه‌ای زیربنایی پذیرش عقاید مخالف و نظرات متفاوت دیگران را در خود نهادینه کرده‌اند.

پس آن‌ها عقاید خودشان را داشته باشند حتی اگر با عقاید شما متفاوت یا مخالف باشد و به نظراتشان احترام بگذارید و اگر قرار است با آن مخالفت کنید حتما با استدلال همراه باشد.

چه مواردی مانع از رشد تفکر نقادانه در فرزندان می شود؟

برای آن که در فرزندانی با روحیه تفکر انتقادی و حتی خلاقانه داشته باشیم در گام نخست نیاز است آسیب هایی که در این مسیر ما و فرزندانمان را دچار همان ابتدای تولد بینش، طرز تفکر و روش های حل مسئله خود را تنظیم کرده اند.

فراگیری تفکر نقادانه شامل گسترش فرایندهای فکری از طریق فکر کردن به ورای آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد است.

نوع آموزش این تفکر

یکی از مشکلات دشوار در آموزش تفکر انتقادی، چگونگی کمک به کودکان در فاصله گرفتن از عقاید و ارزش های خود است، تا از این طریق قادر باشند انواع دیگر فکرکردن را یادبگیرند.

رشد تدریجی مهارت ها

والدین باید همراه کودکان به تمرین تفکر انتقادی بپردازند و با کارهای ساده ای چون شناختن محیط اطراف و یادگیری پرسش مناسب شروع کنند.

سپس می توانند به مهارت های پیچیده تری چون شناخت فرضیات و ایجاد و نقد مباحث بپردازند. فراگیری تفکر انتقادی همانند رشد دیگر توانایی های فرد است و باید برای تسلط بیشتر پیوسته در سطوح پیچیده آن را تمرین کرد.

عدم وجود اعتماد و حمایت والدین

در آموزش هرمسئله ای حمایت و تشویق به اندازه یاددادن آن مسئله اهمیت دارد. والدین باید اعتقادداشته باشند که می توانند فرزندانی خلاق تربیت کنند و در این مورد صبر داشته باشند.

صرفا یک پاسخ صحیح وجود دارد

زمان یاددادن مهارت تفکر انتقادی نباید فرض بر این باشد که تنها یک پاسخ صحیح وجود دارد، چرا که این فرض باعث ایجاد مانع ذهنی شده و پرورش مهارت تفکر نقادانه در کودک کاهش می دهد.

منبع:

http://www.maharathayemoallemi.blogfa.com/post/9

http://savadezendegi.com/fa/news/493/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85

تفکر واگرا چیست؟

توسط 27 فوریه 2021

احتمالا برای شما هم پیش آمده با مشکل خاصی مواجه شوید که راه‌حل‌های موجود به کارتان نیاید و نیازمند روش‌های جدید و خلاقانه باشید؛ اما با خود فکر کرده‌اید چطور می‌توانید از زاویه‌ای دیگر به مشکلات نگاه کرده و راه‌حل‌های جدید پیدا کنید؟پاسخ شما یک کلمه است: تفکر واگرا.

شاید داشتن تفکر واگرا و نگرشی متفاوت کمی سخت به ‌نظر برسد، اما در صورتی که بدانید منظور از تفکر واگرا دقیقا چیست و چگونه می‌توانید این مهارت را در خود تقویت کنید، شما هم قادر خواهید بود برای حل مشکلاتی که سر راهتان قرار گرفته‌، از ایده‌های نو و خلاقانه استفاده کنید.

چیزی که برای رسیدن به تفکر واگرا به آن نیاز دارید، تفکر درباره موضوعات مختلف و فراتر از هر چهارچوب و محدودیتی است که در ذهن دارید. این نگرش آزادانه به شما کمک می‎کند ایده‌هایی را کشف کنید که تمرکز بر محدودیت‌ها مانع از خلق آن‌ها می‌شود.

تفکر واگرا عبارتست از : بررسی راه حل های گوناگون که مستلزم دیدن تمامی راه حل های ممکن و یا ابداع راه حل های جدید است . زیرا در این روش افکار فرد در جهات متعدد و متنوع سیر می کند.

هیلگارد، یکی دیگر از محققان شناخته شده در این زمینه، معتقد است که در فرایند خلاقیت، فرد در مواجهه با مسئله تمامی راه حل های ممکن را بررسی می کند و سپس بهترین راه حل را انتخاب می نماید.

به عبارت دیگر، او هم از تفکر واگرا و هم از تفکر هم گرا استفاده می کند. در نتیجه می توان گفت که خلاقیت شامل هر دو نوع تفکر می شود. با این همه خلاقیت با تفکر واگرا هم بستگی بیشتری دارد.

تفکر واگرا

یکی از ابزار مهم برای رشد خلاقیت داشتن تفکر واگرا است. گلیفورد معتقد است که شیوه های تفکر واگرا و تفکر هم گرا زمینه خلاقیت و سنجش توانایی های آفریننده هستند.

در ساخت ذهنی، هم تفکر واگرا و هم تفکر هم گرا نقش اساسی دارند اما تفاوت آنها در اینست که در تفکر هم گرا نتیجه تفکر از پیش معلوم است یعنی در این نوع تفکر همیشه فقط یک جواب (درست یا غلط) وجود دارد. درصورتی که در تفکر واگرا یک جواب قطعی وجود ندارد بلکه تعداد زیادی جواب وجود دارد که، از نظر منطقی ، ممکن است هریک از آنها به گونه ای درست باشد.

منظور از تفکر واگرا در خلاقیت چیست؟

یکی از عواملی که باعث تمایز و تفاوت انسان‌ها از هم شده و باعث می‌شود بعضی افراد به عنوان فردی خلاق بشناسید، داشتن تفکر واگرا است. اما منظور از تفکر واگرا یا Divergent thinking چیست؟

اواسط قرن بیستم، روانشناسی به نام جی‌پی‌گیلفورد تفکر جدیدی با نام تفکر واگرا معرفی کرد. این تفکر از عناصر اصلی و مهم در ارتقاء و توسعه خلاقیت به حساب می‌آید. او در تعریف خود از تفکر واگرا می‌گوید:

«تفکر واگرا به فرآیند فکری گفته می‌شود که در آن افراد از زوایایی متفاوت و غالبا خارج از چهارچوب‌های عادی و سنتی به مسائل نگاه کرده و راه‌حل‌ها و ایده‌های جدیدی پیدا می‌کنند.»

به طور کلی در این نوع نگرش باید دنبال پیدا کردن همه پاسخ‌های ممکن بدون توجه به کارآمد بودن یا نبودن آن‌ها باشید. به این ترتیب، در این نوع نگرش شما فارغ از آن که بعضی ایده‌ها ممکن است در ظاهر عجیب و غیرعملی به نظر برسند، صرفا دنبال خلق هرچه بیشتر ایده‌های خلاقانه هستید.

هدف از این سبک تفکر، در نظر گرفتن ایده‌های مختلف درباره یک موضوع خاص و در مدت کوتاه است.

اما تفکر واگرا گاهی اوقات باعث افزایش ریسک موفقیت کارها نیز می‌شود. به همین دلیل، در مقابل تفکر واگرا نوع دیگری از نگرش به نام تفکر همگرا وجود دارد. در تفکر همگرا، افراد بر اساس عقل و منطق تصمیم گرفته و به همین دلیل خطر اشتباه را کاهش می‌دهند.

نمونه بارز تفکر همگرا زمانی است که در امتحانات چند گزینه‌ای شما تنها مجاز به انتخاب یک گزینه هستید. هرچند ممکن است معتقد باشید چند گزینه درست وجود دارد، اما باید فقط جوابی را که از سایرین درست‌تر است، انتخاب کنید.

بنابراین اگرچه این دو فرایند تفکر، تفاوت زیادی باهم دارند، اما تفاوت‌های موجود به معنای خوب یا بد بودن یکی از آن‌ها نیست؛ بلکه این دو نگرش مکمل هم است و تفکر واگرا برای رسیدن به بهترین راه‌حل، متکی به تفکر همگراست.

به همین دلیل، زمانی که با استفاده از تفکر واگرا به انبوهی از ایده‌های نو می‌رسید، لازم است با تفکر همگرا به بررسی ایده‌ها بپردازید و بهترین آن‌ها را انتخاب کنید. همچنین اگر با استفاده از تفکر واگرا، ایده جدیدی پیدا می‌کنید، بی‌شک تفکر همگرا می‌تواند برای اثبات کارایی آن دلایل قانع‌کننده‌ای پیدا کند.

تقویت تفکر واگرا

برای دستیابی به این تفکر لازم است ویژگی‌های شخصیتی زیر را داشته یا آن‌ها را در خود تقویت کنید:

ریسک‌پذیری

از جسارت و تفکر فراتر از مرزها نترسید. بی‌شک پذیرش ایده‌های جدید و متفاوت نیاز به روحیه ریسک پذیری دارد.

اصالت

شما برای دستیابی به ایده‌های جدید، باید ظرفیت کشف ایده‌هایی را داشته باشید که دیگران قبلا به آن فکر نکرده‌اند و اصیل و ناب محسوب می‌شوند.

تخیل

برای داشتن تفکر واگرا باید با قوه تخیل خود به تجسم ایده‌هایی بپردازید که وجود خارجی ندارند.

انعطاف‌پذیری

برای رسیدن به خلاقیت و پذیرش ترکیب ایده‌های غیرمنتظره درباره یک موضوع خاص، ذهنی باز داشته باشید.

پیچیدگی

برای رسیدن به تفکر واگرا باید با یک تفکر پیچیده، ایده‌های خلاقانه و چندوجهی خلق کنید.

کنجکاوی

برای توجیه‌پذیری ایده‌های جدید باید به دانش اشتیاق داشته و با پرسیدن سوالات گوناگون ذهنتان را برای خلق ایده‌هایی خلاقانه ورزیده کنید.

چرا مهارت تفکر واگرا اهمیت دارد؟

لازمه پیشرفت در دنیای امروز، به کارگیری خلاقیت در همه جوانب زندگی است؛ اما نباید فراموش کنیم اولین گام برای تقویت خلاقیت و داشتن ایده‌های خلاقانه، توانایی نگرش متمایز یا همان تفکر واگراست.

این تفکر به شما کمک می‌کند نسبت به موضوعاتی که در محیط اطرافتان در حال رخ دادن هستند، دید جدیدی پیدا کنید و از این طریق بتوانید در حل مسائل پیش‌رو به طرز موثر‌تر و خلاق‌تری عمل کنید.

در طول تاریخ هم انسان‌ها با همین نگرش خاص توانسته‌اند برای حل مسائل مختلف راه‌حل‌های جدید پیدا کنند، اختراعات متنوع داشته باشند و حتی قانون‌های جدید به تصویب برسانند.

یکی دیگر از مزایای تفکر واگرا این است که اگر در سِمت رهبری قرار دارید، با استفاده از این تفکر قادر هستید بیشتر از افراد دیگر، در شرایط پیش آمده و سایر موضوعات تاثیرگذار روند کاری‌ خود انعطاف‌پذیر باشید.

علاوه‌براین، اگر قصد دارید به کارآفرینی موفق تبدیل شوید؛ این نوع تفکر را نیاز احتیاج دارید. امروزه کارآفرینان بزرگی مثل ایلان ماسک به دلیل خلاقیت‌های بی‌حدومرزش می‌شناسند. این فرد با تفکر واگرا همیشه فراتر از چارچوب‌های زمان خود فکر می‌کند.

تفکر واگرا می‌تواند در تبدیل شما به یک مذاکره‌کننده موفق هم تاثیرگذار باشد. با تفکر واگرا می‌توانید مسائل را از ابعاد مختلف بررسی کرده و راه‌حل‌های بیشتری که به نفع هر دو طرف درگیر معامله است، پیدا کنید. به این ترتیب قادر خواهید بود مذاکره را به شکل موثرتری پیش برده و در آن موفق‌تر عمل کنید.

البته این نکته را هم در نظر داشته باشید که رسیدن به تفکر واگرا همیشه کار آسانی نیست. مجموعه‌ای از عوامل عاطفی و ساختاری وجود دارند که مانع تفکر واگرا می‌شوند. شما باید با غلبه بر این موانع، قوه تخیل خود را تقویت کرده و بتوانید با نگرشی متفاوت به موضوعات توجه کنید.

مهم‌ترین موانع تفکر واگرا عبارت هستند از:

زمان

در تفکر واگرا شما نمی‌توانید مدت زیادی روی یک ایده تمرکز کنید، بلکه باید در مدتی کوتاه، مجموعه‌ای از ایده‌ها و راه‌حل‌‌ها را پیدا کنید، چراکه با طولانی شدن زمان تمرکز روی ایده‌ها، شما درگیر تفکر منطقی شده و نمی‌توانید خارج از چهارچوب‌ها و به شکل کاملا آزاد و خلاقانه به موضوعات فکر کنید.

ساختار

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تفکر واگرا نداشتن چهارچوب و ساختار مشخص است، چراکه تمرکز بر ساختار از شکل‌گیری ایده‌های متعدد و جدید جلوگیری می کند.

ترس

شایع‌ترین مانع در تفکر واگرا ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن است. خیلی از افراد به دلیل ترس از اینکه توسط جامعه مورد تمسخر یا قضاوت قرار بگیرند، هیچوقت سراغ تفکر واگرا نمی‎‌روند.

باید به خاطر داشته باشید افرادی که توانسته‌اند بر این ترس غلبه کنند، بعضی اوقات موفق به ارائه راه‌حل‌ها و ایده‌هایی شده‌اند که زندگی میلیون‌ها انسان را به گونه‌ای مثبت تحت‌تاثیر قرار داده است.

منبع:

http://behrav.blogfa.com/post/18

https://karpelleh.com/mag/article/critical-thinking/

یادگیری ذهن خوانی

توسط 26 فوریه 2021

یک شیوه جالب برای دانستن افکار و نیات اطرافیان خواندن ذهن آنها است. یکی از روشهای موثر یادگیری ذهن خوانی، درک زبان بدن است.

ذهن خوانی در افراد را چگونه انجام دهیم؟برای این کار روش هایی وجود دارد که بسیار هم ساده است و به کمک ما می آید.

برای خواندن ذهن افراد از چه روش هایی می توانیم کمک بگیریم چه تکنیک هایی می تواند در این زمینه کاربرد داشته باشد روانکاوی تفکرات افراد مختلف از چه راههایی امکانپذیر خواهد بود مهارت های خاص در این زمینه چگونه اند.

بسیاری از افراد هنگام حرف زدن، به صورت ناخودآگاه قسمتی از بدنشان را تکان می دهند و این حرکات نشان دهنده تفکرات و احساسات درونی فرد نسبت به موضوع است.

حرکت چشم و یا دست طرف مقابل می تواند ما را از افکار و نیات طرف مقابل خود آگاه کند. فکر کردن به مسائل مختلف واکنش فیزیکی چشم را به دنبال دارند، که شما با تشخیص آنها می توانید تقریبا حدس بزنید که فرد به چه چیزی فکر می کند.

حتما بارها برای شما نیز پیش آمده است که افراد نتوانسته اند ذهنتان را بخوانند و به همین خاطر از شما خواسته اند حرفتان را تکرار کنید. افرادی که چنین درخواستی را دارند در این مورد آگاهی ندارند که می‌توانند ذهن شما را بخوانند. آنها اینکار را به یک روش ثابت و همانند گذشته انجام می‌دهند.

واقعیت این است که بیشتر افراد می‌توانند خواندن ذهن افراد را با آموزش‌های مخصوص، زمان، تمرکز و مجموعه‌ای از مهارت‌های خاص یاد بگیرند.

خواندن ذهن کاری نیست که تنها از عهده روانشناسان بر بیاید اگرچه این افراد تخصص لازم برای انجام اینکار را دارند اما سایر افراد نیز می‌توانند این موضوع را به خوبی یاد بگیرند.

ذهن خوانی

مشاهده

قبل از اینکه به شما نشان دهیم چگونه می‌توان ذهن افراد را خواند، باید بدانید که اطلاعات پس زمینه برای خواندن ذهن افراد بسیار مهم است. زمانی که دانش و علم روانشناسی موجود در این فرایند را درک کردید، متوجه خواهید شد که دستیابی به آن برای هر فردی که مصمم به یادگیری روش‌های جدید است بسیار ساده خواهد بود.

همچنین ترفندها و نکاتی برای خواندن ذهن افراد وجود دارد که می‌توان از آن‌ها نیز استفاده کرد. این ترفندها زمانی مفیدتر خواهد بود که حقیقت پشت خواندن ذهن را بدانید.

افراد می‌توانند به طور طبیعی ذهن افراد را بخوانند:

حتما از خودتان می‌پرسید چرا افراد می‌توانند خواندن ذهن افراد را یاد بگیرند؟ پاسخ به این سوال بسیار ساده است. معمولا هر فردی توانایی انجام اینکار را دارد. اگرچه اغلب فرضیات ما در این مورد اشتباه است اما این بدین معنا نیست که فرآیند خواندن ذهن با شکست مواجه می‌شود.

ما می‌توانیم افکار و احساسات افرادی که با آن‌ها تعامل داریم را به تصویر بکشیم. ما بیشتر اوقات واکنش‌های خود را بر روی چیزی که فکر می‌کنیم آن‌ها انجام خواهند داد متمرکز می‌کنیم به جای اینکه بر روی چیزهایی که به ما می‌گویند تمرکز داشته باشیم. ما اغلب به حالات صورت و زبان بدن این افراد نگاه می‌کنیم

و به درستی حدس می‌زنیم که افسرده هستند، بیمارند، خوشحال هستند یا ناراحت و خشمگین اند. حالا فکر کنید یک نفر بازیگر خوبی باشد و بتواند احساسات خود را پنهان کند. در این شرایط که سرنخ‌های بصری و احساسی در صورت فرد وجود ندارد چگونه می‌توان ذهن فرد را خواند؟

مهارت‌های مورد نیاز:

واقعیت این است که برای خواندن ذهن افراد نیاز به داشتن مهارت‌های زیادی نیست. تنها چیزی که نیاز دارید انگیزه ای برای یادگیری و تمایل و اشتیاق برای درک شرایط افراد است.

واضح است که قبل از دستیابی به این مهارت، باید کمی تمرین کنید. اما لازم نیست یک گوی بلورین، کارت‌های مخصوص یا لباس‌های عجیب و غریب داشته باشید. شما باید بتوانید ذهن خود را از تمامی حواس پرتی‌های موجود خالی کنید.

برای برخی از افراد توسعه این مهارت به زمان زیادی نیاز خواهد داشت. ممکن است بخواهید در کلاس‌های یوگا شرکت کنید تا قدرت تمرکز بر روی کارهای خود را به دست آورید. اینکار نه تنها به شما کمک می‌کند بر روی ذهن و انرژی خود تمرکز داشته باشید بلکه انعطاف پذیری خوبی در اختیار شما قرار می‌دهد.

نکاتی برای افراد مبتدی:

اگر دوست دارید ذهن دیگران را بخوانید، می‌توانید برای آغاز کار ترفندها و نکاتی را دنبال کنید. این ترفندها توسط کیران بهارا روانشناس مشهور توسعه داده شده بود. مشتریان بهارا شامل مشهورترین و ثروتمندترین چهره‌های شناخته شده در حوزه سرگرمی و نمایش‌های تجاری هستند.

شما باید این نکات را در خانواده یا در میان دوستان خود تمرین کنید. ممکن است بعد از آغاز تمرین متوجه نتایج سریعی شوید اما انجام آن به زمان زیادی نیاز خواهد داشت.

روح خود را باز کنید:

علاوه بر پاک کردن ذهن از تمامی افکار مزاحم و استرس‌ها، شما باید انرژی خود را به روی افراد و احتمالاتی که در اطرافتان وجود دارد باز کنید. در مورد هیچ چیزی فکر نکنید. باید در زمان حال حضور داشته باشید. ذهن و روح شما باید با انرژی دریافتی از افراد و اطراف غرق شود.

تمرینات یوگا یک روش آموزشی عالی برای انجام ذهن خوانی است. شما می‌توانید آن را در منزل و در یک اتاق آرام نیز تمرین کنید. زمانی که می‌خواهید بر روی افکار و انرژی خود تمرکز کنید مطمئن شوید که کسی در اتاق حضور ندارد.

دیدن و ندیدن:

ند لحظه از زمان خود را برای دیدن فردی که در نزدیکی شما نشسته است صرف کنید. یک تصویر لحظه‌ای و ذهنی از ساختار صورت ، موها، چشم‌ها، ژست ، زبان بدن و سایر جزییات آن‌ها بگیرید.

هر چیز دیگری که در اطراف این فرد وجود دارد را مشاهده کنید:

باید یک ستون ذهنی داشته باشید که نشانه های موجود در هر شخص را با سایر چیزهایی که متعلق به او نیست جدا می‌کند.

فرد را از صندلی که بر روی آن نشسته است یا دیواری که به آن لم داده است جدا کنید. تمامی این موارد باید به یک روش خاص تصویرسازی شود بنابراین می‌توانید انرژی که در اطراف شما تولید می‌شود را احساس کنید.

بر روی فرد تمرکز کنید:

خوب حالا تمرکز خود را به صورت فرد اختصاص دهید. به صورت مستقیم به چشم‌های فرد به مدت ۱۵ ثانیه نگاه کنید. سعی کنید به صورت طولانی مدت به چشم طرف مقابل زل نزنید.

در غیر اینصورت انرژی دریافتی از فرد مختل می‌شود و فرد مقابل احساس راحتی نخواهد داشت. بعد از گذشت ۱۵ ثانیه، به طرف دیگری نگاه کنید.یک تصویر ذهنی از چهره و چشم‌های فرد بسازید.

انرژی این فرد چگونه است؟ حالا ساکت بنشینید و اجازه دهید افکار و احساسات فرد مقابل تمامی ذهن و روح شما را پر کند. حالا به درستی می‌توانید فرایند خواندن ذهن را آغاز کنید.

مکالمه و گفتگویی را آغاز کنید:

در این مرحله می‌توانید افکار و احساسات یک فرد را کشف کنید. شما می‌توانید موضوع دلخواه خود برای مکالمه را انتخاب نمایید. از آن‌ها در مورد کار یا زندگی شان سوال کنید. افکاری که به ذهن شما خطور می‌کند ممکن است دقیقا همان افکاری باشد که به ذهن فرد دیگر می‌آید. می‌توانید بلافاصله چیزی که فکر می‌کنید

طرف مقابل در حال فکر کردن به آن است را بیان کنید. اگر حافظه خوبی داشته باشید، می‌توانید این افکار را ذخیره کنید تا بعدا تمامی احساسات خود در مورد افکار فرد مورد نظر را جمع آوری نمایید. نکته کلیدی این است که هر فکری که در این نقطه به ذهنتان خطور می‌کند را محترم بشمارید و از آن استقبال کنید.

حتی اگر این افکار تیره و مزاحم هستند باز هم اجازه ورود آن‌ها را بدهید. برای انجام اینکار، شما باید ذهن خود را برای هر نوع احتمالی باز نگه دارید.

ممکن است هیچ سرنخی در مورد اینکه فرد مورد نظر افسرده است از قبل نداشته باشید و این کمی آزاردهنده خواهد بود. بهتر است در مورد برخی از شرایط اطلاعاتی داشته باشید تا بتوانید به فرد مورد نظر کمک کنید.

نتیجه گیری:

خواندن ذهن کاری است که هر کسی می‌تواند آن را انجام دهد و مربوط به افراد خاصی نیست. ممکن است در آغاز کار موفقیت چشمگیری به دست نیاورید اما با تمرین و تکرار قادر خواهید بود پیشرفت کنید. هرگز از توانایی جدید خود برای سوء استفاده کردن از افراد استفاده نکنید.

اگر قادر هستید به خوبی احساسات آن‌ها را تشخیص دهید، پس می‌توانید از آن در یک روش مثبت استفاده کنید. سعی کنید از توانایی خود برای کمک به افراد استفاده کنید. افرادی که قادر به خواندن ذهن افراد هستند می‌توانند دوستان عالی باشند.

منبع:

https://www.parsnaz.com/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85.html

https://namnak.com/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86.p8635

یاد گرفتن فن بیان

توسط 26 فوریه 2021

مهارت های خوب صحبت کردن و یادگرفتن فن بیان موضوع بسیار مهمی است که هر انسان موفقی باید آن را کسب کند . فن بیان در همان توان سخن گفتن (در هر شرایط و زمان) است.

مدیران کسب‌وکار به ارتباطات اهمیت زیادی می دهند. اگر می خواهید ارتباطات مؤثری برقرار کنید، تسلط بر آنچه لازم است بگویید و چگونگی بیان آن، فاکتورهای مهمی هستند.

راز افرادی که در ارتباط برقرار کردن مهارت دارند، چیست؟ همه‌چیز به رساندن پیام مربوط است. در ادامه‌ی این مقاله یاد می گیریم چگونه فن بیان‌مان را تقویت کنیم و واضح‌تر صحبت کنیم.

مدیران کسب‌وکار به ارتباطات اهمیت زیادی می دهند. اگر می خواهید ارتباطات مؤثری برقرار کنید، تسلط بر آنچه لازم است بگویید و چگونگی بیان آن، فاکتورهای مهمی هستند. هرچند یکی از عناصر ارتباط کلامی معمولا اهمیت بیش تری دارد، شیوه ی صحبت کردن.

همه ی ما تا به‌حال با افرادی سَر  و  کار داشته ایم که صدای شان خیلی دل خراش، نازک یا مصنوعی بوده است. صحبت کردن بعضی افراد آنقدر ناخوشآیند است که پیام گوینده را کاملا خراب می کند. شما در چند قدم می توانید کیفیت، لحن، حالت بیان و صدای تان را بهتر کنید. فقط به دانستن چند فوت‌و‌فن ساده و تمرین آنها نیاز دارید.

از فرصت استفاده کنید تا صدای تان، توانایی متقاعد کردن افراد و تعهدتان به متنی که می خوانید را تقویت کنید. این یعنی کسب‌وکار و میزان رضایت مشتری های‌تان ارتقا می یابد و خدمات شما را بیشتر به دیگران توصیه می کنند.
اگر می خواهید با دوستان خود ارتباط خوبی برقرار کنید، روابط عمومی خوبی داشته باشید، منظور خود را به خوبی به مخاطبانتان منتقل کنید و همچنین کاری کنید که بقیه از همنشینی و صحبت با شما لذت ببرند باید «فن بیان» خوبی داشته باشید.

برای افزایش مهارت فن بیان چه کنیم؟

گوش دادن

برای داشتن فن بیان خوب باید به نوع صحبت کردن دیگران توجه کنیم و به حرف های آنها خوب گوش دهیم بنابراین به صحبت های دیگران توجه کنید، لحن شان، ریتم و.. ببنید و دریابید رمز عالی بودن فن بیان آنها چیست؟

اعتماد به نفس

برای داشتن فن بیان خوب و روان صحبت کردن با دیگران، اعتماد به نفس خو د را بالا ببرید. داشتن اعتماد به نفس بالا سبب می شود که هنگام سخنرانی به موضوع مسلط شوید.

در برابر هر ذهنیتی که به شما ناتوانی را القا می کند ایستادگی کرده و خو د را کاماً مسلط و توانا بشمارید و به خود تلقین کنید که توانا، قادر، مسلط بر خود، سخنرانی ماهر و زبر دست هستید.

مطالعه

مطالعه کتابهای گوناگون سبب می شود تا با واژه ها و کلمات و جمله بندی های مختلف بیشتر آشنا شوید و هنگام نیاز از آن استفاده کنید و سطح قدرت و توان خو د را بالا ببرید.

مدیریت استرس

مدیریت استرس و اضطراب از جمله کمک کننده ترین مهارت ها برای داشتن فن بیان خوب است زیرا مهارت مدیریت استرس و کنترل هیجانات درونی سبب می شود تمرکز فکری سخنران بر روی ارائه اطلاعات افزایش یابد.

مهارت کنترل حجم صدا

برای داشتن فن بیان خوب صدای شما باید رسا و واضح باشد یعنی صدا شما نباید لرزش داشته باشد و حجم صدا به صورت نا منظم و نا موزون باشد تا مخاطب به شنیدن مطالب شما علاقمند شود.

تلفظ صحیح کلمات و شمرده صحبت کردن

برای کنترل بیشتر بر روی سخنرانی باید کلمات را دقیق و صحیح تلفظ نمایید زیرا عجله در ارائه و بیان مطالب باعث از بین رفتن رشته تفکرات مخاطب می شود. شمرده صحبت کردن به نفوذ کلام شما کمک می کند و سبب می شود کلمات به صورت مناسب در جای مناسب در ذهن شنوندگان بنشیند.

مهارت کنترل احساسات

ارائه احساساتی مانند هیجان، شوق، شوخ طبعی و حتی ترس در برخی از لحظات سخنرانی لازم می باشند بنابراین احساسات می تواند هم کمک کننده و هم نابود کننده باشند بنابراین باید احساسات را در جای درست آن در سخنرانی به کار برد زیرا ارائه احساسات خارج از کنترل به فن بیان کمکی نمی کند وباعث ایجاد یک نکته منفی در سخنرانی شود.

صحبت با دیگران

صحبت کردن و حرف زدن می تواند به بهتر شدن فن بیان کمک کند و قدرت کلامی ما را افزایش دهد اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی ارتباطات کلامی به شدت کاهش پیدا نموده است و ارتباطات انسانی و رفت آمدهای خانوادگی و مهمانی ها و ضیافت های دوستانه کاهش یافته است.

اگر می خواهید از فن بیان قوی و قدرتمند برخوردار باشید، هیچ فرصتی را برای گفتگو و سخن گفتن با اعضای خانواده و دوستان صمیمی خود، از دست ندهید.

با دوستان و نزدیکان سر سخن را باز کنید و درباره یکی از موضوعات روز و عمومی صحبت کنید و یا درباره نقطه نظرات دیگران فعال برخورد کنید و اظهار نظر کنید تا با روش و روحیه مواجهه با دیگران آشنا شوید و بیان تان روان تر شود.

آواز خواندن

برای داشتن فن بیان قوی، باید از صدای ورزیده و پرورش یافته برخوردار باشید. بیان معمولی ترین کلمات و مفاهیم با صدای ورزیده و استاندارد روی دیگران تاثیر می گذارد اعتماد آن ها را جلب می کند.یکی از مهمترین تمرین هایی که می تواند در این زمینه موثر باشد و صدار را پرورش دهد ، آواز خواندن است.

این تمرین سبب می شود که به تدریج با صدای خود بیشتر آشنا شوید و قابلیت ها و نقاط ضعف صدای خود را کشف کنید.

هدف از این تمرین اجرای دقیق نت های موسیقی نیست بلکه هدف تمرین صداسازی و افزایش تسلط به زیر و بم صداست. صدای خود را ضبط کنید و به آن گوش دهیدتا بتوانید زیر و بم صدایتان را بشناسید.

افزایش دایره واژگان

یکی از نقاط ضعف بسیاری از افراد در فن بیان، فقر واژگان است زیرا آنچه که در ذهن دارند را نمی توانند با همان کیفیات ذهنی به کلمه تبدیل کنند و آن را ارائه کنند بنابراین هنگامی که موضوعی را بیان می کنند، به دلیل به کار نبردن کلمات مناسب و درخور، مخاطب دچار سوءتفاهم و یا اشتباه در فهم و درک مطلب می شود.

برای افزایش دایره واژگان، کار کردن با فرهنگ طیفی و خواندن کتاب ها و متون ادبی مانند نثر و شعر تاثیر شگرفی دارد.

کارکرد فرهنگ طیفی عکس لغت نامه است و چنانچه نمناک توضیح داده است زمانی که ما معنا و مفهوم را می دانیم ولی برای بیان آن، واژه و کلمه به اندازه کافی در اختیار نداریم.

می توانیم مشکل خود را با فرهنگ طیفی یا تزاروس برطرف کنیم مثلا زمانی که در مورد آزادی صحبت می کنیم و یا در مورد سیاست صحبت می کنیم ولی واژه های لازم و پرکاربرد آن حوزه را نمی دانیم می توانیم از فرهنگ طیفی کمک بگیریم.

به چیزی که می گویید اعتقاد داشته باشید

درباره موضوعی که صحبت می کنید بهتر است آنچه که می گویید را باور داشته باشید.وقتی با اشتیاق صحبت می کنید، مردم تفاوت را حس می کنند و همین سبب می شود صدای تان قابل باور تر و متقاعد کننده تر به نظر برسد.

خودپرستی را کنار بگذارید

اگر فروتن نباشید، نمی توانید از کسانی که فن بیان خوبی دارند درس یاد بگیرید اما اگر خودپرستی را کنار بگذارید برای تقویت فن بیانتان می توانید خودتان را با افرادی احاطه کنید که بهتر از شما هستند و از هم جواری با آنها درس های زیادی یاد بگیرید و مهارت تان را ارتقا دهید.

از صدای خود محافظت کنید

برای اینکه صحبت هایتان روان باشد و تاثیر زیادی روی دیگران بگذارد یکی از فنون بیان این است که باید صدای شما دچار مشکل نشود .برای حفاظت از صدای تان این نکات را رعایت کنید:

نفس عمیق بکشید و با استفاده از الگوهای تنفسیِ مناسب، گام اول را در این راه محکم بردارید.

زیاد آب بنوشید زیرا سیراب نگه داشتن بدن به کیفیت صدای تان کمک بسیاری می کند.

از فریاد زدن پرهیز کنید زیرا فریاد زدن می تواند به گره های صوتی و برآمدگیِ تارهای صوتی منجر شود و صحبت کردن را برای تان مشکل کند.

حداقل 7 ساعت در شب بخوابید زیرا خستگی برای صدای تان مضر است.

زمزمه نکنید زیرا این کار باعث کشیدگی تارهای صوتی تان می شود.

حواس تان به وضع نشستن یا ایستادن تان باشد

طرز نشستن یا ایستادن بر سخنرانی شما تاثیر گذار است .صاف ایستادن یا نشستن سبب می شود به خوبی نفس بکشید و صدای تان قدرت نفوذ بیشتری داشته باشد. هنگام سخن گفتن چانه تان را بالا ببرید و سرتان را کمی کج کنید تا صدای تان شفاف تر به گوش برسد.

منبع:

https://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/open5-ended-boost.html

https://namnak.com/%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%81%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86.p40798

یاد گرفتن هیپنوتیزم

توسط 26 فوریه 2021

یاد گرفتن هیپنوتیزم و هیپنوتیزم کردن یک نفر که خودش می‌خواهد هیپنوتیزم شود، بسیار آسان است، زیرا مهم‌ ترین اصل هیپنوتیزم کردن خود-هیپنوتیزمی است.

برخلاف باور عموم، هیپنوتیزم کردن به کنترل ذهن یا قدرت‌های جادویی ربطی ندارد. شما به عنوان راهنما تنها باید به فرد کمک کنید تا در حالت ریلکس قرار گرفته و به حالت خوابیده تبدیل شود.

روش آرام سازی پیشرونده عضلانی یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای افرادی است که خودشان مایل به هیپنوتیزم شدن هستند و به تجربه خاصی هم نیاز نیست. با پروشات همراه باشید.

هیپنوتیزم چیست؟

هیپنوتیزم یا خوابگری شاخه ای از علم روانشناسی است که فرد در آن با استفاده از تلقین، در حالت خاصی از هوشیاری قرار می گیرد و ذهن در آن روی موضوع خاصی متمرکز می شود، در امواج مغزی تغییر ایجاد می شود و آگاهی محیطی کاهش می یابد و درباره موضوعات قابل توافق تلقین پذیری فرد افزایش می یابد.

هیپنوتیزم، را تقریبا همه، وقتی که غرق مطالعه یک کتاب، گوش کردن به موسیقی دلخواه، تماشای یک فیلم یا هر فعالیت مورد علاقه دیگری هستند تجربه نموده اند زیرا در این هنگام ارتباط آنها با محیط اطراف کم می شود و ممکن استدر این موقعیت ها متوجه صدای اطراف نشوید.

افرادی که هنگام فکر کردن به موضوعی به شدت روی موضوع متمرکز می شوند توانایی هیپنوتیزم پذیری مناسبی دارند، و وقتی این فرد در حالت هیپنوتیزم قرار می گیرد، ذهنش برای پذیرش پیشنهادات و تلقینات درمان گر آمادگی دارد و هیپنوتیزم بر آنها اثر بخش تر است و تلقینات مثبت و درمانی به لایه های عمیق ذهن نفوذ می کنند.،

اقسام هیپنوتیزم

اقسام هیپنوتیزم به سه گونه عمده تقسیم می شوند:

تلقینی، پسرفتی و تحلیلی.

متخصصین علم هیپنوتیزم هر یک از این اقسام را بکار می برند. تلقین درمانی زمانی است که برای تغییر دادن طرز فکر، احساس و کردار به فرد تلقینات ساده ای القا شود تا مشکل او اینگونه حل گردد. در این گروه هیپنوتیزم کنندهای نمایشهای سرگرمی نیز قرار می گیرند ،هر چند این روش جنبه درمانی ندارد.

در پسرفت درمانی فرد باید خاطرات گذشته خود را بیاد بیاورد، تا به علت مشکلات کنونی، پی ببرد. در تحلیل درمانی متخصص ذهن ناخودآگاه فرد را تحلیل کند تا مشکلات او حل شود.

یادگیری هیپنوتیزم

بخش اول: آماده کردن یک فرد برای هیپنوتیزم

۱. فردی را پیدا کنید که می‌خواهید هیپنوتیزم شود. هیپنوتیزم کردن فردی که نمی‌خواهد هیپنوتیزم شود یا به این کار ایمان ندارد، بسیار مشکل خواهد بود، به خصوص اگر تازه کار باشید. فردی را بیابید که هم بخواهد هیپنوتیزم شود و هم ریلکس باشد تا بتوان بهترین نتیجه را کسب نمود.

افرادی با سابقه بیماری‌های روحی روانی را هیپنوتیزم نکنید زیرا این امر می‌تواند عواقب خطرناکی داشته باشد.

۲. یک اتاق آرام و راحت انتخاب کنید. شرکت کننده باید احساس امنیت و راحتی داشته باشد. اتاق باید تمیز بوده و نور کمی وارد اتاق شود. فرد را روی صندلی نشانده و وسایلی مانند تلویزیون یا افراد دیگر را از اتاق خارج کنید.

وسایلی مانند تلفن یا ضبط صوت یا وسایل دیگر را خاموش کنید.
اگر از بیرون سروصدا می‌آید پنجره را ببندید.
به افرادی که با آن‌ها زندگی می‌کنید اطلاع دهید که نباید مزاحمتان شوند.

۳. به فرد اطلاع دهید که از هیپنوتیزم چه انتظاری داشته باشد. اغلب افراد طبق آنچه در تلویزیون دیده‌اند درباره هیپنوتیزم تصور متفاوتی دارند.

در حقیقت هیپنوتیزم یک تکنیک ریلکس کردن است که باعث می‌شود به مشکلات خود تمرکز کرده و یا با ناخودآگاه خود آشنا شوند. در حقیقت ما در هنگام رؤیا دیدن و غرق شدن در موسیقی و فیلم هم به ناخودآگاه خود وارد می‌شویم. در هیپنوتیزم حقیقی:

خوابیده یا بیهوش نیستید.
تحت کنترل یا فرمان کسی نیستید.
کاری که نمی‌خواهید را انجام نمی‌دهید.

۴. از هدفشان برای هیپنوتیزم شدن سؤال کنید. هیپنوتیزم افکار نگران کننده را کاهش داده و حتی سیستم ایمنی را تقویت می‌کند.

این کار می‌تواند به عنوان ابزاری برای افزایش تمرکز در زمان آزمون یا وقایع مهم یا کاهش استرس در اوقات نگرانی، استفاده می‌شود. درصورتی که هدف خود از انجام هیپنوتیزم را بدانید، نتیجه بهتری از آن کسب خواهید نمود.

۵. از او بپرسید آیا تابه حال هیپنوتیزم شده و اگر شده تجربه‌اش چگونه بود. اگر تجربه داشته‌اند، درباره چگونگی انجام آن و واکنش آن‌ها سؤال کنید. در این صورت با واکنش فرد در حین انجام این کار آشنا شده و متوجه می‌شوید باید از چه کاری اجتناب کنید.

افرادی که در گذشته هیپنوتیزم شده‌اند زودتر هیپنوتیزم خواهند شد.

بخش دوم: وارد شدن به حالت خلسه

۱. با صدای آرام، آهسته و آرام بخش صحبت کنید. با صدای آرام، متمرکز و شمرده صحبت کنید. جملات خود را طولانی‌تر ادا کنید. صدایتان طوری باشد که گویی می‌خواهید یک فرد ترسیده یا نگران را آرام کنید. در کل زمان هیپنوتیزم صدایتان به همین صورت باشد. برخی از کلمات مناسب برای آغاز عبارت‌اند از:

“بگذار کلماتم روی تو اثر بگذارد و به همان صورتی که دوست داری تعبیرشان کن.”

“همه چیز امن و آرام است. با خیال راحت روی مبل بنشین و در افکار خودت غرق شو.”

چشم‌هایت سنگین شده‌اند و دوست داری چشم‌هایت را ببندی. اجازه بده بدن ات ریلکس شده و ماهیچه‌هایت استراحت کنند. به صدای بدن خود و صدای من گوش بده تا آرام شوی.”

“تو کاملاً تحت کنترل خودت قرار داری. تنها خواسته‌هایی را می‌پذیری که به نفع ات هستند و از پذیرفتن آن خوشحال خواهی شد.”

۲. از آن‌ها بخواهید عمیق و منظم نفس بکشند. سعی کنید که فرد آرام و عمیق نفس بکشد. سعی کنید به همراه آن‌ها تمرین نمایید تا این کار را یاد بگیرند.

“نفس عمیق بکش و قفسه سینه و شش‌هایت را از هوا پر کن”، سپس به آرامی هوا را از قفسه سینه خارج کنید، “به آرامی هوا را از قفسه سینه خارج کند و شش‌هایت را خالی کن.”

تنفس همراه با تمرکز اکسیژن را به مغز رسانده و باعث می‌شود فرد به چیز دیگری جز هیپنوتیزم، استرس یا محیط، فکر کند.

۳. از آن‌ها بخواهید بر یک چیز خاص تمرکز کنند. اگر در مقابل او قرار دارید از فرد بخواهید به پیشانی شما خیره شده و یا بر یکی از اشیای درون اتاق تمرکز کند.

از آن‌ها بخواهید یک شی را انتخاب کرده و تنها به همان فکر کنند. در اینجاست که برخی از ساعت‌های زنجیر دار استفاده می‌کنند تا فرد به آن خیره شود. اگر فرد با چشمان بسته تمرکز بیشتری دارد، اجازه دهید چشمان خود را ببندد.

برای هیپنوتیزم کردن هرازگاهی به چشمان آن‌ها توجه کنید. اگر احساس کردید تمرکز ندارند بگویید “از تو می‌خواهم به پوستر روی دیوار خیره شوی،” یا “به فضای بین ابروهایم خیره شو.” به آن‌ها بگویید، “اجازه بده پلک و چشم‌هایت سنگین شوند.”
اگر می‌خواهید به شما خیره شوند بنابراین باید بی حرکت بمانید.

۴. از آن‌ها بخواهید بدنشان را قسمت به قسمت ریلکس کنند. پس از اینکه فرد آرام و بی حرکت ماند، نفس عمیق کشید و شما هم صدای خود را آرام کردید، از او بخواهید پا و انگشتان پای خود را ریلکس کند.

برای هیپنوتیزم کردن از آن‌ها بخواهید ماهیچه‌های خود را در حالت ریلکس قرار دهند. سپس ماهیچه‌های پا، ران و در نهایت صورت را ریلکس کنند. سپس می‌توانید به ماهیچه‌های کمر، شانه، دست و انگشتان دست اشاره کنید.

آهسته صحبت کرده و با صدای آرام و شمرده سخن بگویید. اگر احساس کردید فرد مضطرب و نگران است تمام مراحل را ابتدا آغاز کنید.
“پا و مچ پا را ریلکس کن. به طوری که ماهیچه‌های پا آرام و رها شده و هیچ وزنی را احساس نکنید.”

۵. فرد را تشویق کنید تا بیشتر ریلکس شود. با پیشنهاد دادن توجهشان را جلب کنید. به آن‌ها نشان دهید که آرام و ریلکس شده‌اند. اگرچه می‌توانید جملات مختلفی ادا کنید اما هدف این است که فرد بیشتر در خودش غرق شده و آرام‌تر و متمرکزتر شود.

“احساس می‌کنی پلک‌هایت سنگین شده. بگذار بیفتند و چشمانت بسته شود.”

“در یک حالت آرام و خلسه مانند غرق می‌شوی.”

“اکنون حس می‌کنی ریلکس شده‌ای. یک حالت خلسه سنگین و آرامش بخش به سراغت می‌آید. هرچقدر من صحبت می‌کنم این حالت سنگینی و خلسه در تو بیشتر می‌شود و در نهایت به یک مرحله آرامش مطلق وارد می‌شوی.”

۶. با استفاده از تنفس و زبان بدن فرد او را به خلسه روحی سوق دهید و او را هیپنوتیزم کنید. این جملات و مراحل را چندین بار تکرار کنید تا فرد به مرحله ریلکس شدن مطلق وارد شود.

به نشانه‌های تنش در چشم (تکان خوردن)، انگشت دست و پا (لرزندان انگشت‌ها) و تنفس (آرام و نامنظم) توجه کرده و تکنیک‌های ریلکس کردن را آنقدر ادامه دهید تا فرد آرام و ریلکس شود.

“هر کلمه‌ای که به زبان می‌آورم تو را سریع‌تر و عمیق‌تر به یک مرحله خلسه و آرام فرو می‌برد.”

“آرام باش و در خودت غرق شو. آرام باش و در خودت غرق شو. آرام باش و کاملاً در خود غرق شو.”

“هرچقدر بیشتر در خودت فرو بروی، بیشتر به خلسه وارد می‌شوی. هرچقدر می‌خواهی در خودت غرق شو و از این تجربه لذت ببر.”

منبع:

https://namnak.com/%D9%87%DB%8C%D9%BE%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D9%85.p21280

https://paroshat.com/25174/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%DB%8C%D9%BE%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D9%85-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%9F