بلاگ

تفکر نقادانه

توسط 4 سپتامبر 2020

تفکر انتقادی ضرورت قرن بیست و یکم- نحوه کمک به کودکان در یادگیری آن.

برایان اوشیرو فرهیخته می­گوید، اگر می­خواهیم که کودکان در دنیای پیچیده ما شکوفا شوند، باید به آنها یاد دهیم که چگونه فکر کنند. و ما می­توانیم این کار را با 4 سوال ساده انجام دهیم.

این پُست بخشی از سری فناوری، سرگرمی، طراحی با­عنوان “چطور انسان بهتری باشیم” است، هر کدام از این پُست­ها شامل شواهد مفیدی از کسانی است که در جامعه فناوری، سرگرمی، طراحی هستند؛ تمام پست­ها را اینجا مرور کنید.

همه ما می­خواهیم که جوانان در زندگی شکوفا شوند، اما هیچ اجماع روشنی درمورد بهترین چیزی که آنها را در مسیر موفقیت در آینده قرار می­دهد وجود ندارد. آیا باید به هر کودک کدنویسی آموزش داده­شود؟ آیا باید مسلط به زبانهای ماندارین، اسپانیایی، هندی و انگلیسی باشند؟

برایان اوشیرو مربی و مربی معلم می­گوید، این چیز­ها فوق­العاده هستند، اما کافی نیستند. وی می­گوید، اگر می­خواهیم کودکانمان ذهنی منعطف داشته باشند تا بتوانند اطلاعات جدید را جذب کنند و به مشکلات پیچیده پاسخ دهند، باید مهارت تفکر نقادانه آنها را پرورش دهیم.

او در صحبتهای جلسات فناوری، سرگرمی، طراحی می­گوید، “همه ما باید با این سوالات دست و پنجه نرم کنیم که ما پیچیده­تر از آن چیزی هستیم که در آزمون چند گزینه­ای به آن برخورد می­کنیم”. “ما باید به دانش­آموزان فرصت بدهیم تا با سوالاتی درگیر شوند که پاسخ درستی برای آنها وجود ندارد. این نوع واقعی از شرایطی است که ممکن است در خارج از کلاس درس با آن مواجه شوند.”

چطور می­توانیم کودکان را تشویق کنیم تااز همان سالهای اولیه تفکر انتقادی داشته­باشند؟ از طریق فعالیتهایی که کودکان در حال حاضر در آن تخصص دارند- یعنی سوال پرسیدن.

1.فراتر از “چه؟” بروید- و بپرسید “چطور؟” و “چرا؟”

فرض کنید کودک شما در مدرسه درحال یادگیری درمورد تغییرات آب­و­هواست. ممکن است معلم از آنها این سوال را بپرسد “دلیل اصلی تغییر آب­و­هوا چیست؟ ااوشیرو می­گوید دو مشکل درمورد این سوال وجود دارد- می­تواند با یک جستجوی سریع در وب­سایت پاسخ داده شود، جواب اینچنینی حس بدِ عدم امنیت به افراد می­دهد؛ به آنها این حس را می­دهد که انگار موضوع را می­دانستند، اما دانش آنها در این زمینه سطحی بوده­است.

 در خانه، کودک خود را ترغیب کنید تا سوالات اینچنینی بپرسند “دقیقاٌ چه چیزی باعث تغییر آب و هوا می­شود؟ و “چرا ما باید نگران آن باشیم؟” برای پاسخ به این سوالات، باید فراتر از حقایق ساده بروند و واقعاٌ درمورد موضوع فکر کنند.

دیگر سوالات عالی این موارد هستند: “چطور تغییرات آب و هوا بر جایی که زندگی می­کنیم اثر می­گذارد؟” یا “چرا شهر ما باید درموردتغییرات آب و هوا نگران باشد؟” . اوشیرو می­گوید، سوالات متمرکز به کودکان “فرصت می­دهد تا هر دانشی که دارند را به یک چیز شخصی در زندگی خود مرتبط کنند.”

2. آنرا با سوال “چطور چنین چیزی را می­دانی؟ همراهی کنید.

اوشیرو می­گوید، “آنها باید شواهدی را ارائه کنند و بتوانند از پاسخ خود در برابر برخی حملات منطقی دفاع کنند.” پاسخ به این سوال باعث می­شود تا کودکان نسبت به اظهارات قبلی خود تامل کنند و به این فکر کنند که اطلاعات خود را از کجا بدست آوردند.

3. آنها را ترغیب کنید تا به چگونگی تفاوت دیدگاهشان نسبت به دیگران فکر کنند.

یک سوال اینچنینی از آنها بپرسید، “چطور تغییرات آب و هوا بر زندگی کسانی که در فلان کشور یا فلان شهر هستند تاثیر می­گذارد؟” یا “چرا باید افرادی که در فلان شهر یا فلان کشور زندگی می­کنند در این رابطه نگران باشند؟”. اوشیرو می­گوید، در اینصورت کودکان مجبور می­شوند درمورد اولویتها و نگرانیهای دیگران فکر کنند، و سعی کنند دیدگاه آنها را درک کنند- مولفه­های اصلی حل مسئله خلاق.

4. در نهایت، درمورد نحوه حل مشکل از آنها سوال کنید.

 اما مطمئن شوید که روی سوال تمرکز کردند. به­عنوان مثال، بجای پرسیدن اینکه “چطور می­توانیم تغییرات آب و هوا را حل کنیم؟”- که جمع کردن ذهن در این مورد برای هر کسی زیادی سنگین است- بپرسید “چطور می­توانیم دلیل تغییر آب و هوا را بررسی و آنرا حل کنیم؟” پاسخ به این سوال باعث می­شود تا کودک دانش خود را ادغام کند. از آنها بخواهید تا رویکرد­های متنوعی را ارائه کنند: چه راه حل علمی می­تواند علت را بررسی کند؟ راه حل مالی آن چیست؟ راه حل سیاسی آن چیست؟

می­توانید این پروژه را هر زمان و با هر موضوعی شروع کنید؛ نیاز نیست درمورد آنچه که کودک شما مطالعه می­کند متخصص باشید. مسئله این است که به آنها یاد بدهیم برای خودشان فکر کنند. نقش ما هدایت سوالات آنها، گوش دادن و پاسخ دادن است. اوشیرو می­گوید، در همین حال، کودک شما “باید به این فکر کند که چطور می­تواند این موضوع را کنارهم قرار بدهد وآنرا قابل درک کند”. “این روش فوق­العاده­ای برای یادگیری است”.

البته، تفکر انتقادی تنها برای جوانان نیست. او می­گوید، “اگر یادگیرنده مادام­العمر هستید، از خودتان این سوالات را بپرسید تا تصورات خود را درمورد آنچه که فکر می­کنید می­دانید را بیازمایید.” او اضافه می­کند که، “همه ما می­توانیم تفکر نقادانه را با پرسیدن روزانه چند سوال بهبود ببخشیم و از آن حمایت کنیم.

راهکارهایی برای تقویت ذهن

توسط 2 سپتامبر 2020

راهکارهایی برای تقویت ذهن در تمامی سنین

افت حافظه در هر سنی ممکن است رخ دهد و پیر شدن به تنهایی عموماً دلیل کاهش قدرت شناختی نیست.

تحلیل رفتنِ قابل توجه حافظه در افراد مسن عموماً ناشی از پیری نیست، بلکه به اختلالات اندام‌های مختلف بدن، آسیب مغزی یا بیماری‌های عصبی در این افراد مربوط می‌شود.

مطالعات نشان داده است که می‌توان با برخی عادت‌های اصولی سلامتی از افت شناختی جلوگیری کرد و خطر زوال عقل را کاهش داد. از این عادات می‌توان به فعالیت فیزیکی، خواب کافی، اجتناب از دخانیات و الکل، داشتن روابط اجتماعی خوب و پیروی از یک رژیم مدیترانه‌ای اشاره کرد.

افت حافظه و سایر تغییرات شناختی می‌توانند مشکلات زیادی را در زندگی ایجاد کنند، اما به لطف چندین دهه تحقیق راهکارهایی برای فعال کردن ذهن به دست آمده است. استراتژی‌های مختلفی وجود دارد که می‌توان از آن‌ها برای حفظ آمادگی شناختی استفاده کرد. در اینجا چند مورد از این استراتژی‌ها آورده شده است:

۱. یادگیری را ادامه دهید:

سطح بالاتری از آموزش با عملکرد ذهنی بهتر در سالمندی مرتبط است. کارشناسان بر این باورند که آموزش عالی ممکن است با عادت دادن فرد به فعالیت ذهنی به تقویت حافظه کمک کند. اعتقاد بر این است که به چالش کشیدن مغز با ورزش ذهنی فرایندهایی را فعال می‌کند که به حفظ سلول‌های فردی مغز و تحریک ارتباط بین آن‌ها کمک می‌کند. 

بسیاری از افراد مشاغلی دارند که آن‌ها را از نظر ذهنی فعال نگه می‌دارد. دنبال کردن یک سرگرمی، یادگیری مهارتی جدید، انجام فعالیت‌های داوطلبانه یا آموزش مهارتی به افراد دیگر از روش‌های موثر برای تیزبینی ذهن هستند.

۲. از تمام حواس خود استفاده کنید:

هرچه از حس‌های بیشتری در یادگیری استفاده کنید مغز شما بیشتر به منظور حفظ حافظه فعالیت می‌کند. در یک مطالعه به بزرگسالان یک سری از تصاویر از نظر عاطفی خنثی نشان داده شد که هریک به همراه یک بو ارائه می‌شدند.

از آن‌ها خواسته نشد آنچه می‌دیدند به خاطر بیاورند. سپس به آن‌ها مجموعه‌ای از تصاویر این بار بدون بو نشان داده شد و از آن‌ها خواسته شد آنچه را پیش‌تر دیده‌اند بیان کنند. این افراد در یادآوری تصاویری که همراه با بو ارائه شده بودند به ویژه مواردی که با رایحه‌های دل‌انگیزی همراه بودند بهتر عمل کردند. 

تصویربرداری از مغز این افراد نشان داد بخشی از ناحیه بویایی مغز به نام قشر پریفرم هنگامی فعال می‌شود که تصاویر را همراه با بوها می‌دیدند. بنابراین هنگامی که قصد یادگیری مهارتی جدید را دارید، سعی کنید تمام حواس خود را به چالش بکشید.

۳. به خودتان ایمان داشته باشید: 

کلیشه‌ها و باورهای رایج درباره پیری می‌تواند به ناتوانی و افت حافظه کمک کند. میانسالان و سالمندانی که قصد یادگیری مطلبی جدید را دارند، زمانی که در معرض کلیشه‌های منفی در مورد پیری و حافظه قرار می‌گیرند، حافظه ضعیف‌تری از خود نشان می‌دهند اما زمانی که پیام‌ها در مورد حفظ حافظه در پیری مثبت هستند بهتر عمل می‌کنند.

افرادی که به توانایی کنترل حافظه توسط خودشان باور ندارند و بیشتر در مورد از دست دادن حافظه خود در سنین پیری شوخی می‌کنند، احتمالاً کمتر در زمینه حفظ یا بهبود مهارت‌های حافظه خود کار می‌کنند و بنابراین به احتمال زیاد دچار افت شناختی می‌شوند.

اگر اعتقاد داشته باشید می‌توانید پیشرفت کنید و آن باور را به صورت عملی برگردانید، شانس بیشتری برای هوشیار نگه داشتن ذهنتان دارید.

۴. استفاده از انرژی ذهنی خود را اولویت‌بندی کنید:

اگر برای به یاد آوردن مطالب ساده و روزمره خود زیاد انرژی ذهنی‌تان را هدر ندهید، می‌توانید بر یادگیری و به یاد آوردن چیزهای جدید و مهم تمرکز کنید. برای صرفه‌جویی در انرژی ذهنی خود و اختصاص آن به مطالب مهم‌تر از یادآوری‌های تلفن‌های هوشمند، تقویم‌ها، برنامه‌های هوشمند، نقشه‌ها، لیست خرید، پوشه‌ها و کتاب‌های آدرس استفاده کنید تا اطلاعات معمول در دسترستان باشد. مکان ثابتی را در خانه برای عینک، کیف پول، کلیدها و سایر مواردی که اغلب از آن‌ها استفاده می‌کنید اختصاص دهید. 

۵. آنچه می‌خواهید بدانید تکرار کنید:

وقتی می‌خواهید چیزی را که به تازگی شنیده‌اید، خوانده‌اید یا در موردش فکر کرده‌اید به خاطر بسپارید، آن را با صدای بلند تکرار کنید یا آن را بنویسید. به این ترتیب شما حافظه یا پیوند ذهنی خود را تقویت می‌کنید. برای مثال اگر به تازگی نام شخصی را یاد گرفته‌اید هنگام صحبت با او از آن استفاده کنید.

۶. زمان‌بندی مناسب داشته باشید:

از تکرار در صورت زمان‌بندی مناسب به عنوان یک ابزار یادگیری بسیار قدرتمند یاد می‌شود. در صورتی که آزمونی دارید بهتر است در یک دوره کوتاه چند بار چیزی را تکرار نکنید و در عوض موارد ضروری را بعد از مدت‌زمان طولانی‌تری دوباره مطالعه کنید. این فواصل را به صورت یک ساعت یک بار، هر چند ساعت و سپس هرروز زمان‌بندی کنید. 

فاصله زمانی از دوره‌های مطالعه به بهبود حافظه کمک می‌کند و زمانی که می‌خواهید اطلاعات پیچیده‌ای مانند جزئیات یک کار جدید را بیاموزید از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است

منبع: https://www.hamshahrionline.ir/news/521421/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D9%86%DB%8C%D9%86

12 فعالیت ساده و مفرح برای تقویت ذهن و حافظه

1- تفکر در مورد موضوعات مختلف 

یکی از ساده‌ترین و راحت‌ترین راه‌های درگیر کردن مغز فکر کردن در مورد راه‌حل‌های مختلف برای یک چالش ذهنی است. اگر در ایده‌پردازی به صورت انفرادی خوب نیستید، از دوستتان بخواهید تا به شما پیوسته و با هم ایده‌پردازی کنید. هنگامی که یک نویسنده در تلاش است تا موضوعی را برای نوشتن بیابد، از همکارانش می‌خواهد تا ایده‌های خود را مطرح کنند.

2- رقص

مگر رقص یک فعالیت بدنی نیست؟ بله، اما برای هماهنگی لازم است تا مغز شما نیز آموزش ببیند که بسیار عالی و بسیار سرگرم کننده است. مطالعات نشان می‌دهند که رقص باعث افزایش مهارت‌های شناختی متعدد می‌شود. مهارت‌هایی مانند برنامه ریزی، تقویت حافظه، سازماندهی و خلاقیت در این دسته هستند.

3- یادگیری یک زبان جدید

یادگیری یک زبان جدید به زمان نیاز دارد. اما اگر آن را به درس‌های کوچک و روزانه تقسیم کنید، ساده تر از آن است که فکر می‌کنید. در یادگیری زبان، هر درس بر درس و دانش قبلی سوار می‌شود و شما برای ادامه درس‌ها و بهبود یادگیری نیازمند مرور درس‌ها به صورت دوره‌ای خواهید بود.

4- بازی‌های رومیزی

بازی‌های رومیزی مخصوصا هنگامی که به صورت گروهی انجام شوند، می‌توانند تمرین ذهنی بسیار سرگرم کننده‌ای باشند. اما همه بازی‌های رومیزی به یک اندازه کارا نیستند و درجه سختی‌های متفاوتی دارند. از بازی‌های رومیزی که نیازی به فکر کردن ندارند و تنها شانس شما دخیل است، دوری کنید و سعی کنید بازی‌های رومیزی چالش برانگیزتری را انتخاب کنید.

5- فعالیت‌های سرگرم کننده جدید

مانند زبان، برای بهتر شدن در یک فعالیت جدید نیز نیازمند صرف زمان خواهید بود. اما خود این پروسه سرگرم کننده و مفرح است. با هر بار انجام فعالیت مفرح، شما هم در زمینه سرگرمی و هم از نظر عملکرد مغزی پیشرفت می‌کنید. اگر می‌خواهید مغز خود را آموزش داده و مهارت شناختی خاصی را بهبود ببخشید، فعالیتی را انتخاب کنید که با هدف شما هماهنگ باشد.

برای مثال:

توجه به جزئیات: فعالیتی را انتخاب کنید که از شما بخواهد با قطعات کوچک، صبورانه کاری را انجام دهید. نجاری، طراحی و نقاشی گزینه‌های خوبی هستند.

یادگیری و حافظه: فعالیتی را انتخاب کنید که در طول آن جزئیات زیادی را به خاطر بسپارید. بهترین موارد در این زمینه سرگرمی‌هایی هستند که نیاز به طبقه‌بندی زیادی دارند مانند جمع‌آوری تمبر یا سکه.

عملکرد حرکتی: برای این هدف، فعالیت‌های بدنی می توانند بسیار کارساز باشند. ورزش‌هایی مانند فوتبال و بسکتبال عملکردهای حرکتی خاصی را ایجاد می‌کنند. عملکردهای حرکتی از طریق فعالیت‌هایی مانند تنیس روی میز یا حتی بازی‌های ویدئویی نیز دریافت می‌شوند.

حل مسئله: بیشتر سرگرمی‌ها از شما می‌خواهند تا مشکلی را به شکلی متفاوت حل کنید و این مورد می‌تواند بسیار برای ذهن شما مفید باشد.

6- بازی‌های کارتی

بازی‌های کارتی، مهارت‌های شناختی شما را همانند بازی‌های رومیزی تقویت می‌کنند. البته این بازی‌ها مزایای دیگری نیز دارند که باعث شده توجه ویژه‌ای به آن‌ها شود. این بازی‌ها قیمت پایینی دارند و به راحتی می‌توان در هر مکانی آن‌ها را انجام داد. همچنین، با داشتن یک بسته کارت، بازی‌های متنوعی وجود دارند که می‌توانید بازی کنید.

7- پازل‌ها

پازل‌ها ابزاری عالی برای ایجاد مهارت‌ شناختی خاصی مانند ادراک بصری هستند. ادراک بصری مهم است زیرا میزان این توانایی در افرادی که به سمت بیماری‌های شناختی مانند آلزایمر می‌روند، تغییر می‌کند.

8- مراقبه کنید

همه تمرین‌های ذهنی و شناختی فعالیت‌های بلند مدت و گروهی نیستند. در واقع برخی از سرگرم کننده‌ترین تمرین‌های ذهنی، فعالیت‌های انفرادی در مکانی ساکت و آرام هستند. مراقبه می‌تواند به شما کمک کند تا تمرکز کنید و ذهن خود را از ناملایمات خالی کنید.

9- گفتگو کنید

هیچ چیز بیشتر از یک گفتگوی خوب و طولانی محرک ذهن نیست. نکته اصلی این است که گفتگوهای ساده و روزمره نمی‌توانند محرک مناسبی در ذهن شما باشند و در واقع نکته خاصی ندارند. اما مکالمات طولانی و عمیق باعث تحریک مغز شما و به فکر فرو رفتن می‌شود. در اینگونه مکالمات فرد مقابل خود را با دقت انتخاب کنید. شما به دنبال کسی هستید که بدون نقطه نظر خاصی، ایده‌های شما را به چالش بکشد.

10- موسیقی بنوازید

گوش دادن به موسیقی روشی عالی برای دست یافتن به آرامش ذهنی است اما نواختن موسیقی یک قدم فراتر می‌رود. در واقع این فعالیت بیش از اینکه شما را سرگرم کند، باعث تمرین ذهن و تمرکز شما می‌شود. به یاد داشته باشید سازی را که همیشه دوست داشتید انتخاب کنید. به عنوان مثال، اگر همیشه می‌خواستید ویولن یاد بگیرید، صرفاً به دلیل ارزان‌تر یا آسان‌تر بودن به سمت گیتار نروید.

11- آشپزی کنید

وقتی به آشپزی فکر کنید متوجه می‌شوید که پخت و پز به مهارت‌های شناختی چشمگیری نیاز دارد. یک آشپز خوب به حافظه خوبی نیاز دارد. اطمینان از داشتن طعم متعادل و توجه به جزئیات بسیار مهم است و فرد آن‌ها را تمرین می‌کند و با یک اشتباه، ذهن شما برای جبران به دنبال ایده‌پردازی و یافتن بهترین راه‌حل خواهد رفت.

12- مربی باشید

باید بدانید که مربی‌گری یک تمرین ذهنی باورنکردنی است. انتقال مفاهیم و مزایای مکالمه عمیق با توسعه مهارت‌های جدید ترکیب می‌شود و نتیجه فوق العاده‌ای خواهد داشت. آموزش شخصی دیگر شما را مجبور می‌کند که در آن زمینه بهتر شوید. خود را در شرایطش قرار داده و سعی کنید بهترین باشید.

منبع: https://pampa.ir/1399/04/29/12-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%85%D9%81%D8%B1%D8%AD-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D8%A7%D9%81/

خودشناسی

توسط 2 سپتامبر 2020

خودشناسی (به انگلیسی: Self-knowledge) اصطلاحی در روانشناسی و رفتارشناسی است که برای توصیف اطلاعات فردی یا خود آن فرد و دانش فردی در مورد خودش.

خودشناسی مرتبط با خوداندیشی، فکر کردن در مورد خود و انتقاد از خود یا حتی پرسشگری انتقاد و قضاوت از تفکر خود محسوب می‌شود. خودشناسی مهارت اساسی انسان در بررسی فلسفه است.

تعریف خودشناسی

خودشناسی یعنی تلاش انسان برای یافتن بهترین مسیر زندگی، تلاشی که عوامل ارثی و محیطی در آن تأثیرگذار هستند. همه افراد به دنبال رسیدن به  سعادت و کمال هستند، اما خودشناسی به افراد کمک می‌کند تا جست و جو را به شکلی سنجیده و آگاهانه دنبال کنند. شناخت خود یعنی شناختن قدرت‌ها و ضعف‌ها، علایق و ترس‌ها، خواسته‌ها و آرزوها که در نهایت به شناخت هدف در زندگی منجر می‌شود. از طرفی خودشناسی به ما کمک می‌کند تمام الگوهای فکری مخرب و عادت‌های ناسالم خود را بشناسیم و آن‌ها را اصلاح کنیم. با تقویت این مهارت، می‌توانید در زندگی تصمیمات بهتری بگیرید و درموقعیت‌های گوناگون، واکنش‌های رفتاری عاقلانه‌تری نشان دهید. مطالعه کتاب‌های خودشناسی به شما کمک می‌کنند تا اطلاعات خود را در این زمینه افزایش دهید و عمیق‌تر در مورد خود بیندیشید.

عدم خودشناسی

افرادی که مهارت خودشناسی را در خود تقویت نمی‌کنند، در موقعیت‌های گوناگون نمی‌توانند رفتار عاقلانه‌ای داشته باشند. آن‌ها به سرعت عصبانی می‌شوند و واکنش‌هایی بر اساس هیجان از خود نشان می‌دهند. در صورتی که فردی که با خودشناسی و آگاهی عمل می‌کند شرایط را ارزیابی می‌کند تا بهترین واکنش را نشان دهد.

قدم هایی به سمت خودشناسی

چند عامل کلیدی برای رسیدن به خود شناسی وجود دارد که در ادامه آن‌ها را توضیح خواهیم داد.

1.     علایق خود را بشناسید

سعی کنید به احساسات، سرگرمی‌ها و هر چیزی که توجه شما را به خودش جلب می‌کند توجه داشته باشید. مردم ترجیح می‌دهند در حوزه ای بیش‌تر فعالیت کنند که به آن علاقه بیش‌تری دارند. هر چه شما از علایق خود بیش‌تر آگاهی داشته باشید بهتر می‌توانید مسیر زندگی خود را مشخص کنید و به موفقیت‌های شغلی و تحصیلی دست یابید.

2.     ارزش‌هایتان را مشخص کنید

مشخص کردن ارزش‌ها می‌تواند راهنمای ما در تصمیم گیری و ایجاد انگیزه برای حرکت در مسیر اهداف باشد. داشتن ارزش‌ها باعث می‌شود گام‌های درست تری در زندگی خود برداریم. همچنین به ما کمک می‌کند تا بتوانیم سختی‌های موجود در راه رسیدن به خواسته‌های خود را تحمل کنیم و با قدرت و انگیزه بیش تری به سوی اهداف خود در زندگی حرکت کنیم.

3.     شناسایی ویژگی‌های شخصیتی

وقتی با خصوصیات فردی خود آشنا باشید حرکت شما به سمت شکوفایی بیشتر استعدادها و توانایی هایتان تسهیل می‌یابد. اگر شخصیت خود را بشناسید، می‌توانید به راحتی نقاط قوت خود را بهبود ببخشید و نقاط ضعف خود را مدیریت کنید. با درک نقاط قوت و استعدادهای خود می‌توانید به موفقیت‌های بیشتری دست یابید هیچ‌کس کامل و بی‌نقص نیست. همه‌ ما به خوبی از دیگران انتقاد می‌کنیم، اما نقص‌های خود را نمی‌بینیم. خودشناسی به ما کمک می‌کند تا عیب‌های خود را ببینیم و اشتباهات خود را بپذیریم.

4.     تعیین اهداف برای رسیدن به خودشناسی

تعیین اهداف به صورت درست، اصولی و واقع بینانه از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف گذاری‌ها و رویاهای اشتباه، عزت نفس ما را خدشه دار می‌کند. خودشناسی به افراد کمک می‌کند که اهداف خود را بر پایه باور‌های درست و شناختی که از نقاط قوت و ضعف خود دارند تعیین کنند.

5.     سبک زندگی

از شرایط و سبک زندگی خود آگاه باشید. به اثراتی که بر روی شما ایجاد می‌کنند توجه داشته باشید. به عنوان مثال توجه کنید در چه ساعاتی از شبانه روز انرژی و بازدهی بیش تری دارید. شناسایی این عوامل و نحوه تاثیر گذاری آن، می‌تواند شما را در رسیدن به هدف هایتان هدایت کند.

مزیت های خودشناسی

1.     رسیدن به شادکامی

خودشناسی به شما برای حرکت به سوی تحقق آرزوهایتان کمک می‌کند. در واقع هر چه بیشتر خود را بشناسید تصویر روشن تری از آرزوهای خود خواهید داشت. و با آگاهی ببیش تری در این مسیر حرکت خواهید کرد. از طرفی وقتی رفتار شما با احساسات، ارزش‌ها و باورهای شما تطابق داشته باشند، با تضاد و چالش کمتری مواجه خواهید شد. پس آرامش و شادی بیشتری را در زندگی تجربه خواهید کرد..

2.     تصمیم گیری بهتر

وقتی خودتان را بهتر بشناسید چهارچوب‌هایی برای زندگی خود مشخص می‌کنید و مطابق با آن اصول عمل می‌کنید که به شما در تصمیم گیری مناسب و حل مشکلات زندگی کمک می‌کند.

3.     افزایش خودکنترلی

خودشناسی باعث می‌شود که نقاط ضعف و قوت خود را بهتر بشناسید. پس سعی می‌کنید نقاط ضعف خود را کاهش دهید و نقاط قوت خود را تقویت کنید. به گونه ای که بتوانید بر عادت‌های بد خود غلبه کرده و با آگاهی در جهت رفع محدودیت‌ها و مشکلات خود قدم بردارید.

4.     مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی

همۀ ما، در خانواده و تحت شرایط محیطی به خصوصی متولد می‌شویم و رشد می‌کنیم. در واقع انسان در هر کجا که رشد کرده باشد تحت تأثیر مجموعه ای از آموزش‌های آن محیط بخصوص است. که بر تفکر و رفتار ما تاثیر می‌گذارد و آن را شکل می‌دهد. خیلی اوقات تصمیم‌هایی می‌گیریم که ناخودآگاه تحت تاثیر محیطی که در آن رشد کرده ایم است. خودشناسی فرایندی ست که به هر انسانی که خواهان دست یافتن به انتخاب آگاهانه است کمک می‌کند. هنگامی که شما ارزش‌ها و اولویت‌های خود را در زندگی مشخص کنید برای انجام کاری که تمایلی برای پذیرش آن ندارید کمتر تحت تاثیر فشار‌های اجتماعی قرار می‌گیرید.

تمرین‌های خودشناسی برای رسیدن به موفقیت

1.     نه گفتن به خود را تمرین کنید

برای اینکه بتوانید به موفقیت‌های بزرگ و دستاورهای پایدار برسید لازم است که به برخی از لذت‌ها و خوشی‌های زودگذر نه بگویید. نه گفتن به خود یک مهارت است و مانند بسیار از مهارت‌های دیگر با تمرین کردن تقویت می‌شود. هرچه بیشتر در برابر امور کوچک به خود نه بگویید، قوی‌تر شده و در مقابل وسوسه‌های بزرگ مقاومت بیشتری نشان می‌دهید.

تماشای فیلم، رسانه‌های اجتماعی و فعالیت‌های مجازی از کارهای بسیار لذت بخشی است که روزانه وقت بسیار زیادی از افراد می‌گیرد و اجازه نمی‌دهند که افراد به کارهای دیگر خود بپردازند. البته استفاده از این امکانات اشتباه نیست اما لازم است که زمان پرداختن به آن‌ها را کمی محدود کنید تا وقت بیشتری برای کارهای مهم خود داشته باشید.

2.     از واکنش‌های ناخودآگاه بپرهیزید

تقویت خودشناسی باعث می‌شود که افراد در موقعیت‌های مختلف واکنش‌های عاقلانه ای از خود نشان دهند. افرادی که به خودشناسی نرسیده‌اند در شرایط بحرانی واکنش‌های عجولانه ای می‌دهند که منجر به بدتر شدن شرایط می‌شود. در شرایط استرس زا که خشمگین هستید یا احساس سرخوردگی می‌کنید، یک نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. در این صورت می‌توانید شرایط را ارزیابی کنید و مناسب‌ترین برخورد را داشته باشید.

3.     عیب و نقص‌های خود را بشناسید

همه‌ی انسان‌ها عیب‌هایی دارند و هیچ کس کامل نیست. اینکه افراد عیب‌های خود را بدانند ولی مسئولیت آن‌ها را قبول نکنند هیچ فایده ای نخواهد داشت. اکثر مردم به دیگران انتقاد می‌کنند اما از عیب‌های خود چشم پوشی می‌کنند. مهارت خودشناسی کمک می‌کند که افراد عیب‌های خود را بپذیرند. با پذیرش عیب‌ها می‌توانید در جهت بهبود آن‌ها تلاش کنید.

4.     توجه به حرف‌های خود

افکاری که به ذهن انسان وارد می‌شود همواره مثبت نیست. بسیاری از این افکار منفی هستند و به راحتی می‌توانند زمینه افسردگی و استرس را در انسان ایجاد کنند. واکنش‌هایی که نسبت به پیروزی، شکست و سایر اتفاقات زندگی تان می‌دهید بر ذهن شما تاثیر می‌گذارد. سعی کنید که نسبت به خود مهربان‌تر باشید. اشتباهات را ببخشید و برای پیروزی‌ها به خود جایزه دهید.

5.     درک زبان بدن برای رسیدن به خودشناسی

زبان بدن بر افکار و حال روحی شما تاثیر زیادی می‌گذارد. برای درک بهتر حرکات بدنی می‌توانید از خود فیلم بگیرید و خود را تماشا کنید. افرادی که خمیده راه می‌روند و آهسته و نامفهوم صحبت می‌کنند، سطح کورتیزول در بدن شان افزایش می‌یابد و اعتماد به نفس آن‌ها کاهش می‌یابد. در مقابل کسانی که با صدای بلند حرف می‌زنند و راست می‌ایستند اعتماد به نفس بیشتری دارند. این رفتارها باعث افزایش ترشح هورمون تستسترون در بدن شده و به بهبود کارایی فرد کمک می‌کند.

سخنرانی‌های افراد بزرگ را ببینید و به زبان بدن و نحوه برخورد آن‌ها توجه کرده و از این طریق مهارت‌های خود را تقویت کنید.

سخن آخر

خودشناسی محدود به جامعه، ملیت یا آیین خاصی نیست. اگرچه جامعه تاثیر زیادی در شیوه نگرش و احساس فرد دارد ولی یکی از چالش‌های مهم انسان در هر کجای دنیا، تعیین مسیری شفاف برای زندگی  به دور از هر تعصبی است. تا بتواند بر پایه آگاهی، شناخت و برنامه ریزی سرنوشت خود را تعیین کند.

منبع: https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D9%86%E2%80%8C%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C

https://honarehzendegi.com/fa/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C

افزایش اعتماد به نفس

توسط 31 آگوست 2020

داشتن اعتماد به نفس یا افزایش اعتماد به نفس برای رسیدن به موفقیت، ضروری و لازم  می باشد. کسانی که اعتماد به نفس بالایی دارند نسبت به خود احساس بهتری داشته و از قابلیت ها و مهارت هایشان بهتر استفاده می کنند.

شایدها، اگرها و کاش ها و به طور کل تردیدهای زیاد در زندگی می توانند نشانه هایی از اعتماد به نفس پایین در فرد باشند. این افراد خود را حقیر شمارده و احساس می کنند مورد قبول و علاقه هیچ کس نیستند. افراد موفق اعتماد به نفس را یکی از مهم ترین دلایل موفقیت خود می دانند.

در این مقاله به چیستی اعتماد به نفس می پردازیم؛ ملاک هایی برای اندازه گیری اعتماد به نفس به شما ارائه می دهیم و سپس روش هایی به منظور افزایش اعتماد به نفس پیشنهاد می کنیم. 

چگونه اعتماد به نفس خود را اندازه بگیریم؟

اعتماد به نفس به موقعیت و مهارت مورد نظر متفاوت خواهد بود. برای اینکه با اعتماد به نفس خود و نقاط قوت و ضعف خود آشنا شوید، به نکات زیر توجه کنید:

– چقدر برای خودتان اهمیت قائل هستید؟

– چقدر به خودتان می پردازید؟

– تا چه میزان مهارت های خود را می شناسید؟

– در چه مکان هایی اعتماد به نفس بالاتری دارید؟

– در کنار چه افرادی اعتماد به نفس بیشتری دارید ؟

– در چه مکان هایی بیشتر نیاز به اعتماد به نفس را در خود حس می کنید؟

برای اینکه بتوانید به ارزیابی دقیقی از میزان اعتماد به نفس خود دست یابید لازم است که به یک روانشناس بالینی مراجعه کنید. روانشناس با انجام آزمون های روانی و مصاحبه های بالینی می تواند اطلاعات دقیق تری در این باره به شما ارائه کند. 

https://honarehzendegi.com/fa/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86

اعتماد به نفس یکی از ارکان اصلی پیشرفت شغلی است و اگر بتوانید این قابلیت را در خودتان افزایش دهید، به جاهایی خواهید رسید که حتی فکرش را هم نمی کنید. هر کسی می تواند با داشتن روشی مناسب و تلاشی مضاعف، اعتماد به نفس خود را بالا ببرد. مطمئناً با برداشتن هر قدم در این راه، حس اعتماد به نفس بیشتری خواهید کرد. سعی کنید این 8 راهکار را در بطن زندگی خود به کار ببندید:

روش های افزایش اعتماد به نفس

1.     ارزیابی منصفانه ای از خودتان داشته باشید

جانی یونایتس فوتبالیست معروف آمریکایی می گوید «بین غرور و اعتماد به نفس تفاوت وجود دارد؛ غرور زمانی است که شما در مورد خودتان دست به بزرگنمایی بزنید. در حالیکه اعتماد به نفس، به معنای باور داشتن به توانایی خود در انجام کارهاست. به عبارت دیگر اعتماد به نفس از طریق تلاش فراوان به دست می آید و آنهایی که این ویژگی را دارند، افرادی خودآگاهند. به یاد داشته باشید هنگامی که اعتماد به نفس شما از توانایی تان فراتر رود، دچار خود بزرگ بینی خواهید شد؛ بنابراین بین این دو تفاوت قائل شوید.

شالوده ی اعتماد به نفس حقیقی بر پایه ی واقعیت ها بنا شده است. برای اینکه بتوانید اعتماد به نفستان را بالا ببرید، باید ارزیابی دقیق و صادقانه ای از خود و توانایی هایتان داشته باشید. اگر هنوز نقاط ضعفی در شما وجود دارد، برای بهبود آنها برنامه ریزی و راهی پیدا کنید تا اثرات منفی شان را به حداقل برسانید. به خاطر داشته باشید بی توجهی نسبت به نقاط ضعف و یا نقطه ی قوت نشان دادن آنها، هیچ کمکی به از بین بردنشان نخواهد کرد. به همین ترتیب، داشتن درک درست از توانایی ها می تواند انتقادات یا بازخورد های منفی را کاهش و به شما اعتماد به نفس بیشتری بدهد.

2.     “نه” بگویید

تحقیقات انجام شده در دانشگاه کالیفرنیا نشان داد که هر چقدر نه گفتن برایتان دشوارتر باشد، احتمال اینکه به اضطراب، فرسودگی شغلی و حتی افسردگی دچار شوید، بیشتر می شود و همه ی این عوامل باعث کاهش اعتماد به نفس در شما خواهند شد.

افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به خوبی می دانند که “نه” گفتن، به نفع آنهاست. این افراد چنان عزت نفسی دارند که مخالفت خود را به وضوح بیان می کنند. وقتی زمان نه گفتن فرا می رسد، آنها از جملاتی مانند “فکر نمی کنم بتوانم انجام دهم” یا “شک دارم” استفاده نمی کنند. این افراد با اعتماد به نفس “نه” می گویند زیرا می دانند نه گفتن به یک تعهد جدید، احترام به تعهدات فعلی شان است و به آنها فرصت می دهد تا با خیال راحت، وظایف قبلی شان را انجام دهند.

3.     با رئیس خود ارتباط خوبی برقرار کنید

یک ارتباط پرتنش با کارفرما می تواند اعتماد به نفس افراد باهوش را نیز تخریب کند. البته با وجود انتقاد رئیستان از عملکرد شما یا تضعیف روحیه ی مشارکتتان در تیم، حفظ اعتماد به نفس دشوار است اما باز هم تلاش کنید آن را از دست ندهید. همواره سعی کنید تا نقاطی که باعث سوتفاهم شده و ارتباط شما را با رئیستان خراب کرده بیابید و در جهت رفع آن تلاش کنید. اگر به هیچ وجه نتوانستید این ارتباط را درست کنید، وقتش فرا رسیده است که به دنبال شغل دیگری باشید.

4.     به دنبال پیروزی های کوچک باشید

افرادی که اعتماد به نفس دارند همواره خود را به چالش می کشند و در برابر دیگران روحیه ای رقابتی دارند؛ هرچند تلاش شان به موفقیت های کوچک ختم شود. گفتنی است پیروزی های کوچک می توانند سبب ایجاد گیرنده های آندروژنی جدیدی در مغز شوند که باعث به وجود آمدن روحیه ی قدردانی و افزایش انگیزه خواهد شد. این افزایش تعداد گیرنده های آندروژنی باعث اثربخشی بیشتر هورمون تستوسترون شده و در نتیجه اعتماد به نفس و اشتیاقتان برای مواجه با چالش های پیش رو بیشتر خواهد شد. بخاطر داشته باشید وقتی موفقیت های کوچکی را پشت سر هم طی کرده باشید، این افزایش اعتماد به نفس برای مدتی طولانی با شما خواهد بود.

5.     یک راهنما برای خودتان پیدا کنید

هیچ کس به اندازه ی شخص باتجربه و باهوشی که راه صحیح را نشانتان دهد و شما را تشویق کند، نمی تواند باعث افزایش اعتماد به نفس در شما شود. در واقع، یک حامی خوب مانند آیینه عمل می کند و دیدگاهی به شما می دهد که باید برای باور به خود آن را مد نظر داشته باشید.

فراموش نکنید آگاهی باعث افزایش اعتماد به نفس می شود. دانستن اینکه در هر لحظه در چه جایگاهی قرار دارید، باعث افزایش تمرکز و اثربخشی انرژی شما در انجام امور خواهد شد. به علاوه، یک مشاور خوب می تواند بعضی نکات مربوط به فرهنگ درونی شرکت ها را با توجه به روحیه ای که دارید، به شما آموزش دهد. دانستن قوانین نانوشته برای انجام کارها در محل کار، یکی از روش های عالی برای افزایش اعتماد به نفس است.

6.     به طور منظم ورزش کنید

مطالعات انجام شده در مؤسسه ی تحقیقاتی اونتاریو نشان می دهد افرادی به مدت 10 هفته و هقته ای 2 بار ورزش می کنند، به مراتب از نظر اجتماعی، هوشی و جسمانی توانمندی بیشتری دارند. ورزش کردن علاوه بر اینکه تناسب اندام شما را حفظ می کند، اعتماد به نفستان را نیز بالا می برد. تمرینات بدنی سبب آزاد سازی اندورفین در بدن نیز می شوند و روحیه ی شما را مثبت و پر نشاط خواهند کرد. بنابراین همواره برای تمرینات ورزشی خود برنامه ریزی کنید؛ خواهید دید که اعتماد به نفستان بالا خواهد رفت.

7.     شیک لباس بپوشید

چه بخواهید چه نخواهید، طرز لباس پوشیدنتان تأثیر بسزایی در نگرش مردم نسبت شما دارد. رنگ، برش و نوع لباس و حتی اکسسوری هایی که استفاده می کنید نیز بیانگر نوع ارتباطی است که می خواهید با دیگران برقرار کنید. از طرف دیگر، نحوه ی لباس پوشیدن هر فرد نشانگر دیدگاهی است که نسبت به خودش دارد. مطالعات نشان داده اند افراد، زمانی که رسمی لباس می پوشند در مقایسه با زمانی که لباس های معمولی خود را به تن می کنند، لحن و طرز حرف زدنشان فرق می کند.
برای افزایش اعتماد به نفس، شیک لباس بپوشید. خوش پوش بودن یکی از راه های ساده برای افزایش اعتماد به نفس است. لباسی را انتخاب کنید که نشان دهنده ی شخصیت شماست، حتی اگر مجبور باشید زمان بیشتری را برای انتخاب لباس در مراکز خرید صرف کنید یا صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید.

8.     قاطعانه صحبت کنید، نه تهاجمی

داشتن روحیه ی پرخاشگری نشان دهنده ی اعتماد به نفس نیست؛ بلکه زورگویی شما را نشان می دهد. هنگامی که خودتان را باور نداشته باشید، به راحتی و بدون اینکه بخواهید، قلدری و دیگران را تهدید می کنید. سعی کنید در اظهار نظر های خود، بدون اینکه تهاجمی عمل کنید و شخصیت دیگران را زیر سوال ببرید قاطعانه سخن گفتن را تمرین کنید.

بخاطر داشته باشید هیچگاه نمی توانید بدون اینکه روی خودتان کنترل داشته باشید، اعتماد به نفستان را افزایش دهید. همواره با صدا و لحن مناسب حرف بزنید و نسبت به طرز ایستادن خود حساس باشید. حالت بازوها، دست ها و استفاده ی بجا از آنها در هنگام حرف زدن، می تواند اعتماد به نفس را در ظاهر شما نمایان کند.

با همه این تفاسیر، اعتماد به نفس صفتی است که خود شما آن را یا تقویت می کنید، یا از بین می برید. به یاد داشته باشید اعتماد به نفس ریشه در واقعیات دارد. این ویژگی مانند دانشی است که به مرور زمان بیشتر می شود. مطمئن باشید اگر با قدرت اعتماد به نفس، رو به جلو حرکت کنید، از عهده ی هر کاری برخواهید آمد.

https://digiato.com/article/2015/10/25/8-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3/

راهکار مدیریت زمان

توسط 27 آگوست 2020

10 نکته برای مدیریت زمان به طور کارآمد

زمان زودگذر است. این امر باعث می شود زمان متغیری باشد که کنترل و نظارت بر آن دشوار باشد. و هنگامی که زمان گذشت، نمی توانید هرگز آن را برگردانید. برای شرکت ها، زمان از دست رفته برابر دلار از دست رفته است.

در یک محیط تجاری که کارمندان و متخصصان ماهر بر اساس تلاش و بهره وری در یک زمان مشخص استخدام می شوند، زمان بسیار خوبی برای آموزش مهارت های مدیریت زمان است. چرا؟ آنها نه تنها گذشت زمان را بهتر مدیریت می کنند بلکه فرصتی برای ادامه پیشرفت خود در پروژه ها و کمک به موفقیت شرکت خواهند داشت.

آگاهی از زمان باعث خود بهسازی و رسیدن به هدف خواهد شد. این امر هم در کار و هم در زندگی شخصی شما صادق است. بهترین راه برای مدیریت موثر زمان چیست؟ استفاده از این 10 نکته شروع خوبی است.

1. بررسی زمان داشته باشید

دقیقاً بدانید که وقت خود را چگونه می گذرانید. در محیط شرکت، باید کارهایی که وقت شما را می گیرند را تعیین کنید. پس از آن می توانید در مورد آن کاری انجام دهید. به عنوان مثال، شما ممکن است به جای اتمام پروژه های مهم، ساعت ها وقت صرف ایمیل کنید. دانستن دقیق صرف زمان برای کاری می تواند به شما در تصمیم گیری در مورد واگذاری وظایف یا خرید نرم افزار برای سرعت بخشیدن به برخی فرایندهای سطح پایین کمک کند.

2. یک محدودیت زمانی تعیین کنید

تعیین یک محدودیت زمانی برای یک کار می تواند سرگرم کننده باشد. در واقع، این کار می تواند مانند یک بازی باشد. برخی از شرکت ها در واقع کارمندان را به گروه هایی تقسیم می کنند و گروهی که یک پروژه یا کار را زودتر تمام می کند پاداش می گیرد. شما می توانید این اصل را برای هر کاری عملی کنید. یک محدودیت زمانی مشخص، مانند یک یا دو ساعت، تعیین کنید. سپس سعی کنید کار را در مدت زمان تعیین شده به پایان برسانید، و هیجان را همانطور که کار را انجام می دهید احساس کنید.

3. از ابزارهای نرم افزاری برای مدیریت زمان استفاده کنید

فناوری در مدیریت زمان بسیار پیچیده است. برنامه های مختلفی به بررسی وقت کارمندان کمک می کنند تا بتوان تحویل گرفتن کار و انجام آن را کنترل کرد. اینترنت برنامه ها و ابزارهای متنوعی را ارائه می دهد و برخی از آنها برای مدیریت کسب و کار، به ویژه برای نظارت و ارزیابی فرایندهای روزانه، مفید هستند. در بسیاری از برنامه ها، کارکردهای پیشرفته در نسخه های پولی می توانند کنترل و تجربه بهتری به کاربر ارائه دهند.

4- یک لیست از کارهای روزانه داشته باشید

داشتن لیست همیشه باعث صرفه جویی در وقت می شود. اگر لیستی دارید، هرگز فکر نمی کنید که دستور کار روزانه چه بود یا بعد از آن چه کاری باید انجام دهید. در واقع، داشتن لیست شما را متمرکز و با انگیزه نگه می دارد، و شما از حذف کارهای انجام شده از لیست خود احساس رضایت می کنید. داشتن لیست همچنین به شما امکان می دهد پیشرفت خود را ببینید و بر آن نظارت کنید. حتی اگر حواس پرتی داشته باشید، لیست شما را در مسیر صحیح نگه می دارد.

5. برای آینده برنامه ریزی کنید

برنامه ریزی برای آینده بخش مهمی از مدیریت زمان است. در حالت ایده آل، شما باید برای یک هفته یا حداقل روز بعد برنامه ریزی کنید. وقتی دقیقاً می دانید برای یک روز یا هفته ی آینده چه کاری باید انجام شود، سازمان یافته و متمرکز خواهید ماند. شما می توانید کارهای خود را در طی روزها تقسیم بندی کنید تا از قبل ببینید که چقدر زمان برای تکمیل یک پروژه لازم است. حتی صرف چند دقیقه زمان به منظور برنامه ریزی برای آینده می تواند نحوه کار شما را تغییر دهد.

6. با مهمترین کارهای خود شروع کنید

مهمترین کارهای خود را در صبح انجام دهید. تمام کارهای استرس زا، بخش عمده کار شما، سخت ترین کارها – را در صبح انجام دهید. دلیل آن ساده است. شما بیشترین انرژی را در صبح دارید، بنابراین قادر خواهید بود کارها را به صورت کارآمد و شایسته مرتفع کنید. به علاوه، احساس موفقیت در دستیابی به مهمترین کارهایی که در ابتدا انجام می شود باعث می شود که بقیه روز بسیار بهتر باشد.

7. واگذاری وظایف به دیگران و برون سپاری

شما نمی توانید همه کارها را خودتان انجام دهید، بنابراین به خود سخت نگیرید و کارها را به دیگران واگذار کنید. شاید زمان آن فرا رسیده باشد که به کسی آموزش دهید تا در محل کار شما برخی مراحل ساده را انجام دهد. این کار باعث می شود تا روی پروژه های بزرگتر یا کارهای پیچیده تر تمرکز کنید. حتی می توانید کار را به یک فریلنسر باتجربه واگذار کنید و در هزینه خود صرفه جویی کنید.

8. هر زمان روی یک کار را متمرکز کنید

اگر انتخاب کرده اید که یک کار را انجام دهید، آن را تا انتها انجام دهید – و به اتمام برسانید. از انجام نیمه کاره خودداری کنید، به این معنی که وظیفه فعلی خود را رها کنید و کاری دیگر را به طور کامل انجام دهید. یک نمونه از کار نیمه کاره نوشتن گزارش و سپس ناگهان چک کردن ایمیل بدون دلیل و ارسال پاسخ است. این نه تنها مدیریت زمان خوبی نیست بلکه برای تمرکز شما نیز بد است. نیروی خود را از دست می دهید. روی کار فعلی خود متمرکز شوید و از این مشکلات جلوگیری کنید.

9- در برنامه خود تغییراتی ایجاد کنید

اگر در ساعات مشخصی از روز احساس انرژی بیشتری می کنید، برنامه خود را تغییر دهید تا موفق تر شوید. از وقت خود نهایت استفاده را ببرید. بعضی از افراد در صبح انرژی بیشتری دارند، در حالی که برخی دیگر شب ها پر انرژی هستند. هنگامی که بهترین برنامه زمانی را برای خود انتخاب می کنید، از مزیت توانایی انجام کارهای بیشتر لذت خواهید برد.

10. از وسواس اجتناب کنید

به قول معروف اجازه ندهید پرکاری دشمن کار بهتر باشند. از تحلیل بیش از اندازه کارهایی که انجام می دهید، خودداری کنید. این بدان معنا نیست که بی احتیاط باشید. همیشه تمام تلاش خود را بکنید. اما وسواس می تواند شما را ناموفق کند، پس در مورد آن فکر نکنید. هنگامی که شما یک کار را تمام کردید و به بهترین نتیجه رسیدید، باید به کارهای دیگر بپردازید.

اثبات مهارت های تفکر استراتژیک

توسط 27 آگوست 2020

چگونه مهارتهای تفکر استراتژیک خود را اثبات کنید.

 همه ما می­دانیم که توسعه مهارتهای تفکر استراتژیک مهم است، اما بسیاری از ما نمی­دانیم که تا چه حد نشان دادن این مهارتها به رئیس و دیگر مدیران ارشد بمنظور پیشرفت کاری مهم و حیاتی هستند. نشان دادن مهارتهای تفکر استراتژیک به روسای شما می­گوید که شما قادرید برای خوتان فکر کنید و درمورد جایگاه آتی سازمان تصمیم بگیرید. این امر به آنها اطمینان می­بخشد که شما در خَلاء تصمیم­گیری نمی­کنید بلکه نحوه تاثیر­پذیری دیگر بخشها و نحوه پاسخ­دهی جهان خارجی به این تصمیم را هم درنظر می­گیرید.

زمانیکه به مشتریان مربیگری خود یاد می­دهم که چگونه بصورت استراتژیک­تر فکر کنند، تاکید می­کنم که توسعه و اثبات این مهارتها، چالشهای متفاوتی هستند.

برای توسعه مهارتهای تفکر استراتژیک بزرگ لازم هست که در معرض نقشهای استراتژیک قرار بگیرید، اطلاعات گسترده را ترکیب کنید، در فرهنگ کنجکاوی مشارکت کنید، و تجربیاتی را بدست بیاورید که به شما اجازه می­دهد تا الگو­ها را شناسایی کنید و نقاط را به شیوه­ای برجسته بهم وصل کنید. به همین دلیل است که       برنامه­هایی با پتانسیل بالا و گسترش رهبری غالباٌ شامل گردش شغلی، پروژه­های متقابل، و روبرو شدن با رهبران ارشد می­شود- همه اینها توسعه تفکر استراتژیک را تسریع می­بخشد.

توسعه تفکر استراتژیک، از سوی دیگر، نیازمند این است که شما بطور همزمان یک بازاریاب، یک فروشنده و یک عامل تغییر باشید. ارتباطات فعال و گسترده تلاشهای استراتژیک شما همراه با شجاعت برای به چالش کشیدن دیگران و شروع و پیش­بُردن ایده­های استراتژیک شما چیزهایی هستند که توجه رئیس و همتایان شما را جلب می­کند.

مورد یکی از مشتریان مربیگری من گامهایی را که برای نمایش مهارتهای تفکر استراتژیک شما نیاز هست را توضیح می­دهد. تیم واترز (که اسم واقعی او نیست)، معاون رئیس زنجیره تامین یک شرکت تولید محصولات پزشکی در ایالات متحده، امید داشت که معاون ارشد جهانی زنجیره تامین باشد، اما احساس کرد که بحث­های تبلیغاتی او متوقف شدند.

تیم بخاطر پاسخگویی به مسئولان تجاری شهرت داشت، و بطور خستگی­ناپذیر و موثری کار می­کرد تا عملکرد زنجیره تامین را خوب حفظ کند. از این رو زمانیکه بازخورد غیررسمی از سوی منابع انسانی، همکاران و دوستان دیرینه خود دریافت کرد بسیار شگفت­زده شد، آنها می­گفتند که تعداد معدودی از مدیران اجرایی ابراز نگرانی کردند که تیم “به اندازه کافی استراتژیک نبوده­است”.

این مدیران اجرایی احساس می­کردند که تیم در حفظ این قطار خوب عمل کرده، اما تغییرات فعالی را در سازمان ایجاد نکرده یا دیدگاه استراتژیکی برای زنجیره تامین اتخاذ نکرده­است. تیم یک متفکر استراتژیک قوی بود، اما طوری اینکار را انجام نمی­داد که برای روسا قابل رویت باشد. او تصمیم گرفت تا در مربیگری اجرایی شرکت کند تا یاد بگیرد که چطور این مهارتها را اثبات کند.

رساندن نقطه نظرات به روی میز

رهبران شما مایلند بدانند شما چه فکر می­کنید، و به ارزش شما برای ترقی و پیشرفت از طریق آمادگی شما برای اتخاذ تصمیمات بزرگتر نگاه می­کنند. با پرسیدن این سوال از خودتان که “آیا مردم می­دانند که جایگاه من کجاست؟” می­توانید تواناییهای خود را برای اثبات این مهارت تقویت کنید.

تیم تلاش کرد تا درک خود را از روند­ها بروز کند و به شبکه خود نیروی تازه­ای ببخشد اما متوجه شد از دانشی که آموخته در جای خوبی استفاده نکرده­است. یکی از تغییرات اولیه­ای که انجام داد این بود که به معاون خود دستور داد تا تقویم خود را 30 دقیقه قبل از جلسات مهم مسدود کند.

او می­دانست که به ندرت برای جمع کردن افکار خود قبل از رفتن به جلسات زمان دارد و این امر او را بدون آمادگی جلوه می­دهد، و در هم­گذاری و به اشتراک گذاری دانش خود با مشکل مواجه می­کند. اما تنها نیم ساعت، آنهم یک یا دوبار در هفته، به او این امکان را می­داد تا نقطه نظرات خود را درمورد مسائل مهم شکل دهد.

تلاش تیم درطول زمان جواب داد، و توانست سهم خود را در جلسات اجرایی ارشد از ورودی عملیاتی به خروجی استراتژیک تغییر دهد. برای دسته­بندی نظرات خود در یک دیدگاه برای سازمان وقت صرف کرد و همکاران خود را در بحثهای جدید درمورد نحوه تاثیر دیدگاه بر حوزه آنها مشارکت داد.

داشتن وضوح بیشتر از این دیدگاه همچنین اثربخشی تیم را به­عنوان سرپرست افزایش داد. تیم می­توانست ببیند که چگونه تیمش درحال از دست دادن مهارتهای خاصی است که برای حمایت از این دیدگاه لازم هست. اکنون، بجای بحثهای واکنشی با منابع انسانی شرکای تجاری خود، می­توانست در بحثهای رو به جلو درمورد استخدام و توسعه فرصتهای رهبری برای تیم خود صحبت کند. اثبات اینکه شما درمورد استخدام و توسعه استعدادها بصورت استراتژیک فکر می­کنید، راهی مطمئن برای جلب توجه رهبرانتان هست.

نشان دهید که می­توانید آغازگر نوآوری و ابتکارات باشید و تحولات استراتژیک به ارمغان بیاورید.

برای اینکه به­عنوان یک متفکر استراتژیک درنظر گرفته شوید، باید ثابت کنید که می­توانید از دانش خود در عمل در غالب ایده­های جدید استفاده کنید. سطح شما مهم نیست، شما می­توانید تفکر استراتژیک را با اجرای پروژه­ای ابتکاری که نشان می­دهد شما حدی فراتر از موقعیت فعلی خود را درک می­کنید، به اثبات برسانید.

تیم انرژی و دیدگاه جدیدی که بدست آورده بود را در فرایند برنامه­ریزی استراتژیک که در توصیه­های رسمی برای گروه زنجیره تامین به اوج خود رسیده بود، قرار داد. تیم پروژه و مراحل مهم آنرا در سراسر سازمان ارسال کرده­بود، به تیم اجرایی اجازه داده بود تا ببینند که او قادر به رهبری ابتکارات استراتژیک هست؛ پیش از این، تیم این کار را در پشت صحنه نگاه می­داشت.

پیشنهاد جسورانه تغییرات ارزش افزوده، تغییری خوش­یُمن برای تیم و همکارانش بود. تیم احساس می­کرد که کنترل بیشتر، و اعتماد به­نفس بیشتری دارد زیرا دیگر فقط به پیشنهادات و مسائل دیگران واکنش نشان نمی­داد، و همکاران تیم هم از اینکه او پیشرفتهایی را بدون برانگیختن آنها انجام داده، او را تحسین می­کردند.

سفر تیم به اثبات تفکر استراتژیک بیشتر از آنچه که انتظار داشت طول کشید، اما به مرور زمان، رئیس او، همتایانش، و تیم او متوجه تغییرات شدند و به آنها با دید مثبت نگاه می­کردند. یکسال بعد تیم به نقش جهانی ترفیع یافت و در نهایت به نقش هدایتی بهتری مجهز شد.